امام هادی علیه السلام در برابر دو انحراف
«خدا ما و تو را از ابتلای در فتنه برحذر دارد ، اگر خود را از آن دو نگهداری به صلاح است و گرنه به هلاکت میافتی .
به عقیده ما جدال و گفتگو درباره قرآن بدعت است و در گناه و مسئولیت آثار زشت ناشی از آن ، سؤال کننده و جواب دهنده هر دو شریکند ؛ زیرا سؤال کننده بی جهت درباره آنچه که به عهده اش نیست میپرسد و جواب دهنده را بدون هیچ دلیلی به خاطر آنچه از عهده وی خارج است زیر تکلیف میبرد . آفرینندهای جز خدا وجود ندارد و غیر او ، همه آفریدگان او هستند ؛ قرآن نیز کلام خدا است ، از پیش خود اسمی بر آن نپذیرد که در این صورت از ستمگران به شمار خواهی رفت . خداوند ما و شما را از افرادی که ایمان به غیب آورده و از خدا و روز جزا میترسند قرار بدهد.» (2)
این نامهها و موضع گیریها ، سبب شد تا شیعیان گرفتار این بحث بیحاصل نشوند .

از انحرافاتی که غلات شیعه پدید آورده و باعث حمله دیگر فرق اسلامی به آنها شده ، مشکل تحریف قرآن بود و مسئله ای که اهل سنت نیز به علت اشتمال کتابهایشان به پارهای از روایات نادرست حاوی تحریف گرفتار آن هستند . در عین حال اکثریت مسلمین اعم از اهل سنت و شیعه امامی بجز غلات بشدت با این اعتقاد نادرست ، برخورد کردهاند . با این حال چنانکه از ایضاح ابن شاذان و انتصار خیاط معتزلی بر میآید . در قرن سوم هجری ، اتّهام شیعه به تحریف قرآن بر سر زبانها افتاده بود .
در برابر این اتّهام ائمه شیعه همواره اصالت را به قرآن داده و هر روایت مخالف با آن را باطل اعلام داشتهاند . در میان اهل سنّت نیز تعداد کسانی که به این اصل اعتقاد دارند کم نیست اما مهم آن است که این اصل ، در عمل تا چه حد رعایت میشود .
امام هادی علیه السلام نیز ضمن رساله مفصلی که ابن شعبه حرّانی از آن حضرت نقل کرده بشدت بر اصالت قرآن تکیه فرموده و آن را در مقام سنجش روایات و تشخیص صحیح از ناصحیح به عنوان معیاری دقیق اعلام فرموده است. علاوه بر این رسماً قرآن را به عنوان تنها متنی که همه گروههای اسلامی بدان استناد میکنند ، مطرح ساخته اند .
امام هادی علیه السلام در مرحله اول اخبار را به دو دسته تقسیم مینماید :
نخست روایاتی که حق است و باید مبنای عمل قرار گیرد و دسته دوم اخباری که باطل است و باید از عمل بدان اجتناب شود . پس باید اجماع قاطبه امت بر حقانیت قرآن از نظر همه فرق اسلامی را ـ که تردیدی در آن وجود ندارد ـ مورد توجه قرار داد . آنگاه میفرماید در صورتی که قرآن بر صحّت روایتی صحّه گذاشت اما گروهی از امت آن را نپذیرفت ، بایست بر صحّت آن اعتراف کنند ؛ زیرا که در اصل ، بر حقانیت قرآن اتفاق نظر دارند .
سپس به عنوان نمونه ، حدیث ثقلین را با توجه به آیه ولایت و براساس شأن نزولی که برای آیه در روایات اهل سنّت نقل شده ذکر میکند . پس از آن درباره توضیح حدیث :« لا جبرَ و لا تفویض بل امرٌ بین الأمرین » باز به سراغ قرآن میآید و با ارائه آیات متعدد ، تأیید آن را از صحّت حدیث ابراز میدارد . البته امام در طول استدلال خود دهها آیه از قرآن که از جهتی بر جبر و از جهت دیگر به تفویض اشاره دارد ارائه میدهد و در پایان از سخنان محکم و متین امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره به عنوان شاهد استفاده میکند.(3)
همچنین در نشستی دیگر در مورد یک مسئله اختلافی ، امام علیه السلام با استناد به قرآن ، همه را ملزم به قبول نظر خود ساخت.(4)
پی نوشت:
1) الطبقات السنیة فى تراجم الحنفیة، ط ریاض، 1983م ، ج1، ص 29.
2) التوحید، ص224؛ أمالی الصدوق، ص438، بحارالانوار، ج92، ص118؛ متشابه القرآن و مختلفه، ج1، ص 61؛ و در همین صفحه روایتى از امام سجاد علیه السلام نقل شده كه آن حضرت فرمود: قرآن نه خالق است ونه مخلوق بلكه كلام خداوند خالق است.
3) تحف العقول، صص 338 ـ 356؛ الاحتجاج، ج 2، ص 251 ؛ بحارالانوار، ج2 ، ص 225.
4) مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص 443؛ مسند الإِمام الهادى، ص 28ـ 29.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
منبع: کتاب «حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام»، رسول جعفریان، صص 516 و 528.