دنیا منتظر حماسه حضور مردم در انتخابات باشد

به گزارش جهان،‌ با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس، پیام امام خمینی(ره) به ملت ايران در 11 فروردين 1367(در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس شوراى اسلامى) را مرور می کنیم که گویا همین دیروز و با نگاهی به شرایط کنونی کشور صادر شده است. پیامی که به نظر می رسد مانند سال 67، امروز هم همه مردم مخاطب آن هستند.

ایشان در این پیام بر لزوم شركت در انتخابات و حفظ شئونات اسلامى و اخلاقى در تبليغات كانديداها تاکید کرده اند. با وجود آنکه ایران اسلامی در آن زمان در شرایط جنگ و بمباران قرار داشت اما در پاسخ به پیام امام(ره)، حدود 17 میلیون نفر در انتخابات مجلس سوم شرکت کردند و حضوری 60 درصدی را رقم زدند. پیام امام را در ادامه مرور می کنیم.

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏
در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس شوراى اسلامى هستيم. گمان نمى‏كنم كه نقش و اهميت انتخابات و مجلس شوراى اسلامى بر كسى پوشيده باشد. بحمد اللَّه هر چه از عمر با بركت انقلاب شكوهمند اسلامى ما مى‏گذرد، مردم مسلمان و متعهد كشورمان به اهميت حضور و نقش تعيين‏كننده خود در تمامى صحنه‏هاى انقلاب آشناتر مى‏شوند، و راز دوام و بقا و استحكام قيام الهى خود را بهتر كشف مى‏نمايند.
هم اكنون، با توجه به آگاهى و شعور بالاى سياسى مردم خداجوى ايران، شايد ضرورتى به يادآورى اهميت شركت در انتخابات نباشد؛ ولى براى احتياط در اداى تكليف شرعى- سياسى خود نكاتى را متذكر مى‏شوم:

1- از آغاز انقلاب تا كنون، يكى از اهداف شوم و پليدى كه همواره مورد توجه استكبار جهانى و نوكران خارجى و داخلى آنان بوده است دور كردن مردم از صحنه‏هاى انقلاب و گسستن پيوندهاى پولادين آنان با آرمانهاى اجتماعى- سياسى اسلام بوده است؛ كه در راه تحقق آن به انواع حيله‏ها و ترفندهاى گوناگون متوسل شده‏اند؛ كه بحمد اللَّه سرشان به سنگ خورده است؛ و ملت پيروز و سرافراز ايران با نمايش قدرت عظيم خود در حوادث گوناگون انقلاب اين حقيقت و واقعيت را به اثبات رسانيده و نشان داده‏اند كه از درياى خروشان وحدت و انسجام آنان چيزى كم نشده و نخواهد شد. و جهانخواران ان شاء اللَّه تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدس مردم ما را به گور خواهند برد.
بعيد به نظر نمى‏رسد كه در اين روزها يكى از اهداف شرارتهاى اخير صداميان در تهديد و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشك‏باران مناطق مسكونى، علاوه بر سرپوش نهادن بر شكستهاى پياپى خود در صحنه‏هاى نبرد، رسيدن به اين هدف باشد كه حضور مردم را تحت الشعاع اين جنايات قرار دهد و از هم اكنون هم بايد مطمئن باشيم رسانه‏هاى استكبارى از عدم حضور مردم در صحنه انتخابات سخنها خواهند گفت؛ و با تحليلهاى موذيانه و القائات توأم با تهديد و ارعاب تلاش خواهند نمود ذهنها را به مسائل ديگر معطوف نمايند. غافل از آنكه امت اسلامى ايران سالهاست نشان داده‏اند كه از اين هياهوها نمى‏ترسند، و مقاوم و استوار در مقابل تمام ابرقدرتها و قدرتها مى‏ايستند؛ و به يارى خداوند متعال، ملت شريف ايران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعيت برگزار مى‏كنند؛ و مطمئناً در زير موشك و بمب هم اگر قرار بگيرند، به پاى صندوقها مى‏روند و به تكليف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود.

و اين جانب تحت هر شرايطى در انتخابات شركت مى‏كنم. و ان شاء اللَّه دنيا خواهد ديد كه مردم عزيز ايران چگونه حماسه حضور گذشته خويش را در سراسر ميهن اسلامى تكرار خواهند كرد.

2- همان طور كه بارها گفته‏ام، مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند، و هيچ فرد و يا گروه و دسته‏اى حق تحميل فرد و يا افرادى را به مردم ندارند. جامعه اسلامى ايران، كه با درايت و رشد سياسى خود جمهورى اسلامى و ارزشهاى والاى آن و حاكميت قوانين خدا را پذيرفته‏اند و به اين بيعت و پيمان بزرگ وفادار مانده‏اند، مسلّم قدرت تشخيص و انتخاب كانديداى اصلح را دارند. البته مشورت در كارها از دستورات اسلامى است. و مردم با متعهدين و معتمدين خويش مشورت مى‏نمايند. و افراد و گروهها و روحانيون در حد تذكرات قبلى در حوزه خود مى‏توانند كانديدا معرفى نمايند؛ ولى هيچ كس نبايد توقع داشته باشد كه ديگران اظهار نظر و اظهار وجود نكنند.
در هر حال، مردم با بصيرت و درايت و تحقيقْ كانديداها را شناسايى كرده، و به‏ سوابق و روحيات و خصوصيات دينى- سياسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمايند. مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند، و طعم تلخ فقر را چشيده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف، و در يك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمايه دارى، اسلام مستكبرين، اسلام مرفهين بى‏درد، اسلام منافقين، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در يك كلمه، اسلام امريكايى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمايند. و از آنجا كه مجلس خانه همه مردم و اميد مستضعفين است، در شرايط كنونى نبايد كسى انتظار داشته باشد كه حتماً نمايندگان بايد از گروه و صنف خاصى باشند. بايد توجه داشت كه هنوز خيلى از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومين بايد حل و فصل شود. و تميز بين كسانى كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‏اند، با ديگران كار مشكلى نيست.

3- نصيحتى است از پدرى پير به تمامى نامزدهاى مجلس شوراى اسلامى كه سعى كنيد تبليغات انتخاباتى شما در چهارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام انجام شود؛ و از كارهايى كه با شئون اسلام منافات دارد جلوگيرى گردد. بايد توجه داشت كه هدف از انتخابات در نهايتْ حفظ اسلام است. اگر در تبليغات حريم مسائل اسلامى رعايت نشود، چگونه منتخبْ حافظ اسلام مى‏شود. بايد سعى شود تا خداى ناكرده به كسى توهين نگردد؛ و در صورتى كه رقيب انتخاباتى به مجلس راه يافت، به دوستى و برادرى، كه چيزى شيرينتر از آن نيست، لطمه‏اى نخورد.
ملت شهيدپرور ايران بدانند اين روزها روز امتحان الهى است. روز پرخاش عليه كسانى است كه با اسلام كينه ديرينه دارند. روز انتقام از كفر و نفاق است. روز فداكارى است. امروز روز عاشوراى حسينى است. امروز ايران كربلاست، حسينيان آماده باشيد.  «جَهِّزُوا أَنفُسَكُم بِالصَّلاحِ و السِّلاحِ» «1». نهراسيد. كه نمى‏هراسيد، كمربندهاتان را محكم كنيد. اى آزادگان و احرار بپاخيزيد. قدرتهاى بزرگ شرق و غرب مى‏خواهند شما را در زير چكمه‏ها و چنگالهاى كثيف و خونين خود خُرد كنند كه حتى آخ هم نگوييد. امروز روز مقاومت است. چنان بر صدام و امريكا و استكبار غرب سيلى زنيد كه برق آن چشمان استكبار شرق را كور كند. امروز روز درنگ نيست. امروز روز صيقل انسانيتِ انسانهاست. روز جنگ است. روز احقاق حق است. و حق را بايد گرفت. و انتظار آنكه جهانخواران ما را يارى كنند بيحاصل است. امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و ميدان نبرد است. روز نشاط عاشقان خداست. روز جشن و سرور عارفان الهى است. امروز روز نغمه سرايى فرشتگان در ستايش انسانهاى مجاهد ماست.
درنگِ امروز فرداى اسارتبارى را به دنبال دارد. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود، و زره جهاد و مقاومت پوشيد، و در افق طليعه فجر تا ظهور شمس به پيش تاخت و ضامن بقاى خون شهيدان بود.
فرزندانم، دشمن در بمباران شيميايى مناطق مسكونى نهايت قساوت و درندگى خود را نشان داده است؛ و با حمله شيميايى به مردم بى‏دفاع عراق حتى پايه‏هاى حمايت حاميان خود را نيز سست نموده است. به سوى جبهه‏ها هجوم بريد تا ضربات پى در پى شما توان و امان او را بگيرد، كه ان شاء اللَّه پيروز خواهيد شد. و السلام على عباد اللَّه الصالحين.
به تاريخ يازدهم فروردين 67
روح اللَّه الموسوي الخمينى‏

http://www.jahannews.com

ورود نمايندگان متصل به باندهاي قدرت و ثروت ممنوع!!!

در نظام سرمايه داري امپرياليسم، علم سياست، علم و ابزاري براي كسب، حفظ و ماندن در قدرت است. در اين نوع نگاه به سياست، تمام تلاش يك شخص صاحب قدرت، استمرار حضور او در منصب است. در اين مكتب است كه صاحب قدرت از واژگان و رويكردهايي همچون زيرآب زدن، پاپوش درست كردن و پرونده سازي كمك گرفته تا در بدترين حالت از قدرتش نه تنها كسر نشود، بلكه به مراتب افزوده شود. ناگفته نماند كه در اين مسير شخص مجبور به كسب ثروت هم هست، چرا كه قدرت و ثروت دو پيستون يك ماشين هستند كه در كنار يكديگر به هم افزايي هم كمك مي كنند. از آنجايي كه هدف ماندن در قدرت و كسب ثروت است، شخص مجبور بوده يا جزيي از باندهاي قدرت و ثروت باشد يا خود را
    حلقه به گوش اين باندها معرفي كند. چنان كه در نظام سرمايه داري آمريكا به طور خاص يكي از جلوات تبليغاتي هر رئيس جمهوري-چه جمهوري خواه و چه دموكرات- اداي احترام و تعهد و پايبندي به لابي هاي پشت پرده صهيونيستي است!
    اما در نظام و مكتب اسلامي، مسوليت نه تنها امتياز آور نبوده بلكه وظيفه آور است. به عبارت ديگر كسي كه مسئوليتي را كسب مي كند نه تنها حق ندارد در جهت تامين منافع شخصي خود از اين مسئوليت استفاده كند، بلكه با اختيار يك مسئوليت وظيفه او در قبال ملت و نظام اسلامي سخت تر و سنگين تر مي شود؛ از اين رو است كه در فتواي مراجع به خصوص حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري، آمده است كه كسب مسئوليتي در صورت وجود شخص بهتر و شايسته تر در اين سمت حرام است و اين يعني شايسته سالاري. سياست، قدرت و ثروت در اين نظام داراي بار ارزشي است . اما متاسفانه با گذشت بيش از 30 سال از انقلاب هنوز تعريف صحيح اين واژگان براي خيلي ها مبهم است . مقام معظم رهبري در ديدار نمايندگان مجلس سفارش كردند نمايندگان نبايد به كانون هاي قدرت و ثروت وابسته باشند. در واقع نماينده مجلس نماينده ملت است اگر بخواهد به كانون هاي قدرت و ثروت وابسته گردد ديگر نمي توان آن را نماينده ملت نام نهاد .
    مقام معظم رهبري در اولين روز سفر به كرمانشاه، در ميان استقبال گرم مردم كرمانشاه بار ديگر تاكيد فرمودند كه به نماينده اي راي دهيم كه به باندهاي قدرت و ثروت وصل نباشد. وظيفه هر مسئولي در جمهوري اسلامي حفاظت از منافع اسلامي و ملي و احقاق حق ملت است كه اين آرمان خطير در سايه استقلال همه جانبه مسئولين و بخصوص نمايندگان مجلس از اين باندهاي منفعت طلب محقق مي شود.
    بديهي است كه اگر نماينده اي براي تامين هزينه هايي كه با آن مواجه است مانند هزينه تبليغات انتخاباتي و يا براي تامين مدرك تحصيلي و هر گونه نيازي كه نماينده شدن او و يا تثبيت دوره نمايندگي او را استمرار مي دهد، وام دار شخص يا گروهي باشدكه صاحبان قدرت و ثروت هستند. تصميمات اين نماينده با تصميماتي كه اين باندها براي افزايش منافع، قدرت و ثروت خود اتخاذ
    مي كنند گره خواهد خورد و آنچه در اين ميان حق ملت است تضييع مي شود. البته باندهاي قدرت و ثروت چيزي جدا از احزاب سياسي هستند كه متاسفانه بعضاً احزاب سياسي خود دچار اين غفلت شده و جزيي از اين باندها محسوب شده اند.
    شنيده ها حكايت از اين دارد كه كانون هاي قدرت و ثروت در حال يار گيري نمايندگان مورد نظر خود براي مجلس شوراي اسلامي هستند، لذا در اين مقطع از زمان وظيفه تمامي اصحاب قلم است كه با رصد دقيق اين تحركات، زمينه اي را فراهم نمايند تا نمايندگان مجلس آينده طبق فرمايش مقام معظم رهبري نماينده ملت باشد نه نماينده كانون هاي قدرت و ثروت. يادمان نرفته است كه در دوران دولت سازندگي احزابي مثل حزب كارگزاران از دل دولت آقاي هاشمي بيرون آمد تا تمام سعي خود را براي حفظ ايشان به عنوان رئيس جمهور مادام العمر انجام دهد و يا در جريان توسعه سياسي بود كه اين باندها سعي در حفظ كرسي قدرت توسط اصلاح طلبان را داشتند.
    يكي ديگر از معيارهاي مهم و كليدي يك نماينده شجاعت است. نماينده اي كه خود به باندهاي قدرت و ثروت متصل نيست ولي تحت تاثير و ترس از اين باندها است نمي تواند از منافع و حق مردم دفاع كند. كسي كه در اثر تهديدات و تطميعات اين باندها پا پس بكشد نمي تواند به وظيفه نمايندگي خود به درستي عمل كند و در موقع لزوم فعل مناسب با آن لحظه را از خود نشان دهد.
    اقبال جامعه به سمت گفتمان عدالت خواهي هم چنان در صدر توجهات محافل سياسي و رسانه ها قرار دارد و اينكه ملت ايران همچنان براصول اساسي انقلاب اسلامي پا فشاري مي كنند
    بي نظير و در خور توجه و تقديراست.بودند كساني كه اندكي پيش از اين و در زمان تكيه بر مسند قدرت مردم شريف را قابلمه به دستهايي مي خواندند كه براي توزيع مرگ موش هم در صف
    مي ايستند. و چه شاهدي بهتر از اينكه امروزهمان ها معترفند كه براي جلب توجه مردم بايد از شعارهاي انقلاب دم زد و بر آموزه هاي امام پافشاري نمود.
    مسلّما منظور نظر همه ي دلسوزان و علاقه مندان نظام و انقلاب شكل گيري مجلسي قوي، نيرو مند، صادق، بي آلايش، مومن، دلسوز و انقلابي است. ما مجلسي مي خواهيم كه عصاره ي فضائل ملت و درخور شان مردم شريف باشد؛ مجلسي نمي خواهيم كه برخلاف دهه عدالت و پيشرفت، طرح دانشجوي پولي را تصويب كند، مجلسي نمي خواهيم كه يك ساعته وقف دانشگاه آزاد را با بيش از 250 هزار ميليارد تومان سرمايه ي عمومي به تصويب برساند. . . . . اما طرح نظارت بر خود را شش سال در راه روها معطل نگه دارد.
    ما مجلسي نمي خواهيم كه نمايندگانش با دو :دوگفتن به رئيس جمهورقانوني كشور(با در نظر گرفتن هر اشتباهي)، توهين كنند. ما مجلسي نمي خواهيم كه بر خلاف قانون و عقل و شرع و ولايت، نظر رهبري را به راي بگذارد.
    گرچه نبايد به هيچ وجه چشم را بر زحمات و اقدامات مثبت مجالس بست ليكن مسير امور بايد به سمتي پيش رود كه كمترين اشتباهات در مجلس آينده اتفاق بيفتد.
    نويسنده: مصطفي حيدر زاده
http://www.magiran.com

خطبه‌های نماز جمعه تهران به امامت ولی امر مسلمین حضرت آیت الله خامنه ای

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
الحمد للّه ربّ العالمين احمده و اشكره و استعينه و استغفره و اتوكّل عليه و اصلّى و اسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا و حبيب قلوبنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطيبين الأطهرين و صحبه المنتجبين و من تبعهم باحسان الى يوم الدّين و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين و صلّ على بقيّةللَّه فى الأرضين. اوصيكم عباد للّه بتقوى للّه و نظم امركم.

 همه‌ى برادران و خواهران عزيز نمازگزار و خود را دعوت و توصيه ميكنم به حفظ تقواى الهى؛ اين اصلِ حركت يك انسان به سمت كمال و تعالى است. اگر به توفيق الهى بتوانيم در عمل فردى، در عمل جمعى، در كار سياسى، در كار اجتماعى، رعايت تقواى الهى را بكنيم، همه‌ى خيرات و همه‌ى الطاف الهى شامل حال ما خواهد شد.

 ايام مبارك دهه‌ى فجر است. در دهه‌ى فجر، آنچه كه بر اين حقير و امثال اين حقير لازم است، دو تشكر است: اول، شكر الهى. با كمال خشوع، با كمال تواضع، جبهه‌ى شكر بر درگاه الهى ميسائيم كه اين توفيق را نصيب ملت ايران كرد؛ اين حركت عظيم، اين كار بزرگ، اين نهضت تاريخ‌ساز، به دست ملت ايران و با رهبرى امام بزرگوار انجام گرفت؛ نظام اسلامى تشكيل شد؛ حركت ملت ايران به سمت خدا، به سمت اهداف الهى، به سمت ارزشهاى الهى آغاز شد. هيچ نعمتى از اين بالاتر نيست و شكر الهى بر اين نعمت بزرگ هميشه لازم است و در ايام دهه‌ى فجر، لازمتر. تشكر دوم، تشكر از ملت ايران است؛ وفادارى كردند، جوانمردى به‌خرج دادند، گذشت كردند، ايثار كردند، شجاعت نشان دادند، بصيرت به‌خرج دادند؛ حضور دائمى خود را در طول اين سى و سه سال آنچنان حفظ كردند كه اين نهال با همه‌ى خطرها، با همه‌ى مشكلات، روزبه‌روز تنومندتر شد، بارورتر شد، بالنده‌تر شد. امروز مثل همان شجره‌ى طيبه‌اى كه «اصلها ثابت و فرعها فى السّماء»،(1) در زمين زندگى بشريت ريشه دوانده است و ثمرات و آثار آن به‌طور متواتر نائل و واصل ميشود.

 امسال بخصوص دهه‌ى فجر ما حال و هواى ديگرى دارد. امسال در فضاى انقلابهاى پيروز اين منطقه، چه در تونس، چه در مصر، چه در ليبى، حركت انقلابى مردم به نتيجه رسيد، كارهاى بزرگى انجام گرفت؛ اين براى ما ملت ايران مژده‌ى بزرگى است، حادثه‌ى شيرين و مباركى است. امسال ما دهه‌ى فجر و بيست و دوى بهمن را در يك چنين فضائى برگزار ميكنيم. بايد گفت ملت ايران با پيروزى اين انقلابها، به‌طور نسبى از غربت در آمد؛ كه حالا امروز من ان‌شاءللَّه يك مختصرى در اين زمينه عرض خواهم كرد.

 در اين خطبه، سه سرفصل را براى برادران و خواهران عزيز نمازگزار و براى ملت ايران مطرح ميكنم؛ در خطبه‌ى دوم با برادران عرب بيشتر سخن خواهم گفت. اين سه مطلب، يكى درباره‌ى انقلاب خود ماست؛ مسيرى كه در اين سه دهه طى كرديم، دستاوردهائى كه داشتيم، و آينده‌اى كه در انتظار ماست. مطلب دوم، نگاهى به مسائل منطقه و مسائل جهان است. مطلب سوم هم دو سه نكته‌ى كوتاه در باب انتخاباتِ پيش رو است.

 درباره‌ى مطلب اول، كتابها حرف وجود دارد براى گفتن. آنچه كه من به عنوان خطوط اساسى انقلابمان عرض ميكنم، فقط يك دو سه جمله است، كه شرح و تفصيل آن بسيار طولانى و مفصل است. اين خصوصيات در انقلاب ما وجود داشت. انقلاب ما رژيم ضد اسلام را از بين برد، رژيم اسلامى بر سر كار آورد؛ رژيم ديكتاتور و مستبد را از بين برد، رژيم مردم‌سالار به جاى آن نشاند؛ وابستگى‌اى كه كشور ما در طول سالهاى متمادى گرفتار آن بود و در دوران پهلوى‌ها به فجيع‌ترين و فضيح‌ترين وضع خود رسيده بود، از بين برد و استقلال همه‌جانبه را به ملت ما داد؛ اختناق نفسگيرى كه بر ملت ما حاكم بود، از بين برد، آزادى به اين ملت داد - آراء خودشان را، حرفهاى خودشان را بتوانند آزادانه ابراز كنند؛ فضا، فضاى آزادى شد - تحقيرشدگى تاريخىِ ملت ما را از بين برد، عزت ملى داد. ده‌ها سال ملت ما تحقير شد. اين ملت بزرگ، با اين سابقه‌ى تاريخى، با اين مواريث عظيم فرهنگى و علمى و تاريخى، در مقابل حكام زورگو و فاسد، و پشت سر آنها در مقابل مستعمران و سلطه‌گران بين‌المللى تحقير شد. انقلاب ما اين را از بين برد، تبديل كرد به عزت ملى. امروز ملت ايران احساس عزت ميكنند، احساس تشخص ميكنند. انقلاب، ضعف نفس و خودكم‌بينى را در ملت ما از بين برد؛ به جاى آن، اعتماد به نفس ملى را به ملت داد. ما خودكم‌بينى داشتيم؛ فكر ميكرديم نه كار علمى از ما برمى‌آيد، نه كار سياسى از ما برمى‌آيد، نه كار عظيم نظامى از ما برمى‌آيد. ما فكر ميكرديم يك ملت ضعيفى هستيم؛ اين را به ما تلقين كرده بودند، تزريق كرده بودند. انقلاب اين را از ملت گرفت، به جاى آن، اعتماد به نفس ملى به ما داد. ما امروز در همه‌ى ميدانها اعتماد به نفس داريم؛ ميدانيم كه ميتوانيم، و دنبال اين توانستن حركت ميكنيم، و همه جا هم بحمدللَّه به مقاصدمان ميرسيم.

 ملت ما از مسائل سياسى منزوى بود، روگردان بود، حوادث كشور را مورد توجه قرار نميداد. انقلاب اين حالت را از ملت ما گرفت، ما را تبديل كرد به يك ملت آگاه و سياسى. امروز نوجوانهاى ما هم در دورترين نقاط كشور تحليل سياسى ميكنند، حوادث سياسى را درك ميكنند، روى هر مسئله‌اى تحليل ميگذارند. قبل از انقلاب اينجور نبود. سياست‌گرائى و سياست‌فهمى مخصوص يك عده‌ى انگشت‌شمار در اين كشور بود. مردم عموماً دور از حوادث كشور بودند؛ دولتها مى‌آمدند و ميرفتند، قراردادهاى بين‌المللى بسته ميشد، كارهاى بزرگ در دنيا انجام ميگرفت، ملت خبر هم نميشد. اينها خطوط اصلى اين انقلاب است كه اين حوادث را در اين كشور به وجود آورد. اين اصول، نهادينه شده است؛ تثبيت شده است. اين تحولات، سطحى نيست؛ مقطعى نيست. شعارهاى انقلاب، امروز همان شعارهاى روز اول است؛ كه اين نشان‌دهنده‌ى سلامت انقلاب است. شعارها مثل انگشت اشاره‌اى هستند كه به هدفها اشاره ميكنند، هدفها را ترسيم ميكنند. وقتى شعارها تثبيت‌شده در يك نظامى، در يك انقلابى باقى ماند، معنايش اين است كه هدفها در اين نظام به شكل اول است؛ هدفها تغيير پيدا نكرده است؛ دست‌اندركاران و مردم از صراط مستقيم و هدفهاى اصلى منحرف نشده‌اند. امروز شعارهاى ملت ايران، همان شعارهاى اول انقلاب است.

 خب، در اين دوره، در اين سى و چند سال، زندگى ما تحت تأثير همين خطوط اساسى قرار گرفته است. ما پيشرفتهائى داشتيم، ضعفها و نقصهائى هم داشتيم. پيشرفتهامان را بايد بشناسيم، ضعفهامان را هم بايد بشناسيم. اگر ضعفهاى خودمان را پنهان كنيم، نشناسيم، تجاهل كنيم، اين ضعفها خواهد ماند، نهادينه خواهد شد؛ برطرف نخواهد شد. همه‌ى نقاط قوّت و ضعف را بايد بدانيم.

 نقاط مثبت و منفى هر دو هست، افت و خيز هست، اما حركت ادامه داشته است؛ اين مهم است. جوانهاى عزيز ما بدانند؛ در طول اين سى و دو سه سال مواردى شده است كه ما ضعف نشان داديم، اين حركت افت و خيز داشته است. هميشه يك جور نبوده است؛ گاهى سرعت و شتاب، گاهى كمتر، اما حركت هرگز متوقف نشده است و ما در همان جهت اصلى پيش رفتيم؛ كه امروز محصول آن را داريم مشاهده ميكنيم.

 من چند تا از نقاط قوّتى را كه در اين مدت داشته‌ايم، عرض كنم، چند تا هم از نقاط ضعف را عرض كنم. مهمترين نقطه‌ى قوّت ما در اين سى و دو سه سال عبارت است از غلبه‌ى بر چالشها؛ اين خيلى مهم است. ما يك ملتى نبوديم كه سرمان را پائين بيندازيم، راهمان را برويم، كسى به ما كارى نداشته باشد؛ نه، از روز اول قدرتهاى مجهز جهانى، مسلطين جهانى با ما كار داشتند؛ بناى بر اذيت گذاشتند، بناى بر مانع‌تراشى گذاشتند: عليه ما جنگ تحميل كردند، صدام را به جان ما انداختند، هشت سال ما را گرفتار كردند، تروريست آوردند، تحريم كردند. ما تا امروز بر همه‌ى اين چالشها غلبه پيدا كرده‌ايم؛ يعنى هيچكدام از اين چالشها نتوانسته است ملت ما و انقلاب ما را پشيمان كند، به زانو دربياورد؛ ما بحمدللَّه راهمان را با قامت استوار ادامه داده‌ايم. اين مهمترين نقطه‌ى قوّت ماست.

 يك نقطه‌ى قوّت ديگر در اين مدت، گسترش خدمات به ملت است، كماً و كيفاً. اين خدمات نه با گذشته‌ى نزديك قبل از انقلاب، بلكه با گذشته‌هاى دوردست هم قابل مقايسه نيست. خدمات عظيمى كه در سراسر كشور گسترش پيدا كرده است، هم كيفيتهاى اين خدمات بالاست، خدمات درجه‌ى اول است - مادى و معنوى - هم كميت و گسترش آنها زياد است. اين يك نقطه‌ى قوّت مهمى است.

 نقطه‌ى قوّت ديگر، پيشرفت علمى است. عزيزان من! اين پيشرفت علمى را دست‌كم نگيريد. اين پيشرفتها خيلى مهم است. علم، پايه‌ى پيشرفت همه‌جانبه‌ى يك كشور است. اين حديث را من يك وقتى خواندم: «العلم سلطان»؛(2) علم، اقتدار است. هر كس اين اقتدار را داشته باشد، ميتواند به همه‌ى مقاصد خود دست پيدا كند. اين مستكبران جهانى به بركت علمى كه به آن دست پيدا كردند، توانستند به همه‌ى دنيا زور بگويند. البته ما هرگز زور نخواهيم گفت، اما علم براى ما به عنوان يك پيشرفت حتماً لازم است.

 پيشرفتهاى علمى ما در اين مدت سى و چند سال، پيشرفتهاى حيرت‌آورى است. حالا فناورى هسته‌اى تصادفاً معروف شده است و همه توجه دارند - هم در كشور، هم در دنيا - ليكن فقط اين نيست؛ فناورى هسته‌اى هست، علوم هوافضا هست، علوم پزشكى هست - خوشبختانه امروز كشور ما حائز رشته‌هاى بسيار مهم و دست‌نيافتنى پزشكى است و كارهاى بزرگ پزشكى در اين كشور انجام ميگيرد - زيست‌فناورى هست، نانوفناورى كه از علوم جديد و دانشهاى نوى دنياست، هست؛ سلولهاى بنيادى كه يكى از بزرگترين كارها در عرصه‌ى علم است، هست؛ شبيه‌سازى، ساخت ابررايانه‌ها، فناورى انرژى‌هاى نو، راديوداروهاى مهم و داروهاى ضد سرطان هست؛ و اين فهرست ادامه دارد.

 اينهائى كه من عرض ميكنم، رجزخوانى نيست؛ اين گواهىِ مراكز علمى معتبر دنياست. آنها ميگويند سريع‌ترين رشد علمى در همه‌ى دنيا در اين سالها، در ايران اتفاق افتاده است. اين گزارش سال 2011 است كه ميگويد سريع‌ترين رشد علمى در همه‌ى دنيا در ايران اتفاق افتاده است. طبق گزارشى كه مراكز علمى معتبر دنيا داده‌اند، رتبه‌ى علمى اول منطقه، ايران است. ما اين رتبه‌ى اول علمى را براى سال 1404 در نظر گرفتيم؛ هنوز چهارده سال باقى است. همين سال ميلادىِ گذشته گفتند ايران از لحاظ رتبه‌ى علمى در منطقه اول است، در دنيا هفدهم. در سطح دنيا رتبه‌ى علمى كشور ما هفدهم است؛ اينها خيلى مهم است. پس يكى از نقاط قوّت ما، پيشرفت علمى است.

 يكى ديگر از نقاط قوّت ما، پيشرفتهاى كشور در ايجاد زيرساختهاى فنى و مهندسى و صنعتى است؛ كه هر وقت بينندگان خارجى آمدند ديدند و بازديد كردند، آنها را به تحسين وادار كرده است. اين كارهاى عظيمى كه در زمينه‌ى ارتباطات، راه‌ها، ارتباطات مخابراتى و زيرساختهاى گوناگون فنى و مهندسى و صنعتى و امثال اينها انجام گرفته است، يك داستان جداگانه است. من واقعاً متأسف ميشوم وقتى مى‌بينم اين گزارشهاى روشن و خوب، آنچنان كه بايد و شايد، به مردم داده نميشود كه مردم خوشحال بشوند؛ بفهمند در كشور چه اتفاقى دارد مى‌افتد.

 يكى ديگر از نقاط قوّت ما در اين مدت، انتقال ارزشهاى انقلاب به نسل دوم و سوم بود. امروز شما جوانها را نگاه ميكنيد، مى‌بينيد اين ارزشها را دريافت كرده‌اند. همين شهيد عزيز اخير ما، مصطفى احمدى روشن - شهيدى كه شهادتش دل ما را سوزاند - يا آن شهيد جوان قبلى، شهيد رضائى‌نژاد، كه اوائل امسال به شهادت رسيد، اينها دو تا جوان، دانشمند، سى و دو سه ساله بودند؛ امام را درك نكردند، جنگ را درك نكردند، دوران انقلاب را درك نكردند، اما اينجور با شجاعت، با شهامت درس ميخوانند، تحصيلات ميكنند، مقامات عالى را طى ميكنند؛ ميدانند و ميفهمند هم كه مورد تهديدند، اما ميروند؛ اين خيلى مهم است، اين ارزش است؛ اين ارزشهاى انقلاب است در نسل سوم. احمدى روشن و رضائى‌نژاد و امثال اينها نسل سوم انقلابند. همين حركت عظيم اين جوانها كه بعد از شهادت احمدى روشن اعلام كردند ما حاضريم بيائيم كار كنيم، خيلى مهم است؛ اينها را نبايد دست‌كم گرفت. يكى از نقاط قوّت و مثبت ما همين است كه اين ارزشها به نسلهاى دوم و سوم منتقل شد. البته ريزش داشته‌ايم، توبه‌كار از انقلاب و پشيمان از انقلاب داشته‌ايم، اما رويشهاى ما بيشتر از ريزشهاى ما بوده است. نيروهاى فرسوده ريزش پيدا كردند، اما نيروهاى جوان و باطراوت بالا آمدند و رويش پيدا كردند.

 يكى ديگر از نقاط مثبت ما در اين مدت، ارتقاء جهش‌وار در اثرگذارى در مسائل عمده‌ى منطقه و مسائل جهان است. امروز نظام جمهورى اسلامى، يك كشور اثرگذار است؛ «آرى» و «نه» او در مسائل منطقه، حتّى در مسائل جهانى اثر ميگذارد؛ اين براى كشور خيلى مهم است.

 يكى ديگر از نقاط قوّت ما، بنيه‌ى قوى و ساخت محكم كشور و نظام در مواجهه‌ى با دشمنى‌هاست. ما در مقابل دشمنى‌ها مضطرب نميشويم، نگران نميشويم، دغدغه پيدا نميكنيم. بنيه‌ى نظام و بنيه‌ى كشور، بنيه‌ى مستحكمى است.

 يكى ديگر از نقاط قوّت ما، ارتقاء كمّى و كيفى مراكز علمى ماست؛ يعنى دانشگاه‌ها و حوزه‌هاى علميه. هم حوزه‌هاى علميه‌ى ما از لحاظ كمّى و از لحاظ كيفى ارتقاء پيدا كرده است، هم دانشگاه‌هاى ما. اينها نقاط قوّت ماست، و هر كدام از اينها شرحهاى طولانى ميطلبد، آمارهائى دنبالش هست، و غير از اينها هم نقاط قوّت زيادى داريم.

 من اين جمله را در ادامه‌ى نقاط قوّت عرض بكنم كه ملت ايران توجه داشته باشند همه‌ى اين پيشرفتهاى علمى و اجتماعى و فنى در شرائط تحريم اتفاق افتاده است؛ اين خيلى مهم است. دروازه‌هاى علم را، دروازه‌هاى فناورى را بر روى ما بستند، راه‌ها را مسدود كردند، محصولات مورد نياز ما را به ما نفروختند و ما اينجور پيشرفت كرديم. اين اتفاقها در شرائط تحريم افتاده است؛ اين است كه اميدها افزايش پيدا ميكند.

 ما البته ضعفهائى هم داريم؛ اين ضعفها را بايستى از بين ببريم. من بعد برميگردم به اين مسئله‌ى تحريم و شرائطى كه تحميل شده است و يك جمله‌اى عرض خواهم كرد. ضعفهاى ما خطرهائى است كه در سر راه ماست و در اين مدت وجود داشته است و بايد بعدها جلوى اينها را بگيريم. اولين ضعف ما گرايش به دنياطلبى بود كه گريبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسئولين دچار دنياطلبى شديم، دچار ماديگرائى شديم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرايش، تشريفات و اشرافيگرى يواش يواش از قبح افتاد. وقتى ما اينجور شديم، اين سرريز ميشود به مردم. ميل به اشرافيگرى، ميل به تجمل، ميل به جمع ثروت و استفاده‌ى از ثروت به شكل نامشروع و نامطلوب، به طور طبيعى در خيلى از انسانها هست. وقتى ما خودمان را رها كرديم، ول كرديم، دچار شديم، اين سرريز ميشود به مردم؛ در مردم هم اين مسئله پيدا ميشود.

 ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرف‌زدگى هستيم. من بارها اين را عرض كرده‌ام، باز هم عرض ميكنم؛ اين خطر است در راه ما. مصرف‌زدگى را بايد كم كنيم، حرص به متاع و كالاى دنيا را بايد كم كنيم. تا يك شايعه‌اى درست ميشود كه فلان چيز كم است، مردم هجوم مى‌آورند براى اينكه بيشتر آن را جمع كنند، كه نبادا دچار كمبود آن شوند؛ در حالى كه آن شى‌ء ممكن است جزو چيزهاى لازم زندگى هم نباشد. خب، اگر آن جنس كم هم نيست، همين هجوم مردم آن را كم ميكند. ما به اين مسئله توجه نميكنيم. اين يكى از ضعفهاى ماست؛ ما اين ضعف را بايد برطرف كنيم.

 يكى ديگر از ضعفهاى ما اين است كه ما به موازات علم، به موازات پيشرفتهاى علمى، پيشرفت اخلاقى و تزكيه‌ى اخلاقى و نفسى پيدا نكرده‌ايم؛ اين عقب‌ماندگى است. البته امروز در مقايسه‌ى با قبل از انقلاب، بمراتب و مراتب بهتر است - در اين هيچ شكى نيست - اما بايد پيشرفت ميكرديم. در علم پيشرفت كرديم، در سياست پيشرفت كرديم؛ بايد در معنويت و در تزكيه‌ى نفس هم پيشرفت ميكرديم. در قرآن هر جا تزكيه و تعليم از زبان پروردگار است، تزكيه مقدم است بر تعليم؛ آن هم تعليم كتاب و حكمت - «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة»(3) - فقط يك جا از زبان حضرت ابراهيم، تعليم مقدم است. بنابراين ما از تزكيه‌ى اخلاقى و نفسى غفلت كرديم.

 در عدالت اجتماعى هنوز به نقطه‌ى مورد نظر اسلام - كه آرزوى خود ما بوده است - نرسيده‌ايم؛ اين هم از نقطه‌ضعفهاى ماست. اين ضعفها را بايستى جبران كنيم. اينها ضعفهائى است كه نميشود از آنها گذشت. هم مسئولين، هم آحاد مردم بايد احساس كنند وظيفه دارند اين ضعفها را برطرف كنند. ان‌شاءللَّه بايد از خداى متعال كمك بخواهيم و اين ضعفها را برطرف كنيم. و البته ميشود برطرف كرد؛ اينها بدون ترديد برطرف‌كردنى است.

 خب، به نظر من كارهائى كه بايد انجام بگيرد براى اينكه اين ضعفها برطرف شود، در درجه‌ى اول اين نگاه به آينده است؛ در درجه‌ى اول مسئوليت‌پذيرى ماهاست. همه‌ى ما بايد احساس مسئوليت كنيم؛ بخصوص مسئولين كشور و خدمتگزاران مردم بايد احساس مسئوليت كنند. تقصيرها را گردن هم نيندازيم. اينجور نباشد كه اگر يك جا يك نقصى پيدا شد، مجلس بگويد تقصير دولت است، دولت بگويد تقصير مجلس است، آن يكى بگويد تقصير قوه‌ى قضائيه است؛ نه، حدود مشخص است. قانون اساسى خطوط را مشخص كرده است. وظائف همه معلوم است. رهبرى مسئوليت دارد، دولت مسئوليت دارد، مجلس مسئوليت دارد، قوه‌ى قضائيه مسئوليت دارد، نيروهاى نظامى مسئوليت دارند، دستگاه‌هاى اجرائى هر كدام مسئوليتهائى دارند؛ به گردن هم نيندازيم. اشكالى به وجود مى‌آيد، متوجه رهبرى است؛ رهبرى متواضعانه قبول كند كه اين اشكال متوجه اوست و سعى كند آن را برطرف كند. اين يكى از اساسى‌ترين كارهاست.

 كار اصلى ديگر اين است كه از ارزشهاى اصولى نبايد غافل شد. سرگرم مسائل فرعى و فروع نشويم، از اصول غافل بمانيم. اين هم شرح مفصلى دارد.

 حفظ اتحاد و همدلى، يكى ديگر از وظائف ماست. بارها عرض كرده‌ايم كه بين مسئولين بايد اتحاد و همدلى باشد. سه قوه و ديگران بايد با هم همدل باشند، همگام باشند، همدست باشند؛ ولو يك جاهائى اختلاف نظرهائى دارند. اختلاف نظر اشكالى ندارد؛ اما بايستى در جهتگيرى‌هاى نظام و كشور و انقلاب پشت به پشت يكديگر بدهند، دست يكديگر را محكم بفشرند و به پيش بروند؛ هم اينها، هم مردم با هم، هم مردم با مسئولين. اين اتحاد و همدلى، علاج قطعى بسيارى از مشكلاتى است كه در كشور وجود دارد.

 يكى از كارهاى اصلى كه بايد انجام بدهيم و همه بايد به آن توجه داشته باشيم، اين است كه فريب لبخند دشمن و وعده‌هاى دروغ جبهه‌ى دشمن را نخوريم. در اين سى سال، تجربه هم پيدا كرده‌ايم. گاهى به روى ما لبخند زدند. اوائل گاهى بعضى از ما باور ميكرديم. يواش يواش فهميديم پشت صحنه چيست. فريب لبخند دشمن را، فريب وعده‌هاى دروغ دشمن را نخوريم. جبهه‌ى قدرت مادى‌اى كه امروز بر دنيا مسلط است، راحت عهد ميشكند. بدون هيچ دغدغه‌اى عهدشكنى ميكنند، زير قولشان ميزنند، زير حرفشان ميزنند، نه از خدا خجالت ميكشند، نه از خلق خجالت ميكشند، نه از طرف مذاكره خجالت ميكشند؛ راحت دروغ ميگويند! من نمونه‌هاى زنده دارم - كه حالا در اينجا جاى بحثش نيست؛ شايد آن وقتى كه لازم باشد، عرض بكنم - همين اظهاراتى كه آمريكائى‌ها كردند، رئيس جمهور آمريكا كرد؛ نامه‌اى كه به ما نوشت، جوابى كه ما داديم؛ بعد عكس‌العمل و اقدامى كه آنها با مضمون آن نامه‌ها كردند. اينها يك روزى در اختيار افكار عمومى دنيا - آن وقتى كه لازم باشد - قرار خواهد گرفت؛ خواهند ديد كه اينها چه جورى‌اند، حرفشان چقدر اهميت و ارزش دارد، وعده‌شان چقدر ارزش دارد. بنابراين يكى از كارهاى اساسى ما اين است كه فريب لبخند و وعده‌ى دروغ اينها را نخوريم.

 يكى هم پرهيز از تنبلى و كم‌كارى است. كسالت، كم‌كارى و تنبلى، يك انسان را، يك خانواده را، يك كشور و يك ملت را تباه ميكند. همه بايد كار كنند؛ كار جهادى. اين كه ما امسال گفتيم جهاد اقتصادى، يعنى تحرك اقتصادى بايد جهادگونه باشد. خب، اين راجع به مسائل انقلاب. حرف زياد است، اما وقت كم است؛ به آن مسائل بعدى هم بايد برسم.

 اما مسائل منطقه و جهان. در اين يك سالى كه بين دهه‌ى فجر گذشته و امسال هست، ملتهاى منطقه در به زير كشيدن چهار طاغوت موفق شدند؛ اين خيلى مهم است. براى اينكه يك ملتى يكى از اين طاغوتها را به زير بكشد، تلاشهاى زيادى لازم است. در اين سالى كه فاصله‌ى بين آن دهه‌ى فجر و اين دهه‌ى فجر است، چهار طاغوت خطرناكِ خبيثِ اين منطقه به زير كشيده شدند؛ اين خيلى حادثه‌ى مهمى است.

 يك حادثه‌ى مهم ديگر اين است كه در تونس و مصر، مردم به اسلام رأى دادند. در مصر حدود هفتاد و پنج درصدِ مردم رفتند پاى صندوقهاى رأى و به گروه‌هاى اسلامى رأى دادند؛ در تونس هم شبيه همين؛ اينها خيلى مهم است. اين معنايش اين است كه همه‌ى تلاشى كه آمريكائى‌ها و غربى‌ها و دستگاه‌هاى تبليغاتى و هاليوود و غيره و غيره از لج جمهورى اسلامى در اين سالها انجام دادند براى اينكه اسلام‌هراسى كنند و حكومت اسلامى هراسى كنند، نقش بر آب شده است؛ مردم طرفدار اسلامند.

 يكى از آثار اين حركتها، ضعف و انزواى رژيم صهيونيستى است؛ كه اين هم خيلى مهم است. چون رژيم صهيونيستى در اين منطقه حقيقتاً غده‌ى سرطانى است و بايد قطع بشود و قطع خواهد شد، بنابراين بر اثر اين حركتها دچار ضعف و انزواى بيشتر از هميشه شد. جوانان فلسطينى نشاط پيدا كردند، اميد پيدا كردند، به مبارزات خودشان و آينده‌ى خودشان اميدوار شدند. ملتها اميدوار شدند.

 البته در بين اين ملتها، ملت بحرين از همه مظلوم‌ترند؛ چون متأسفانه مورد سكوت و بايكوت همه‌ى رسانه‌هاى دنيا قرار دارند. در هيچ منطق انسانى و جهانى، درخواست آنها مردود نيست، بلكه درخواست بحقى است، ليكن مظلوم واقع شده‌اند؛ بكلى اينها را از دائره‌ى تبليغ و ترويج خارج كرده‌اند، بلكه عليه آنها مرتباً تبليغ ميكنند. البته اثر هم ندارد. آن ملت هم به توفيق الهى پيروز خواهد شد.

 من همين جا به اين مناسبت، اين جمله را عرض بكنم: حكام بحرين ادعا كردند كه ايران در قضاياى بحرين دخالت ميكند. اين دروغ است. نه، ما دخالت نميكنيم. ما آنجائى كه دخالت كنيم، صريح ميگوئيم. ما در قضاياى ضديت با اسرائيل دخالت كرديم؛ نتيجه‌اش هم پيروزى جنگ سى و سه روزه و پيروزى جنگ بيست و دو روزه بود. بعد از اين هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژيم صهيونيستى مبارزه كند، مقابله كند، ما پشت سرش هستيم و كمكش ميكنيم و هيچ ابائى هم از گفتن اين حرف نداريم. اين حقيقت و واقعيت است. اما اينكه حالا حاكم جزيره‌ى بحرين بيايد بگويد ايران در قضاياى بحرين دخالت ميكند، نه، اين حرف درستى نيست؛ حرف خلاف واقعى است. ما اگر در بحرين دخالت ميكرديم، اوضاع در بحرين جور ديگرى ميشد!

 در جهان هم اوضاع، اوضاع غريبى است. آمريكا دچار ضعف شده است - هم ضعف اقتصادى و مالى، هم ضعف سياسى - اين هم يك واقعيتى است. آمريكا در سياست خاورميانه‌اى خودش شكست خورد، در قضيه‌ى فلسطين شكست خورد، در قضيه‌ى عراق شكست خورد. آمريكائى‌ها ميخواستند عراق را مستقيماً خودشان اداره كنند، نتوانستند - ملت عراق ايستاد و نگذاشت - خواستند دولتى دست‌نشانده بياورند، نتوانستند؛ خواستند با كاپيتولاسيون بمانند، دولت و ملت عراق اجازه ندادند. امروز دولت عراق يك دولت مردمى است، ملت عراق يك ملت زنده و بيدار است؛ و همين موجب شد كه آمريكائى‌ها بدون هيچ دستاوردى، آنچه كه ميخواستند، نشد، از عراق خارج بشوند. البته دخالتهاى نفتى دارند، دخالتهاى امنيتى دارند؛ كه لابد ملت و دولت عراق ان‌شاءاللَّه در آينده براى آن هم فكرى خواهند كرد.

 در قضاياى داخلى هم - كه آمريكائى‌ها سعى ميكنند اين را پنهان كنند - آمريكا دچار ضعف است. نميخواهند اقرار كنند كه دچار ضعفند. اوباما در سخنرانى چند روز پيش در كنگره، كمترين اشاره‌اى به اين نكرد كه ملت آمريكا بيش از چهار ماه است كه توى خيابانهايند! توى اين هواى سرد، در سرتاسر آمريكا، در ايالتهاى مختلف، اين همه مردم بيايند توى خيابانها بايستند، در مقابل فشار پليس و ضربه‌هاى سخت پليس ايستادگى كنند، اين قابل اشاره كردن نبود؟! اصلاً اشاره‌اى نكردند. ميخواهند پنهان كنند. اين هم حقوق بشرشان است. اروپا هم همين جور است. اروپا هم دچار ضعف است. غير از مسائل اقتصادى و مالى و پولى - كه اينها ضعفهاى عجيبى است و مردم را خشمگين كرده است - از لحاظ سياسى هم اروپا امروز دچار ضعف است.

 من براى شما يك مثال بزنم. دولت فرانسه در دوران ژنرال دوگل كه رئيس جمهور فرانسه بود، اجازه نداد كه انگليس وارد اتحاديه‌ى اروپا بشود. چرا؟ گفتند انگليس وابسته‌ى به آمريكاست؛ نوع ارتباطات انگليس و آمريكا، اتحاديه‌ى اروپا را از استقلال مى‌اندازد. دوگل نگذاشت كه انگليس وارد اتحاديه‌ى اروپا شود، به خاطر ارتباط و اتصال و وابستگى به آمريكا. اين مربوط به آن روز فرانسه است. اين آقائى كه امروز در فرانسه سر كار است، حرفهاى آمريكا را رله ميكند؛ همان حرفهائى را كه آنها ميخواهند، آنچه كه در دل آنهاست، تكرار ميكند؛ شده تابع محض! خب، اين ضعف است. كار اروپا به اينجا رسيده است. اين فرانسه است؛ كشورهاى ديگر اروپائى هم به طريق اولى‌ همين طورند. اين ضعف اين دستگاه‌هاست.

 امروز غربى‌ها در مسائل اقتصادى دچار ضعفند، در مسائل سياسى دچار ضعفند، در تصميمات بين‌المللى دچار ضعفند؛ از جمله همين تصميم به تحريم ما. اينها خواستند در واقع جمهورى اسلامى را، ملت ايران را به خاطر اسلام مجازات كنند. تهديد كردند: تحريمهاى فلج‌كننده، تحريمهاى دردآور! هى گفتند، گفتند. اين تحريمها از دو جهت به نفع ماست: اولاً وقتى ما تحريم بشويم، به استعداد و ظرفيت داخلى رو مى‌آوريم، از داخل رشد ميكنيم؛ همچنان كه در اين سى سال اين مسئله اتفاق افتاده است. اگر در زمينه‌ى سلاح تحريم نميشديم، امروز اين پيشرفتهاى عجيب را نداشتيم؛ اگر در قضيه‌ى اتمى، اينها نيروگاه بوشهر را خودشان ساخته بودند، ما در غنى‌سازى پيشرفت نميكرديم؛ اگر درهاى علم را به روى ما نبسته بودند، ما در سلولهاى بنيادى و هوافضا و فرستادن ماهواره به آسمان، به اينجاها نميرسيديم. پس هرچه ما را تحريم ميكنند، ما به ظرفيت داخلى خودمان متوجه ميشويم و رو مى‌آوريم و اين ظرفيت و استعداد روزبه‌روز مثل چشمه‌ى جوشانى شكوفا ميشود. پس اين تحريم به نفع ماست.

 جهت دومى كه اين تحريمها به نفع ماست، اين است كه اينها همين طور مرتباً در تبليغاتشان ميگويند ما اين تحريمها را ميخواهيم بر ايران اعمال كنيم تا ايران را وادار به عقب‌نشينى كنيم؛ حالا مثلاً در قضيه‌ى هسته‌اى. پس همه‌ى دنيا فهميدند كه اين تحريمها براى فشار بر ايران، براى عقب‌نشينى در قضيه‌ى هسته‌اى و قضاياى ديگر است. خب، وقتى ما عقب‌نشينى نكرديم، چه اتفاقى مى‌افتد؟ اين تحريمها براى اين است كه ايران را وادار به عقب‌نشينى كنند، ايران هم كه عقب‌نشينى نخواهد كرد؛ نتيجه اين ميشود كه هيبت غرب و هيبت تهديدهاى غرب در چشم اين ملتهاى منطقه كه قيام كردند، ميشكند و عزت ملت ايران و قدرت ملت ايران در چشم اينها زياد ميشود؛ و اين به نفع ماست. بنابراين، اين تحريمها براى ضربه زدن به ماست، اما از اين دو جهتى كه عرض كردم، در واقع خدمت به ماست.

 اين وضع اروپاست. اروپا دچار مشكلات لاينحل اقتصادى است. مردم در اروپا خشمگينند، به مسائل اقتصادى معترضند. من قبلاً هم اين را گفته‌ام؛ آن روزى كه ملتهاى اروپا بدانند كه اين وضعيت ضعفى كه دچارش شده‌اند، به خاطر دخالت آمريكا و دخالت شبكه‌ى صهيونيستى جهانى است، اين اعتراضهاى به خاطر اهداف اقتصادى، تبديل خواهد شد به يك نهضت عظيم اجتماعى؛ آن وقت است كه ديگر بايد منتظر دنياى جديدى بود و دنياى جديدى به وجود خواهد آمد.

 يك جمله هم راجع به اين تهديدهاى آمريكا عرض بكنيم. مرتباً تهديد ميكنند؛ تهديد به اين زبان: همه‌ى گزينه‌ها روى ميز است! يعنى حتّى گزينه‌ى جنگ. اين، تهديد به جنگ است با اين زبان. خب، اين تهديد به جنگ، به ضرر آمريكاست؛ خود جنگ، ده برابر به ضرر آمريكاست. چرا اين تهديدها به ضرر آمريكاست؟ به خاطر اينكه خود اين تهديدها نشان‌دهنده‌ى عجز آمريكا از مقابله‌ى منطقى و مقابله‌ى گفتمانى است؛ يك گفتمانى در مقابل گفتمان جمهورى اسلامى ندارند؛ نميتوانند در ميدان مقابله‌ى فكرى و منطقى، براى خودشان غلبه‌اى ايجاد كنند؛ مجبور ميشوند توسل به زور و تشبث به زور بكنند. اين معنايش اين است كه آمريكا جز زور، هيچ منطقى ندارد؛ جز خونريزى، هيچ راهى براى پيشبرد خود ندارد. اين، اعتبار آمريكا را بيش از آنچه كه تاكنون شكسته است، در چشم ملتها و در چشم ملت خودش خواهد شكست؛ اين همان چيزى است كه سرنوشت رژيمها را معين ميكند. آن رژيمى، آن نظامى كه اعتبارش در چشم مردم خودش بشكند، سرنوشتش معلوم است؛ مثل رژيم شوروى سابق. اتفاقاً بعضى از صاحب‌نظران غربى همين چند روز قبل گفتند كه امروز وضع آمريكا و غرب شبيه وضع شوروى سابق در سالهاى اواخر دهه‌ى 80 ميلادى است كه منجر به سقوط شد. يعنى وقتى يك رژيمى، يك نظامى از لحاظ گفتمان، از لحاظ منطق، در چشم مردم خودش ساقط بشود، ديگر اميدى به بقاى اين رژيم نيست. لذا هرچه تهديد كنند، به ضررشان است. البته آنها و ديگران بدانند - ميدانند هم - كه ما هم در برابر تهديد به جنگ و تهديد به تحريم نفتى، تهديدهائى داريم كه در وقت خودش، آن وقتى كه لازم باشد، ان‌شاءاللَّه اعمال خواهد شد.

 درباره‌ى انتخابات هم من چند جمله‌اى عرض بكنم. برادران و خواهران عزيز! ملت عزيز ايران! انتخابات مصونيت‌بخش به كشور است. آن چيزى كه هيبت اين ملت را حفظ ميكند، قدرت معنوى او را به رخ دشمنان ميكشاند و آنها را از تعرض منع ميكند و ميترساند، حضور مردمى است؛ كه يكى از مظاهرش همين انتخابات است، يكى از مظاهرش هم همين بيست و دوى بهمنى است كه شما در مقابل داريد. هرچه حضور پررنگ‌تر باشد، اعتبار و ارزش ملى بالاتر خواهد رفت. انتخابات هم همين جور است. هرچه صندوقهاى رأى شلوغ‌تر باشد، گسترش شركت مردم بيشتر باشد، اعتبار كشور بالا خواهد رفت، مصونيت كشور بيشتر خواهد شد. مشاركت مردم ميتواند آينده‌ى كشور را تأمين و تضمين كند. يك مجلس صالح و سالم و قوى ميتواند بر عملكرد همه‌ى دستگاه‌هاى كشور اثر بگذارد؛ بر عملكرد دولت، بر عملكرد قوه‌ى قضائيه، حتّى بر عملكرد نيروهاى مسلح ميتواند اثر بگذارد. مجلس قوى، مجلس صالح، مجلس سالم، يك چنين وضعى دارد. خب، اين مجلس را كى ميتواند تشكيل بدهد، جز مردم؟ دشمن اين را نميخواهد. الان دو سه ماه است بوقهاى تبليغاتى دشمن دارند تلاش ميكنند كه مردم را نااميد و مأيوس كنند تا در انتخابات شركت نكنند؛ بعضى هم در داخل بدون اينكه بفهمند چه كار دارند ميكنند، متأسفانه با آنها همصدا ميشوند! آنها مغرضند، اينها غافلند.

 مسائل كوچك را نبايد بزرگ كرد. نبايد القاء بحران كرد. سعى ميكنند با هزار وسيله اثبات كنند كه در ايران بحران هست. چه بحرانى؟ كدام بحران؟ كشورِ آرام، ملتِ قوى، بانشاط؛ اين همه كار از سوى دستگاه‌هاى گوناگون، از سوى آحاد مردم در اين كشور دارد انجام ميگيرد. به توفيق پروردگار، امنيت كامل برقرار است. دستگاه‌ها با همديگر همكارى داشته باشند. اگر همكارى بكنند، كارها خيلى بهتر هم خواهد شد. دشمن اين را نميخواهد.

 آنچه در انتخابات لازم است، رقابت سالم است؛ رقابتِ بدون تهمت‌زنى و بدگوئى به يكديگر است. فضاى انتخابات بايد سالم باشد. مردم اگر خودشان نامزدهاى انتخاباتى را ميشناسند، طبق تشخيص خودشان حتماً عمل كنند؛ اگر نميشناسند، از افراد بصير و متدين در گزينشهاى انتخاباتى استفاده كنند. مجريان انتخابات در اجراى درست انتخابات، دقت كامل را به كار ببرند. اينها چيزهائى است كه ميتواند يك انتخابات خوب را براى كشور به ارمغان بياورد. اين سى و دو سه انتخاباتى كه از اول انقلاب تا امروز داشتيم، خوشبختانه همه‌ى اينها سالم بوده. البته در همه‌ى اينها كسانى معترض بوده‌اند، اعتراضها رسيدگى هم شده، احياناً تخلفات بوده است، اما هرگز عدم سلامت در انتخابات وجود نداشته است. بعد از اين هم بايد همين جور باشد.

 من دو سه جمله راجع به اين مسئله‌ى صلاحيتها عرض بكنم. شوراى محترم نگهبان صلاحيتهاى افرادى را احراز ميكند، بعضى را هم احراز نميكند. من اينجا سه تا نكته عرض بكنم: نكته‌ى اول اين است كه شوراى نگهبان از لحاظ قانونى موظف است صلاحيتها را احراز كند؛ بايد تشخيص بدهد، بايد برسد به اين كه اين صلاحيت وجود دارد. البته توصيه‌ى هميشگى ما اين بوده است كه سطح صلاحيتها را آنقدر بالا نبرند كه يك عده‌ى معدودى ته آن بمانند. آنچه كه موجب صلاحيت است، يك قدرى سطح آن را باسماحت‌تر نگاه كنند.

 نكته‌ى دوم اين كه بعضى‌ها به اين نظارتهاى شوراى نگهبان و عوامل نظارتى معترضند. ممكن است اعتراضشان بجا و واقعاً درست هم باشد؛ منتها توجه كنيم كه وقتى يك مقام مسئول قانونىِ مورد اعتماد تصميمى گرفت، ما تسليم باشيم. همه‌مان بايد تبعيت كنيم. مثلاً مجلس يك قانونى را ميگذراند؛ ممكن است من به آن قانون اعتراض داشته باشم، بگويم اين قانون معيوب است؛ اما قانون است، بايد بر طبقش عمل كنم. وقتى يك مقام مسئولى كه مورد اعتماد هم هست - مثل شوراى نگهبان - تصميمى گرفت، بايستى تسليم آن شد، بايد تبعيت كرد.

 نكته‌ى سوم: اين را من اعلام ميكنم، همه‌ى افراد بدانند؛ اينهائى كه رد صلاحيت ميشوند، لزوماً آدمهاى بى‌صلاحيتى نيستند. اينجور خيال نشود كه حالا چون فلانى در انتخابات رد صلاحيت شد، پس ديگر بكلى از صلاحيت ساقط است؛ نه، طبق قانون، در انتخابات نميتواند به عنوان نامزد شركت كند، اما ممكن است مقامى كه او را رد صلاحيت كرده، اشتباه كرده باشد. ممكن است براى اين كار صلاحيت نداشته باشد، اما صلاحيتهاى فراوان ديگرى داشته باشد. اينجور نباشد كه اگر كسى رد صلاحيت شد، اين معنايش اين باشد كه او ديگر از هستى ساقط شد؛ نه، صلاحيتهاى گوناگون ديگرى وجود دارد.

 آخرين مطلب در باب انتخابات اين كه: مسئولان از توطئه‌ى دشمن در كار انتخابات غافل نشوند. آن كسانى هم كه در انتخابات رأى نمى‌آورند، مواظب باشند آن كلاهى كه بر سر رأى‌نياوردگان سال 88 رفت، بر سر آنها نرود؛ فريب نخورند. همه‌ى نامزدهاى انتخابات و همه‌ى هوادارانشان، خودشان را در مقابل توطئه‌ى احتمالى دشمن مسئول امنيت بدانند. انتخابات را متهم نكنند؛ كسى آب به آسياب دشمن نريزد؛ در تبليغات، القاء فضاى اختلاف و نااميدى نشود، تا ان‌شاءاللَّه انتخابات خوبى داشته باشيم.

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
والعصر. انّ الانسان لفى خسر.
الّا الّذين ءامنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.


خطبه‌ى دوم‌

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطيبين الأطهرين سيّما بقيّةاللّه فى الأرضين و صلّ على علىّ اميرالمؤمنين و فاطمة الزّهراء سيّدة نساءالعالمين و صلّ على الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و على علىّ‌بن‌الحسين و محمّدبن‌علىّ و جعفربن‌محمّد و موسى‌بن‌جعفر و علىّ‌بن‌موسى و محمّدبن‌علىّ و علىّ‌بن‌محمّد و الحسن‌بن‌علىّ و الخلف القائم المهدىّ حججك على عبادك و امنائك فى بلادك و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين.

 بار ديگر همه‌ى برادران و خواهران عزيز نمازگزار را دعوت ميكنم به تقواى الهى. آنچه را كه در خطبه‌ى دوم به طور معمول عرض ميكنيم، در خطبه‌ى اول به عرض شما برادران و خواهران رساندم. در اين خطبه، با معذرت از همه‌ى نمازگزاران عزيز، خطاب من به برادران عرب ماست كه دوران حساسى را ميگذرانند. خطبه را عربى خواهم خواند.

ترجمه‌ى خطبه‌ى عربى‌ [متن خطبه عربی]

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا محمّد و ءاله الطّاهرين و صحبه المنتجبين و من تبعهم باحسان الى يوم الدّين.

برادران مسلمان ما در هر جا كه باشيد! سلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته‌

ميخواهم در ماه ربيع و در آستانه‌ى ميلاد رسول خاتم(ص)، نخستين سالگرد بهار بيدارى اسلامى و برانگيختگى برادران و خواهران عرب را از مصر و تونس و ليبى تا بحرين و يمن و بعضى از سرزمينهاى اسلامى ديگر، از سوى ملت ايران و همه‌ى مسلمين جهان تبريك بگويم.

 يك سال پُرماجرا گذشت. در تونس و مصر، رأى ملتها براى نخستين‌بار محترم شمرده شد و در هر دو كشور به جريانهاى اسلامگرا تعلق گرفت. در ليبى نيز چنين خواهد شد و اين اسلامگرائى با صفاتى چون ضد صهيونيستى بودن، ضد ديكتاتورى بودن، استقلال‌طلبى، آزاديخواهى و پيشرفت‌طلبى در سايه‌ى قرآن، مسير محتوم و اراده‌ى قاطع همه‌ى ملتهاى مسلمان خواهد بود. اين موج كه سه دهه پيش سرنوشت ايران اسلامى را نيز در چنين ايامى (مصادف با 22 بهمن) رقم زد و نخستين ضربه‌ى سنگين را بر جبهه‌ى آمريكا، ناتو و صهيونيزم فرود آورد و بزرگترين ديكتاتورى سكولار و دست‌نشانده‌ى منطقه را فروپاشاند، در همين ايام و با همان سبك و همان مطالبات، كل خاورميانه‌ى اسلامى و عربى را در برگرفته است.

 اراده‌ى خداوند به بيدارى ملتها تعلق گرفته است و قرن اسلام و عصر ملتها فرا رسيده و در آينده، سرنوشت كل بشريت را تحت تأثير قرار خواهد داد. و مگر جوانان و روشنفكران در واشنگتن و لندن و مادريد و رُم و آتن، با الهام از ميدان تحرير، به خيابانها نيامدند؟

 حساسترين بخشهاى جهان اسلام را نهضت بازگشت به اسلام و اعاده عزت و هويت و رهائى فراگرفته است و همه جا شعار «اللّه اكبر» به گوش ميرسد. ملتهاى عرب، ديكتاتورهايشان را نميخواهند؛ سيطره دست‌نشاندگان و طواغيت را بر خود، ديگر تاب نمى‌آورند؛ از فقر و عقب‌ماندگى و تحقير و وابستگى به ستوه آمده‌اند؛ سكولاريزم را در سايه‌ى سوسياليزم و ليبراليزم و ناسيوناليزم قومى آزمودند و همگى را بن‌بست يافتند؛ و البته ملتهاى عرب به دنبال افراطى‌گرى، خشونت مذهبى، بازگشت به عقب، تعصبات فرقه‌اى و قشريگرى با برچسب اسلامگرائى نيز نيستند.

 انتخابات تونس و مصر و شعارها و رويكردهاى مردم يمن و بحرين و ساير سرزمينهاى عربى، علامت ميدهد كه همه ميخواهند «مسلمان معاصر» بدون افراط خشك‌سرانه و تفريط غربگرايانه باشند و با شعار «اللّه اكبر» ميخواهند مسلمانانه، با تركيب «معنويت»، «عدالت» و «عقلانيت»، و با روش «مردم‌سالارى دينى»، از پسِ تحقير و استبداد و عقب‌ماندگى و استعمار و فساد و فقر و تبعيضِ صد ساله رهائى يابند؛ و اين، درست‌ترين راه است.

 رژيمهاى عربى كه در معرض خشم مردمشان قرار گرفته‌اند، چه خصوصياتى داشته‌اند؟ دين‌ستيزى، سرسپردگى و دست‌نشاندگى غرب (آمريكا، انگليس و ...) همكارى با صهيونيستها و خيانت به فلسطين، ديكتاتورى‌هاى خانوادگى و وراثتى، فقر مردم و عقب‌ماندگى كشور در كنار ثروتهاى انبوه خانواده‌هاى حاكم، تبعيض  و بى‌عدالتى و فقدان آزادى قانونى و پاسخگوئى قانونى، از خصوصيات مشترك آنها بوده است. حتّى تظاهر به اسلام يا جمهوريت در برخى موارد نيز نتوانسته مردم را فريب دهد. اينها واضح‌ترين علائم براى شناخت ماهيت خيزش ملتهاى عرب است؛ اعم از آنها كه پيروزى‌هاى بزرگى به دست آوردند، يا آنان كه ان‌شاءاللّه به دست خواهند آورد.

 هر ادعاى ديگرى در مورد ماهيت اين جنبشها كه با شعار «اللّه اكبر» صورت گرفته، ناديده گرفتن واقعيت در جهت بهره‌بردارى‌هاى ديگر و تحميلها و انحرافات بعدى است. آينده‌ى اين انقلابها با همين اصول سنجيده خواهد شد و معيار اصالت يا انحراف انقلابها همين آرمانها خواهد بود. ضد را به ضد ميتوان شناخت و انقلابها را به ضديت با صفات رژيمهائى كه به لرزه افتاده‌اند. انقلابيون همچنان بايد مراقب هدف‌تراشى‌ها و تلاشهائى كه براى تغيير شعارها صورت ميگيرد، باشند.

 بى‌شك غرب ميكوشد انقلابها را تبديل به ضد انقلاب كرده و نهايتاً با بازسازى رژيمهاى قديمى به شيوه‌ى جديد و تخليه‌ى احساسات توده‌ها و جابه‌جائى اصول و فروع و تغيير مهره‌هاى خود و اصلاحات صورى و تصنعى و ظاهرسازى دموكراتيك، دوباره براى ده‌ها سال ديگر سيطره‌ى خود را بر جهان عرب حفظ كند.

 غرب در دهه‌هاى بيدارى اسلامى و بويژه سالهاى اخير پس از شكستهاى پياپى از ايران و افغانستان تا عراق و لبنان و فلسطين و اينك مصر و تونس و ... كوشيده است پس از شكست تاكتيك اسلام‌ستيزى و خشونت علنى، به تاكتيك بدل‌سازى و توليد نمونه‌هاى تقلبى دست بزند، تا عمليات تروريزم ضد مردمى را به جاى «شهادت‌طلبى»، «تعصب و تحجر و خشونت» را به جاى «اسلامگرائى و جهاد»، «قوميت‌گرائى و قبيله‌بازى» را به جاى «اسلام‌خواهى و امت‌گرائى»، «غربزدگى و وابستگى اقتصادى و فرهنگى» را به جاى «پيشرفت مستقل»، سكولاريزم» را به جاى «علم‌گرائى»، «سازشكارى» را به جاى «عقلانيت»، «فساد و هرج و مرج» اخلاقى را به جاى «آزادى»، «ديكتاتورى» را به نام «نظم و امنيت»، «مصرف‌زدگى، دنياگرائى و اشرافيگرى» را به نام «توسعه و ترقى»، «فقر و عقب‌ماندگى» را به نام «معنويت‌گرائى و زهد» قلمداد كند.

 دو قطبىِ سرمايه‌دارى و كمونيزم كه جنگ بر سر قدرت و ثروت بود، پايان يافت و امروز دو قطبى ميان مستضعفين جهان به رهبرى جنبش مسلمين با مستكبران به رهبرى آمريكا و ناتو و صهيونيزم است. دو اردوگاه اصلى تشكيل شده است و اردوگاه سومى وجود ندارد.

 اين فرصت كوتاه را نميخواهم با بازخوانى گذشته و تقدير از ملتهاى عرب بگذرانم. بى‌شك همه‌ى ما و جهانيان چشم به منطقه دوخته‌ايم و ملتهاى برخاسته از جزيرةالعرب تا شمال آفريقا را تحسين ميكنيم؛ ولى اينك مايلم از امروز و فردا بگويم.

 سال گذشته در همين نماز جمعه با مردم شريف مصر، در حالى كه هنوز سايه‌ى نامبارك حسنى مبارك بر سرشان بود، سخن گفتم و امروز كه دوران جديد آغاز شده و ديكتاتور در حال محاكمه است، همه‌ى ما اميدوارانه‌تر به آينده‌ى جنبش مصر عزيز و ساير اعراب مى‌انديشيم.

 مؤلفه‌هائى كه از اطراف گوناگون در صحنه‌ى انقلابها حضور دارند، چه كسانى‌اند؟

 1) آمريكا، ناتو، رژيم صهيونيستى و متحدين و وابستگانشان در برخى رژيمهاى عربى‌

 2) ملتها و جوانان‌

 3) احزاب و فعالان سياسىِ اسلامى و غير اسلامى‌

 هر يك در چه موقعيتى و با چه اهدافى‌اند؟

 گروه اول، بازندگان اصلى در مصر و تونس و ساير نهضتها بوده و خواهند بود. مشروعيت و اينك موجوديت قطب سرمايه‌دارى و الگوى ليبرال دموكراسى غرب، حتّى در خود اروپا و آمريكا نيز با خطر اضمحلال روبه‌رو شده و در شرائطى شبيه شرائط بلوك شرق كمونيستى در دهه 80 ميلادى قرار گرفته‌اند. فروپاشى اخلاقى و  اجتماعى، بحرانهاى بى‌سابقه‌ى اقتصادى، شكستهاى بزرگ نظامى در عراق و افغانستان و لبنان و غزه، سقوط يا تزلزل اكثر ديكتاتورهاى وابسته و دست‌نشانده‌ى آنان در كشورهاى مسلمان و عربى و بويژه از دست دادن مصر، به خطر افتادن رژيم صهيونيستى از شمال و غرب و از درون به نحوى بى‌سابقه، افشاء شدن ماهيت وابسته‌ى سازمانهاى بين‌المللى و برخوردهاى گزينشى و سياسى با مسئله‌ى دموكراسى و حقوق بشر، تناقض‌گوئى و پريشان‌گوئى در موضعگيرى دوگانه در برابر مسائل ليبى، مصر، بحرين، يمن و ...

 اينها دسته‌ى اول را در بحران اعتماد جهانى و بحران تصميم‌گيرى عميقى فرو برده است و اينك بزرگترين هدفشان پس از ناتوانى از مهار و سركوب ملتها، تلاش در جهت تسلط بر اتاق فرمان انقلابها و نفوذ به درون احزاب مؤثر، حفظ حداكثرى ساختارهاى قبلى رژيمهاى فاسد و اكتفاء به رفرمهاى سطحى و نمايشى، بازسازى نيروهاى بومىِ خود در كشورهاى انقلاب كرده، تطميع، تهديد و احتمالاً در آينده، ترور و يا تلاش براى خريدن برخى افراد و گروهها در جهت متوقف ساختن يا ارتجاع در انقلابها و سرد كردن، مأيوس كردن يا درگير كردن مردم با مسائل فرعى و با يكديگر، دامن زدن به تضادهاى قومى و قبيله‌اى يا مذهبى و يا حزبى، جعل شعارهاى انحرافى در جهت تغيير ماهيت جنبشها، كنترل مستقيم يا غيرمستقيم بر ذهن و زبان انقلابيون و كشاندن آنان به درون بازى‌هاى سياسى و يا تفرقه‌اندازى ميان آنان و از طريق آنان، ميان گروههاى مردمى، تلاش براى سازش پشت پرده با برخى خواص با وعده‌هائى دروغ همچون كمك مالى و... و ده‌ها ترفند ديگر است كه به نمونه‌هائى از آنها در كنگره‌ى بين‌المللى بيدارى اسلامى در تهران قبلاً اشاره كردم.

 برخى رژيمهاى وابسته و محافظه‌كار عرب نيز در كنار آمريكا و ناتو، براى حفظ خود هم كه شده، با تمام قوا ميكوشند عقربه‌هاى زمان را متوقف كرده و انقلابهاى منطقه را به عقب برگردانده و يا به ناكجاآباد بكشانند و تنها سرمايه‌شان براى اين اثرگذارى، دلارهاى نفتى است و هدف اصلى ايشان، شكست مردم مصر، تونس، يمن، ليبى و بحرين و ... و حفظ ثبات و تضمين بقاء رژيم صهيونيستى و ضربه به جبهه‌ى مقاومت در منطقه است.

 اما گروه دوم و اصلى، ملتهايند. ملتها چه ميخواهند؟ نظرسنجى‌هاى مكرر آمريكائى‌ها در مصر و اكثر كشورهاى اسلامى، واقعيت را به آنها گفته است. از 2003 تا 2008 ميزان گرايش به مسجد و شعائر اسلامى، از جمله حجاب و پوشش زنان، بين 40% تا 75% در ملتها از مصر و اردن تا تركيه و مالزى و... افزايش يافته و ميزان نفرت از آمريكا با ميانگين 85% در كشورهاى اسلامى و عربى بالا رفته و بويژه پس از ديدن پيروزى جوانان حزب‌اللّه و حماس در جنگهاى 33 روزه و 22 روزه و شكست و خروج آمريكا بدون هيچ دستاوردى در عراق، اميد به پيروزى و آينده، در جوانان عرب مضاعف شده است.

 شخصيتهاى محبوب ميان جوانان مصر، مجاهدان ضد صهيونيستىِ مسلمان بوده‌اند. نفرت از صهيونيزم، توجه به قضيه‌ى فلسطين و عزت‌طلبى اسلامى، از شاخصهاى اصلى ملتهاست. در انتخابات اخير 75% مردم مصر به شعارهاى اسلامى رأى دادند. در تونس نيز اكثريت، همين پرچم را بالا بردند. در ليبى، اين درصد اگر بالاتر نباشد، پائين‌تر نيست. مردم از نمايندگانشان و از حكومتهاى جديد، براى آينده نيز همين‌ها را ميخواهند. مردم، مصر عزيز و محترم و آزاد را ميخواهند؛ مصرِ كمپ‌ديويد را نميخواهند، مصرِ فقير و وابسته را نميخواهند، مصرِ تحت فرمان آمريكا و متحد اسرائيل را نميخواهند، مصرِ متحجر و افراطى و نيز مصر غربگرا و لائيك و وابسته را نميخواهند. مصر آزاد، عزيز، اسلامى و مترقى، مطالبه‌ى اصلى مردم و جوانان است و به دنبال درگيرى نيستند. بدنه‌ى ارتش مصر با مردم است و كسانى در داخل و خارج مصر ميخواهند ارتش را در آينده با مردم درگير كنند و همه بايد مراقب باشند. بدنه‌ى ارتش مصر، نفوذ آمريكا و دوستان اسرائيل را برنخواهد تابيد.

 همچنين وقتى از اسلامگرائى در مصر يا تونس و ليبى سخن ميرود، اسلام رسول‌اللّه (ص) است كه در مدينه سايه‌ى رحمت و امنيت بر سر اهل ذمّه از مسيحى و يهودى گسترد. سخن از اسلام، به معنى دعوت به جنگ دينى ميان خداپرستان و يا جنگ مذهبى و فرقه‌اى ميان مسلمانان نيست. مصر، مصر مجمع تقريب مذاهب اسلامى و شيخ شلتوت است.

 مردم مصر و تونس و ليبى بدانند كه آنچه اينك دارند، هنوز يك انقلاب ناتمام است و گرچه گامهاى بلندى برداشتند، ولى ماجرا تازه آغاز شده است. مسائلى كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران و براى ما پيش آوردند و هنوز ادامه دارد و به فضل الهى در همه‌ى آنها شكست خورده‌اند و خواهند خورد، صدها برابر مشكلاتى بود كه انقلاب تا پيش از سرنگونى شاه داشت. بايد هوشيار باشيد و انقلابهايتان را گام‌به‌گام تا آخرين مراحل و در يك برنامه‌ى ميان‌مدت و بلندمدت پيش ببريد.

 رژيم طاغوتهاى مصر، اولين حكومت عربى بود كه به آرمان فلسطين خيانت كرد و راه سازش اعراب را گشود، تا آنجا كه به جز يك رژيم عربى - كه همان سوريه است - بقيه همگى فلسطين را فروختند و با صهيونيزم از درِ آشتى درآمدند. رژيم مصر، يكى از دو رژيم اصلى عربى مورد اعتماد آمريكا و اسرائيل بود و رئيس جمهور رياكار كنونى آمريكا براى ارسال پيام فريب و نفاق به مسلمانان، سفر به مصرِ حسنى مبارك را برگزيد؛ اما مردم مصر در انقلابشان نظر خود را گفتند و همه را از توهم بيرون آوردند.

 امروز مصر بايد دوباره در صف اول دفاع از آرمان فلسطين قرار گيرد و پيمان خيانت كمپ‌ديويد را زير پا بگذارد و بسوزاند. مصر انقلابى، ديگر نميتواند انرژى و گازِ رژيم رو به زوال صهيونيستى را از جيب ملت فقير و گرفتار خود بدهد.

 مخاطب سوم ما، احزاب و نخبگان سياسى در مصر و ساير كشورهاى به پا خاسته‌اند. متفكران و مبارزان اسلامى در شمال آفريقا، از مصر و تونس تا الجزائر و مغرب، و بويژه مصر، از پدران فكر بيدارى اسلامى و داعيان به وحدت و عزت امت و سپس رهائى قدس بوده‌اند. امروز شما وارثان خون هزاران شهيد و ده‌ها هزار زندان‌كشيدگان و تبعيدديدگان و شكنجه‌شدگان و مجاهدان و مبارزانى هستيد كه ظرف دهه‌هاى متوالى براى چنين روزها و پيروزى‌هائى فداكارى كردند.

 برادران و خواهرانم! مراقب اين امانت بزرگ باشيد. غرور و نيز ساده‌انگارى، دو آفت بزرگ پس از نخستين پيروزى‌هايند. شما مسئول‌ترين افراد در عرصه‌ى نظام‌سازى، حفظ دستاوردهاى مردم و حل مشكلات جنبش هستيد. قدرتهاى ضربه خورده‌ى جهان و منطقه، بى‌شك در افكار شيطانى به سر ميبرند؛ از فكر حذف و انتقام، تا طرح فريب دادن و متزلزل كردن و ترساندن و به طمع انداختن شما و سپس به نابود كردن انقلابها و پديد آوردن اوضاع - و العياذ باللّه - بدتر از گذشته مى‌انديشند. تصميمات، مواضع و اقدامات شما، ابعاد تاريخى خواهد يافت و اين دوره، «شب قدر» تاريخ كشورهاى شماست.

 به آمريكا و ناتو اعتماد نكنيد. آنان هرگز به مصالح شما و منافع ملت شما نمى‌انديشند. همچنين از آنان نترسيد. آنان پوشالى‌اند و بسرعت ضعيف‌تر نيز شده‌اند. حاكميت آنان بر جهان اسلام، صرفاً محصول ترس و جهل  ما در 150 سال گذشته بوده است. به آنان اميد نبنديد و از آنان حساب نبريد. تنها به خداى متعال اعتماد كنيد و فقط مردم خود را باور كنيد. آنان در عراق شكست خوردند و با دستهاى خالى خارج شدند؛ در افغانستان چيزى به دست نياورده‌اند؛ در لبنان از حزب‌اللّه، و در غزه از حماس شكست خوردند و اينك در مصر و تونس به دست مردم، به پائين كشيده شده‌اند. هيچ چيز طبق برنامه‌ى آنان پيش نرفته است، بت غرب نيز چون بت كمونيزم شكست و ترس ملتها ريخت. مراقب آينده باشيد كه شما را نترسانند.

 مراقب بازى‌هاى آنها باشيد. همچنين وارد بازى دلارهاى نفتىِ وابستگان و متحدان غرب در ميان اعراب نشويد، كه در آينده از اين بازى‌ها سالم بيرون نخواهيد آمد. اسرائيل رفتنى است، نبايد بماند و نخواهد ماند. شروع انحراف در نهضتهاى كنونى، تن دادن به بقاء رژيم صهيونيستى است و ادامه‌ى مذاكرات سازش و تسليم كه رژيمهاى ساقط شده آن را پايه‌گذارى كردند.

 خواست عمومى ملتهايتان بازگشت به اسلام است؛ كه البته به مفهوم «بازگشت به گذشته» نيست. اگر انقلابها باذن‌اللّه واقعى بمانند و ادامه يابند و دچار توطئه يا استحاله نگردند، مسئله‌ى اصلى شما، چگونگى نظام‌سازى، قانون‌نويسى و مديريت كشور و انقلابها خواهد بود؛ اين همان مسئله‌ى مهم تمدن‌سازىِ اسلامى مجدد در عصر جديد است.

 در اين جهاد بزرگ، كار اصلى شما اين خواهد بود كه چگونه يك تاريخِ عقب‌ماندگى و استبداد و بى‌دينى و فقر و وابستگى حاكم بر كشورهايتان را در كوتاه‌ترين زمانها ان‌شاءاللّه جبران كنيد و چگونه با رويكرد اسلامى و به شيوه‌اى مردم‌سالارانه و رعايت عقلانيت و علم، جامعه‌سازى كنيد و تهديدهاى داخلى و خارجى را يك به يك از سر بگذرانيد؛ چگونه «آزادى و حقوق اجتماعى» منهاى «ليبراليزم»، و «برابرى» منهاى «ماركسيزم»، و «نظم» منهاى «فاشيزم غرب» را نهادينه كنيد؛ چگونه تقيد خويش به شريعت مترقى اسلام را حفظ كنيد، بى‌آنكه گرفتار جمود و تحجر شويد؛ چگونه مستقل شويد، بى‌آنكه منزوى شويد؛ چگونه پيشرفت كنيد، بى‌آنكه وابسته شويد؛ چگونه مديريت علمى كنيد، بى‌آنكه سكولاريزه و محافظه‌كار شويد.

 تعريفها بايد بازخوانى و اصلاح شوند. دو الگوى «اسلام تكفيرى» و «اسلام لائيك» از سوى غرب به شما پيشنهاد شده و خواهد شد تا الگوى «اسلام اصولگراى معتدل و عقلانى» در ميان انقلابهاى منطقه تقويت نشود. كلمات را دوباره و بدقت تعريف كنيد.

 «دموكرات بودن» اگر به معناى مردمى بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلابهاست، همه دموكرات باشيد؛ و اگر به معناى افتادن به دام ليبرال دموكراسى درجه‌ى دوم و تقليدى باشد، هيچ يك دموكرات نباشيد.

 «سلفى‌گرى» اگر به معناى اصولگرائى در كتاب و سنت و وفادارى به ارزشهاى اصيل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احياء شريعت و نفى غربزدگى باشد، همگى سلفى باشيد؛ و اگر به معناى تعصب و تحجر و خشونت ميان اديان يا مذاهب اسلامى ترجمه شود، با نوگرائى و سماحت و عقلانيت - كه اركان تفكر و تمدن اسلامى‌اند - سازگار نخواهد بود و خود باعث ترويج سكولاريزم و بى‌دينى خواهد شد.

 به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاريس بدبين باشيد؛ چه از نوع لائيك و غربگرا، و چه از نوع متحجر و خشن آن. به اسلامى كه رژيم صهيونيستى را تحمل ميكند، ولى با مذاهب اسلامىِ ديگر بيرحمانه مواجه ميشود، دست آشتى به سوى آمريكا و ناتو دراز ميكند، ولى در داخل به جنگهاى قبيله‌اى و مذهبى دامن ميزند و اشدّاء با مؤمنين و رحماء با كفار است، اعتماد نكنيد. به اسلام آمريكائى و انگليسى بدبين باشيد، كه شما را به دام سرمايه‌دارى غرب و مصرف‌زدگى و انحطاط اخلاقى ميكشانند. در دهه‌هاى گذشته، هم نخبگان و هم حاكمان، به وابستگى بيشتر خود به فرانسه و انگليس و آمريكا و يا شوروى افتخار ميكردند و از سمبلهاى اسلامى ميگريختند؛ و امروز همه چيز برعكس شده است.

 بدانيد كه غرب در صدد انتقام بر خواهد آمد؛ انتقام اقتصادى، نظامى، سياسى و تبليغاتى! اگر ملتهاى مصر و تونس و ليبى و ... ان‌شاءاللّه در مسير خدا ادامه دهند، ممكن است به تحريمها تهديد شوند.

 و اما كلام آخر: اعلام آمادگى جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ايران براى همكارى و خدمت به شماست، و خدمت ما و شما به همديگر. انقلاب اسلامى ايران موفق‌ترين تجربه‌ى اسلامى عصر جديد بود در عرصه‌ى خودباورى ملتها و مردم‌باورى نخبگان، در عرصه‌ى نفى اسطوره‌ى شكست‌ناپذيرى رژيمهاى طاغوتى  و اربابشان، در عرصه‌ى شكستن غرور كمونيزم و سرمايه‌دارى، ارائه مدلهاى كارآمد در پيشرفتهاى بزرگ كشور، با حفظ مردم‌سالارى و دفاع از ارزشهاى اساسى.

 برادران و خواهران! سالهاست كه عليه برادران ايرانى‌تان به شما دروغ ميگويند، و اينك حقيقت در مورد ايران اسلامى همين است كه به شما عرض ميكنم:

 انقلاب ما پيروزى‌ها و البته ضعفهائى در مجاهدات سه دهه‌ى خود داشته است؛ اما هيچ جنبش اسلامى در جهان پس از تسلط غرب و شرق بر مسلمين در قرن گذشته، تا اين حد جلو نيامده بود و اين همه موانع را از سر نگذرانده بوده است.

 ان‌شاءاللّه گفتگوهاى بسيارى ميان ما و شما برادران در پيش است. در رسانه‌هاى سرمايه‌دارى و صهيونيزم جهانى، ايران متهم به «تروريزم» ميشود؛ تنها بدان علت كه حاضر نشد برادران عرب خود را در فلسطين و لبنان و عراق و ... تنها بگذارد و اشغالگران را به رسميت بشناسد؛ حال آنكه ما خود بزرگترين قربانى تروريزم در جهان هستيم و اين ترورها همچنان ادامه دارد.

 اگر انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى، برادران مظلوم افغانى و بوسنيائى و لبنانى و عراقى و فلسطينى خود را همچون ساير حكومتهاى بظاهر مسلمان، تنها ميگذارد، و اگر همچون بيشتر رژيمهاى عربى كه به فلسطين خيانت كردند، ما هم ساكت ميمانديم و از پشت خنجر ميزديم، هرگز ما را پشتيبان تروريزم و مداخله‌گرى معرفى نميكردند. ما به آزادى قدس شريف و تمامى سرزمين فلسطين مى‌انديشيم؛ اين است آن جرم بزرگ ملت ايران و جمهورى اسلامى.

 از امپرياليزم ايرانى يا شيعى ميگويند؛ حال آنكه همه ميدانند ما هرگز انقلاب اسلامى را، انقلابى صرفاً شيعى يا ملى‌گرا و ايرانى ندانسته و نخوانده‌ايم و در اين سى سال هرچه هزينه داده و تهديد شده‌ايم، به علت اسلامگرائى و امت‌گرائى و شعار وحدت و تقريب مذاهب و آزادى و عزت برادران مسلمان از شرق آسيا تا عمق آفريقا و اروپا بوده است.

 ايران اسلامى در عرصه‌ى علم، تكنولوژى، حقوق اجتماعى، عدالت اجتماعى، توسعه، بهداشت، تأمين كرامت زنان و حقوق اقليتهاى دينى و ... گامهاى بزرگ و بى‌نظيرى برداشت. ما ضعفهاى خود را نيز ميشناسيم و بعون‌اللّه درمان ميكنيم ان‌شاءاللّه.

 معادله‌ى مقاومت در منطقه با كمك جمهورى اسلامى تغيير يافت. تبديل و ارتقاء سنگ در دست فلسطينيان به «موشك جواب موشك» در غزه و ساير مقاومتهاى اسلامى در برابر اشغالگران، الهام از انقلاب اسلامى بود.

 ايران به دنبال ايرانى كردن اعراب يا شيعى كردن ساير مسلمين نيست؛ ايران به دنبال دفاع از قرآن و سنت پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) و احياء امت اسلامى است. براى انقلاب اسلامى، كمك به مجاهدان اهل سنت سازمانهاى حماس و جهاد و مجاهدان شيعى حزب‌اللّه و امل، به يك اندازه واجب شرعى است و احساس تكليف ميكند. ملت و حكومت ايران با صداى بلند و قاطع اعلام ميكند كه به قيام ملتها (و نه به ترور)، به وحدت اسلامى (نه غلبه و تضاد مذاهب)، به برادرى مسلمين (نه به برترى قومى و نژادى)، به جهاد اسلامى (نه خشونت عليه بى‌گناهان)، ان‌شاءاللّه معتقد و ملتزم است.

 براى سعادت همه‌ى ملتهاى مسلمان دعا كنيم و در كنار آن، وظيفه‌ى سنگين خود را بشناسيم و به آن عمل كنيم و بدانيم كه «و اللّه غالب على امره».(4)

عباد اللّه اتّقوا اللّه و كونوا للظّالم خصما و للمظلوم عونا. اقول قولى هذا و استغفر اللّه لى و لكم.

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
اذا جاء نصر اللّه و الفتح. و رأيت النّاس يدخلون فى دين اللّه افواجا.
فسبّح بحمد ربّك و استغفره انّه كان توّابا.

والسّلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته‌
 
1) ابراهيم: 24
2) شرح نهج‌البلاغه، ج 20، ص 319
3) آل عمران: 164
4) يوسف: 21

http://farsi.khamenei.ir

اهمیت و جایگاه مجلس شورای اسلامی از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره)

مسؤولیت انسان نسبت به سرنوشت خود و جامعه از ارزشهای مسلم دین اسلام می باشد . و این امر در آیات و روایات و سیره مسلمین مورد تاکید قرار گرفته است . بنابراین مشارکت افراد در تصمیمات سیاستگذاری، اداره امور اجتماع و تعیین کارگزاران از حقوق و مسؤولیتهای اولیه هر مسلمانی به حساب می آید .

از این رو افراد در جامعه اسلامی دارای توانایی انتخاب نسبت به سرنوشت جمعی خویش بوده و آزادی سیاسی مولود اختیاری است که خداوند ارزانی داشته است . و انقلاب اسلامی که به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و پشتیبانی مردم به پیروزی رسید و زمینه مشارکت امت و اداره امور کشور را متکی به آراء عمومی مردم نهاد و به همین جهت جمهوری اسلامی ایران در همه پرسی 12 فروردین 1358 (ه . ش) به تایید ملت همیشه در صحنه ایران رسید .

در اصل پنجاه و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین آمده است:

«حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست، و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی حاکم ساخته است . هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خدادادی را از طرقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند .» (1)

حضرت امام (ره) در این مورد چنین می فرماید: «مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد یا گروه و دسته ای حق تحمیل فرد یا افرادی را به مردم ندارند . جامعه اسلامی ایران که با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزشهای والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته اند و به این بیعت و این پیمان بزرگ وفادار مانده اند . . .» (2)

در آستانه ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی هستیم . اهمیت و جایگاه مجلس شورای اسلامی و نقش حضور مردم در صحنه بر همه روشن است . هر چه از عمر پر برکت جمهوری اسلامی ایران می گذرد و مردم متعهد و انقلابی ایران اسلامی به اهمیت حضور و نقش تعیین کننده خود در تمامی صحنه های انقلاب، آگاهتر می شوند و راز دوام و بقاء انقلاب خود را بهتر در می یابند .

از آغاز انقلاب اسلامی تا کنون یکی از اهداف شوم استکبار جهانی دورکردن مردم از صحنه های انقلاب بوده و به انواع ترفندها متوسل شده اند ولی به لطف خداوند تبارک و تعالی ملت شریف و سرافراز ایران با حضور عظیم خود در صحنه های گوناگون انقلاب این حقیقت را به اثبات رسانیده اند که از وحدت و انسجام آنان چیزی کم نشده و استکبار و مزدوران آنان تا ابد حسرت گسستن اتحاد و یکپارچگی ملت ما را به گور خواهند برد .

حضرت امام (ره) ضمن اشاره به وضعیت مجلس قبل از انقلاب اسلامی به اهمیت مجلس شورای اسلامی و نقش مردم چنین می فرماید:

«ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غم انگیزی از مجلس شورای غیر صالح و منحرف از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوی و از هر زمان بدتر و خطرناکتر در این رژیم تحمیلی فاسد (پهلوی) خورد چه مصیبتها و خسارتهای جان فرسا از این جنایتکاران بی ارزش و نوکر مآب به کشور و ملت وارد شد . از بعد از مشروطه هیچگاه به قانون اساسی عمل نشده، . . . اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیم الشان سرنوشت کشور به دست مردم افتاده و وکلاء از خود مردم و با انتخاب خودشان بدون دخالت دولت و خان های ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند و امید است که با تعهد آنها به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشود» (3)

حضرت امام در ادامه آن مطلب می فرماید:

«اکنون که بحمدالله موانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیش آمده است هیچ عذری باقی نمانده و از گناهان بزرگ نابشخودنی، مسامحه در امر مسلمین است . هر کس به مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد و با جدیت از نفوذ وابستگان استعمار و منحرفان از مکتب بزرگ اسلام جلوگیری نمایند و بدانند که مخالفین اسلام و کشورهای ابرقدرت چپاولگر بین المللی هستند با تدریج و ظرافت در کشور ما و کشورهای اسلامی رخنه و با دست افراد خود ملتها، کشورها را به دام استثمار می کشانند باید با هوشیاری مراقب باشید و با احساس اولین قدم نفوذی به مقابله برخیزید و به آنها مهلت ندهید .» (4)

بنابراین همه مردم در سرنوشت جامعه خویش مسؤول هستند و هیچ عذر و بهانه ای از کسی پذیرفته نیست که نسبت به سرنوشت اداره امور جامعه اسلامی بی تفاوت باشد و بی تفاوت بودن و کناره گیری نسبت به سرنوشت اداره امور جامعه از گناهان کبیره محسوب می شود . پس همه مردم باید خود را دخیل و سهیم در اداره امور جامعه بدانند و هر کس به هر اندازه ای که توان دارد نسبت به سرنوشت جامعه اسلامی تلاش نماید و حضور تک تک مردم در صحنه های سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی به عنوان یک وظیفه شرعی، عقلی و سیاسی می باشد . و مطمئن باشیم که حضور گسترده مردم در صحنه های مختلف، دشمن را ناامید و انقلاب را بیمه می کند .

1) وظیفه و نقش مردم در انتخابات از دیدگاه امام خمینی (ره):

از دیدگاه حضرت امام (ره) جایگاه و نقش مردم در انتخابات، اساسی، حساس و تعیین کننده است . در زیر وظایف مردم نسبت به انتخابات را به فهرست ذکر می کنیم:

الف: شرکت فعالانه در انتخابات:

حضرت امام (ره) همه آحاد ملت را به شرکت در انتخابات فرا می خوانند:

«وصیت من به ملت شریف آن است که در تمامی انتخابات چه انتخابات رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و . . . در صحنه باشند و اشخاصی را که انتخاب می کنند روی ضوابطی باشد که اعتبار می شود . عدم دخالت مردم، از مراجع و علماء بزرگ تا طبقه بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه مسؤول سرنوشت کشور و اسلام می باشند، چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده، و چه بسا که در بعض مقاطع عدم حضور و مسامحه گناهی باشد که در راس گناهان کبیره است . پس علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد و الا کار از دست همه خارج خواهد شد و این حقیقتی است که بعد از مشروطه لمس نموده اید و نموده ایم . چه علاجی بالاتر و والاتر از آن نیست که ملت در سرتاسر کشور در

کارهائی که محول به اوست بر طبق ضوابط اسلامی و قانون اساسی انجام دهد .» (5)

پس همه اقشار ملت در سرنوشت کشور اسلامی خود مسؤول هستند . و لذا همه باید شرکت در انتخابات را بعنوان یک وظیفه شرعی و قانونی خود بدانیم و بدون هیچگونه درنگ و مسامحه ای در صحنه های حساس انقلاب حضور فعال داشته باشیم و بدانیم که اگر به خاطر عدم حضور ما در سرنوشت جامعه، ضربه ای به انقلاب وارد شود همه ملت در پیشگاه خداوند و شهدای عزیز مسؤول خواهند بود . حضرت امام (ره) در این زمینه چنین می فرماید:

«اگر خدای نخواسته بر اسلام یا کشور اسلامی از ناحیه عدم دخالت در سرنوشت جامعه لطمه و صدمه ای وارد شود، یک یک تمام ملت در پیشگاه خدای قهار توانا مسؤول خواهیم بود و نسل های آینده که ممکن است از کناره گیری های کنونی مورد هزار گونه تجاوز واقع شوند ما را نبخشند . یکی از وظایف مهم شرعی و عقلی ما برای حفظ اسلام و مصالح کشور حضور در حوزه های انتخابیه و رای دادن به نمایندگان صالح و کاردان و مطلع بر اوضاع سیاسی جهان و سایر چیزهایی که کشور به آنها احتیاج دارد می باشد و مجلس محتاج به متخصصین رشته های مختلفی است که کشور احتیاج به آنها دارد . (6)

و در اصل ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین آمده است:

«در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود، از انتخابات، انتخابات رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای اسلامی و نظایر اینها یا از همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می گردد .» (7)

پس نقش حضور مردم در سرنوشت جامعه امری روشن و واضح است و در جمهوری اسلامی ایران اداره امور کشور به عهده خود مردم می باشد که از طریق برگزاری انتخابات این مسؤولیت را به افراد واجد شرایط واگذار می کنند . و شکی نیست که هر فرد مسلمانی نسبت به سرنوشت اداره امور جامعه اش احساس مسؤولیت دارد . و همه اقشار مختلف مردم در انتخابات سرنوشت ساز مجلس شورای اسلامی حضور فعال خواهند داشت . و انقلاب متعلق به همه اقشار مردم می باشد و همه در انقلاب سهیم هستند و مردم فهیم و آگاه کشور اسلامی ایران نسبت به سرنوشت کشورشان بی تفاوت نخواهند بود .

حضرت امام (ره) در این زمینه می فرماید:

«همانطوری که هر آدمی خودش را موظف می داند که بچه خودش را، اطفال خودش را اداره کند . . . این احساس باید در ما پیدا بشود که این مملکت عائله ما هستند و خانه ماست . . . صاحبخانه هم یکی نیست، دو تا نیست، همه اند . . . همه کشور مال همه است .» (8)

ب: مشورت کردن:

مشورت از دستورات اسلامی است و خداوند مؤمنین را به مشورت فرا خوانده و می فرماید:

«و امرهم شوری بینهم » (9) و در جای دیگر می فرماید: «وشاورهم فی الامر» (10) و در روایات متعددی بر اهمیت مشورت تاکید شده است . تا جایی که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در وصیت خود چنین می فرماید: «اضمم آراء الرجال بعضها الی بعض ثم اقربها الی الصواب و ابعدها من الارتیاب » (11) یعنی نظریات صاحبان رای را جمع آوری کن و سپس نزدیکترین آن را به صواب و دورترین آن را از شک انتخاب کن .

ما از آیات و روایات اصل لزوم مشورت را استفاده می کنیم . از آنجا که مجلس از اهمیت والایی برخوردار است و تصمیمات مجلس شورای اسلامی در امور کشور نقش بسزایی دارند لذا ما برای اینکه کاندیدای اصلح را انتخاب کنیم با افراد مورد اطمینان مشورت کنیم و همه امور و مصالح کشور را در نظر گرفته و بعد خودمان تصمیم بگیریم که به چه کسی رای بدهیم . در این مورد حضرت امام (ره) وظیفه همگان را روشن می کند:

«در تعیین رئیس جمهوری و وکلاء مجلس با طبقه تحصیل کرده متعهد و روشن فکر با اطلاع از مجاری امور و غیر وابسته به کشورهای قدرتمند استثمارگر، و اشتهار به تقوی و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده، و یا علماء و روحانیون با تقوی و متعهد به جمهوری اسلامی مشورت نموده (نمائید) .» (12)

پس بنابراین مردم مؤمن و انقلابی ما برای انتخاب نماینده خود با افراد مؤمن و متعهد که مورد اعتمادشان هست مشورت می نمایند و در مقام مشورت کسی حق ندارد که رای و نظر خود را بر دیگران تحمیل کند . مردم ما در انتخاب وکلاء خود کاملا آزاد هستند و خودشان طبق معیار و ضوابطی که معین شده نامزدهای انتخاباتی را شناسایی نموده و به شخص مورد نظرشان رای خواهند داد .

ج: انتخاب اصلح:

با توجه به این اصل کلی که مسؤولیت ها باید در دست صالح ترین افراد باشد مردم نباید بی توجه از کنار این مساله بگذرند بلکه وظیفه دارند از روی آگاهی و شناخت کامل شایسته ترین فرد را انتخاب کنند .

مرحوم علامه امینی درکتاب الغدیر می فرماید، ابن عباس از رسول خدا چنین نقل می کند: «من استعمل عاملا من المسلمین و هو یعلم ان فیهم اولی بذلک منه و اعلم بکتاب الله و سنة نبیه فقد خان الله و رسوله و جمیع المسلمین .» (13)

یعنی: هر کس از مسلمانان عاملی (کارگزاری) را بر سر کار بیاورد - و به او مسئوولیت بدهد - در حالی که می داند در بین مسلمانان فردی وجود دارد که او برای این کار سزاوارتر است و به کتاب و سنت پیامبر - صلی الله علیه و آله - آشناتر است آن کس به خدا و رسول خدا - صلی الله علیه و آله - و جمیع مسلمین خیانت کرده است .

بنابراین بر افراد جامعه اسلامی لازم است تا ویژگیهای افراد را بررسی نمایند و از بین آنها بهترین و شایسته ترین فرد را برای تصدی امور و کارگزاری نظام اسلامی انتخاب کنند .

حضرت امام خمینی (ره) معنا و معیار اصلح را چنین بیان می فرماید: «اگر (انتخاب اصلح) برای خودتان باشد شیطانی است و اما اگر انتخاب اصلح برای مسلمانهاست، کی و از کجاست، مطرح نیست، از هر گروهی باشد، حزب باشد، یا غیر حزب، نه حزب اسباب این شود که غیر آن فاسد و نه صد در صد حزبی بودن باعث صلاح آنهاست . و انتخاب اصلح برای مسلمین یعنی انتخاب فردی که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد و همه چیز را بفهمد و چون در مجلس اسلام تنها کافی نیست بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد و ممکن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد، که اگر اصلح را انتخاب کردید، کاری اسلامی می کنید و این یک محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید انتخاب برای اسلام است یا برای صلاح خودتان . امیدوارم که تا آخر هم اینطور باشد و هر دوره انتخابات بهتر انجام شود . و این مساله، مساله شخصی نیست بلکه برای اسلام و از امور مهمه است .» (14)

و در جایی دیگر حضرت امام (ره) ملاک و معیار انتخاب اصلح را برای مردم چنین بیان می کند: «اشخاصی را انتخاب کنیم که از هر جهت صالح باشند . مسلمان بودن تنها فایده ای ندارد، باید جمهوری اسلامی را قبول داشته باشد و از مسائل روز اطلاع داشته باشد . سعی کنید مثل مرحوم مدرس را انتخاب کنید . کسانی را که انتخاب می کنید باید مسائل را تشخیص دهند، نه از افرادی باشند که اگر قدرت دیگری تشری زد بترسند، باید بایستند و مقابله کنند .» (15)

ملت هوشیار و همیشه در صحنه ایران اسلامی با در نظر گرفتن ملاک و معیارهای لازم به خاطر خدا و مصالح نظام اسلامی کشورمان با دقت کامل سوابق و ویژگیهای نامزدهای انتخاباتی را بررسی نموده به دور از گرایشهای جناحی و گروه گرائی شایسته ترین و صالح ترین افراد را برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب خواهند نمود . و بدانند که با حضور گسترده در انتخابات و انتخاب اصلح ضربه بزرگی بر دشمنان اسلام و انقلاب وارد خواهند کرد .

از بیانات و رهنمودهای حضرت امام (ره) استفاده کنیم: «در هر حال مردم با بصیرت و درایت کاندیداهایی را شناسایی کرده و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینی - سیاسی نامزدهای انتخاباتی توجه نمایند . تمییز بین کسانی که در تفکر خود، خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده اند با دیگران کار مشکلی نیست .» (16) ملت انقلابی و سرافراز ایران اسلامی با شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخاب کاندیدای اصلح مشت محکمی بر دهان دشمنان انقلاب اسلامی خواهند زد و بیعت مجددی با آرمانهای بلند امام راحل و مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای - مدظله العالی - می باشد .

2) وظایف و شرایط نامزدهای انتخاباتی از دیدگاه حضرت امام:

وظیفه و نقش نامزدهای انتخاباتی در سلامت انتخابات و حضور پرشور مردم به پای صندوقهای اخذ رای اهمیت به سزایی دارند .

الف: شرایط نمایندگان (کاندیدهای انتخاباتی) :

نامزدهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی علاوه بر شرایط عمومی که در قانون اساسی ذکر شده را دارا هستند باید دارای شرایط دیگری نیز باشند تا بهتر بتوانند به مردم خدمت کنند و در مصوبات مجلس قدرت و توان اظهار نظر و نقد و بررسی لازم را داشته باشند و در مشکلات کلیدی جامعه بتوانند تصمیمات لازم را بگیرند و همیشه مصالح نظام را مقدم بر هر چیزی بدانند .

حضرت امام (ره) شرایط کاندیدای انتخاباتی (نمایندگان) را این طور بیان می فرماید: «مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رای دهند که متعبد به اسلام وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسؤولیت کنند و طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنج دیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی - صلی الله علیه و آله - باشند و افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه، اسلام امریکایی هستند طرد نموده و به مردم معرفی نمایند .» (17)

شرایط کاندیداهای انتخاباتی (نمایندگان) عبارتند از :

1 - متعبد به اسلام و اعتقاد به جمهوری اسلامی ایران

2 - پشتیبان ولایت فقیه و متعبد به اوامر او

3 - وفادار به مردم

4 - مطلع و آگاه به مسائل روز

5 - هدف خدمت به محرومین

بنابر این نماینده شایسته کسی است که نمایندگی را راهی برای نیل به پست و مقام قرار ندهد هدف خدمت به اسلام و انقلاب و رفع گرفتاری های محرومین جامعه باشد و مصالح نظام اسلامی را بر مصالح شخصی و جناحی مقدم بدارد .

حضرت امام - رضوان الله تعالی علیه - در وصیتنامه خود بخشی از شرایط وکلای مجلس را اینگونه ترسیم می نماید:

«ملت در هر دوره از انتخابات وکلاء دارای تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی که غالبا متوسطین جامعه و محرومین می باشند و غیر منحرف از صراط مستقیم به سوی غرب یا شرق و بدون گرایش به مکتبهای انحرافی و اشخاص تحصیل کرده و مطلع بر مسائل روز و سیاستهای اسلامی به مجلس بفرستند .» (18)

ب: شرایط تبلیغات نامزدهای انتخاباتی:

تبلیغات نامزدهای انتخاباتی یکی از عوامل مهم، سلامت برگزاری انتخابات می باشد . کاندیداهای محترم مجلس شورای اسلامی همانطوری که مطلع هستند هدف از وکیل شدن خدمت به اسلام و مردم می باشد . بنابر این تبلیغات باید در چهارچوب اسلام باشد . و شما از همان قدم اول نیت را خالص کنید و برای رضای خداوند تبارک و تعالی حرکت کنید تا در آینده بتوانید منشا خدمات شایانی برای جامعه اسلامی باشید .

شرایط تبلیغات نامزدهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی از دیدگاه حضرت امام (ره) :

«نصیحتی است از پدری پیر به نامزدهای مجلس شورای اسلامی که سعی کنید تبلیغات انتخاباتی شما در چهارچوب تعالیم و اخلاق عالیه اسلام انجام شود و از کارهایی که با شؤون اسلام منافات دارد جلوگیری گردد . باید توجه داشت که هدف از انتخابات در نهایت حفظ اسلام است اگر در تبلیغات، حریم مسائل اسلامی رعایت نشود چگونه منتخب حافظ اسلام می شود . باید سعی شود که خدای ناکرده به کسی توهین نگردد و در صورتی که رقیب انتخاباتی به مجلس راه نیافت، به دوستی و برادری - که چیزی شیرین تر از آن نیست - لطمه ای نخورد .» (19)

نامزدهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی این نصیحت پدرانه امام راحل (ره) را آویزه گوشتان قرار دهید و بدانید که اگر می خواهید به این ملت شریف و بزرگوار خدمت کنید باید مسائل اسلامی را رعایت کنید . این ملت برای اسلام قیام کردند و در این راه پر فراز و نشیب علاوه بر اینکه سختیها و مشکلات فراوانی را متحمل شدند شهدای گرانقدری را تقدیم اسلام و انقلاب (نموده اند) کرده اند . و شکی نیست که شهدای عزیز و امام شهدا ناظر بر اعمال و حرکات ما هستند و ما باید سعی کنیم در مسیر اهداف آن بزرگواران حرکت کنیم . شما باید در تبلیغات انتخاباتی به گونه ای عمل کنید که به وحدت و انسجام مردم لطمه ای وارد نشود و خدای نخواسته کاندیدای رقیب خود را مورد توهین و هتک حرمت قرار ندهید . باید برنامه ها و دیدگاههای خود را در جوی سالم به مردم ارائه دهید تا مردم با بصیرت و درایت و رعایت همه جوانب کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب کنند . و بدانید که این انتخابها یک امتحان است و پیروز آن کسی است که به تکلیف و وظیفه الهی خود عمل کرده باشد .

حضرت امام (ره) خطاب به نامزدهای انتخاباتی و طرفداران آنها چنین می فرماید:

«همه این امور اعتباری و زودگذر است و همه در محضر حق هستیم و آنچه در صحیفه کردار ما ماندنی است اعمال و رفتار ما و آنچه موجب سعادت و جاودانگی ما می شود، صفای معنویت و ثمرات خلوص بندگی است، و ما نباید خلوص عمل و جامعه اسلامی خودمان را به زنگار کدورت ها و اختلافات آلوده کنیم و رقابت های انتخاباتی هم هرگز نباید موجبات تفرقه و جدایی را فراهم نماید .» (20)

نکته ای که لازم است به نامزدهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی تذکر داده شود این است که علاوه بر اینکه شما باید صفا و صمیمیت و به دور از اختلاف رقابت انتخاباتی داشته باشید باید در تبلیغات نهایت صرفه جویی را بنمائید . همانطوری که می دانید امروز عده کثیری از مردم در فقر و مشکلات اقتصادی بسر می برند . از چاپ عکس و پوسترهای رنگارنگ و زائد بر حد اعتدال و ضرورت، پرهیز نمائید و در حد شناسایی خودتان که ضرورت ایجاب می کند استفاده کنید . و مطمئن باشید که مردم ما گول تبلیغات کذایی و عکس و پوسترهای آنچنانی که نوعا منجر به اسراف می شود را نخواهند خورد . بلکه آنچه مهم است این است که شما اهداف و دیدگاهها و برنامه های خودتان را برای مردم بیان کنید و خودتان را به مردم تحمیل نکنید . بگذارید مردم شریف و آگاه خودشان آزادانه و از روی معیار و ملاکهایی که دارند شخص مورد نظرشان را انتخاب نمایند .

در این قسمت به بیان شیوا و گهربار امام راحل (ره) گوش جان می سپاریم:

«گرچه همه حق تبلیغات صحیح برای خود یا کاندیداهای خود یا دیگران را دارند و هیچ کس نمی تواند جلوگیری از این حق نماید . و البته لازم است تبلیغات موافق مقررات دولت باشد .» (21)

بنابراین تبلیغات حق طبیعی و قانونی کاندیدها و طرفداران آنها می باشد ولی این تبلیغات باید برابر مقرراتی باشد که برای آنها در قانون معین شده و همه باید رعایت قانون را بر خودمان واجب بدانیم و دیگران را هم به رعایت قانون ارشاد کنیم .

3) وظیفه ناظران و مجریان انتخابات از دیدگاه امام خمینی (ره):

الف: وظیفه ناظران (شورای نگهبان):

وظیفه شورای محترم نگهبان را قانون معین نموده . اولین وظیفه ای که در این بخش دارند این است که صلاحیت کلیه نامزدهای انتخاباتی را با دقت بررسی نمایند و افرادی که صلاحیت برای کاندیدای انتخاباتی مجلس را دارند به مردم معرفی نمایند . بدیهی است که شورای محترم نگهبان بدون هیچ گونه مسامحه ای با دقت کامل سوابق و خصوصیات کاندیدها را بررسی می کنند و به وظیفه قانونی و شرعی خود عمل خواهند نمود . اما وظیفه دیگری که آن شورای محترم به عهده دارد نظارت بر سلامت و صحت انتخابات می باشد . بعد از برگزاری انتخابات، شورای نگهبان کلیه مدارک و اسناد راجع به برگزاری انتخابات حوزه های انتخابیه را با دقت مورد بررسی قرار می دهند تا حق هیچ کس ضایع نشود و سپس مهر صحت بر انتخابات خواهند گذاشت .

حضرت امام (ره) در باره وظیفه شورای نگهبان چنین می فرماید:

«اعضای محترم شورای نگهبان - ایدهم الله تعالی - را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند . . . من به آقایان هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است . . . لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصی مان باشد احترام بگذاریم . . . و به شورای نگهبان تذکر می دهم که در کار خود استوار باشید و با قاطعیت و دقت عمل فرمایید و به خدای متعال اتکال کنید .» (22)

اما وظیفه دیگری که بعهده شورای محترم است، بررسی کلیه مصوبات مجلس شورای اسلامی جهت تطابق داشتن با موازین شرع و قانون اساسی می باشد . در اصل نود و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین آمده است:

«تشخیص عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلام با اکثریت فقهای شورای نگهبان و تشخیص عدم تعارض آنها با قانون اساسی بر عهده اکثریت همه اعضای شورای نگهبان است .» (23)

بنابر این باید مصوبات مجلس به تایید شورای محترم نگهبان برسد تا اعتبار قانونی پیدا کند . در اصل نود و سوم قانون اساسی چنین آمده است:

«مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان اعتبار قانونی ندارد مگر در مورد تصویب اعتبارنامه نمایندگان و انتخاب شش نفر حقوقدان اعضای شورای نگهبان » (24)

شورای محترم نگهبان بدون در نظر گرفتن منافع جناحی با استقلال طبق وظیفه ای که بعهده دارند در جهت پاسداری از اسلام و قانون اساسی عمل خواهند نمود . حضرت امام (ره) می فرماید:

«اگر در مجلس اشتباهی واقع بشود شورای محترم نگهبان با کمال قدرت و استقلال عمل خواهد کرد .» (25)

ب: وظیفه مجریان انتخابات:

امام (ره) خطاب به مجریان انتخابات چنین می فرماید: شما مسؤول این مساله (انتخابات) هستید هم مسؤول کار خودتان و هم مسؤول مسؤولین دیگری که تحت نظر شما هستند هستند، که جریان انتخابات یک جریان صحیح باشد . هیچ کس در انتخابات بر دیگری مقدم نیست، همه افراد ملت یک جور هستند در انتخابات یعنی همان آدمی که یک کار کوچکی انجام می دهد با آن کسی که در راس همه امور هست در باب انتخابات هیچ با هم فرقی ندارند، این یک رای دارد آن هم یک رای دارد . . . . انتخابات جوری باشد که مردم پسند باشد . . . یعنی مردم احساس بکنند به اینکه مساله انتخابات به آنطوری که قانون انتخابات گفته است، به آن طوری که اسلام می خواهد، دارد عمل می شود . عمل مال شماست، قانون یک ثبتی است که می شود، یک وظیفه ای تعیین می کند، لکن آنی که مهم است در مقام عمل است، مقام عمل جوری باشد که تطبیق بکند با قانون و مردم در راضی باشند در عمل . . . توجه کنید که اخلال گرها نباید خرابکاری بکنند . . . کسی بیاید مثلا نزدیک صندوق بخواهد به مردم بگوید به این رای بدهید . . . آنجا دیگر جای این حرف نیست که آنجا بایستد و بگوید فلانی خوب است فلانی بد است . . . باید جلوگیری بشود، تا انشاءالله یک انتخابات خوبی داشته باشیم .» (26)

اجرای انتخابات بعهده وزارت کشور، استانداران، فرمانداران، و بخشداران می باشد که مسؤولین مربوطه طبق قانون به وظیفه خودشان عمل خواهند نمود . همان طوری که از بیانات امام راحل (ره) استفاده شد مجریان انتخابات باید انتخابات را در یک جو سالم برگزار نمایند و جوری عمل نمایند که همه مردم واجد شرایط رای بدون هیچگونه دغدغه ای با کمال آرامش و اطمینان به کاندیدای مورد نظر خودشان رای بدهند و توجه به این نکته لازم است که باید برای مجریان امر انتخابات هیچ تفاوتی بین کاندیدها برایشان نباشد آنچه وظیفه آنهاست و برای مجریان اهمیت دارد این است که انتخابات را سالم برقرار نمایند و قطعا آن شخصی که اکثریت آراء مردم را کسب کرده باشد به مجلس راه خواهد یافت .

حضرت امام (ره) خطاب به مجریان انتخابات چنین می فرماید:

«شما فرمانداران و بخشداران و . . . همه تان موظفید به اینکه در این امر (انتخابات مجلس) دقت کنید که خوب انجام بگیرد، نبادا یک وقت خدای نخواسته یک تقلبی در کار بیاید .» (27)

بنابراین همه باید در اجرای برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی همکاری لازم را با مجریان امر بنمائیم تا انشاءالله انتخابات با حضور گسترده ملت همیشه در صحنه درست برگزار شود . مسؤولین اجرایی انتخابات انشاء الله تمام تلاش خود را در حسن اجرای انتخابات خواهند داشت و به وظیفه شرعی و قانونی خودشان عمل خواهند نمود . و بار دیگر دشمنان انقلاب و اسلام را مایوس خواهند نمود و مصلحت نظام اسلامی را بر همه چیز مقدم می دارند .

4) وظایف نمایندگان مجلس شورای اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره):

نمایندگان مجلس شورای اسلامی باید با کمال حسن نیت و برادری قوانین و مصوباتی که وضع می کنند بر خلاف اسلام و قانون اساسی نباشد و همانطوری که در اصل شصت و هفتم قانون اساسی آمده که در اولین جلسه مجلس سوگند نامه یاد می کنند و متن آن را امضاء می نمایند از همان جلسه اول تا پایان دوره نمایندگی مجلس به آن اصول پای بند باشند و در انجام وظیفه و حفظ حقوق ملت لحظه ای کوتاهی ننمایند . حضرت امام خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی چنین می فرماید:

«و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد . . . و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار و همه کوشا باشند که قوانین، خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نائل آیید .» (28)

نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی باید در قبال این مسوؤلیت مهم احساس وظیفه نمایند و به دور از احساسات و اغراض جناحی به فکر رفع گرفتاری و مشکلات مردم محروم کشورمان باشند . و در این زمینه حضرت امام چنین می فرماید:

«و انشاءالله نمایندگان محترم مجلس سنگینی بار مسؤولیت و رسالت خود را در این امر خطیر احساس کرده و می کنند و به خوبی دریافته اند که نظام و مردم از آنان چه انتظاری دارند، که باید گفت مجموعه خواسته ها و انتظارات اسلامی مردم از مجلس رفع گرفتاری ها و محرومیت ها و دگرگونی در نظام پر پیچ و خم اداری کشور، از انتظارات به حقی است که باید آنها را جدی گرفت . و نمایندگان محترم مجلس قبل از پرداختن به لوایح و تبصره ها و مواد غیر ضروری به فکر مسائل اصلی و کلیدی کشور باشند و بر اساس اسلام عزیز در کمیسیون ها با طرح قوانین و لوایح به سمتی حرکت کنند که مشکلات اساسی مرتفع و سیاستهای زیربنایی کشور در امور فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در راستای کمک به محرومین و رفع استضعاف مدون و به مورد اجرا در آید . » (29)

نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی همان گونه که مطلع هستید مجلس محل بحث و گفتگو و انتقاد و استیضاح است اما با رعایت موازین و اخلاق اسلامی و بدون در نظر گرفتن اهداف شخصی و جناحی باید به فکر اصلاح امور جامعه باشید . حضرت امام (ره) چنین می فرماید:

«مجلسی که اساس یک کشور است باید محلی برای بحث و ساختن اخلاق جامعه باشد و انتقاد و استیضاح حق مجلس است اما برخورد با متخلف با آرامی و طرح مسائل اخلاقی بهتر رفع اختلاف می کند تا با الفاظ نیش دار و مقابله کردن با یکدیگر . . . خودشان را یک واعظ حساب بکنند که می خواهند مردم را موعظه کنند و مردم هم احساس کنند که این آقایان خیر و صلاح آنها را می گویند .» (30)

همانطوری که می دانید وظیفه نمایندگان در قانون معین شده است و این نوشتار گنجایش تمام شرح وظایف را نداشته و لذا ما به اختصار به گوشه هایی از وظایف نمایندگان مجلس شورای اسلامی از دیدگاه حضرت امام خمینی - رحمة الله علیه - اشاره کردیم . انشاءالله خداوند توفیق دهد همه بتوانیم به رهنمودهای آن امام بزرگوار و جانشین شایسته اش حضرت آیة الله العظمی خامنه ای مدظله عمل نموده و در مسیر اهداف عالیه آن امام راحل و ولی امر مسلمین حرکت کنیم و همیشه مدافع اسلام و انقلاب و ولایت فقیه باشیم و مصلحت نظام اسلامی را مقدم بر همه چیز بداریم . والسلام

پی نوشت ها:

1 . قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، ص 45 .

2 . صحیفه نور، ج 20، ص 194 .

3 . وصیتنامه سیاسی الهی، ص 17 و صحیفه نور، ج 21 .

4 . وصیتنامه سیاسی الهی، ص 18 و صحیفه نور، ج 21 .

5 . وصیتنامه سیاسی الهی، ص 19 و صحیفه نور، ج 21 .

6 . صحیفه نور، ج 18، ص 232 .

7 . قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ص 45 .

8 . صحیفه نور، ج 7، ص 13 .

9 . سوره شوری، آیه 38 .

10 . سوره آل عمران، آیه 259 .

11 . من لا یحضرالفقیه، ج 4 .

12 . وصیت نامه سیاسی الهی ، ص 19، و صحیفه نور ج 21 .

13 . الغدیر، ج 8 ص 291 .

14 . صحیفه نور، ج 18، ص 152 .

15 . صحیفه نور، ج 18، ص 198 .

16 . صحیفه نور، ج 20 ، ص 194 .

17 . همان .

18 . وصیت نامه سیاسی الهی، ص 18، صحیفه نور، ج 21 .

19 . صحیفه نور، ج 20، ص 194 .

20 . صحیفه نور، ج 20، ص 215 .

21 . صحیفه نور، ج 18، ص 232 .

22 . صحیفه نور، ج 18، ص 280 .

23 و 24 . قانون اساسی جمهوری اسلامی، ص 53 .

25 . صحیفه نور، ج 18، ص 264 .

26 . صحیفه نور، ج 18، ص 252 .

27 . صحیفه نور، ج 18، ص 205 .

28 . وصیتنامه سیاسی الهی، ص 18، و صحیفه نور، ج 21 .

29 . صحیفه نور، ج 20، ص 214 .

30 . صحیفه نور، ج 18، ص 59

http://www.hawzah.net

جلسه مشترک با دانشگاه

طی جلسه ایکه در تاریخ ۹/۱۱/۹۰ با حضور یکی از روحانیون محترم تهران وجناب آقای دکتر مجدی ریاست محترم دانشگاه و جناب آقای دکتر خاکشور معاونت محترم آموزشی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی وجانشین پایگاه فجر در اتاق ریاست محترم دانشگاه تشکیل شد در خصوص مسائل ومشکلات فی مابین بحث وتبادل نظر شد و رفع ابهام گردید واگر خدای نخواسته به مسئولین محترم دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی اهانتی صورت گرفت حلالیت می طلبم.

چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟

رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم قم شرایط امروز كشورمان را این‌چنین توصیف كردند: «یك روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید كه با شِعب ابى‌طالب و محاصره‌ى اقتصادى مسلمآنها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاه‌هاى بدمحاسبه‌گر خیال می‌كنند ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم.»1 اما شرایط بدر و خیبر با شرایط شعب ابی‌طالب چه تفاوت‌هایی دارد؟ حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدی طائب، كارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام به بیان این تفاوت‌ها پرداخته است.
ادامه نوشته

براي مدیران و نمايندگان دو تابعيتي چاره‌انديشي كنيد

به گزارش جهان، يكي از نكات بسيار مهمي كه مقام معظم رهبری(مد ظله العالي) در فرمایشات خود همواره به آن تاكيد داشته و دارند و در بيانات اخير در جمع مردم قم نيز به آن اشاره داشتند، ضرورت عدم وابستگی مسئولين و به ويژه نمایندگان مجلس شوراي اسلامي و كانديداهاي انتخابات مجلس به کانون‏های قدرت و ثروت است، چرا كه حضور نمایندگان مستقل، شجاع، پايبند به آرمانها و ارزشهاي انقلابی، معتقد به فرهنگ ساده زیستي، غیر وامدار، نقاد و ناظر و نيز غیر وابسته در مجلس، زمینه مقابله اين ركن ركين نظام با کاستی‏ها و جلوگیری از انحرافات فکری جریان هاي مشکوک، انحرافي، فاسد و فرصت طلب را فراهم مي آورد.

اهميت اين موضوع زماني دو چندان مي شود كه گفته شده برخي از اين افراد به همراه همسر و فرزندان خود داراي تابعيت مضاعف و دوگانه از كشورهاي اروپايي و آمريكايي و به ويژه ايالات متحده آمريكا هستند و همانگونه كه همه مي دانند اين كشورهاي بعضاً دشمن و متخاصم با نظام اسلامي به عنوان مهمترين كانون قدرت و ثروت جهاني و بين المللي شناخته مي شوند و وابستگي به آنها به هر شكلي بسيار خطرناك تر و زيان بارتر از كانونهاي قدرت و ثروت داخلي است.

سیاست‏های مداخله‏ جویانه، دشمني دائمي و بنيادي با اسلام و جمهوري اسلامي و تلاش برای براندازی نظام، رای مثبت و حمایت از هر طرح و سناریویی که علیه نظام اسلامی باشد، بلوکه کردن دارایی های جمهوری اسلامی ایران، تحريم هاي گسترده و هوشمند و فراگير، اقدامات متعدد نظامي و امنيتي عليه منافع ملي كشور نظير سازماندهي ترورهاي اخير عليه دانشمندان جوان هسته اي، ساختن سناريوهاي مضحكي نظير ادعاي ترور سفير عربستان، ايجاد و راه اندازي صدها رسانه و تقويت رسانه هاي ضد انقلاب و... گوشه اي از رويكرد كشورهايي است كه اين افراد كه برخي نمايندگان فعلي مجلس (چند نفر) و برخي ديگر از مسئولين تابعيت آنها را پذيرفته اند و گرين كارت آن را در جيب خود نگه داشته اند.

با توجه به موقعيت حساس و سرنوشت ساز كنوني در روند تشكيل مجلس نهم و نيز با عنايت به اين امر كه يکی از ملاک‏های صلاحیت کاندیداها التزام عملی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است، ضروري به نظر مي رسد به دلیل ضديت محتوايي و بنيادي قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با قانون اساسی آمریکا و كشورهاي اروپايي، طبعاً دارندگان تابعيت دوگانه و مضاعف و نيز دارندگان گرین کارت که با سوگند و تعهد به رعایت قانون اساسی آن كشورها و حتی قوانین عادي منطقه‏ ای و محلی و اجتناب از اقدام علیه آن، واجد آن شده‏ اند، فاقد صلاحیت قانونی لازم برای نمایندگی مردم انقلابي و با بصيرت ايران در مجلس شوراي اسلامي و نيز مديريت در مسندهاي مهم و كليدي كشور شناخته شوند، تجربه ای که حداقل یک بار در ماه های اخیر و در مورد فرار مدیرعامل سابق بانک ملی دولت نهم (از متهمان پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی) به کشور ضد ایرانی کانادا به اثبات رسیده است.http://www.jahannews.com/