سوالات مدیریت ویژه دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی

۱-حدیث عنوان بصری ومنابع معرفت از دیدگاه امام صادق (ع )را شرح دهید ؟

۲-بهترین فرمانروایان از منظر پیامبر مکرم اسلام( ص ) چه کسانی هستند ؟

۳-مدیریت را تعریف (کریتنر )ونکات کلیدی آنرا شرح داده وتوضیح دهید آشنائی دانشجویان پرستاری با مفاهیم ومهارتهای مدیریت چه تاثیری را در نحوه ی کار کرد آنها در محیط های مختلف  دارد ؟

۴- مدیریت از نظر اسلام چیست وچگونه باید با آن برخورد شود ؟

۵-نقش های مهم مدیر را بیان نموده وتوضیح دهید ؟

۶-هدف از مطالعات علمی ونظریه پردازی در مدیریت چیست ؟

۷- کار آئی واثر بخشی را با ذکر مثالی بیان کنید ؟

۸-سازمان را تعریف ونکات اساسی آنرا بیان کنید ؟

۹-نظریه مدیریت علمی واصول آنرا بیان کنید ؟

۱۰-انتقادات وارده به مدیریت علمی را بیان کنید ؟

۱۱-نظریه ی مدیریت اداری را توضیح دهید ؟

۱۲-اصول چهارده گانه هنری فایول را توضیح دهید ؟

۱۳-نظریه ارویک وگیولیک را شرح دهید ؟

۱۴-بوروکراسی وبر را شرح دهید ؟

۱۵-انتقادات وارده بر نظریه وبر را بیان کنید ؟

۱۶-مشخصات بوروکراسی وبر را باز گو نمایید ؟

۱۷-مدیریت مکتب رواط انسانی را تعریف نمایید ؟

۱۸- مدیریت روابط انسانی را با توجه با آیات ۱۹۹-۲۰۰-۲۰۱ سوره اعراف شرح دهید ؟

۱۹-سلسله مراتب نیازهای مازلو را شرح دهید ؟

۲۰-فرضیات تئوری XوY مک گریگور را بیان کنید ؟

 ۲۱-مدیریت اقتضائی را شرح دهید ؟

۲۲-مدیریت سیستمیک را شرح دهید ؟

 ۲۳-فرآیند کنترل ومراحل مختلف آنرا شرح دهید ؟

۲۴-انواع کنترل (منابع سه گانه )را شرح دهید ؟

  ۲۵-اصول بودجه را نام برده وتوضیح دهید ؟

۲۶-سازماندهی را تعریف ومراحل مختلف آنرا نامبرده وشرح دهید ؟

۲۷-انواع روشهای تقسیم کار در پرستاری شرح دهید ؟

۲۸-واژه های زیر را تعریف کنید :اختیار ومسئولیت –صف- ستاد- اختیار وقدرت

۲۹-مراحل مختلف بودجه را شرح دهید ؟

۳۰-عناصر شش گانه ساختاری موثر در حیطه نظارت را توضیح دهید ؟

۳۱-راههای مختلف گروه بندی واحدهای سازمانی را شرح دهید ؟

۳۲-مزایا ومعایب تشکیل ستاد را نام ببرید ؟

۳۳-عناصر سازماندهی را توضیح دهید ؟

۳۴-سازمان رسمی وغیر رسمی را تعریف وتفاوت آنرا بیان کنید ؟

۳۵-نمودار یا چارت سازمانی برای تشکیل یک واحد جدید مثلا بخش سوختگی در بیمارستان امام علی (ع)را رسم کنید ؟

۳۶-مهم ترین ویژگی های رهبری را نامبرده وتوضیح دهید ؟

۳۷-چرا گاها برخی از مدیران در حوزه ی کاری عملکردی ضعیف دارند ؟پاسخ را با استفاده از مهارتهای سه گانه رهبری شرح دهید .

۳۸-نظریه رهبری شبکه مدیریت بلیک وموتن را شرح دهید ؟

۳۹-چرا مرئوسین از دستورات مدیران اطاعت پذیری دارند ؟پاسخ را بر اساس منابع قدرت بیان کنید

۴۰-برنامه ریزی را تعریف ومشخصات عمده واهداف آنرا ذکر نمایید ؟

۴۱-ویژگی های یک برنامه خوب را بر شمارید ؟

۴۲-انواع روشهای برنامه ریزی در سازمان را نام ببرید وتوضیح دهید ؟

۴۳-تفاوت برنامه ریزی استراتژیک وعملیاتی را شرح دهید ؟

۴۴-ویژگی های اهداف برنامه ریزی استراتژیکی را نام ببرید ؟

۴۵-فرآیند مدیریت استراتژک را بیان کنید ؟

۴۶-برنامه ریزی در مدیریت پرستاری را تعریف واهداف وخصوصیات آن را بر شمارید ؟

۴۷-مزایای برنامه ریزی را بیان کنید ؟

 ۴۸-برنامه ریزی تامین نیروی انسانی را شرح دهید واصول آنرا در پرستاری ذکر کنید ؟

۴۹-وظایف مدیر پرستاری در رابطه با تامین نیروی انسانی را بیان کنید ؟

۵۰-روشهای تامین نیروی انسانی در پرستاری را ذکر کنید ؟

۵۱-هدف از تهیه پرونده در بیمارستان چیست ؟توضیح دهید .

۵۲-کاربرد ثبت در نظام پرستاری را برشمارید ؟

۵۳-چهار مورد از مشکلات گزارش نویسی که در دادخواهی ها مورد استفاده قرار می گیرد ذکر کنید ؟

۵۴-رهنمود هایی که برای ثبت وگزارش دهی کیفیت ضرورت دارد ذکر کنید ؟

۵۵-رهنمودهای دستورات تلفنی در پرستاری را ذکر نمایید ؟

۵۶-نکات مهمی که در گزارش نویسی هنگام پذیرش بیمار ضرورت دارد بیان کنید ؟

۵۷-مراحل گزارش نویسی در پرستاری را ذکر وتوضیح دهید ؟

۵۸-تصمیم گیری را تعریف ومراحل مختلف آنرا نام ببرید ؟

۵۹-عوامل موثر بر تصمیم گیری مدیران را برشمارید ؟

۶۰-مدیریت بحران را تعریف وچرخه ی مدیریت جامع بحران را بیان کنید ؟

۶۱-تئوری انگیزش وبهداشت راشرح دهید ؟

۶۲-نظریه کریس آرجریس را شرح دهید ؟

۶۳-مدیریت اسلامی را تعریف واصول آنرا برشمارید؟

۶۴-برخی از آفات مدیریت را ذکر کنید ؟

۶۵-با توجه به مفاهیم واصول مدیریت دانشگاه محل تحصیل خود را مورد نقد وبررسی قرار دهید ؟

۶۶-حقوق زیر دستان را با نظر به رساله حقوقی امام سجاد (ع)بیان کنید ؟

امام حسین (علیه السلام) خطاب به حضرت زینب (س):ای خواهر! مرا در نماز شب، فراموش مکن.

 

کلام امام سجاد حضرت زین العابدین(علیه السلام) درباره حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) که فرمود:

« یَا عَمَّة أنتِ بِحَمدِلله عَالِمَة غَیرَ مُعَلّمَة وَ فَهمه غَیر مُفَهّمه »


بهترین دلیل گفتار است که حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)  محدّثه و عالمه و معلمه بوده، آن هم از سرچشمه نبوت و ولایت سیراب گشته و در علوم دینیه و آثار باطنیه مهارتی بسزا داشته است.

 

حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی وارث مادرش حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها)  بود و اکثر شبها به تهجد، صبح میکرد و دائما قرآن تلاوت می فرمود.

برخی از مورخین مینویسند: تهجد و شب زنده داری حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)  در تمام عمرش ترک نشد، حتی شب یازدهم محرم سال 61 هجری، با آن همه فرسودگی و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش.

حضرت سجاد زین العابدین(علیه السلام) روایت می فرماید: که آن شب دیدم که عمه ام حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)  در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.



از برخی مقاتل معتبره روایت می کنند که حضرت سجاد زین العابدین
(علیه السلام) که می فرمود: عمه ام حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)  با این همه مصیبت و محن وارده از کربلاء تا شام، هیچگاه نوافلی را ترک نکرد و نیز روایت است، چون حضرت امام حسین(علیه السلام) برای وداع حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)  آمد، فرمود:



« یا اختاه لا تنسینی فی نافلة الیل »
ای خواهر! مرا در نماز شب، فراموش مکن.

 منبع: کتاب زینب الکبری"س"، ص۶۶.

منبع:http://kanizezahra.blogfa.com

 

« ویژه نامه ولادت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام »

« ویژه نامه ولادت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام »

سیره ، زندگانی و فضایل امام علی علیه السلام

یادگاری ها(تم موبایل - اسکرین سیور - والپیپر)

بخش ویژه صوتی - تصویری گنجینه معرفت و بلاغت(پیرامون نهج البلاغه)

اشعار، پیامک(اس ام اس) و متون ادبی به مناسبت ولادت مولای متقیان امیرمؤمنان علی علیه السلام

*** سیره ، زندگانی و فضایل مولا امیرالمؤمنین علیه السلام

 و خداوند علی(علیه السلام) را آفرید...

... جمعه بود، و سیزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت. جهان با لحظه حساس تاریخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، باید این لحظه حساس با بعثت رسول خدا تکوین یابد و نقطه عطفی در تاریخ بشریت بوجود آورد. نقطه ای که دنیای کهنه و فرسوده را از دنیای جدیدش جدا کند. خداوند در تدارک مقدمات این جهش تاریخی بود.

سیره و انديشه‏ اخلاقى امیرالمومنین(علیه السلام)

 

 زندگانى‌ حضرت علی علیه السلام (مختصر و مفید)

مقدمه - كيفيت‌ ولادت‌ - دوران‌ كودكى - بعثت‌ پيامبر (ص‌) و حضرت‌على‌ (ع‌) - حضرت‌ على‌ (ع) نخستين‌ ياور پيامبر (ص‌) - حضرت‌ على‌ (ع‌) بعد از هجرت‌- حضرت‌ على‌ (ع‌) داماد رسول‌اكرم‌ (ص‌) - غدير خم‌ - حضرت‌ على‌ (ع‌) بعد از رحلت‌ رسول‌اكرم‌ (ص‌) - خلافت‌ حضرت‌ على‌ (ع‌) - شهادت‌ امام‌ على‌ (ع‌)

فضائل على عليه السلام در قرآن
 
دانش و فرهنگ امام   آگاهى على عليه السلام
حب على عليه‏السلام در قرآن   انفاق و ايثار على عليه السلام
  فداكارى بى نظيردر ليلة المبيت   کرم و بخشش على عليه السلام
  جايگاه على در قرآن در رابطه با پيامبر (ص)   پيك ونماينده مخصوص پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم
  على عليه السلام نفس پيامبر است به شهادت قرآن
انديشه ‏هاى اجتماعى - سیاسی
 
*** بخش ویژه صوتی - تصویری
مدیحه ولادت اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام(صوتی)
نماهنگی به مناسبت ولادت حضرت علی (ع) (کلیپ تصویری)
مناجات مسجد کوفه(مولای یا مولای...)(حاج مهدی سماواتی)
*** اشعار، پیامک(اس ام اس) و متون ادبی به مناسبت ولادت مولای متقیان امیرمؤمنان علی علیه السلام

اشعاری تقدیم به پيشگاه مولی الموحدین امیرالمومنین (ع)

 يا على نام تو بردم نه غمى ماند و نه همى         گوييا هيچ نه همى به دلم بوده ، نه غمى
توكه از مرگ و حيات اين همه فخرى ومباهات       گويى آن دزد شقى تيغ نيالوده به سمى

برگزیده ای از کتاب یک پلک تحیر(کتاب ادبی)

اى اميرمؤمنان! من در امتداد غيبت اين خورشيد، ماه مجلس شما بوده‏ام كه نور خويش را در اين شب ظلمانى هجران از او استمداد كرده‏ام. فرزندتان از فراسوى نظر به تشيّع مى‏نگرد و شيعه فرج او را با انتظار خويش مى‏گريد. ايران امروز، از كوفه در عصر شما، و حجاز در عهد رسول‏اللَّه بهتر است.(5) ابتداى جغرافياى ايران را كه بنگرى پر از مرزهاى سرخى است كه با نام شهيدان آذين يافته است.

 تفسير كعبه‏  شأن نزول عشق‏
از امانت تا امين‏ تلاطمى در مرداب‏
اس ام اس و پیامک های علوی(SMS)

دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت

جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت

هنگام نهادن قدم بر سر خاک

دیوار حرم به احترام تو شکافت

*** گنجینه معرفت و بلاغت (پیرامون نهج البلاغه)
نهج ‏البلاغه و خبرهاى غيبى

به خدا سوگند شهر شما غرق مى‏شود و مسجد شما بسان سينه كشتى (كه بدنه آن در آب فرو مى‏رود و تنها سينه‏اش روى آب ظاهر است) ديده مى‏شود خداوند از بالا و پايين به اين شهر عذاب خواهد فرستاد.

نهج البلاغه، جولانگاه بلاغت

ديدم كلام اميرمؤمنان بر گرد سه محور است: نخست خطبه ها و فرمانها؛ دوم نامه ها و منشورها؛ و سوم حكمت ها و موعظه ها. پس به توفيق خداوند بر آن شدم كه نخست خطبه هاى برجسته را برگزينم، پس نامه هاى برگزيده و پس از آن حكمت هاى برگزيده را بياورم، و براى هر يك از اين سه، فصلى جداگانه قرار دهم.

خطبه بدون الف مولاى متّقیان علی(علیه السلام) خطبه حضرت معروف به خطبه بدون نقطه
جلوه های نهج البلاغه در ادبيات عرب

 سرزمين شما به آب نزديک است و از آسمان دور٬ خردهای شما سبک و شکيباييتان نابجاست پس شما آماج تير اندازان و لقمه خورندگان و شکارچيان هستيد.

نهج البلاغه از ديد هانرى كربن ـ امين نخله ـ بولس سلامه ـ جرج جرداق

پروفسور هانرى كربن, محقق و شرق شناس معروف فرانسوي, نهج البلاغه را از مهمترين سرچشمه هايى معرفى كرد كه متفكران شيعه پيوسـتـه از آن سيراب شده اند.

کتابخانه امیرالمؤمنین(ع) (متن + دانلود کتاب)

http://www.aviny.com

نبايد كار به جايي رسد كه شاگرد اول مكتب ولایت بگويد رهبرانقلاب در ايران مظلوم است

به گزارش جهان به نقل از فارس، صبح امروز حجت‌الاسلام والمسلمين محمدجواد حاج‌علي‌اكبري در مراسمي به مناسبت سالروز سفر مقام معظم رهبري به ورامين و به مناسبت سالروز ولادت جوادالائمه (ع) در محسنيه شهيد عليخاني ورامين طي سخناني به تبيين جايگاه امامت و ولايت پرداخت.

نماينده ولي فقيه در اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان كشور گفت: انسجام و همدلي امت اسلام از بركات امامت و ولايت است.

عضو شوراي سياست‌گذاري ائمه جمعه كشور افزود: به بركت امامت حضرت روح‌الله در عصر غيبت، در نيمه خرداد ورامين به حركت درآمد و مردم قهرمان اين خطه به ميدان آمدند.

اين مسئول خنثي‌سازي فتنه‌ها و نفاق‌ها در طول سه دهه گذشته به وسيله نور امامت و ولايت و اتحاد قبلي مومنين را خاطرنشان كرد و افزود: امروز هم يك فتنه الحاقي داريم كه مومنين بايد آن را به خوبي بشناسند، اين فتنه از جنس همان فتنه سال ۸۸ است و پشت صحنه آن را همان فتنه‌گران ۸۸ تشكيل داده‌اند بنابراين بايد جامعه فتنه‌ها را بشناسد و گرفتار حاشيه‌ها نشود.‌

حجت‌الاسلام علي‌اكبري گفت: نبايد گذاشت كار به جايي رسد كه سيد قهرمان و شاگرد اول مكتب امامت و ولايت سيد حسن نصرالله با آن تعابير بلند از مقام معظم رهبري ياد كند و بگويد ايشان حتي در ايران مظلوم است و قدر ايشان ناشناخته است.

وي ادامه داد: بايد كاري كنيم كه از رهبري فاصله نگيريم و مسايل حاشيه‌اي، ما را از خواسته‌هاي اصلي رهبري غافل نسازد.

اين مراسم با حضور آيت‌الله محمودي گلپايگاني امام جمعه و نماينده ولي فقيه در شهرستان ورامين، محسن منصوري فرماندار شهرستان، حجت‌الاسلام والمسلمين سيد محسن محمودي مسئول شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي و جمعي از مسئولان و اقشار مختلف مردم در محسنيه شهيد عليخاني برگزار شد.

مقام معظم رهبري ۲۲ خرداد ۸۲ طي سفر به ورامين با استقبال بيش از ۱۰۰ هزار نفر از مردم اين شهرستان مواجه شدند و اين روز سال‌هاست به عنوان يك روز تاريخي در تقويم وراميني‌ها ثبت شده است.

منبع :جهان نیوز

موسسه آمریکایی کارنگی در گزارشی آیت​الله خامنه​ای را قدرتمندترین رهبر جهان دانست.

موسسه آمریکایی کارنگی در گزارشی آیت​الله خامنه​ای را قدرتمندترین رهبر جهان دانست.در سال ۲۰۰۸ مقاله ای تحقیقی تحت عنوان «بازخوانی آیت الله خامنه ای، نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر ایران» از طرف موسسه آمریکایی «کارنگی» به قلم نویسنده ایرانی این موسسه، کریم سجادپور، منتشر شد که در دسامبر ۲۰۰۹ با اعمال ویرایش هایی، مجددا منتشر و روی وب سایت این موسسه قرار گرفت. نویسنده این مقاله گرچه خواسته آرای رهبر معظم انقلاب را از میان سه دهه سخنرانی ها و اقدامات ایشان استخراج و به زغم خود بطور دقیق و جزءجزء آنها را بررسی کند اما در خلال متن نتوانسته بغضش را از انقلاب اسلامی و رهبر مقتدر انقلاب مخفی کند و تحلیل های خود را به نحوی کینه توزانه ارائه داده است.
"عماریون"- کیهان نوشت: نویسنده این مقاله سخن خود را به این شکل آغاز کرده: «شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که به اندازه آیت الله خامنه ای برای مسائل جاری جهان اهمیت داشته باشد اما در عین حال تا این حد هم برای جهانیان ناشناخته باشد» و در ابتدا سعی در تبیین چرایی اهمیت بررسی افکار و اندیشه های ایشان کرده و در عباراتی به اینکه ایشان پیش از تصدی رهبری، یک چهره «میانه رو ناشناخته» بوده است تاکید می کند نویسنده در ادامه به نفود ایران در منطقه و برخی کشورها از جمله عراق، لبنان و فلسطین اشاره کرد و بالا رفتن قیمت نفت را به افزایش توان ایران تعبیر کرده است! وی اشاره می کند که مسیر حرکت جمهوری اسلامی در نوشته ها و سخنان امام خمینی(ره) موجود است و بر همان مبنا نیز آیت الله خامنه ای چهار هدف انقلاب را عدالت، استقلال، خودکفایی و معنویت دینی می داند که از اینجا به بعد نویسنده سعی می کند دیدگاههای ایشان را در این چهار زمینه استخراج و بیان کند. او همچنین نواب صفوی(ره) و امام خمینی(ره) را دو شخصیت موثر بر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای می داند که رفتار سیاسی ایشان را شکل و جهت داده اند و سپس به ذکر تاریخچه ای مخدوش از دوران ریاست جمهوری و پیش از رهبری ایشان می پردازد و ادامه و تاکید می کند از آنجا که رهبری در ایران سیاستهای کلی را تعیین می کند و نفوذ فراوانی دارد، مهمترین شخصیت در ایران است.

نویسنده، آیت الله خامنه ای را در سیاست خارجی، که بخش مهم این مقاله است، پیرو امام خمینی(ره) می داند و تاکید می کند که ایشان در طول این سه دهه همواره بر شیطان بزرگ بودن آمریکا تاکید داشته و دشمنی خود با آن را به صراحت ابراز کرده اند و ریشه دشمنی آمریکا با ایران را در واقع نه بخاطر مسئله هسته ای یا نفی اسرائیل و دفاع از حزب الله بلکه بخاطر موقعیت استراتژیک ایران و ذخایر انرژی آن می دانند که اینک در اختیار یک کشور اسلامی قرار گرفته است.

راهبرد مقابله در برابر فشارهای شورای امنیت و آمریکا نیز در بیان ایشان «مقاومت» معرفی شده چرا که ایشان معتقدند هرچقدر در برابر ابرقدرتها کرنش کنی و کوتاه بیایی به همان اندازه فشارهای آنها بیشتر خواهد شد. او ضمن اشاره به توجه بسیار زیاد آیت الله خامنه ای در ترسیم «نقشه های آمریکا علیه انقلاب» برای مردم ایران، به تبیین ایشان درباره نحوه فروپاشی شوروی و انقلابهای رنگی نیز توجه داشته و با تعجب بسیار از این توجه زیاد، تاکید ایشان بر تهاجمات فرهنگی ضد اسلامی توسط غرب و آمریکا و بیدارگری درباره عوامل داخلی فروپاشی یک کشور را نیز مورد بررسی قرار داده است.

نکته قابل توجه این است که نویسنده مقاله در بخشی از این نوشته، دستورالعمل هایی را برای سران دولت آمریکا ذکر کرده است اما اشاره می کند که با وجود آیت الله خامنه ای، امید ایجاد شرایط مطلوب آمریکا دور از تصور است. وی با بیان برخی از این موانع می نویسد:

۱. آیت الله خامنه ای باید متقاعد شود که آمریکا رویه خود در قبال ایران را تغییر داده و با احترام با ایران برخورد خواهد کرد.

۲. آیت الله خامنه ای هیچ گونه عقب نشینی یا شکست را برای ایران نخواهد پذیرفت و هیچ نوع فشاری نیز بر ایشان موثر نمی افتد.

۳. هر نوع برنامه ای باید در ارتباط با خود ایشان مطرح شود، نه مقامی دیگر وگرنه مانند تلاشهای قبلی که در دوره اصلاح طلبان صورت پذیرفت بی نتیجه خواهد ماند!

آخرین جملات این مقاله نیز تاکید می کند که تا زمانی که آیت الله خامنه ای رهبر ایران است، دستیابی به روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا میسر نخواهد شد و همچنان با وجود گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب، فرهنگ «مرگ بر آمریکا» در ایران حاکم است وگرچه مدارا با رهبر ایران بسیار سخت است، اما باید دانست که اجرای هر برنامه ای برای دور زدن ایشان نتیجه نخواهد داد.
منبع:عماریون
 

بگذارید بگویم که علی خال لب است-به قلم علی فائز

 
دلنوشته ای به بهانه بیست وسومین سالگرد انتخاب ولی الله شریعت ، حافظ راستین طریقه تام سنت، کتاب، عقل و اجماع و تالی تلو معصوم حضرت آیت الله العظمی الامام سید علی خامنه ایی حسینی ادام الله طول بقائه



========================================================
بگذارید بگویم که علی خال لب است

"عماریون"- مرحوم عارف واصل ومتقی آقای حاج اسماعیل دولابی رحمه الله علیه در وصف حضرت امام روح الله قریب به مضمون فرموده بودند امام خمینی فرشته ایی بودند که پرشان به کره زمین بر خورد کرد و رفتند؛ حضرت امام روح الله نیز در وصف حضرت امام سید علی خامنه ایی ادام الله ظله فرمودند که ایشان چون خورشید می درخشند و هلم جرا آیت الحق و الیقین حضرت بهاءالدینی رحمه الله علیه نیز یک روز پس از ملاقاتی با ایشان فرموده بودند دیروز خورشید این جا بودند؛ هر انسان آزاده و منصفی حتی اگر بی دین هم باشد جا دارد که در وادی حیرانی و حیرت بر خویش بپیچد که آن فرشته که پرش به زمین خورد و از میان ما رفت و این همه غوغای بیداری و آزادگی و خدا خواهی را در جهان کفر آلود امروز مسبب شد چگونه شاگرد و خلف خویش را خورشید دیده است و خورشید مایه حیات نبات و حیوان وانسان است از این روست که بداهتا آیه 24 از سوره انفال در قرآن کریم به ذهن می آید :

یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا یُحْیِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ
صاحب تفسیر شریف لاهیجی در تفسیر آیه فوق می فر ماید :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى آن كسانى كه ايمان آورده‏ايد اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ اجابت و اطاعت كنيد مر خداى را وَ لِلرَّسُولِ و مر فرستاده او را إِذا دَعاكُمْ وقتى كه بخواند رسول او شما را، توحيد ضمير «دعاكم» كه راجع برسول است با آنكه در سابق اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ فرمود تنبيه بر اينست كه اطاعت خداى تعالى در اطاعت رسول اوست چنانچه قبل از اين مذكور شد، و أيضا ميتوان گفت كه:
چون دعوت خداى تعالى از زبان رسول شنيده ميشود بنا برين «دَعاكُمْ» فرمود لِما يُحْيِيكُمْ براى چيزى كه زنده گرداند شما را كه ولايت با سعادت امير المؤمنين عليه السّلام است كه قبول آن باعث بقاء ابدى و نعيم سرمدى است چنانچه در روضه كافى از أبى الربيع شامى روايت كرده كه او گفت كه: من از حضرت صادق آل محمد صلوات اللَّه عليه و آله تفسير اين آيه كريمه را پرسيدم حضرت در جواب من فرمود كه:
«نزلت فى ولاية على عليه السّلام».
با بررسی آراء مفسرین بزرگوار اسلام در معنی لما یحییکم چندین بیان آورده اند از جمله آنکه ایمان، بهشت و جهاد را مراد نموده اند و گفته اند روزى حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله بر ابى بن کعب گذشتند در حالتى كه او نماز ميكرد، پس حضرت او را آواز كردند و او اجابت حضرت نكرد و بعد از آنكه بتعجيل نماز را باتمام رسانيد بخدمت حضرت آمد حضرت فرمود: چرا اجابت من ننمودى؟ گفت: بجهت آنكه بنماز مشغول بودم. حضرت فرمود: آيا بگوش تو آيه اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ نرسيده؟ ازين حديث معلوم ميشود كه چون حضرت كسى را در حين نماز بخواند بايد اجابت ولی نماید زيرا كه نمازبی ولایت بی نمازی است و قبولی آن مو کول به اجابت قول ولی است فلذا بعضى گفته‏اند كه: محتمل است كه فراخوانی ابی بن کعب بواسطه امرى بوده كه تأخير را در آن گنجايش نبوده و مصلى را در چنين امرى قطع نماز لازم است‏، آری؛ نماز بی ولایت بی نمازی است عبادت نیست نوعی حقه بازی است
واما بر اساس بیان شریف معصوم علیه السلام که فرمود العلما ء ورثه الانبیا براستی چه چیزی بالاتر از صفت حیات بخشی می تواند زیبنده خورشید یعنی امام خامنه ایی به عنوان وارث پیامبران باشد

اگر منصف باشیم این قضاوت معقول و عادلانه را به عنوان یک تجربه مسلم تاریخی می پذیریم که حفظ یک انقلاب با توجه به عظمت و گستر دگی به مراتب سخت تر و پر مشقت تر از بر پایی آن است .
کم نیستند انقلاباتی که پس از مدتی از بر پایی دچار انحطاط و ارتجاع گردیده اند اما امروز پس از گذشت ثلث قرن شکوفه های انقلاب اسلامی ما در جهان یکی پس از دیگر به بار می نشینند ونکته قابل تامل و توجه این است که حفظ چنین انقلاب عظیمی در قرن بیستم میلادی درگرو عظمت راهبر و پیشوای نگهدار و نگاهبان آن است .
این جاست که باید کلام نغز دیگری را به نقل از حضرت روح الله در جلد 17 صفحه 170 صحیفه نور یاد آور شد و عمیقا فهم کرد که در وصف خورشید زمانه ما می فرمایند :
( به شما عرض مي كنم اگر گمان مي كنيد كه در تمام دنيا، رئيس جمهورها و سلاطين و امثال اينها، يك نفر را مثل آقاي خامنه اي پيدا كنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار.... پيدا نمي كنيد. )
و وقتی عظمت و شکوه و بزرگی رهبرانی چون علی (ع) و فاطمه (س) را در خانه ساده و گلین به نظاره می نشینیم که همه عرشیان و فرشیان بر گستره تاریخ به ساده زیستی آن دو غبطه می خورند؛
در بسیط ترین استنتاج معرفتی در می یابیم همین راز و رمز خورشید شدن و حیات بخشیدن به مستضعفین همیشه مظلوم تاریخ است و رهبرانی بدون این ویژگی نه رهبر که دون کیشوت های حقه بازی به صورت آدم و به سیرت شر الدواب بلکه لکه های چرکینی بر چهره تاریخ هستند ( و بشمارید از قابیل تا نمرود ، شداد ، فرعون ، یزید ، محمد رضا پهلوی ،صدام ،بن گوریون ،شارون ، نتانیاهو بوش و اوباما و عبدالله سعودی و ..... و خیلی از انواع وطنی اش را هم!!!)

ببینید یاد گار حضرت روح االه مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی رحمه الله علیه
در این باره چه صادقانه و فهیمانه به ما غافلان، شناخت از خورشید می دهند :

( بر خود واجب می دانم که شهادت دهم زندگی داخلی آیت الله خامنه ای نه ازباب این که رهبر عزیزانقلاب ما به این حرف ها نیاز داشته باشند، بلکه وظیفه خود می دانم تا این مهم را به مردم مسلمان وانقلابی ایران بگویم.
من از داخل منزل ایشان مطلع هستم. مقام معظم رهبری درخانه، بیش از یک نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده ی معظم لَه روی موکت زندگی می کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آن جا بود. من از زبری آن فرش به موکت پناه بردم! )

می بینیم که با بزرگ مردی مظلوم و ناشناخته در بین خود روبرو هستیم که به تاسی از تعبیر دلسوختگان او مردی است که در ثروت " فقر" غنی گشته ، از چشمه " ایمان" سیراب شده ، در هوای " دوست داشتن " دم زده ، عمری برای " آزادی " و آزادگی سر بر داشته . در بــــــــــــــالای " غرور " قامتی رعنا کشیده. همه " طعامش " دانش و معرفت و عرفان و حکمت شده . با نگاهی به ماه می بینیم که با خود نوازشی از جنس " مهر" برداشته ، دین او" حقیقت" و" طریقت" او عین شریعت و را ه رفتنش بر "مذهب" سرخ علوی ، حیاتش "خیر" و همه کار ماندنش " خیرات " برای رشد امت و برائت از "غی" ،و بهانه زیستنش عشق به زیبایی ها و همه خوبیها . آری خورشید تابان و رهبر عزیز ما مصداق بارز و اتم این بیان معصوم سلام الله هستند که فرمود :
فامّا من كان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدينه، مخالفاً لهواه مطيعاً‌ لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه.
حضرت دادار بر این کلمات شاهدند که این سخنان فقط کلمات احساسی نیستند ببینید خورشید چگونه با رفتار و عمل و گفتار خود در انطباق کامل با فرمایش عزیزوگهر بار معصوم علیه السلام به ما درماندگان و در تاریکی ماندگان ظلمت زده این عصر روشنایی و حیات و هدایت می بخشند :
( اگر به خامنه اي بگويند كه امروز وجود تو براي كفش جفت كردن توي فلان حسينيه مفيدتر است... بنده خواهم رفت آنجا و كفش جفت خواهم كرد. اين را قطعاً بدانيد اگر يك كاري باشد كه من در آن كار در گمنامي زندگي كنم و وجودم براي اسلام مفيدتر از مسئوليتي باشد كه الان دارم، و الله يك لحظه درنگ نمي كنم. )
به راستی چه می توان گفت جز اینکه حدیث معروف به مقبوله عمر ابن حنظله را تکرار کنیم خورشید ما تحقیقا و تدقیقا مصداق کسی است که معصوم (ع ) اینگونه آدرس اورا برای رجوع میدهد : ينظر الي من كان منكم قد روي حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكماً فاني قد جعلته عليكم حاكماً. (به كسي رجوع كند كه احاديث ما را نقل مي كند، نظر به حلال و حرام دارد (مي شناسد حلال و حرام ما را) و از احكام شرع آگاه است پس او حاكم شماست و من او را حاكم شما قرار دادم.

بر ما روا مباد که غافل از او باشیم و همانند بعضی از رو سیاهان نان ونمک سفره او را( با اخذ هزینه میلیاردی سریال چهل سرباز بسازیم ) صرف کنیم و از پای سفره بر خیزیم تا همپای فتنه گران منافق و هرزه های آدم کش صهیونیست با قلمی ناجوانمردانه با نوشته های بر آمده از برزخ نفسانی خویش به خوش رقصی جاهلانه و شیطانی برای خوش آمد دشمنان غدار و کمر بسته این نظام مظلوم به راه اندازیم وگرد و خاکی نا منصف به پا کنیم تا چهره نورانی خورشید را بپوشانیم و چه زیبا حضرت روح الله در ماجرای ترور ناجوانمردانه خورشید به وصف او می نشیند :
(اكنون دشمنان انقلاب با سوء قصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين بن علي هستيد و جرمي جز خدمت به اسلام و كشور اسلامي نداريد و سربازي فداكار در جبهه جنگ و معلمي آموزنده در محراب و خطيبي توانا در جمعه و جماعات و راهنمايي دلسوز در صحنه انقلاب مي‌باشيد ، ميزان تفكر سياسي خود و طرفداري از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند .)
گویی این سخنان برای کوبیدن پوزه گویندگان و بافندگان اسرائیلیات روزگار ماست که در برابر حضرت ماه نور افشان همچون سگان در منابر رسانه ایی کفرالود غرب عو عو می کنند؛
با این اوصاف :
خوش تر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
چند سال پیش ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور وقت روسیه، برای نخستین بار در طول سی سال انقلاب به ایران سفر کرد و موفق به دیدار رهبر معظم انقلاب شد حضرت امام خامنه ایی در این دیدار به نکاتی از تاریخ شوروی و قبل از آن اشاره می‌کنند که این سخنان برای پوتین به عنوان رئیس جمهور روسیه که در سابقه خود چندین سال عضویت سازمان امنیت اتحاد جماهیر شوروی سابق ( ک. گ . ب ) را نیز داشت جدید بوده و در برگشت به کشور روسیه، خبرنگاری از وی درباره نظرش راجع به رهبری ایران می‌پرسد وی در پاسخ می‌گوید :(من مسیح را ندیده‌ام، اما تعاریف او را درانجیل شنیده و خوانده‌ام، من مسیح را در رهبری ایران دیدم ) حتما خوانندگان عزیز آ گاهی دارند که کوفی عنان دبیر کل اسبق سازمان ملل متحد پس از سفری به تهران و ملاقات با خورشید ما طی مصاحبه ایی در فرود گاه می گوید:
( در دوران نوجوانی که بوده‌ام در مورد شخصیت‌های کاریزما مطاله می‌کردم و همیشه این سئوال برای من مطرح بود که اگر زمانی من رو به ‌روی یک شخصیت کاریزما قرار گیرم چه عکس‌العملی خواهم داشت. وی افزود: کسانی که مرا به سازمان ملل آوردند، شخصیت‌های برجستة دنیا بودند و من به آن‌ها علاقه‌مند بودم و هر کدام مثل ژاک شیراک، برای من امتیازاتی داشتند. من به شدت تحت تأثیر ژاک شیراک بودم. طوری‌که وقتی ایشان صحبت می‌کرد بدون مکث حرف‌هایی صریح می‌زد. "گورباچف " و "هلموت کهل " هم همین‌طور بودند. این‌ها کسانی بودند که نیاز به مکث نداشتند. من این‌ها را دوست داشتم. در ملاقات با (امام) خامنه‌ای احساس کردم که کسی را مثل او ندیده‌ام. شخصیت معنوی ایشان چنان مرا گرفت که از خود پرسیدم چرا شخصیتی مثل من دبیر کل سازمان ملل باشد و از معنویات چیزی نداشته باشد! با دیدن آقای خامنه‌ای هم آن شخصیت‌هایی که مرا جلب کرده بودند فراموش کردم و تحت تأثیر شخصیت معنوی ایشان قرار گرفتم. من شخصیت‌های معنوی در دنیا زیاد دیده بودم، ولی از هیچ‌یک، از مسائل سیاسی اطلاع نداشتند. با دیدن آقای خامنه‌ای دراوج قداست، آن شخصیت‌های سیاسی از ذهن من پاک شد. من تعجب می‌کنم ایران با چنین شخصیتی چرا در بعضی جا‌ها می‌لنگد. بعید می‌دانم به سازمان ملل هم بروم شخصیت ایشان از ذهن من پاک شود. )

شاید پاسخ تعجب کوفی عنان را در سخنان اخیر سیدنا المجاهد جناب سید حسن نصرالله(روحی له الفدا) در کنفرانسی به مناسبت شناخت ابعاد اجتهادی حضرت امام خامنه ایی در لبنان بتوان یافت که چه پند آموز می فرماید :
( ما خود را در برابر شخصیت بزرگ و استثنایی از این حیث ملاحظه می‌کنیم و می‌بینیم که بسیاری در این امت هستند که از این شخصیت والا آگاهی و شناختی اندک دارند و به همین دلیل است که به جرات می‌ توانیم بگوییم که ایشان در میان امت اسلام و حتی در ایران چقدر مظلوم هستند.
حتی ایشان در مهمترین بعد شخصیتی ‌شان که همان بعد سیاسی و رهبری است هنوز شناخته شده نیستند، چون شخصیتی است که دشمنان از یک سو آن را محاصره کرده‌اند و از سوی دیگر دوستان آنگونه که باید حق این شخصیت را ادا نمی‌کنند.
این مسئولیت ماست که این امت را با این شخصیت بزرگ و عظیم آشنا کنیم تا از آن بهره‌های لازم و شایسته را ببرند و از برکات وجود این رهبر و این ولی فقیه اندیشمند و متفکر، برای حال و آینده و دنیا و آخرت خود بهره مند شوند، به ویژه آن که جهان اسلام از ده‌ها و قرن‌ها پیش با چالش‌های بزرگ و مهمی مواجه است و این وظیفه و مسئولیت این کنفرانس است که ابعاد ناشناخته آن امام فرزانه را بر مسلمانان تبیین و آشکار کنند . )
ما به این باور رسید ه ایم که به تعبیر مرحوم دکتر شریعتی انساني كه امام خود را نمي شناسد بمانند گوسفندي است كه شبان خود را گم كرده باشد ، ما میدانیم دمو کراسی و لیبرالیسم غربی به عنوان یک هدف تنها لباس پر زرق و برقی بر تن هرزگان یاوه سراست و آزادی و آراء آزادگان بدون امامت و رهبری آسمانی تنها غلافی فریبنده بر سلاح هایی جنایت بار هستند و ما متعهدانه آموخته ایم آنهایی که امام حسین(ع ) را تنها گذاشتند، همه با هم برابرند. هر سه تیپشان یکی هستند: چه آنهایی که او را تنها گذاشتند تا ابزار دست یزید باشند و مزدور او، و چه آنهایی که در هوای بهشت، به کنج خلوت عبادت خزیدند و با فراغت و امنیت، حسین (ع) را تنها گذاشتند و از نبرد حق و باطل کنار کشیدند و در گوشه محرابها و زاویۀ خانه ها به عبادت خدا پرداختند، و چه آنهایی که مرعوب زور شدند و خاموش ماندند. زیرا در آنجا که حسین (ع ) حضور دارد ، هر کس که در صحنه او نیست ، هر کجا که هست، یکی است، مؤمن و کافر، جانی و زاهد، یکی است. این است معنی این اصل تشیع، که قبول هر عملی، یعنی ارزش هر عملی، به "امامت" ، به "رهبری" و به "ولایت" بستگی دارد! و اگر او نباشد، همه چیز بی معنی است و در خاتمه کلامی شایسته تر از سخنان سید شهیدان اهل قلم یعنی شهید آوینی نیافتم از این رو همپا وهمزبان با او خطاب به حضرت خورشید عرض می کنیم : عزیز ما، ‌ای وصی امام عشق، آنان که معنای ولایت را نمی‌دانند، در کار ما سخت درمانده‌اند. اما شما خوب می‌دانید که سرچشمه این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست؟ خودتان خوب می‌دانید که چقدر شما را دوست می‌داریم و چقدر دلمان می‌خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم. ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم. لبخند شما،‌ شفقت شما را داشت و شب انزوای ما را شکست. سر ما و قدم‌تان که وصی امام عشق هستید و نایب امام زمان ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف
منبع:عماریون

اولین شب جمعه ماه رجب شب آرزوها نامیده شده، در شب آرزوها درهای رحمت الهی گشوده است

برخی اعمال لیلةالرغائب

اولین شب جمعه ماه رجب شب آرزوها نامیده شده، در شب آرزوها درهای رحمت الهی گشوده است و برای بهره‌مندی هرچه بهتر و بیشتر از این شب اعمالی برای آن ذکر شده است.

به گزارش رجانيوز بعضي از اعمالي كه انجام دادن آنها در شب آرزوها استحباب زيادي دارد در پي مي‌آيد:

روزه

روزه اولین پنجشنبه ماه رجب دارای ثواب و برکات بسیاری عنوان شده است.

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر برکتی است که اعمال بسیاری برای آن ذکر شده است. پیامبراکرم (ص) فرمود: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد مستوجب خشنودی خدا می شود، غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.

نماز

برای اولین شب جمعه ماه مبارک رجب نمازی دوازده رکعتی از سوی رسول خدا ذکر شده که فضیلت بسیاری دار: بین نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود.

وقتی دوازده رکعت به پایان رسید، هفتاد بار ذکر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود.

پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة والروح" گفته شود.

پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.

پیامبر اکرم در فضیلت این نماز فرموده است: کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی. فوت شده می‌پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.

منبع:رجانیوز

علامه مصباح يزدي:"ابلیس‌ باتمام‌توان‌ به‌یاری‌ جریان‌انحرافی‌آمده"

باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است که با تمام توان و تجربه اش به یاری ایشان آمده است.
"عماريون"- آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، در جمع شماری از نخبگان سیاسی و فرهنگی سراسر کشور در چهاردهمین همایش دفتر پژوهش های فرهنگی در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) قم به تبیین شگردهای جریان انحرافی و چگونگی مبارزه با آن پرداخت.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه همه در اعمال و رفتار خود دارای نقص و عیب هستیم تصریح کرد: اگر توقع داشته باشیم برای تصدی پست های کشور اسلامی کسانی انتخاب شوند که هیچ نقص و عیبی در رفتار و فکر و اخلاقشان نباشد باید فقط منتظر ظهور امام زمان(عج) باشیم و این همان تفکر تفریطی هاست که می گفتند این کارها فایده ندارد و باید بنشینیم تا امام زمان(عج) بیاید.

وی با تاکید بر اینکه حکومت عدالت امیرمومنان یک الگوی مناسب برای ما است بیان داشت: ریزش در مسؤولین زمان حضرت علی نیز وجود داشت به طوری که برخی از والیان و استانداران حکومت امیرالمومنان از سران لشکر عمر سعد در کربلا شدند.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه نباید در مسؤولین منتظر عصمت باشیم، اظهار داشت: این اشتباه است که به دلیل وجود نقص در مسؤولین، رای ندهیم بلکه در هر انتخابی باید سعی کنیم اصلح نسبی را برگزینیم.

عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به این سوال که برخی می گویند این کاری بود که خودتان کردید و حالا باید نتیجه آن را هم ببینید، گفت: نه آن روز که برای انتخاب شخصی زحمت کشیدیم تحت تاثیر بودیم و نه امروز تحت تاثیر هوچی گری ها و تبلیغات منفی قرار می گیریم بلکه در هر زمان هر چه که احساس کنیم تکلیف است با تمام توان انجام داده ولو با وظیفه و تکلیف سابق جور نباشد.

آیت الله مصباح یزدی در ادامه افزود: بنده قبلا از بعضی اشخاص که شما خوب می شناسید به دلیل جلوگیری از ضرر به نظام بسیاردفاع می کردم که البته همان زمان در بین موجودین بهترین بودند و بعدها همان اشخاص از ریزش های انقلاب شدند.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به این شبهه که برخی می گویند آیا این حادثه قابل پیش بینی نبود، بیان داشت: خداوند انسان را مختار آفریده و ممکن است بعد از یک عمر گناه، توبه کند مانند حر و یا پس از یک عمر زهد و پارسایی در آخر ریزش کند که باید خیلی مراقب بود.

وی فسادهای پیچیده و عمیق را نتیجه برنامه ریزی دقیق ابلیس از سالیان قبل دانست و اظهار داشت: این فساد بسیار پیچیده می تواند بزرگترین نعمت الهی را که با تقدیم هزاران شهید به دست آورده ایم زیر و زبر کند.

آیت الله مصباح یزدی افزود: برنامه ریزی شیطان آنقدر دقیق و جامع است که پس از مهیا کردن زمینه ها یک نفر را از لایه های درونی بیرون می آورد و او شبکه ای را تشکیل می دهد تا بزرگترین نعمت الهی در طول تاریخ اسلام را از بین ببرد.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه شاید با یک فرمول صد عضوی بتوان دلایل این انحراف عظیم را یافت تصریح کرد: باید بدانیم از کجا می خواهند ما را فریب دهند و در این راه از چه شگردهایی بهره می برند.

آیت الله مصباح یزدی شگردهای جریان انحرافی را شیطانی دانست و گفت: در پاسخ به کسانی که می گویند این آدم قد و قواره اش اینقدر نیست که اینکارها را انجام دهد باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است البته به برخی می گویند اینها لیاقت آن را ندارند که عنوان جریان را داشته باشند و باید به آنها گروهک انحرافی گفت اما هر چه آنان تجربه شیطنت نداشته باشند اما ابلیس با تجربه چندین هزار ساله به کمک اینها آمده است.

وی با اشاره به اینکه قرائنی مبنی بر تاثیر گذاری بر رئیس جمهور از طریق وسائل غیر عادی وجود دارد اظهار داشت: این شخص منحرف با این بهانه که فوق العاده است و ارتباطات معنوی با امام زمان(عج) و اصحاب ایشان دارد تاثیر عجیبی بر رئیس جمهور گذاشته و اعتمادش را جلب کرده است.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: صرف اینکه یک نفر عمامه ای بر سر بگذارد و یا خود را اهل زهد و پارسایی و ارتباط با عوالم دیگر نشان دهد نمی توان به وی اعتماد کرد، گرچه که برخی از روی ساده لوحی گول این افراد را هم می خورند.

آیت الله مصباح یزدی یکی از شگردهای این جریان انحرافی را معرفی سرکرده آن به عنوان یک انسان مقدس و متدین و اهل ارتباط دانست و تصریح کرد: یکی از ترفندهای این جریان این است که می گوید ما غیبت کسی را نمی کنیم و نسبت به دشمنان اسلام نیز تبری نمی جویند که این از جلوه های نفاق است.

وی افزود: نمی شود کسی از دینداری و تدین حرف بزند و از امریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان قسم خورده بشریت تبری نجوید و نسبت به آنان بدگویی نکند که این از ریشه های نفاق در این جریان است.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه بعضی وقت ها غیبت کردن واجب می شود، ترفند مشابه معاویه در این زمینه را خاطر نشان کرد و گفت: وقتی معاویه جهت گرفتن بیعت برای ولایتعهدی یزید خدمت امام حسین(ع) رفته بود در پاسخ به آقا که فرموده بودند با یزید سگ باز شرابخور بیعت نمی کنم، گفته بود اما یزید درباره شما اینجور بدگویی نمی کند که شما می گویید.
آیت الله مصباح یزدی تفکر تصوف را در جریان انحرافی مشهود دانست و اظهار داشت: در این تفکر به جای امام زمان(عج) مسئله انسان کامل را مطرح می کنند و مقام امامت را یک مقام معنوی می دانند.
عضو مجلس خبرگان رهبری در تشریح زوایای مختلف تفکر تصوف بیان داشت: برخی از متصوفان قطب خود را انسان کامل می دانند و این مسئله پس از مرگش به پسرش منتقل می شود.

وی افزود: از نظر متصوفان امامت یک روح و نورانیت است که هر کس به آن مقام برسد با آن اتحاد پیدا می کند و این دسته از افراد معمولا تمایل ندارند که بگویند حجت بن الحسن(عج) زیرا این با عقایدشان سازگار نیست.

آیت الله مصباح یزدی ریشه برخی از تفکرات این جریان را در فلسفه غرب دانست و تصریح کرد: این جریان خطرناک برای منحرف کردن هر بخش از جامعه یک برنامه مشخصی دارد که باید هوشیار باشیم و به وظیفه خود عمل کنیم.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) مبارزه با کسانی که قصد براندازی نظام و اسلام را دارد، واجب دانست و تصریح کرد: اگر بدانیم کسی قصد خیانت دارد و با او مبارزه نکنیم گناه کرده ایم و باید جواب بدهیم که چرا با دیدن جریان انحرافی به تکلیف خود عمل نکرده ایم.

وی یکی از شگردهای جریان انحرافی را بی توجهی به احکام الهی دانست و گفت: اینها می گویند احکام الهی ظواهر است و باید روح احکام باشد نه ظاهر آن، که این انحراف جدی از خط امامی است که تا آخر عمر از نماز ایستاده دست بر نداشت.

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در روز 14خرداد تصریح کرد: معظم له یکی از ویژگی های مهم خط امام را معنویت و عمل به احکام الهی دانست که عبور از آن انحراف جدی و خطرناکی است که جامعه را تهدید می کند.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه برخی در تبلیغات انتخابات شعار اطاعت از رهبری سر دادند اما در عمل انتظار ما را محقق نکردند گفت: میزان سنجش عملکرد مسؤولان، ولایت فقیه است و با حرکت در خط ولایت و توسل و دعا به همراه بصیرت، تلاش و مجاهدت می توانیم از گردنه های پرخطر عبور کرده و پرچم را به دست امام زمان برسانیم

سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان :به جرئت می گویم امام خامنه ای در ایران هم مظلوم است

ما در خدمت امام بزرگواري قرار داريم كه در رهبري، تقوا، پرهيزكاري و اجتهاد بي‌نظيري است ما در خدمت امامي هستيم كه داراي ديدگاهي جامع، عميق و مستحكم و استوار بر اصول و مبادي‎اي از قبيل "اصول و مباني فكري "؛ "شناخت نيازها و مشكلات "؛ "شناخت امكانات موجود " و "آشنايي با راهبردهاي مناسب و همخوان با آن اصول و مبادي " است . . .
"عماریون"-سيدحسن نصرالله دبيركل حزب‌الله لبنان امروز دوشنبه (6 ژوئن) در سخنان خود در همايش «نوآوري و اجتهاد از ديدگاه آيت‌الله خامنه‌اي» كه سخنانش به طور مستقيم از شبكه خبري العالم و المنار پخش شد، اعلام كرد: براي من افتخاري است كه افتتاح كننده كنفرانس شما باشم، كنفرانسي كه در نوع خود اقدامي بسيار بااهميت تلقي مي‌شود، چرا كه اين اولين بار است كه كنفرانسي فكري‌ - ‌علمي خارج از ايران برگزار مي‌شود تا به بررسي انديشه‌ها ، افكار و شخصيت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي مدّ ظله از تمام ابعاد بپردازد؛ همان‎گونه كه بايد از تمام برگزار كنندگان اين كنفرانس و تمام حاضران و شركت‌كنندگان در اين جلسه و جلسات بعدي تشكر كنم.


* آشنايي با رهبر انقلاب

سيدحسن نصرالله افزود: آشنايي نزديك من با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به سال 1986 بازمي‌گردد كه در آن سال فرصت ديدارهاي بسياري با ايشان به من دست داد تا بيش از پيش با افكار، انديشه‌ها، اصول، مبادي فكري و شيوه‌هاي تحليل و بررسي حوادث و جريانات امور توسط ايشان جهت راهبري امور و رهبري جامعه و اتخاذ تصميمات در شرايط حساس آشنا شوم و اين جداي از خصوصيات و ويژگي‌هاي اخلاقي متمايزي است كه ايشان از آن بهره مي‌برند.

* تمجيد از شخصيت رهبري

دبيركل حزب‎الله لبنان تصريح كرد: با توجه به شناختي كه از آيت‎الله العظمي خامنه‌اي در دست دارم و پس از مطالعه و بررسي بسياري از مدارك و شواهد مي‌توان گفت، ما در خدمت امام بزرگواري قرار داريم كه در رهبري، تقوا، پرهيزكاري و اجتهاد بي‌نظيري است ما در خدمت امامي هستيم كه داراي ديدگاهي جامع، عميق و مستحكم و استوار بر اصول و مبادي‎اي از قبيل "اصول و مباني فكري "؛ "شناخت نيازها و مشكلات "؛ "شناخت امكانات موجود " و "آشنايي با راهبردهاي مناسب و همخوان با آن اصول و مبادي " است و به همين دليل است كه ملاحظه مي‌كنيم به راحتي ايشان بر روند جاري در امور آگاهي و اطلاع دارند و با عمق و بينش عميق آنها را به راحتي ارزيابي مي‌كنند و بي‌شك اين ارزيابي دقيق و عميق نشأت يافته از همين ديدگاه جامع و شامل است و به خاطر همين ديدگاه است كه با وجود حوادث و جريان‌هاي مختلف و متفاوت، درباره هريك ديدگاه كارشناسانه خود را همچون يك صاحب‎نظر نكته‎سنج و دقيق بيان مي‌كنند.

* امام خامنه‌اي حتي در ايران هم مظلوم و ناشناخته هستند

وي اظهار داشت: ما خود را در برابر شخصيت بزرگ و استثنايي از اين حيث ملاحظه مي‌كنيم و مي‌بينيم كه بسياري در اين امت هستند كه از اين شخصيت والا آگاهي و شناختي جز اندك ندارند و به همين دليل است كه به‎جرأت مي‌توانيم بگوييم كه ايشان ميان امت اسلام و حتي در ايران چقدر مظلوم هستند؛ حتي ايشان در مهمترين بعد شخصيتي‌شان كه همان بعد سياسي و رهبري است هنوز شناخته شده نيستند، چون شخصيتي است كه دشمنان از يك سو آن را محاصره كرده‌اند و از سوي ديگر دوستان آن‎گونه كه بايد حق اين شخصيت را ادا نمي‌كنند و اين مسئوليت ماست كه اين امت را با اين شخصيت بزرگ و عظيم آشنا كنيم تا از آن بهره‌هاي لازم و شايسته را ببرند و از بركات وجودي چنين رهبري و چنين ولي فقيه و انديشمند و متفكري براي حال و آينده و دنيا و آخرت خود مستفيض شوند، به‎ويژه آن‎كه جهان اسلام از قرن‌ها پيش با چالش‌هاي بزرگ و مهمي مواجه است و اين وظيفه و مسئوليت اين كنفرانس است كه ابعاد ناشناخته آن امام فرزانه را بر مسلمانان تبيين و آشكار كنند.

* پيش‌بيني‌هاي درست امام خامنه‌اي

نصرالله گفت: آيت الله خامنه‌اي همواره از اصل پيروزي مقاومت سخن مي‌گفتند و هميشه مي‌گفتند كه‌ بر اساس ايمان و اعتقادتشان از اين اصل سخن مي‌گويند. ايشان پس از سال 1996 نيز مي‌گفتند كه رژيم صهيونيستي در وضعيت مناسبي نيست و توان پيشروي و ادامه اشغال لبنان را مجددا ندارد.


به گفته نصرالله، رهبري انقلاب «تاكيد مي‌كردند كه اسرائيل در وضعيت سردرگمي در لبنان به سرمي‌برد، نه توان عقب نشيني دارد نه توان ماندن نه توان پيشروي؛ بايد اندكي صبر پيشه كنيد و منتظر گذشت امور باشيد و بدانيد تصميم‌گيري‌هاي رژيم صهيونيستي وابسته و مرهون اقدامات مقاومت است. اواخر سال 1999 انتخابات نخست وزيري در رژيم صهيونيستي برگزار شد و ديديم كه باراك چگونه با شكست دادن نتانياهو در انتخابات به نخست وزيري اين رژيم رسيد و تصميم گرفت در ژوئيه از لبنان عقب نشيني كند. فضاي حاكم بر لبنان و سوريه به گونه‌اي بود كه كسي تصور نمي‌كرد، اين گفته باراك حقيقت داشته باشد، بعد از مدتي ديديم كه باراك تلاش كرد، در برابر عقب نشيني از لبنان بر امتيازات يا ضمانت‌هايي امنيتي از دولت لبنان يا سوريه دست يابد. باور همه ما در اين خصوص بر اين بود كه اگر اين ضمانت‌ها به رژيم صهيونيستي داده نشود، اين رژيم از جنوب لبنان عقب نشيني نخواهد كرد و مقاومت بايد در انديشه راهبردهاي ديگر باشد، اما در ديداري كه با آيت الله خامنه‌اي داشتيم و ديدگاه‌هاي خود را به ايشان عرضه كرديم، ايشان نظر ديگري داشتند و به ما تاكيد كردند كه پيروزي شما در لبنان بسيار نزديك است آنقدر نزديك كه خودتان هم تصورش را نمي‌توانيد بكنيد. اين سخنان آيت الله خامنه‌اي بر خلاف تمام تحليل‌ها و اطلاعات ارائه شده از فضاي حاكم بر جنوب لبنان بود و هيچ‌ نشانه‌اي دال بر عقب نشيني رژيم صهيونيستي يا آمادگي اين رژيم براي اين عقب نشيني وجود نداشت؛ اما ايشان به برادران حزب الله تاكيد كردند كه خود را براي موفقيتي بزرگ آماده كنند و بهتر است موضع‌گيري و سخنراني‌ها و اظهار نظرهاي سياسي‌تان اين گونه و آن گونه باشد، پس از آن عقب نشيني رژيم صهيونيستي از جنوب لبنان روي داد و اين براي ما غافلگير كننده نبود، چون خود را براي چنين عقب نشيني و پيروزي آماده كرده بوديم.

دبيركل حزب الله لبنان در ادامه اظهارات خود گفت: در جنگ تموز [33 روزه] كه از حيث همراهي جهاني و بين المللي جنگي جهاني و از حيث حمايت و پشتيباني تمام كشورهاي عربي حامي رژيم صهيونيستي بودند و هدف آن از بين بردن مقاومت در لبنان بود و همه ميزان سنگدلي و خشونت بكار رفته توسط رژيم صهيونيستي عليه حزب الله را مشاهده كردند و ديدند چگونه يك رژيم سرتاپا مسلح يك مقاومت بي‌دفاع را به شديدترين وجه سركوب كرد و آماج حملات وحشيانه خود قرار داد، بگونه‌اي كه سخن گفتن از پيروزي مقاومت در اين شرايط موضوع بسيار سخت و غير ممكني مي‌نمود.

* پيام شفاهي رهبري براي نصرالله درباره جنگ 33 روزه

نصرالله افزود: در اين شرايط يكي از دوستان پيامي شفاهي از آيت الله خامنه‌اي براي من آورد كه ايشان در آن گفته بودند، جنگ شما با رژيم صهيونيستي بي‌شباهت به جنگ احزاب نيست كه طي آن تمام قبايل عليه پيامبر به جنگ برخاسته بودند اما سرانجامشان ناكامي و شكست بود، شما نيز بر خدا توكل كنيد و بدانيد بي‌شك شما پيروز اين ميدان خواهيد بود و پس از اين پيروزي بزرگي و قدرت بسيار خواهيد يافت و هيچ كس در آن زمان باور نمي‌كرد، اين گفته آيت الله خامنه‌اي به حقيقت بپيوندد، اما ديديم كه چگونه حزب الله در اين جنگ پيروز شد.

11* سپتامبر و پيش‌بيني امام خامنه‌اي

دبير كل حزب‌الله لبنان گفت: پس از حوادث 11سپتامبر همه ديدند كه آمريكا چگونه به خصومت به جهان اسلام پرداخت به سوي منطقه خاورميانه لشگركشي كرد.

نصرالله گفت: آمريكا به گونه‌اي لشكر كشيد كه همه بر اين باور بودند كه منطقه وارد عصر آمريكايي خود شده است و از اين پس، ملتهاي منطقه بايد شاهد سيطره و حاكميت آمريكا بر خاورميانه باشند و خود را براي يكصد يا دويست سال حاكميت آمريكا در منطقه و جنگ‌هاي جديدش كه آن را به جنگ‌هاي صليبي تشبيه كرده بودند، آماده مي‌كردند.

سيد حسن نصرالله گفت: در آن زمان من سفري به ايران داشتم و طي اين سفر به ديدار آيت الله خامنه‌اي رفتم و نظر ايشان را درباره حوادث منطقه‌اي و ورود آمريكا به آن جويا شدم، در آن زمان اوضاع به قدري بحراني بود كه برخي از مسئولان و مقامات ايراني نزد آن حضرت مي‌آمدند و با ايشان درباره برقراري رابطه با آمريكا مشورت مي‌كردند و مي‌گفتند، بايد به دنبال سازش و آشتي با آمريكا باشيم؛ در حالي كه ايشان با توجه به ديدگاه استراتژيك‌شان اين خواسته‌ها را رد و تاكيد مي‌كردند،‌ اوضاع آنگونه كه ملاحظه مي‌كنيد بر وفق مراد آمريكايي‌ها نيست؛ نگران نباشيد آمريكا هم اكنون به اوج خود رسيده و از هم اكنون به بعد بايد در انتظار فرود و افول اين كشور و بويژه ناكامي طرح‌هايش در منطقه باشيم و بايد بر اين پايه و ديدگاه با موضع‌گيري‌ها و سياست‌هاي آمريكا در منطقه برخورد كنيد و تعامل داشته باشيد.

دبيركل حزب الله لبنان افزود: امام خامنه‌اي تاكيد كردند كه اين سخنانشان بر پايه‌ داده‌هاي صحيح و درست است و بدانيد آمريكا پس از اين كه نتوانست از منافع خود در منطقه حمايت كند،‌ اقدام به اشغال عراق و افغانستان خواهد كرد و با تمام نيروي نظامي خود به منطقه لشگر كشي خواهد كرد كه اين دليل بر ضعف و ناتواني اين كشور است نه اقتدار و توانمنديش و نتيجه‌گيري‌هاي اين گونه‌اي كه صورت مي‌گيرد، ناشي از جهل و ناداني ملل منطقه از يك سو و حاكمان آنها از سوي ديگر است.

سيدحسن نصرالله افزود: من مي‌توانم به جرات به شما بگويم طي سال گذشته جهان اسلام و عرب سال بسيار سختي را سپري كرد، چرا كه جهان غرب به سركردگي آمريكا از تمام توان خود براي سركوب ملل منطقه استفاده كرد و با تمام سلاح‌هايش به آن لشگر كشي كرد، تا رژيم‌هاي مورد نظر خود را حمايت و مخالفان را سركوب كنند‌ اما آيت‌الله‌خامنه‌اي با درايت و شجاعت و دور انديشي و حكمت خود در سخت‌ترين لحظات راهبر اين مبارزه بودند و با فرمايشات خود هدايتگر ملل منطقه بودند و اين درحالي است كه هنوز بسياري از ابعاد اين جنگ برملا نشده و كسي از آن آگاه نيست.

* پيش‌بيني امام خامنه‌اي درباره رژيم صهيونيستي

دبيركل حزب الله لبنان گفت: آيت الله خامنه‌اي اعتقاد دارند كه رژيم صهيونيستي رو به زوال و فروپاشي است و معتقدند، اين سقوط چندان به طول نخواهد انجاميد و بزودي شاهد فروپاشي رژيم صهيونيستي خواهيم بود و معتقد است، سازش و صلح با رژيم صهيونيستي به جايي نخواهد رسيد و آنچه در فلسطين و مناطق اطراف ما روي مي‌دهد، بر اين نكته تاكيد دارد كه ملت مقاوم فلسطين همچنان خط مشي مقاومت و ايستادگي در برابر رژيم صهيونيستي و عدم سازش با اين رژيم را ادامه مي‌دهد و نسل كنوني و جوانان امروز ثابت مي‌كنند كه همچنان به بازگشت به سرزمين خود اميدوارند و خواستار بازگشت به ميهن خود هستند و هنگامي كه سخنان آيت الله خامنه‌اي درباره اسرائيل را با شرايط حاكم بر منطقه مقايسه مي‌كنيم و آن را با موفقيت‌هاي مقاومت در جنگ تموز [33 روزه] و جنگ غزه ارزيابي مي‌كنيم ملاحظه مي‌كنيم كه فروپاشي و سقوط رژيم صهيونيستي امر دور از دسترسي نيست و ان شاء الله بزودي محقق خواهد شد.

* تظاهرات آوارگان فلسطيني در مرزهاي فلسطين اشغالي ادامه راه امام خميني است

دبيركل حزب الله لبنان در پايان سخنانش تاكيد كرد، امروز درحالي اين كنفرانس را افتتاح مي‌كنيم كه بايد در برابر فلسطينياني كه در مرزهاي جولان دست به تظاهرات زدند و آشكارا پيام خود را مبني بر ادامه مقاومت و مبارزه با رژيم صهيونيستي و عزم موجود در ميان امت اسلام در اين باره به گوش صهيونيست‌ها رساندند، سر احترام و تعظيم فرود بياوريم و از آنها تقدير و تشكر كنيم كه بار ديگر اهداف آمريكا در منطقه را برملا نمودند كه مهمترين آن در مصادره انقلاب‌هاي عربي نمود پيدا مي‌كند.

سيدحسن نصرالله با اشاره به حمله ديروز رژيم صهيونيستي به تظاهرات‌كنندگان فلسطيني در جولان اشغالي و كرانه باختري گفت: بي‌شك بر زمين ريخته شدن خون جوانان فلسطيني بار ديگر بر اين امر تاكيد كرد كه آمريكا كشوري كه خود را مدافع حقوق بشر و آزادي معرفي مي‌كند، حامي و پشتيبان مطلق رژيم صهيونيستي است و اين خون‌هاي پاك بر زمين ريخته شدند تا ادامه دهنده بيداري و آگاهي سياسي و تاريخي باشند كه امام خميني (ره) آغازگر آن بود و توسط جانشين بر حقش آيت الله خامنه‌اي ادامه مي‌يابد.

* مـذاكـرات سـازش؛

طرفداران مذاكرات سازش پس از 20 سال به ديدگاه امام خامنه‌اي رسيدند

نصرالله با اشاره به مذاكرات سازش گفت: هنگام كنفرانس مادريد در سال 1990 و در آن مرحله كه رهآورد آن تغيير بسياري از معادلات بين المللي و منطقه‌اي بود، دولت آمريكا اعلام كرد كه گفت‌وگوهاي سازش را به مرحله موفقي سوق داده و موفق شده با امضاي موافقتنامه "اسلو " گام بسيار مهمي در راه حل اختلافات فلسطيني‌-‌صهيونيستي بردارد و همه تقريبا بر اين باور بودند كه راه حلي نهايي براي اين اختلافات يافته شده و اعراب در آستانه سازش و صلحي نهايي هستند.


نصرالله افزود: آيت‌الله خامنه‌اي در آن آن زمان ديدگاه كاملا متفاوتي به اين موافقتنامه داشته و تاكيد كردند، اين كنفرانس و موافقتنامه راه به جايي نخواهد برد و آمريكا نمي‌تواند نظرات و ديدگاه‌هاي خود را بر رژيم صهيونيستي تحميل كنند و اكنون پس از گذشت 20 سال مشاهده مي‌كنيم كه طرف‌هاي شركت كننده در مذاكرات و برخي شخصيت‌هاي حاضر در كنفرانس مادريد در به بن بست رسيدن اين توافقنامه به ديدگاه و نظر آيت‌الله خامنه‌اي در بيست سال پيش رسيده‌اند و پس از 20 سال از ناكامي و سرگرداني و گمراهي خود در اين مذاكرات سخن مي‌گويند.

دبيركل حزب الله لبنان افزود: در سال 1996 همه آنچه در مذاكرات ميان سوريه و رژيم صهيونيستي روي داد را به ياد مي‌آورند و آنچه از به اصطلاح وديعه و سپرده "اسحاق رابين " و آمادگي‌اش براي عقب نشيني از خط چهارم ژوئن 1967 يا از بلندي‌هاي جولان تا خط 4 ژوئن را به ياد مي‌آوردند و همه به ياد مي‌آورند كه پس از اين وعده‌ها همه از پايان يافتن مشكلات و درگيري‌هاي موجود با اسرائيل سخن مي‌گفتند و كساني بودند كه نزد ما آمدند و گفتند، ديگر نيازي به از خودگذشتگي، فداكاري و تكيه بر مقاومت نيست و ديگر مقاومت و ايستادگي را به حال خود رها كنيد، چون تمام مسائل در حال حل شدن است و از اين پس بايد تمام توجه خود را بر سازش و صلح متمركز كنيم و از ما خواستند، از اين پس مسائل و امور خود را بر پايه سازش و صلح حل و فصل كنيم اما ملاحظه كرديم، امام خامنه‌اي در آن زمان گفتند، آنگونه كه مي‌گويند، امور بر اين روند پيش نخواهد رفت و اطمينان دارم، پيمان صلحي ميان سوريه و اسرائيل و سرانجام لبنان و اسرائيل منعقد نخواهد شد و من به شما توصيه مي‌كنم مقاومت به همان راه و خط مشي سابق خود ادامه دهد تا به پيروزي برسد و خود را به اين سخنان، فرضيه‌ها و احتمالات مشغول نكنيد مطمئن باشيد رابين نخواهد توانست به گفته‌هاي خود عمل كند، كه ملاحظه كرديم، پس از بازگشت به رژيم صهيونيستي و در يك سخنراني چگونه بدست يك صهيونيست افراطي ترور شد و به قتل رسيد و تمام آن وعده و وعيدها به فراموشي سپرده شد.

سيدحسن نصرالله تصريح كرد، در شرايطي كه دو جنبش حماس و جهاد اسلامي در معرض حملات شديد و كوبنده‌اي قرار داشتند بگونه‌اي كه برخي مي‌گفتند كه اين دو جنبش و مقاومت فلسطيني ديگر نخواهد توانست ديگر به پاي خود بايستند و به مقاومت ادامه دهند، ديديم كه چگونه عمليات‌هاي شهادت طلبانه‌ در قدس و تل‌آويو انجام دادند و با اين عمليات‌ها چگونه لرزه برجان رژيم صهيونيستي انداخت، پس از آن شاهد بروز بحران جنوب لبنان و پس از آن برگزاري كنفرانس شرم الشيخ بوديم كه در آن تمام رهبران جهان حضور يافتند تا به دفاع از رژيم صهيونيستي و آن چيزي بپردازند كه تروريسم ناميده شد و در اقدامات شهادت طلبانه حماس و جهاد اسلامي و حزب الله خلاصه گرديد و تهديدات بسياري به سوي اين جنبش‌ها صورت گرفت و تصميماتي براي محاصره اين جنبش‌هاي به اصطلاح آنها تروريستي اتخاذ شد، سپس شاهد جنگ خوشه‌هاي خشم در آوريل 1996 بوديم كه پس از آن موجب روي كار آمدن بينامين نتانياهو بوديم و ديديم كه همه چيز به نقطه اول بازگشت
منبع :سایت عماریون

سید احمد خاتمی عضو هیات رییسه مجلس خبرگان به سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی پاسخ داد.

عضو هیات رییسه مجلس خبرگان به سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی پاسخ داد.

به گزارش خبرنگار خبرآنلاین، سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران در مراسمی که به مناسبت بزرگداشت یوم الله پانزده خرداد پیش از ظهر روز ۱۵خرداد در مهدیه تهران برگزار شد تلویحا به سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی پاسخ داد.

وی با بیان اینکه سرمایه نظام اسلامی ما مردم هستند افزود: هر نظامی که مردم را داشته باشد مانده و هر نظامی که مردم را از دست بدهد می رود. نظامی که مردم را داشته باشد ماندگار است. به حمدالله نظام اسلامی ما مردم را دارد. عنصری که در طول سی و دو سال گذشته تلاش ها شد تا مردم را از این نظام جدا کنند ولی نتوانستند.

خاتمی با بیان اینکه مردم به این نظام اعتماد دارند، گفت: آقایی در مصاحبه ای فرمودند که می توان هنوز هم اعتماد را به این نظام برگرداند. این سخن تا کنون تکذیب نشد و این نشان دهنده این است که مردم اعتماد شان را از دست داده اند که این دروغ است.

وی افزود: این مردم مردمی هستند که اگر کمترین اشاره مقام معظم رهبری بفرمایند که کسانی که به نظام اعتماد دارند به صحنه بیایند دنیا خواهد دید که حماسه ای با شکوه تر از حماسه نه دی شکل خواهد گرفت. متاسفانه برخی خودشان را تجلی نظام می دانند. وقتی می بینند مردم به آن ها پشت کردند فکر می کنند مردم به نظام پشت کردند. مردم ما مردم بصیر و با معیاری هستند. از برخی شما سیاسیون به خاطر عملکرد بدتان عدول کرده و بی اعتماد شدند. مردم معیار دارند که توسط آن همه را ارزیابی می کنند. معیارشان ولایت مداری است. هر کس ولایت مدار تر بود نمره بیشتری به آن می دهند و هر کسی زاویه گرفت نمره منفی می دهند و آفرین بر این مردم.

هاشمی رفسنجانی پنجم خرداد ماه در مراسم بزرگداشت حماسه‌سازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی شرایط جامعه را بر وضعیت اعتماد مردم موثر دانست و بر ضرورت حضور مردم در صحنه بیش از گذشته تاکید کرد.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرده بود: اگر بخواهیم امروز یک حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام بدهیم آن است که نظام و به طور کلی همه باید تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته و به تردید افتاده‌اند اعتماد آن‌ها را برگردانیم و صفای بین دولت و مردم، نظام و مردم و حکومت و مردم را ایجاد کنیم. این کار آسان‌تری است چون مردم آگاه آسان‌تر برمی‌گردند و لجبازی نمی‌کنند بشرط آن‌که واقعیت را ببینند.

سید احمد خاتمی که در مهدیه تهران سخن می گفت با بیان اینکه قیام پانزده خرداد در دل ولایت فقیه شکل گرفت گفت: مبارزه با نهاد جا افتاده در دل و جان مردم یعنی ولایت آب به هاون کوبیدن است. به ضد انقلاب بیرونی و داخلی می گویم که از این سخن من عبرت بگیرید که در پانزده خرداد سال ۴۲ مردم ما با ولایت فقیه بیعت خون بستند.

وی افزود: بیعت خون تعبیر من نیست. تعبیر شهید اویس قرنی است. اویس قرن در جنگ صفین نزد امیرالمومنین آمد. گفت یا علی جان من با تو بیعت خون دارم. بیعت می کنم که جانم را نثار تو کنم. از سال ۱۳۴۲ مردم ما ولایتی بوده اند تا کنون. از این پس هم به یاری خداوند ولایتی خواهند ماند.

خاتمی با اشاره به استقبال مردم از سخنان رهبری در مراسم سالگرد امام(ره) گفت: این تجلیل از یک رهبر سیاسی نبود. تجلیل از نائب امام زمان(عج) بود. جریان فتنه هشتاد و هشت می خواست قداست رهبری را بشکند که مردم ناکام شان گذاشتند. عنصر ولایت فقیه در قیام پانزده خرداد و در انقلاب اسلامی عنصری برجسته ای است. عنصر دیگر قیام پانزده خرداد عنصر شهادت و عشق به شهادت بود. در طول تاریخ این عنصر، عنصر عزت، عظمت و ایثار بود. عنصر شهادت یعنی مرگ را ترسانیدن.

عضو هیات رییسه مجلس خبرگان گفت: آخرین عنصر قیام پانزده خرداد عنصر عاشورا و عشق به ابی عبدالله(ع) است. قیام پانزده خرداد در دوازدهم محرم اتفاق افتاد. حال و هوای عاشورایی کشور را نجات داده، می دهد و خواهد داد. معتقدم فتنه ۸۸ را عاشورا جمع کرد. وقتی مردم دیدند که این هتاکان علیه سید الشهداء(ع) شعار دادند، به پرچم عزاداری امام حسین(ع) حمله کردند، خانم و برادری که از عزاداری می آمدند را کتک زدند، با تمام قوت به صحنه آمدند و این فتنه را جمع کردند.

سیداحمد خاتمی با بررسی قیام های ضد شاهنشاهی در تاریخ معاصر خاطرنشان کرد: از جمله حرکت های اعتراضی قهرمانانه علیه رضاخان قلدر قیام فقیه و مجتهد بزرگوار شهید آیت الله مدرس بود. بزرگی که قهرمانانه در برابر دیکتاتوری های رضا خان ایستاد. رضا خان به او پیام داد: سید از جان من چه می خواهی، این سید شجاع گفت می خواهم تو نباشی.

وی با اشاره به شجاعت مدرس گفت: عوامل رضا خان شهید آیت الله مدرس را ترور کردند. از بیمارستان به رضا خان پیغام داد که به کوری چشم رضا خان مدرس زنده است و پیش گویی کرده بود که رضا خان جایی خواهد مرد که نه آب باشد و نه آبادی ولی من هر جا بمیرم آنجا آّباد خواهد شد که تجلی آن امروز کاشمر است. این جمله شهید مدرس در سر در مقبره ایشان نوشته شده است.

عضو هیات رییسه مجلس خبرگان با اشاره به چگونگی شهادت رساندن شهید مدرس گفت: این نوعی حرکت اعتراضی فردی بود ولی من قصد دارم سراغ قیام های جمعی بروم. در طول حکومت پهلوی پدر و پسر چهار قیام شکل گرفت و در این سال ها تنها قیام های اسلامی جواب داد.

وی افزود: قیام های چپ علیه رضا خان نه تنها جواب نداد بلکه به مجرد دستگیری عوامل آن ها بلافاصله رنگ عوض کرده و از حرکت خود اظهار ندامت و پشیمانی کردند. این نوعی قیام بود که طبل رسوایی شان همان روز زده شد. آنان که تاریخ پنجاه ساله اخیر را مطالعه کنند خواهند فهمید که در حرکت های کمونیست ها دنیای خیانت به مردم وجود دارد. چون دیانت در آن ها نبود و اخلاق در بستر دیانت شکل می گیرد.

خاتمی گفت: نوع دوم قیام ها، قیام های لیبرالی است . قیام هایی که با انگیزه های غیر الهی شکل گرفت. در این قیام ها سخن از ملی گرایی، ناسیونالیسم، مسلک لیبرال منشانه و ... بود مانند آنان که امروز اسم شان را ملی و مذهبی می گذاریم. آن ها هم وارد مبارزه شدند ولی مبارزه شان شاه پسند بود. در واپسین لحظات حکومت ننگین محمدرضا پهلوی سراغ همین ملی ها آمد. بختیار از همین ملی ها بود.؛دید به راحتی می توان با آن ها کنار آمد و این ها از ابتدا تا امروز حتی یک روز به امام(ره) و خط امام ایمان نیاوردند.

وی با اشاره به خاطره امام(ره) از ملی مذهبی ها گفت: وقتی امام(ره) پاریس بود آنها خدمت امام(ره) رسیدند و گفتند شاه با مرگ بر شاه سرنگون نمی شود. اجازه بدهید با حرکت پارلمانتاریستی نهضت را ادامه دهیم و پارلمان را به دست بگیریم تا شاه سلطنت کند نه حکومت. امام(ره) فرمودند من به این ها گفتم شما هم بروید همراه با سیل خروشان ملت بگویید مرگ بر شاه. شاه باید برود. تا شاه نرود زمینه هیچ اصلاحی در این کشور فراهم نخواهد شد. این جریان نه تنها نتوانستند ذره ای آسیب به حکومت شاه وارد بیاورد بلکه واقعیت های تاریخی نشان داد که رژیم شاه این نوع حرکت ها و قیام ها را می پسندید. چون شاه باور داشت هر حکومتی به هر حال مخالفی دارد و مخالفت کم خطر این ها هستند.

خاتمی نوع سوم قیام ها را التقاطی عنوان کرد و گفت: یعنی قیام کسانی که دلداده دین نبودند. اسم دین را گرفتند و لعابی از دین داشتند. جریان منافقین که آن روز سازمان مجاهدین خلق به آن ها می گفتند از این دست قیام ها بودند. بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق اعتراف داشتند که مبنای دینی شان قوی نیست. همان زمانی که بسیاری تایید شان می کردند. یکی از علمای بزرگ تهران برای امام(ره) در نجف نامه نوشت که این ها را تایید کن. امام(ره) در همان حال به یکی شان گفت شما بیایید حرف های خودتان را بزنید تا ببینم چه می گویید. حرف های آن ها هم اکنون چاپ شده است. امام(ره) در بیست و چند جلسه همه حرف های این ها را می شنود. وقتی حرف های این ها تمام شد امام(ره) فرمود که حرف های شما کمونیستی محض است. آن زمان که برخی روشنفکری را در حمایت از این ها می دانستد، در اوج خفقان امام(ره) آن روز فرمود حرف های شما کمونیستی محض است. البته جریان التقاطی از متن نهضت آزادی بود. این حرف من نیست. روزنامه ای بود به نام میزان که روزنامه نهضت آزادی بود. آقای بازرگان سرمقاله ای در این روزنامه نوشت و این جریان را فرزندان عزیز نهضت آزادی خواند.

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه تنها قیام اسلامی علیه شاه جواب داد گفت: این قیام به دو شکل ایجاد شد. یکی قیام فدائیان اسلام بود که انصافا پیشگامان تشکیل نظام اسلامی بودند. در اوج اقتدار شاه این ها منشوری تشکیل دادند و آن جا سخن از حکومت اسلامی دادند ولی باز هم جواب نداد. دلیل آن هم این بود که جلودار این قیام شخصیتی مخلص به نام شهید سید مجتبی صفوی بود. این عزیز مخلص فداکار بود ولی مجتهد و فقیه نبود. نتوانست مردم را به طرف خودش بکشد. مخلصانه وارد شدند و مخلصانه به شهادت رسید ولی فریاد شان بعد از پانزده خرداد پر طنین شد. بارزترین قیام اسلامی که جواب داد قیام الهی پانزدهم خرداد سال ۱۳۴۲ بود.

وی با بیان اینکه قیام پانزده خرداد چند عنصر اساسی داشت گفت: اولین این عناصر آن است که این قیام کاملا انگیزه اسلامی داشت و هیچ انگیزه غیر دین در این قیام نبود. به تعبیر امام خمینی قیام پانزده خرداد با مبدائیت اسلام شکل گرفت. مردم با انگیزه دفاع از دین به صحنه آمدند. وقتی مردم شنیدند که امام شان را گرفتند به خروش آمده و همه ایران به صحنه آمدند.

خاتمی با بیان اینکه اکثر کشور قیام کرد ولی قم و ورامین پیشگام بود گفت: نهضت ملی شدن صنعت نفت را یک نقطه درخشان می دانیم ولی در این قیام اسمی از نفت، نان، مسکن، آزادی و مطرح نبود. دین مطرح بود. وقتی قیامی برای خدا بود نتیجه می گیرد، ولو در کوتاه مدت این قیام سرکوب شد ولی نتوانستند این نهال را از بن در آورند. قیام پانزده خرداد روح انقلاب اسلامی ما است. آنچه نظام اسلامی ما پر آوازه کرده است انگیزه اسلامی است. این مسئله عامل هم افزایی امت اسلامی است. این مسئله چراغ فروزان مصر، تونس، لیبی، یمن و بحرین شد.

عضو هیات رییسه مجلس خبرگان قیام پانزده خرداد را کاملا مردمی دانست و گفت: هیچ حزب و گروهی نمی تواند ادعا کند که این قیام را آن ها سازماندهی کردند

منبع:جهان نیوز

چرا امام موسوی را نگه داشت؟

هفته نامه "شما" ارگان حزب موتلفه اسلامی در گفت وگویی مفصل با حبیب الله عسگر اولادی از قول وی نوشت:

به عنوان یک نمونه ، در دوره اول ریاست جمهوری، مقام معظم رهبری، آقای موسوی را بر آقای مهدوی‌کنی و آقای ولایتی ترجیح داده‌اند. آیت‌الله مهدوی را اساساً مطرح نکرده بودند، دلیلش هم این بود که فرمودند من نمی‌توانم به عنوان رئیس‌جمهور به آیت‌الله مهدوی دستور بدهم. ایشان شأنشان اجلّ است که من به ایشان دستور بدهم. آقای دکتر ولایتی هم رأی تمایلی که لازم بود از مجلس بگیرند، نیاوردند.

آیت الله خامنه‌ای حفظه‌الله رفتند به سراغ مهندس موسوی که نظر خودشان بود، اما خیلی طول نکشید که ایشان متوجه شدند که آن موسوی‌ای که پیاده می‌شناختند، سواره، آن نیست. سواره موسوی دیگری است. اواخر دوره اول، ایشان در جلسات خصوصی این نکته را به زبان می‌آوردند که در این باره اشتباه شد، اما در جلسات عمومی حرفی نمی‌زدند.
امام برای ادامه روند جنگ و اینکه جنگ آسیب نبیند، نظرشان این بود که اگر الان موسوی عوض شود، ما در جنگ آسیب می‌بینیم. این را قبلاً به زبان نمی‌آوردند، اما به زبان آوردند و گفتند نظر من این است که نخست‌وزیر عوض نشود. مقام معظم رهبری به عنوان رئیس‌جمهور گفتند من نمی‌‌توانم موسوی را معرفی کنم. چهار پنج شخصیت روحانی مأمور شدند که با آقای خامنه‌ای حفظه‌الله مذاکره کنند.

آیات آقای جنتی، آقای مهدوی و آقای ناطق‌نوری، آیت الله یزدی، اینها وقتی با آیت‌الله خامنه‌ای صحبت کردند، ایشان گفتند: «امام حکم کنند، امام فتوا بدهند چشم! اما امام می‌فرمایند نظر من این است. نظر فقیه استدلال می‌خواهد. اگر فتوا بدهند، یعنی بگویند حکم خدا این است که ایشان نخست‌وزیر بشود، چشم. اگر حکم حکومتی بکنند، مطیع حکم حکومتی ایشان هستیم، اما نظرشان را اعلام کرده‌اند».

آقایان گفتند: «مگر می‌شود این حرف را به امام برگرداند؟» ایشان در جواب گفتند: «من از درس خود ایشان دارم این را می‌گویم. از درس دیگران نیست که فقیه وقتی فتوا بدهد، بر مقلدینش اطاعت لازم است، وقتی حکم کند، بر مجتهدین و مقلدین و دیگران هم لازم است، اما وقتی بگوید نظر من این است، این‌طور نیست.» آقایان خدمت امام رفتند و این نظرات را منعکس کردند. امام حرف‌ها را گوش کردند و تا آنجا که یادم هست فرمودند: «نظر من این است که نخست‌وزیر عوض نشود»، یعنی تغییری در نظرشان ندادند و تا آنجا که یادم هست نه حرف ایشان را رد کردند نه تصدیق.
یک مقدار کشمکش در مطبوعات اتفاق افتاد. آقای بهزاد نبوی هم زمینه‌ای پیدا کرد و وارد صحنه شد که اگر در آرشیوها ببینید که ایشان در هیئت دولت و جاهای دیگر چه گفته و برای حذف آقای خامنه‌ای میدان پیدا کردند.

اما در جلسه‌ای که مؤتلفه با احمدآقا داشت و چند نفر از برادران بودند، راجع به این مسئله صحبت شد، احمدآقا گفت: «چند روز پیش آقای خامنه‌ای از در وارد شد. من خدمت امام نشسته بودم. همین که ایشان از در وارد شد، امام شروع کردند به صحبت کردن و منتظر این نشدند که ایشان بیاید جلو و فرمودند من درازمدت به شما علاقمند بودم. این احمد می‌داند که من در این روزهای اخیر نگران شما بودم، اما صبر و تقوای شما به کمکتان آمد و شما را مدد کرد. آقای خامنه‌ای آمد جلو و خواست دست امام را ببوسد، امام صورتشان را بردند جلو و آقا صورت امام را بوسیدند و امام صورت ایشان را. آقا خواستند روی زمین بنشینند، امام اجازه ندادند و دست ایشان را گرفتند و بردند و بغل دست خودشان نشاندند». به نقل از احمدآقا، آقا خدمت امام مطالبی عرض کردند، امام شروع کردند به تعریف کردن از آقا و فرمودند: «شما در نماز جمعه خیلی موفق بوده‌اید». آقا هوشیارانه فرمودند: «اولین شعاری که مردم می‌دهند می‌گویند یار امام خوش آمد. این خطاب به من نیست، خطاب به شماست. می‌گویند بوی امام آمد، یار امام آمد». بنا به نقل احمدآقا، امام فرمودند: «خیر! مردم به شما علاقمندند. علاقه مردم به شما خیلی جدّی است. »

به نقل از حاج احمد آقا در اینجا چند بحث شد که برای ما نقل کرده و شاید برادرهایی که در آن جلسه بودند یادداشت کرده باشند، برخی را مصلحت نمی‌دانم بگویم. من دو نکته را مطرح می‌کنم، یکی اینکه آقا پرسیدند آیا اقتصاد اسلامی داریم یا نداریم؟ امام فرمودند: «داریم». گفتند: «در زندان و بعد از زندان و بعد از انقلاب عده‌ای مدعی هستند که در اسلام اقتصاد اسلامی نداریم». امام فرمودند: « اشتباه می‌کنند. اسلام دین کامل است و اقتصاد اسلامی داریم، حالا اگر ما هنوز دسترسی پیدا نکرده یا تدوینش نکرده‌ایم، ربطی به اصل قضیه ندارد».
آقا از امام پرسیدند: «مسئله‌ای که حرام اسلام حرام است تا قیامت و حلال اسلام حلال است تا قیامت، مثلاً در اقتصاد راجع به ربا چه توضیحی می‌تواند داشته باشد؟» امام فرمودند: «مسئله ربا حرام است الی یوم القیامه و مسئله خرید و فروش زمان‌دار رواست تا روز قیامت. خداوند فرموده: من ربا را حرام کردم و خرید و فروش را روا، منتهی کارشناسان باید بنشینند و ببینند چگونه می‌شود تجارت امروز و بانکداری امروز و مسائل را بر اساس معیارها تنظیم کرد و من خواسته‌ام که این کار را بکنند و دارند می‌کنند که چیزی تهیه شود و اقتصاد اسلامی هست و راجع به همین چیزهایی که تا قیامت تغییر نمی‌کنند، راه گذاشته. باید راهش را پیدا کرد».

بعد وارد موضوع شدند. نمی‌دانم اول امام بودند یا آقا که وارد موضوع نخست‌وزیری آقای موسوی شدند. احمد‌آقا نقل می‌کند که ایشان خدمت امام عرض کرد: «من سوء ادب و قصد جسارت نداشتم. من درس خود شما را نقل کردم. شما در درس فرمودید که فقیه اگر فتوا دهد، اطاعت آن بر مقلدینش لازم است و اگر حکم حکومتی کند، نه تنها بر مقلدین خودش که بر دیگر مقلدین و حتی مجتهدین هم اطاعتش لازم است، اما فرمودید اگر فقیه نظری اعلام کند، این نظر با فتوا و حکم حکومتی قابل مقایسه نیست، نظر شخص ایشان است». امام فرمودند: «بله، همین‌طور است، اما دو تا از اجداد بزرگوار شما، یکی امیرالمؤمنین(ع) و یکی امام حسن مجتبی(ع) مسئول نظام اسلامی را قبول نداشتند، اما همکاری کردند. در بعضی از نمونه‌ها، در همکاری و تعادل فرزندانشان را هم به جبهه فرستادند».

همین‌طور که امام داشتند توضیح می‌دادند، بنا به نقل سید احمدآقا، آقا عرض کردند: «آقا! این را جلوتر می‌گفتید. شما نفرمودید». امام فرمودند: «تا حالا وقتش نبود، الان وقتش هست و من می‌گویم.» آقا فرمودند: «چشم! من همین‌جا حکم نخست‌وزیری میرحسین موسوی را امضا می‌کنم».
صحبت‌های دیگری هم بود که محرمانه است و اصلاً نمی‌شود به زبان آورد. سید احمدآقا در جلسه‌ای که خیلی به رهبری آقا مانده بود گفت که امام با ایشان مثل رهبر آینده برخورد کرد. نگذاشت دستش را ببوسد، نگذاشت روی زمین بنشیند، ایشان را پهلوی خودش نشاند.
سیداحمدآقا می‌گفت: «آقای خامنه‌ای وقتی داشت از در وارد می‌شد، با یک بار غم و غصه آمد و وقتی داشت می‌رفت، بسیار شاد بود».

منبع:جهان نیوز

معرفي يك الگوي موفق جهت اطلاع روئسای دانشگاه‌ها/ در اين 30سال قانون حجاب به‌اندازه قانون رانندگي هم

معرفي يك الگوي موفق جهت اطلاع رييسان دانشگاه‌ها/ در اين 30سال قانون حجاب به‌اندازه قانون رانندگي هم ارزش نداشته

سید مصطفی میرمحمدی، محمد آشوری: بعدازظهر روز یکشنبه اول خردادماه سال 1390 وارد طبقه سوم ساختمان دانشکده ای شدیم که خیلی از کنکوری ها شب‌ها که می خوابند یا در خیالات‌شان، آرزوی ورود به این دانشکده را دارند. دانشکده ای که نخبه ترین دانشجویان کشور در حوزه علوم تجربی را در خود جای داده است. دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی. البته انگیزه ما از ورود به اتاق ریاست دانشکده در طبقه سوم و مصاحبه با رییس این دانشکده رصد بچه درس‌خوان‌ها نبود بلکه تلاقی ایام منتهی به روز زن و مطالب جالبی که درباره بانوی رییس این دانشکده شنیده بودیم ما را به منطقه ولنجک تهران کشاند.

 خانم رییس به اذعان بسیاری از اساتید و کارشناسان، تحول عظیم و شبه انقلابی در دانشکده موصوف در همین یکی دو سالی که رییس شده، ایجاد کرده است. او علاوه بر اینکه از نظر آموزشی و عمرانی بهترین دانشکده دندانپزشکی کشور را متحول كرده در زمینه اشاعه مسائل فرهنگی به خصوص در حوزه پوشش و حجاب دانشجویان دختر و پسر تغییراتی را ایجاد کرده که حتی بسیاری از رييسان مرد دانشگاه‌ها هم جرأت اجرای یک دهم آنچه را كه در این دانشکده عملیاتی شده، نداشتند. البته اجرای این قواعد یا به قول خانم دکتر "ضابطه انضباطی" خیلی هم برای ایشان کم هزینه نبوده است. هزینه هایی که خانم دکتر نظیر آن را قبلا هم پرداخت کرده است!
 
وارد محوطه دانشکده که شدیم، دیدیم که اگرچه پوشش و حجاب دانشجویان و عدم اختلاط‌های دختر و پسری در حد ایده آل نیست اما انصافا از سایر دانشگاه‌های کشور چند سر و گردن بالاتر بود و اینجا از نظر اخلاقی احساس راحتی بیشتری داری و این به خاطر آن بود که برای خانم دکتر زهره طبیب زاده نوری، پیش از آنکه دندان و لثه و آموزش اینها مسئله باشد، تربیت و پرورش دانشجویانش دغدغه اصلی است.
 
این مصاحبه را از خانم دکتر گرفتیم تا به بسیاری از رييسان دانشگاه‌ها و دانشکده ها که عمدتا مرد هم هستند، ثابت کنیم می توان در امور مادی و فیزیکی محیط آموزشی تحت مسئولیت خود موفق بود و در عین حال مسائل فرهنگی و تربیتی دانشجویان را هم با جدیت هرچه بیشتر پیگیری کرد و در این زمینه هم کامیاب بود.
 
آنچه پیش رو دارید متن مصاحبه یک و نیم ساعته نشریه 9دی با خانم دکتر است. این راهم بگوییم که کمتر از 24ساعت پس از مصاحبه ما با خانم دکتر طبیب زاده دندانپزشک و متخصص بیماریهای لثه، ایشان به عنوان یکی از 50 زن برگزیده کشور مورد تقدیر قرار گرفت.
 
او دو فرزند دارد که هردو دانشجو هستند. یکی در حال اتمام تحصیلات و یکی در سال سوم تحصیلش است. رتبه دانشگاهي او دانشیاري است و قبلا نيز مدیر گروه رشته "پریو" (انساج نگهدارنده اطراف دندان) بوده است. وي در دولت نهم، سه سال و نيم مشاور امور بانوان رییس‌جمهور و رئيس مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري بود و پس از آن با یک‌ماه وقفه تاکنون مسئولیت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی(ره) را برعهده دارد.
 
 
در صحبت با برخی از دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی(ره) متوجه شدیم به خاطر اصرار و پیگیری شما روی مسئله پوشش دانشجویان، تغییرات آشکار و قابل توجهی در وضعیت ظاهری آنها ایجاد شده، به نظر شما چرا این اتفاق خوب در بسیاری از دانشکده ها و دانشگاه‌های دیگر سطح کشورمان نمی افتد؟
 
ببینید من فکر می کنم مهم‌ترین مسئله، وجود دغدغه است. یعنی اگر مسئولی در محیط آموزشی، تعلیم و تربیت را بشناسد و دغدغه تربیت را به‌عنوان مسئله اساسی داشته باشد، قطعا تربیت را مقدم بر تعلیم خواهد دانست. درست است که مسئولیت ذاتی دانشگاه‌ها در وهله اول آموزش رشته تخصصی است اما نباید فراموش کنیم که بنا به فرموده امام(ره)، دانشگاه، مقدرات و سرنوشت کشور را رقم می زند. همین کسانی که الان پشت میزهای دانشگاه نشستند، مسئولین اجرایی آینده این مملکت هستند و در سطوح مدیران میانی و کلان جامعه ایفاي نقش خواهند كرد. متخصص، کم نداریم ولی این "متخصص متعهد" است که می تواند جنگ را ساماندهی کند، مقابل جنگ نرم بایستد، در بحث انرژی هسته ای ما را به خودکفایی برساند و در عرصه های پزشکی ما را از خارجی‌ها بی نیاز کند و قس علیهذا. متخصص بدون تعهد، دغدغه های اصلی‌اش چیز دیگری است. او صرفا به دنبال منفعت و رفاه و سود می رود کما اینکه شما می بینید بیش از چند هزار پزشک ما به کشور کانادا مهاجرت کرده اند. اینها مشکل تخصص نداشتند و همگی به لحاظ تخصصی انسان‌های توانایی بودند و آموزش خیلی خوبی هم دیده بودند. از بیت المال جمهوری اسلامی تغذیه شده و آموزش گرفته بودند ولی چون در بعد تربیتی و معنوی روی آنها کار نشده بود، طبعا از پیشنهادهاي وسوسه انگیز غرب که در جهت رفاه و آسایش بیشتر خودشان به لحاظ مادی بود، استقبال کردند.
 
اینها از پول مردم محروم و مستضعف سیستان و بلوچستان و خوزستان به این رتبه رسیده بودند اما به جای آن که به کشورشان ارائه خدمت کنند، به راحتی سرمایه های علمی خود را در اختیار کشورهای بیگانه قرار می دهند. من استنباطم این است که اگر یک مدیر یا کسی که اداره یک موسسه آموزشی دانشگاهی را برعهده دارد، دغدغه آینده جامعه را داشته باشد، هیچ وقت صرفا به بحث آموزش بسنده نمی کند و از آنچه که در گذشته جامعه ما اتفاق می افتد، پند می گیرد. برای خود من دغدغه تربیت بسیار مهم‌تر از مسئله تعلیم است. البته وظیفه ذاتی ما چه بخواهیم چه نخواهیم، تعلیم هست اما تشخیص ضرورت تربیت هم وظیفه ذاتی ماست و این نکته کلیدی است که هنوز بسیاری از مدیران ما آن را درک نکرده اند یا اگر هم احیانا به ادراک نظری رسیده اند، متاسفانه هنوز به باور یقینی نرسیده اند. من بدون تربیت، بحث تعلیم را ناقص ناقص می دانم.
 
بعضی ها اعتقاد دارند این ضوابط سخت‌گیرانه باعث بروز نوعی نفاق در افراد می شود و تاثیری در اصلاح دانشجویان بدون اعتقاد نخواهد داشت. نظر شما در این باره چیست؟
 
شما نمی توانید این تصور را داشته باشید که کل افراد جامعه نسبت به مسائل فرهنگی و هنجارهای اعتقادی، آزادی کامل داشته باشند و انتظار داشته باشید که این آزادی را عمیقا درک کنند و به آن به شکل دائمی، مقید باشند و بعد شما بتوانید قوانین اسلام را اجرا کنید. اسلام هم چنین چیزی را نمی‌گوید. درست است که در ابتدای اسلام پیامبر اکرم(ص)، "اصل تدریج" را در مورد حجاب و سایر مقررات دینی اجرا کردند اما مدتی که گذشت، مقررات دینی، واجب الاجرا شد. من فکر می کنم، 30 سال برای زمینه سازی برای انقلاب ما کافی باشد. ما 30 سال فرصت داشتیم که زمینه سازی کنیم و آزادی فرهنگی بدهیم.
 
البته من مسائل و مشکلات سر راه و از آن سو مقوله تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی را درک می کنم اما اعتقادم این است که ما در حوزه فرهنگ و به خصوص در محیط دانشگاه، سامان یافته عمل نکردیم. اما این دلیل نمی شود که چون ما به صورت زیربنایی و ریشه ای روی این مسائل کار نکرده ایم، بنابراین می توانیم حکم اسلام را هم تعطیل کنیم. نمی توانیم بگوییم چون ما در بیان و استقرار مسائل دینی و فرهنگ اسلامی، ضعف تاکتیکی داشته ایم حالا صورت مسئله را پاک کنیم و اساسا قائل به آن شویم که نباید فعلا مسائل فرهنگی و احکام اسلام را پیاده کنیم. ما موظف به اجرای فرهنگ اسلامی هستیم. مگر شما می توانید همه افراد و آحاد جامعه را عمیقا به رعایت چراغ قرمز و ضوابط راهنمایی و رانندگی، آگاه بکنید به صورتی که وجدانا اگر پلیسی سر چهارراه نباشد، چراغ قرمز را رد نکند و بفهمد که این یک مقررات اجتماعی است که برای ساماندهی روابط اجتماعی و اصلاح سیستم ترافیکی ایجاد شده که نهایتا منافعش به خود آن فرد برمی گردد؟ بنابراین شما نمی آیید مقررات راهنمایی و رانندگی را کلا تعطیل کنید، چون که مردم قلبا و وجدانا و به صورت عمیق، هنوز این مقررات را درک نکرده اند. شما قانون را می گذارید. از هیچ کس هم امضا نمی گیرید ولی وجدان عمومی برایش نهادینه شده و درک می کند که بايد برای مصالح کل جامعه، یک سری قوانین را اجرا کند.
 
در مورد قانون حجاب، متاسفم که بگویم این قانون در جمهوری اسلامی بعد از 30 سال، ارزش مقررات راهنمایی و رانندگی هم نداشته است. این ضعف ماست به عنوان افرادی که مسئولیم و به خصوص کسانی که در جامعه مسئولیت فرهنگی دارند که چطور مردم را به این یقین نسبی می رسانند که قوانین راهنمایی و رانندگی بايد رعایت شود اما هنوز بعد از 30 سال این درک، عمومی نشده که حجاب برای زن، یک واجب دینی است. بنابراین ما نمی توانیم قانون را تعطیل کنیم حتی اگر کسی هنوز از نظر قلبی به اهمیت آن قانون نرسیده باشد. شما می توانید به این دلیل که همه افراد از مضرات شرابخواری به طور یقینی آگاه نیستند (به طوری که برخی در خفا و به صورت قاچاقی آن را انجام می دهند) این فعل حرام را در ملأ عام اجازه بدهید؟ اگر ما بخواهیم این گونه این بحث را مطرح کنیم و از این زاویه به این مسئله نگاه کنیم، بقیه احکام اسلام را هم باید تعطیل کنیم. چون برخی با نفاق ممکن است در علن، مشروب نخورند یا مواد مخدر مصرف نکنند، بنابراین برای آنکه منافق نشوند اذن عمومی در استفاده از این مواد و مشروبات بدهیم! شما از این زاویه هم نگاه کنید که این اذن ندادن ما، جلوی ترویج گناه و سرایت آن به دیگران را هم می گیرد.
 
اشاره داشتید به عملکرد متولیان فرهنگی. به عنوان یک فرد مدیر و دانشگاهی با سابقه در رابطه با عملکرد مسئولین و به خصوص متصدیان فرهنگی در زمینه مسائل فرهنگی در دانشگاه‌ها چه نظری دارید؟
 
متاسفانه بسیاری از متصدیان فرهنگی، دانشگاه را نمی شناسند، زبان دانشگاه را نمی دانند، اشراف مناسبی به فرهنگ دانشگاه ندارند و با ابزارهای تبلیغاتی که متناسب با فرهنگ و هویت دانشگاه نیست، در سطح دانشگاه‌ها عمل می کنند. شکل تبلیغی که در سطح جامعه جواب می دهد، لزوما در دانشگاه پاسخگو نخواهد بود چرا که آموزش، روابط فرهنگی، استاد و منابع دانشگاه عمیقا با فرهنگ غرب عجین است. بنابراین شما نباید انتظار داشته باشید دانشجویی که در چنین فضایی رشد می کند، یک متخصص متعهد از آب دربیاید و از آن طرف هم نباید انتظار داشت آنچه که به‎عنوان ابزارهای فرهنگی تحت عنوان کتاب‌های معارف اسلامی با آن حالت کلیشه ای که قبل از انقلاب هم وجود داشت، در دانشگاه‌های کنونی با فضایی که عرض کردم، جواب بدهد. ما این اقدامات ناکام فرهنگی را به طور عمیق، آسیب شناسی نکرده ایم. تحقیق نکردیم که آیا این کتاب‌ها تاثیری بر فرهنگ و اعتقادات دانشجویان داشته است؟ آیا زبان استاد در تعمیق باورهای دینی دانشجویان گویا بوده یا نه؟ ما متاسفانه این کارها را انجام نداده ایم. به طور روزمره داریم کارمان را ادامه می دهیم. البته صحبت‌های من، نافی وجود کلاسهای معارف اسلامی و این تیپ مباحث در دانشگاه نیست اما نحوه ارائه و نحوه بیان این مباحث، کیفیت اداره کلاس‌های مربوط به آن، استادی که به ارائه این مباحث می پردازد، اینها همگی حائز اهمیت است.
 
چه ابزار و ضمانت اجراهایی داشتید که موفق شدید دانشجویانی که ضوابط پوششی را رعایت نمی کردند را به تمکین از قوانین دانشگاه، ملزم کنید؟
 
ما یک آیین نامه ای انضباطی  داشتیم که جلوی در اصلی دانشکده نصب شد. این یک آیین نامه انضباطی بود که در گذشته مطرح شده بود و ما این آیین نامه را ملاک کار خودمان قرار دادیم. این آیین نامه را نزدیک به شش ماه به رؤیت دانشجویان رساندیم و گذاشتیم که ذهن‌شان با این قانون، آشنا شود. در کنار این اقدام، برخی کارهای فرهنگی را هم انجام دادیم. یعنی نمایشگاه حجاب برپا کردیم. در مورد ضرورت حجاب و همچنین تاثیرهاي عمیقی که مسئله حجاب بر زنان غربی داشته است و آنها را متمایل به حجاب و پوشیدگی کرده نمایشگاهی گذاشتیم. کتاب بسیار ارزشمندی را با عنوان "ضوابط پوشش در دانشگاه‌های خارج از کشور" که از سوی دفتر نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها تدوین و گردآوری شده بود، انتخاب کردیم و ضوابط مربوط به آن دسته از دانشگاه‌هایی را که در سطح دنیا معروف‌تر و مطرح‌تر هستند، به صورت بنر در لابی اصلی ورودی دانشجویان نصب کردیم و به آنها عملا اعلام شد که این ضوابط، یک‌سری ضوابط پذیرفته شده ای است که همه دانشگاه‌ها و حتی دانشگاه‌های به‌اصطلاح غربی هم به شکلی، به ضوابط پوشش قائل هستند.
 
من یکی دو جلسه به طور اختصاصی با دختر خانم‌های دانشجو داشتم که در آن جلسات به صورت صمیمی تر و صریح تری صحبت کردیم و در مورد مشکلات رعایت نكردن پوشش به بحث پرداختیم. من از این زاویه وارد شدم که من نمی خواهم حجاب را به عنوان یک اعتقاد دینی در اینجا مطرح کنم بلکه قصد دارم حجاب را به عنوان یک "انضباط اجتماعی" معرفی کنم. ما در یک "کشور اسلامی" زندگی می کنیم و کل این کشور، معتقد به قوانین اسلام است، بنابراین دانشگاه اين كشور هم باید شکل دینی داشته باشد. برای اینکه شکل دینی داشته باشد، باید واجبات دینی در آن اجرا شود. واجب دینی، یک واجب انضباطی است و من به این واجب دینی (علی‌رغم اینکه شما قلبا به آن اعتقاد دارید یا نه) به عنوان یک دستور انضباطی نگاه می کنم. همانطور که در دانشگاه‌های خارج از کشور که احیانا هیچ گونه اعتقادات دینی و مذهبی هم ندارند اما یک ظواهری را به عنوان دستور انضباطی، حکم می کنند، من به این شکل از پوشش به عنوان قاعده و نظم اجتماعی نگاه می کنم. همانطور که شما دارید تشریف می برید به مهمانی یا یک سالن ورزشی، پوشش مناسب آن جا را انتخاب می کنید و طبعا با پوشش مهمانی در سالن ورزشی حاضر نمی شوید، در دانشگاه هم بايد پوشش مناسب آن را رعایت کنید. پس این یک نظم اجتماعی است. ما در این جا یک زندگی اجتماعی با هم داریم و محور این زندگی اجتماعی هم آموزش و درس است، بنابراین برای آنکه این محور به شکل خیلی خوب و پربار اجرایی شود، باید پایبند به یک‌سری از ضوابط باشیم. همانطور که شما وقتی به بخش‌های دندانپزشکی وارد می شوید، یک شرایطی مانند استریلیزاسیون و پوشش‌های متفاوت با کارمندان و مریضان را باید رعایت کنید (چه به این مقررات اعتقاد داشته باشید، چه نداشته باشید) در محیط دانشکده هم برخی ضوابط مانند ضوابط مشخص پوشش و حجاب وجود دارد.
 
در جهت اجرای این آیین نامه ها و ضوابط پوششی با اعتراضی از ناحیه دانشجویان هم مواجه شدید؟ اساسا آیا در این مدت کوتاهی که از تاکید حضرتعالی روی اجراي این ضوابط می گذرد، میزان رضایت‌مندی دانشجویان هم ارزیابی شده است؟
 
ببینید، بحث‌های فرهنگی، چیزی نیست که در کوتاه مدت پاسخ بدهد، حالا چه این مسائل فرهنگی در جهت اثباتی باشد چه نفی‌اي؛ همه اینها در دراز مدت جواب می دهد. ما در دانشکده تقریبا سعی کردیم همان اصل تدریج را رعایت کنیم. اول با دید عقلانی و انضباطی با مسئله برخورد کردیم. آیین نامه پوششی را در داخل دانشکده نصب کردیم. همانطور که عرض کردم نمایشگاه گذاشتیم و گفت‌وگوی متقابل با دانشجویان برقرار و بیان کردیم که این، به عنوان یک ضابطه اجتماعی در دانشگاه  محسوب می شود نه یک ضابطه اعتقادی. بنابراین همانطور که در سوالات قبلی عرض کردم، ضوابط انضباطی را ممکن است همه قلبا نپذیرند ولی باید درک کنند که این ضابطه انضباطی را باید بپذیرند.
 
ممکن است شما از اینکه نتوانید از موبایل‌تان را در هنگام معاینه و معالجه بیمار استفاده کنید، خیلی ناراحت و ناراضی باشید اما بايد ضابطه انضباطی مراعات شود. وقتی که در بخش دندانپزشکی شما با دستکش استریل کار می کنید، نمی توانید یک شیء آلوده را دست‌تان بگیرید. ممکن است از این مسئله ناراحت هم شوید ولی این قانون و ضابطه انضباطی یک محیط درمانی و پزشکی است ما هم برای دانشگاه، حریم و ضوابطی را قائل هستیم. طبعا لزومی هم ندارد که برای قوانین و چراغ قرمزها از همه امضاي قانونی بگیریم اما جالب است بدانید که ما امضا هم از دانشجو گرفتیم، اگرچه بر ما فرض نبود که این کار را بكنيم اما برای اینکه حجت تمام شود، این کار را هم كرديم. یعنی به دانشجو گفتیم شما می خواهید در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی(ره) درس بخوانید. ضوابط داخلی این دانشکده هم به این ترتیب که عرض کردم، هست. اگر می خواهید در این دانشکده تشریف داشته باشید، بايد ملتزم به این ضوابط قانونی باشید و ابتدای ترم برای همین امر از دانشجو امضا گرفتیم. اگر دانشجو علاقمند به اجرای این ضوابط نیست، می تواند خود را به دانشگاه دیگري منتقل کند.
 
خانم دکتر! این روزها در سطح دانشگاه‎های کشور با پدیده تاسف آوری مواجه هستیم و اینکه بعضی از دانشجویان محجبه و چادری بعد از گذشت مدتی از ورودشان به دانشگاه، چادر را کنار می گذارند و یا حتی بسیار بدحجاب هم می شوند؛ علت این پدیده را چه می دانید؟
 
ببینید علت این پدیده این است که ارزش برتر در دانشگاه، اعتقادات دینی نیست. وقتی برخی از استادان با گرایش‌ها و دیدگاه‎های غربی به شما آموزش می دهند و آموزش، روابط فرهنگی، ارزش‌ها و هنجارهایتان، کاملا غربی است، طبعا خروجی‌اش همین می شود که شما فرمودید. من متاسفم این را عرض کنم که تا چند وقت پیش اساتید معدودي، قاعده را این گونه چیده بودند که هرکس ظاهر آراسته تر، آرایش کرده‌تر و زیباتری داشت، مقبولیت بیشتری داشت و هرکس نمره بهتری می خواست بگیرد، باید بیشتر آرایش می کرد. یعنی ارزش شما به ارزش علمی‌تان نیست بلکه ارزش شما به قیافه ظاهری شما بستگی دارد!
 
واقعا در دانشکده شما چنین اتفاقی می افتاد؟!
 
دقیقا! دقیقا! شما می دانید که متاسفانه ضابطه خاصی برای نمره دادن در آموزش‌های عملی وجود ندارد و نمره صد درصد دست استاد است، به همین خاطر به طور طبیعی وقتی یک استاد غرب زده باشد و گرایش‌هاي عمومی هم به این سمت باشد که هرکس ظاهر قشنگ‌تری دارد، انسان باشعورتری است طبعا یکی از ملاک‌ها در آموزش عملی همین تیپ و قیافه آرایش کرده می شود. من صراحتا به شما عرض می کنم که قیافه ظاهری دانشجویان در برخی موارد روی نمرات‌شان تاثیر داشته است.
 
حالا شما محاسبه کنید اعتقادات برای دختری یقینی نشده است و صرفا دین موروثی را یدک می کشد و بعد احساس کند که ملاک‌ها و هنجارهای جامعه و دانشگاه به قیافه و آرایش او منتهی می شود. طبیعی است که او دیگر تمایلی به تداوم رعایت حجابی که فلسفه‌اش را نمی داند، نداشته باشد و در او تغییر ایجاد شود. بنابراین، من این تغییر پوشش را خیلی غیرعادی و عجیب نمی بینم. دانشجویی که آمده، عمدتا در رشته هایی مثل رشته های ما فرصت زیادی برای مطالعات دینی نداشته است و با این فضايي که در کنکور وجود دارد، به شدت سرگرم مطالعه دروس دبیرستانی بوده و تمام تمرکزش روی درس خواندن و تست زدن بوده است. از آن سو متاسفانه آموزش‌هایی هم که در مدارس ما وجود دارد، از لحاظ دینی قابل قبول نیست. اگر خانواده، مفاهیم دینی و فرهنگی را به صورت عقلانی و منطقی به فرزندان خود منتقل کنند، وقتی این فرد وارد فضای غرب زده دانشگاه می شود، خیلی عالمانه‌تر برخورد می کند و در موضع عقب نشینی و انفعال گرفتار نمی شود. متاسفانه ما در تیپ رشته های خودمان، خیلی کم دانشجو داریم که در دانشگاه، نسبت به فرهنگ غرب از موضع تهاجمی و فعال برخورد کنند.
 
پدیده دیگری که در این زمینه می توانیم از آن یاد کنیم، این است که برخی از دختران محجبه و چادری در عین حال که نمی خواهند چادرشان را کنار بگذارند اما همان چادر را به صورتی شلخته می پوشند یا زیر چادر را روسری های رنگی و جلب توجه کننده و یا مانتوهای تنگ و کوتاه می پوشند. از آن طرف هم شنیدم برخی دانشجویان بدحجاب همین دانشکده هم هستند که در نمازجماعت دانشگاه به صورت مستمر شرکت می کنند و حتی در نماز هم برخی از آنها حجاب‌شان را درست نمی کنند؛ به نظر شما علت این دوگانگی و تضاد چیست؟
 
نشناختن دین و مقررات دینی. آن دختر خانم چادری یک اسلام سنتی و وراثتی را پذیرفته است اما متوجه نیست که حدود و مرزهای حجاب چیست. به همین دلیل است که شما می بینید اسلام گفته بايد زنان تا مچ دستان خود را بپوشانند ولی خیلی از دختران چادری هستند که از این مانتوهایی که آستین‌شان کوتاه است، می پوشند و مچ دست این خانم کاملا پیداست. البته یکی ممکن است غفلتا چیزی را نادیده بگیرد و دیگری عمدا آن را نادیده بگیرد. به نظر من علت اینهایی که گفته شد، اطلاع نداشتن از حدود شرعی است. این دختر، نمی داند اگر آرایش داشته باشد، وضویش اشکال دارد. نمی داند اگر مویش پیدا باشد، نمی تواند نماز بخواند. این را به لحاظ فقهی نمی داند یا آن خانم چادری که چادرش را باز می گذارد یا لباس تنگ می پوشد یا آرایش می کند این یا حکم فقهی عملش را نمی داند یا عمدا این کار را می کند.
 
اگر عمدا این کار را می کند، چرا اساسا چادرش را برنمی دارد؟
 
خب! اگر عمدا این کار را می کند، در اثر اجبار خانواده است که این پوشش را دارد و به نظرم می خواهد هم نظر خانواده خود را تامین کند و هم نظر خود و جنس مخالفش را، وگرنه می داند که پوشش چادر برای این است که ظواهر بدنش را آشکار نکند. بنابراین پوشیدن لباس نامناسب زیر چادر، نقض غرض است. پس یا نمی داند که پوشش چادر را به چه دلیل می پوشد یا می داند اما از روی اجبار پدر و مادرش از پوشش چادر استفاده می کند. او چادر را به عنوان یک حجاب برتر و به عنوان ضابطه شرعی نمی بیند. درباره این جهل هم بگویم که مختص مسئله حجاب نیست و خیلی از متدینین نمازخوان و روزه گیر، نمی دانند که خمس و زکات بر آنها واجب است و اسلام را به عنوان یک کلیت نمی شناسد و چون نمی شناسد "نومن ببعض و نکفر ببعض" می شود.
 
شما انگیزه ارتباط با جنس مخالف یا انگیزه همسریابی را چقدر دخیل در مسئله بدحجابی می دانید؟
 
زنان به طور غریزی و فطری تمایل به تبرج و زینت کردن خود دارند. طبیعی است که وقتی فرد این انگیزه را به‌وسیله دین و تقوی، ادب و تربیت نکرده باشد و نداند که این انگیزه بايد در حریم‌های خاصی بروز کند، این وضعیت به وجود می آید...
 
علاوه بر کنترل نشدن این غریزه زنانه، شما تغییر ملاک‌ها و ارزش‌های مردان جامعه را در این مسیر موثر نمی بینید؟ یعنی انتقال ملاک‌های بخش قابل توجهی از مردان ایرانی از معیارهای دینی و اخلاقی به سمت مولفه های ظاهری و فیزیکی موجب نشده که یک دختر پیش خودش محاسبه کند که اگر با حجاب کامل بخواهد در مرئی و منظر ظاهر شود و یا هیچ گونه آرایشی را در ظاهرش صورت ندهد، در آن صورت احتمال پیدا کردن یک شوهر برایش بسیار دشوار می شود؟
 
100درصد! من به این قائلم که شکل ظاهری خانم‌ها تابع نوع تمایلات مردان هم هست. الان اگر شما نگاه کنید برخی از پسران مذهبی ما که علی الظاهر شکل ظاهری مذهبی و دینی دارند، اصلا مقید نیستند که پوشش همسرشان چگونه باشد. بنابراین طبیعی است که از آن طرف هم رفتارهای دختران ما تغییر کند و به سمت آرایش و دلبری و انتخاب شدن سوق پیدا کنند و اصلا هویت‌شان را از شخصیت و شکل ظاهریشان بگیرند نه از شخصیت واقعی علمی و اخلاقی‌اشان. به نظر من این، ربطی هم به فرد تحصیل کرده یا غیر تحصیل کرده هم ندارد. آن وقت تالی فاسدی که این تغییر ملاک‌ها در مردان دارد، بعد از ازدواج خود را نشان می دهد. به آمار طلاق در کشور و به‌ويژه شهرهای بزرگ نگاه کنید. به آمار جنایات ناموسی و افسردگی‌ها و خیانت‌ها نگاه کنید، ان وقت برایتان روشن می شود که شیفته ظاهر و عشوه و غمزه شدن دختر و پسر ما را به کجاها کشانده است.
 
سهم سیستم‌های غلط طراحی شده در کشور را در این زمینه چقدر می دانید؟ ببینید ما دختر و پسر را از همان اول ابتدایی تا پایان دوره دبیرستان از یکدیگر جدا می کنیم و سپس به محض آنکه در دانشگاه قبول شدند، به یک‌باره آنها را در کنار هم می نشانیم. آن هم در چه سنی؟ 18 سالگی! اوج تمایل دختر و پسر به جنس مخالف! بعد این دختر و پسر به مدت دو یا چهار یا شش سال کنار يكدیگر در یک کلاس می نشینند و طبیعی است که طی این مدت طولانی اصطکاکات فوق العاده زیاد عاطفی و روانی ایجاد شود، آن هم با تغییر ملاک‌هایی که به آن اشاره شد. از طرف دیگر ما فرد را از محیط مستبدانه و بسته مدرسه به یک‌باره به محیط باز و بدون قيد دانشگاه وارد می کنیم. به نظر شما این موارد که مرتبط و ناظر به سیستم و نه افراد و خانواده است، در پدیده بدحجابی و ایجاد مسائل اسف بار اخلاقی چه قدر می تواند تاثیر داشته باشد؟
 
این را کاملا قبول دارم و نمونه هایی از نتایج این سازوکار در دانشگاه‌ها به وفور مشاهده می شود. البته این مسئله، نافی جداسازی دختر و پسر در مقاطع پایین‌تر نیست. شما وقتی به عرف در غرب نگاه می کنید، می بینید که در تحقیقاتی که مثلا در انگلیس کرده اند، به این نتیجه رسیده اند که راندمان آموزشی مدارس مختلط خیلی کمتر از مدارس تک جنسیتی است. چون آنها هم مدارس تک جنسیتی دارند و دیده اند که بازده آموزشی این مدارس بالاتر است. این طبیعی است چون در مدارس تک جنسیتی، تمرکز روی بحث آموزش می رود و دیگر ذهن دانش آموز با چیزهای دیگر درگیر نمی شود.
 
ما هم نمی گوییم در ایران از دوران پیش از دانشگاه اختلاط ایجاد شود اما قبول دارید که این وضعیت فعلی ما خیلی فاجعه بار است؟ ما می گوییم که آیا نمی شود که این نبود اختلاط در دوران دانشگاه هم رعایت شود؟
 
ببینید! یک بحث ایده آل ماست و یک بحث واقعیت‌های موجود است. من کاملا با شما موافقم. اگر به تعداد کافی، استاد زن داشتیم، به نظر من صد درصد ایده آل بود که در دانشگاه‎ها هم این تفکیک به صورت کامل ایجاد شود. اما الان متاسفانه تعداد متخصص کافی زن وجود ندارد و این آقایان هستند که بیشتر وارد سطوح بالای تخصصی می شوند. بنابراین در سطح استاد، فعلا بضاعت ما در حدی نیست که بتوانیم تفکیک كنيم اما در سطح دانشجویان، این مسئله کاملا امکان اجرایی شدن دارد و مشکل عمده ای در این زمینه وجود ندارد.
 
یکی از نکاتی که در رسانه های کشور، شاهد آن هستیم که به آن پرداخته می شود، انجام کارهای مردانه توسط زنان و انجام کارهای زنانه توسط مردان است، در عمل هم در دانشگاه‌های کشور، زنان در رشته هایی که ماهیتی مردانه دارند نیز پذیرفته می شوند؛ نظر شما در این باره چیست؟
 
من معتقدم که جامعه احتیاج به تخصص‌های مختلف دارد و به شدت هم به این مسئله قائل هستم که تحصیل برای جامعه بانوان ما و کسب تخصص‌های مورد نیاز زنان کشور، ضرورت دارد. به شدت به این مسئله معتقدم که عمده نیازهای زنان ما بايد توسط متخصصین زن، تامین شود. چه در عرصه مسائل پزشکی چه در عرصه مسائل فرهنگی باید تا آنجا که امکانپذیر است خدمت، توسط هم جنس صورت بپذیرد. من اصلا اعتقادی به تربیت زنان در مشاغلی که به طبع و توانایی جسمی مردان بیشتر همخوانی دارد، ندارم، در دورانی هم که در نهاد ریاست جمهوری بودم، این را در سخنرانی‌های مختلفم اعلام کردم. اصلا ضرورتی نمی بینم که یک زن "مهندسی معدن" بخواند نه به این لحاظ که آن زن توانایی علمی تحصیل در رشته معدن را ندارد! نه! ضریب هوشی دختران ما بسیار بالاست و قادر به گرفتن آموزش کافی هستند اما بايد ببینیم برای زن و جامعه ما چه چیزی مطلوب‌تر و مورد نیازتر است.
 
برای رشته هایی مثل مهندسی عمران، معدن، کشتی سازی، راه آهن، مکانیک و رشته های مشابه نسبت به رشته های علوم پایه مثل فیزیک محض و ریاضی محض هزینه بسیار زیاد و چند برابری مصرف می شود تا فرد در آن رشته ها تحصیل کند. شما الان یک تحقیق میدانی کنید و ببینید براي دخترانی که رفته اند و مثلا در رشته مهندسی ساختمان و معدن و نفت تحصیل کرده اند، چقدر بازار کار وجود دارد و چقدر عملا توانسته اند کار کنند؟ آیا به صلاح است که جامعه ما با مسائل اقتصادی فراوانی که دارد، روی این گونه موارد سرمایه گذاری کند و اجازه دهد درآمدهای ملی صرف آموزش دخترانی شود که در این تیپ رشته های مردانه تحصیل کنند، بعد بروند در مدارس غیرانتفاعی، فیزیک و ریاضیات درس بدهند! همین الان بروید در مدارس غیرانتفاعی و ببینید چند نفر خانم مهندس دارند در این مدارس تدریس می کنند؟
 
به نظر من این، اشکال برنامه ریزان دولتی ماست. ما نباید مقهور دیدگاه‌های غربی شویم و بحث‌های پرطمطراق برابری جنسیتی ما را به این اشتباهات بزرگ وادار سازد. این، بسیار غلط است. جامعه‌ای که منابع مالی‌اش محدود است، باید جایی سرمایه گذاری کند که بعدا بتواند 10 برابر آن را بهره برداری کند. بله! اگر خانمی می خواهد با امکانات مادی خودش برود و این دست رشته هایی را که عرض کردم، بخواند، اشکالی ندارد. کار پیدا کرد که کرد ولی اگر پیدا نکرد، دیگر هزینه های بیت المال هدر نرفته است. این اشتباه است که ما سرمایه های کشور را خرج تحصیل کسانی کنیم که اصلا امکان حضورشان در مناطقی مثل عسلویه و معادن کویری و دریا نیست. این بحث در مورد مردان ما هم مطرح است و دولت نباید اجازه دهد که مردان در رشته هایی که طبیعت زنانه دارند، وارد شوند. یک سری رشته ها خاص زنان است. الان خوشبختانه در جمهوری اسلامی حضور زنان در مثلا تخصص زنان و زایمان را به 98 درصد رسانده اند و البته آن مقدار باقیمانده هم را هم به این دلیل برای مردان اختصاص یافته که مناطق دورافتاده و صعب العبور، بدون متخصص نمانند كه این دیگر مبنای فقهی هم دارد.
 
به عنوان آخرین سوال می خواستم بپرسم شما نقش رسانه ملی در مسئله پوشش و حجاب و ایجاد هنجارهای غلط و صحیح در این زمینه را چگونه ارزیابی می کنید؟
 
من در مورد نقش رسانه ملی مطلب زیاد دارم. در عین حال که معتقدم زحماتی که این بزرگواران می کشند، بسیار مشکل است و به دلیل این که اصلا شرایط خاص ساختاری در این رسانه بیشتر به جهت ساختن سریال‌ها و فیلم‌ها وجود دارد، ارتباط بسیار شدید افراد نامحرم با هم در آن جریان دارد. اینها نزدیک شش ماه، یک‌سال در یک ارتباط کاری بسیار نزدیک در یک نقش به عنوان همسر با هم کار می کنند. طبیعی است که چنین سیستمی، ارتباط و اختلاط شدید را می طلبد. از آن سو همه افراد مقید هم اجازه نمی دهند که به‌ويژه دختران‌شان در صحنه های نمایشی ظاهر شوند. خب! طبیعی است که با این شرایط، انتخاب بازیگر متعهد و مقید بسیار دشوار می شود. اما یک مقدار هم برمی گردد به دیدگاه‌های کسانی که دارند این رسانه ارتباط جمعی را اداره می کنند.
 
من در موضوعات سریال‌ها بحث بسیار اساسی دارم. شما در اکثر سریال‌های ایرانی، زن ایرانی را یک آدم خرافاتی که مدام دنبال چشم و هم چشمی با زن‌ها و دخترهای دوست و فامیل است، می بینید. در این سریال‌ها مردان، بیشتر اصطلاحاً زن ذلیل هستند و فرهنگ تسلط زن در خانواده را به صورت غلوآمیز مشاهده می کنید. به ندرت هم از آن طرف بام افتاده اند و در برخی سریال‌ها روابط مردسالارانه را نشان می دهند. در این سریال‌ها مرد در خانواده، اصلا هویت واقعی خودش را ندارد و یا خیلی زن ذلیل است یا خیلی مستبد. خیلی کم زن و شوهر و خانواده متعادل را در سریال‌ها مشاهده می کنیم. بخش زیادی از این کمبود به خاطر ضعف فیلم‌نامه نویسان یا کارگردانان ماست. از آن طرف هم صدا و سیما با سرمایه گذاری و آماج فیلم‌های ناتوی فرهنگی و هالیوود روبروست و برای آن که در این رقابت نفس گیر عقب نیفتد، مجبور است به نوعی کانال‌های خود را پرکند اما بعضی چیزها کاملا دست خودشان است و به نظر من این غفلت محض مسئولین است. الان برخلاف سال‌هاي ابتدایی انقلاب اسلامی به صورت رایج می بینید که در فیلم‌ها از جاذبه آرایش و زیبایی زن استفاده می شود. الان بدون استثنا در فیلم‌ها آرایش زنان، طبیعی شده است. نوع پوششی که زنان در این فیلم‌ها به تن دارند، خیلی حداقلی شده است. از مجریان و بازیگران مردی که در صداوسیما می بینید، ابروهایشان را برمی دارند. شما دارید به مخاطب می گویید که این کار وجیه است. این کار یعنی اینکه آقایان! پسران جوان! بدانید که از نظر نظام اسلامی بلااشکال است که شما خودتان را شبیه به زنان دربیاورید. شما وقتی اینها را می بینید، آرایش بازیگران زن را می بینید، پوشش آنچنانی آنها را می بینید و وقتی می بینید که دختر جوان برای جلوه گری هرچه بیشتر در ذهن مخاطب، حتما یک شال رنگی روی روسری‌اش می اندازد، اینها نشان می دهند که کارگردان و سناریونویس و سیاست‌گذار توانمند نیستند و دارند از رانت جذابیت و جلوه گری زن برای پرکردن خلأ سواد و توانایی خود استفاده می کند. شما بعضی از این فیلم‌های غربی را ببینید؛ این‌قدر این فیلم به لحاظ کارگردانی و فیلم‌نامه قوی است که آن جاذبه و لباس ظاهری آن فرد اصلا جایی پیدا نمی کند.
 
منتها ما متاسفانه این‌قدر ضعف فیلمنامه و کارگردانی داریم که سعی می کنیم جذابیت‌های زنانه را براي جلب مخاطب بيشتر چاشنی فیلم‌هایمان کنیم. طبیعی است که وقتی این اتفاق بیفتد، این تیپ مسائل بین جوانان، خیلی رایج شود. حالا اینکه خیلی خوب است! صدا و سیما در ایام نوروز فیلمی گذاشته بود با عنوان "اسپاگتی در هشت دقیقه". من به عنوان نسل دوم انقلاب، اصلا تصور نمی کردم که انقلاب اسلامی به اینجا کشیده شود که چنین فیلمی در جمهوری اسلامی در سینما و از آن تاسف بارتر در صدا و سیما پخش شود. خانم آرایش کرده با لباس‌های کاملا غربی، همراه دو تا آقا با موسیقی ریتمیک می رقصید. من کاملا اتفاقی بخشی از این فیلم را دیدم و شوکه شدم. ما دل‌مان خوش بود به اینکه اگر در سینما حریم‎ها رعایت نمی شود، لااقل در تلویزیون این حریم‌ها نسبتا مراعات می شود که در عید، کلیه این حریم‌ها شکسته شد. ما داریم به کجا می رویم؟ شما تمام حریم‌ها را در دانشگاه عمومی یعنی همان صدا و سیما لگدمال کرده اید، بعد انتظار دارید دانشجوی دانشگاه‌های آموزش عالی و آموزش پزشکی به آن ضوابط پایبند باشد؟
منبع :رجانیوز

بلاگرهای بسیجی هم اکنون از عهده نقشی برمی آیند که اگر حالا اجرایش نکنند، آینده بسیار دیر خواهد بود.

سرویس جامعه جهان ـمسعود یارضوی: آتش بیداری این بار دیگر نه در منطقه که در اقصی نقاط دنیا در حال نضج گرفتن است.

حالا چشم های مردم دنیا در تماشای وقایع بحرین و دیگر کشورهای خیزش کرده شاهد اتفاقی است که امثال آل سعود و آل اتحادیه اروپا و آل اوباما هرچه هم که بخواهند روبنده حمایت از مردم را در این اتفاقات بر چهره شان بکشند، این مردم هستند که یک سوال را از آنها و حامیانشان خواهند پرسید؟ "حمایت و این همه کشتار در بحرین و لیبی...؟!"

حالا اوباما و سایر جمهوریخواهان و دموکرات های آمریکایی هرچه قدر هم که در قدرت نرمشان زور داشته باشند، اما مگر می توانند حافظه جهان را از حمایت های خود از دیکتاتورهای خونخواری مثل صدام، مبارک، قذافی و ... پاک کنند.

آنها حالا در آتشی افتاده اند که بهترین تعبیرش را رهبر فرزانه ما گفت. "غافلگیری".

فیس بوک را به راه انداختند تا بگویند معترضین را ما سازماندهی کردیم اما هنوز راست و دروغ حرفشان مشخص نشده بود که آتش همین فیس بوک و البته توییتر و یوتیوب و وبلاگ ها دامن خودشان را در یونان، اسپانیا، آمریکا و گرجستان و ... گرفت.

با بیشرمی به انقلاب لیبی گفتند انقلاب لپ تاپها و وبلاگ نویس ها را نبض تپنده انقلاب مردم لیبی خواندند اما حالا که می بینند موج بیداری از مرزهای آفریقا و بالکان گذشته و به اروپا رسیده است مدعی شده اند که بلاگرها هم دروغ می گویند و سراسیمه به دنبال راه اندازی کنفرانس هایی هستند تا اینترنت را در اروپا محدود کنند.

آنهایی که یک روز مفتضحانه علت قیام خونبار مردم بحرین را اقتصاد نامطلوب این کشور می خواندند حالا خود دست به گریبان موج عظیم بیکاری، فقر و بحران اقتصادی در اروپا هستند و وامانده در مقابل این سوال افکار عمومی مردمشان که حتما ما هم می توانیم در اعتراض به وضع موجود به خیابان ها بیاییم و فاتحه حکومت های فاسدمان را بخوانیم.

و تمام این مقولات را رهبر عزیز ما در بیانات اخیر خود پیرامون خیزش های اخیر اینچنین پیش بینی و تبیین کردند که: "این حركت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و ملت های اروپا بر ضد سیاستمداران و زمامداران خود كه آنها را تسلیم محض سیاستهای فرهنگی و اقتصادی آمریكا و صیهونیست ها كرده اند، به پا خواهند خواست."

آری اکنون غرب نیز صدای شکستن استخوان هایش را شنفته است و اکنون این ما هستیم که به عنوان لشکر اعتقادی امام روح الله(ره) که قرار است به تمام جهان گسیل شویم، مخیّریم که تکلیف خود را در این مقطع حساس و تعیین کننده تاریخی انجام دهیم و یا اینکه...

اینک ما هستیم که باید در تک و پاتک بخشی از جنگی بزرگ در عرصه رسانه و اینترنت وارد عمل شویم و تاریخ شاهد انجام رسالت بلاگرهای بسیجی و افسران جنگ نرم انقلاب اسلامی در میان میلیاردها رایانه متصل به هم در سطح جهان باشد و این جهاد فرزندان خمینی و خامنه ای را در جنگ وبلاگ ها در خاطر خویش بسپارد.

حالا ما هستیم و پهنه ای وسیع از یک جنگ تمام عیار با امپریالیسم جهانی که تکلیف آن را مفاهیم و اخبار مجازی در عرصه اینترنت مشخص می کند.

اینک بلاگرها، خبرنگارها، روزنامه نگارها و رسانه های ایران اسلامی هستند که می توانند در این جنگ طراح عملیات هایی عظیم برای عمق بخشی بیشتر به روند بیداری در تمام کشورهای جهان باشند.

و مگر نه این است که ما خود سردمدار بیداری هستیم و قرار است به فرموده آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست در لشکری اعتقادی به تمام جهان گسیل شویم...؟!

بلاگرهای بسیجی هم اکنون از عهده نقشی برمی آیند که اگر حالا اجرایش نکنند، آینده بسیار دیر خواهد بود.

آتش فشان بیداری ملت های جهان هم اکنون در آستانه انفجار قرار دارد و استکبار جهانی با تمام توان قصد دارد جلوی این انفجار را به هر وسیله ای بگیرد. از استفاده از آنجلینا جولی گرفته تا به راه اندازی حمام خون در بحرین و لیبی. آنها هیچ ابایی ندارند. حتی اگر شده تمام فیبرهای نوری حاوی اینترنت در اروپا و آمریکا را قطع می کنند تا نه تنها پیام بیداری به گوش هیچکس نرسد بلکه بستری فراهم شود تا آنها همچنان مشغول مصادره نامشروع انقلاب های رخ داده در تونس و مصر و یمن و ... باشند. و حال این ما هستیم که به هر وسیله ای باید در مقابل استکبار سد شویم و آتش بیداری را در دل تک تک مردم جهان شعله ور نگه داریم.

باید با مفهوم سازی، نقل اخبار، نقل حقایق و تمام ظلم های رفته بر ملت های جهان و در ادامه بیان تمام این مفاهیم بر بسترهایی مثل وبلاگ های چند زبانه، شبکه های اجتماعی، ایمیل ها و غیره بر دشمن تاخت و امکان تجدید قوا را به او نداد.

دشمن ما امروز از پیام های بیدارگرانه ما می ترسد و آن هنگام از سر وحشت به مرز جنون خواهد رسید که پیام های ما برای مردمی که دشمن بر آنها حکومت می کند نیز خوانا باشد. و صد البته این خوانایی نیاز به تلاش و تخصص بیشتر ما دارد.

باید مفاهیم تولیدی ما به زبان های مختلف دنیا بازگردان و منتشر شوند. باید هزاران سایت و وبلاگ و شبکه مجازی را ایجاد کرد که هر یک با روشی خاص اقدام به بیان مفهوم بیداری می کنند.

نیاز است تا مفاهیم تصویری مثل عکس ها و کاریکاتورها بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند. هیچ مفهومی نباید باشد که مورد تغافل قرار گیرد. باید با تمام توان در بحث انتقال مفاهیم به هر زبان و روشی تلاش کرد.

و در هنگامه این جهاد مقدس، ما هم ققنوس هایی خواهیم شد که سر به امر ولی زمان خود دارند و صاحب اصلی این انقلاب به دیده رضایت به آنها خواهد نگریست.

گوش کن برادر خوبم،

صدای بسیجی ها هنوز از آن سوی خاکریز به گوش می رسد،

هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله...

منبع :جهان نیوز

خطیب جمعه تهران تشریح کرد:حجاب زن مسلمان باید اینگونه باشد/ پنج روش مشترک جریانهای انحرافی

به گزارش مهر، آیت‌الله سید احمد خاتمی در خطبه‌ دوم نماز جمعه تهران با اشاره به روز زن گفت: به برکت این روز در عرصه‌های مختلف نقش‌آفرینی و شخصیت زنان در کشورمان مطرح و تبیین شد که منزلت واقعی زن را باید در مکتب اسلام دید که با ارزش‌ترین جایگاه را برای بانوان تدارک دیده است.

وی افزود: در مکتب‌های غربی زن را همانند کالا عرضه می‌کنند و امروز که این وضعیت به فجیع‌ترین وضع خود رسیده و شاهدیم که در جهان غرب و در دنیای لیبرال دموکراسی شخصیت زن دفن و له شده است.

خطیب جمعه تهران با اشاره به فرا رسیدن سالروز فتح خرمشهر نیز تصریح کرد: در عملیات بیت المقدس پیروزی ما در جنگ رقم خورد و این عملیات نشان داد که در جنگ سلاح‌های پیشرفته نیست که حرف اول را می زند بلکه ایمان و مقاومت‌های جانانه‌ است که رمز پیروزی همه امت‌ها در جنگ‌های نابرابر است.

عضو هیئت رئیسه خبرگان رهبری‌ همچنین در خصوص کشف شبکه جاسوسی توسط وزارت اطلاعات اظهار داشت: کشف شبکه جاسوسی آمریکا توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) پیروزی بزرگی برای کشورمان است چرا که یکی از مهمترین اهدافی که این شبکه جاسوسی داشت ایجاد نارضایتی میان مردم و شوراندن مردم علیه نظام بود.

وی ادامه داد: سربازان گمنام امام زمان(عج) با کشف این شبکه توان اطلاعاتی بالای خود را نشان داند و توانستند جاسوسان داخلی و ایادی خارجی آنها را شناسایی کنند و لذا از وزیر حزب‌الهی و بسیجی وزارت اطلاعات صمیمانه تشکر می‌کنیم.

خطیب جمعه تهران به فرا رسیدن هفتم خرداد سالروز افتتاح اولین مجلس شورای اسلامی در سال ۵۹ اشاره کرد و گفت: مجلس به تعبیر امام(ره) در راس امور است و دلیل آن این است که در چارچوب مقررات دین مردم در راس امور هستند و در هیچ کشور دنیا مردم سالاری همانند جمهوری اسلامی ایران پیدا نمی‌شود و همه مسئولان بی‌واسطه و با واسطه منتخب مردم هستند.

وی با بیان اینکه مجالس مختلف تلاش کردند به مردم خدمت کنند، تاکید کرد:‌ در این زمینه مجلس هشتم کارنامه درخشانی در ایفای وظایف نمایندگان، تقویت گفتمان انقلاب، حرکت در خط ولایت فقیه و تصویب قوانین مهم و کلیدی همانند هدفمندی یارانه‌ها، قانون مجازات اسلامی و برنامه پنجم توسعه انجام داد.

آیت‌الله خاتمی اظهار داشت: امسال سال آخر مجلس هشتم است و امیدواریم این مجلس با تعامل با قوای دیگر و نظم و انضباط طوری عمل کنند که دیگر مردم صندلی‌های خالی مجلس را نبینند و از تریبون‌های عمومی نشنوند که مجلس به خاطر تاخیر نمایندگان از رسمیت افتاده است.

وی در توصیه‌ای دیگر به نمایندگان مجلس شورای اسلامی گفت: پرهیز از بخشی نگری موضوع مهمی است که نمایندگان باید به آن توجه داشته باشند چرا که نمایندگان باید کلان نگر باشند که در عرصه فرهنگی کلان نگری بیشتری باید دیده شود و امیدواریم در سال آخر مجلس شورای اسلامی این اقدامات به نحو بهتری صورت بگیرد.

خطیب جمعه تهران در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص شکل گیری جریان‌های انحرافی از اول انقلاب تا کنون گفت: از اول انقلاب تا کنون هم شاهد جریان‌های انحرافی خارجی و هم جریان‌های انحرافی داخلی بودیم و در طول ۳۲ سال گذشته جریان‌های انحرافی همانند منافقین ، فرقان، جریان انحرافی فتنه ۸۸ و جریان انحرافی اخیر بودیم.

وی با بیان اینکه این جریان‌ها روش‌های مشترکی در طول انقلاب داشته‌اند، تاکید کرد: ‌اولین روش مشترک آنها کمرنگ کردن دین بوده است چرا که مهمترین نتیجه انقلاب ما حاکم کردن دین در جامعه بوده است اما در فتنه سال گذشته دیدیم که جریان فتنه با طرح سکولاریسم به دنبال دین زدایی در جامعه بود.

آیت‌الله خاتمی ادامه داد: جریان انحرافی اخیر نیز با بزرگ کردن عناوین کهنه همانند مکتب ایرانی و ایرانیت به دنبال برخی اهداف خاص است و اگر یک بار این مباحث را مطرح کرده بود وارد میدان نمی‌شدیم اما هنگامی که این جریان بر تکرار این مباحث کهنه اصرار دارد وظیفه ما روشنگری در مورد این جریان انحرافی است.

عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه اگر صحبت از دفاع از میهن است متدینین در صف اول قرار دارند، تاکید کرد: مردم ایران در ۸ سال جنگ تحمیلی برای دفاع از ایران اسلامی و عشق به ایران اسلامی در جنگ حضور پیدا کردند و از میهن خود دفاع کردند اما بت کردن ایران و ایران منهای اسلام خیانت به آرمان‌های انقلاب است و هیچگاه از آن نخواهیم گذشت.

وی همچنین تاکید کرد: مهمترین عاملی که موجب هم افزایی امت اسلام و موجب تاثیرپذیری از انقلاب بوده ایران اسلامی بوده است.

خطیب جمعه تهران تصریح کرد: از زبان نمازگزاران جمعه می‌گویم کسانی که به دنبال چنین سخنانی هستند ربطی به این نظام و انقلاب اسلامی ندارد و سلیقه شخصی خود را مطرح می‌کنند و این را نباید پای نظام بگذارند.

وی در ادامه افزود: مورد مشترک دوم همه جریان های انحرافی استفاده ابزاری از مقدسات مردم در ۳۰ سال گذشته بوده است که شاهد مثال این موضوع این است که در جریان فتنه ۸۸ افرادی با سنگر گرفتن پشت نام امام(ره) می‌خواستند به نظام ولایی خدشه وارد کنند .

وی اظهار داشت: اعتقاد به مهدویت از دیگر مقدسات مردم در طول انقلاب اسلامی بوده است اما شاهد هستیم که برخی جریان‌های انحرافی با استفاده از اعتقاد مردم به دنبال استفاده ابزاری و کاسبکارانه از نگاه پاک مردم بودند.

آیت‌الله خاتمی با بیان اینکه در روایات تاکید شده است که نمی‌توان برای ظهور وقتی تعیین کرد، افزود: تطبیق نادرست بر اشخاص از دیگر حیله‌های جریان انحرافی است و اعتقاد به مهدویت نباید ابزار تجاری برخی شود.

خطیب نماز جمعه تهران ادامه داد: سومین روش مشترک جریانهای انحرافی در ۳۰ سال گذشته مقابله با عالمان با بصیرت بوده است چرا که عالمان با بصیرت منحرفین اعتقادی را به خوبی می‌شناسند و هم جریان فتنه و هم جریان انحرافی اخیر به دنبال مقابله با این افراد با بصیرت است.

وی همچنین تاکید کرد: مقابله با ولایت فقیه از دیگر روش های مشترک این جریان‌های انحرافی بوده است.

آیت‌الله خاتمی ترویج اباحه گری و ابتذال را پنجمین روش مشترک جریان های انحرافی خواند و افزود: نقشه دشمن ترویج بی‌حجابی و بدحجابی در جامعه است و در همین راستا با ترویج ابتذال در آندلس توانستند این کشور را از جغرافیای اسلام حذف کنند.

وی ادامه داد: جریان انحرافی برای تحقق اهداف خود از ابزار اباحه گری و ابتذال استفاده می‌کند و باید مراقب باشیم.

خطیب جمعه تهران همچنین به حوادث منطقه اشاره کرد و اظهار داشت: منطقه همچنان در آتش زیاده طلبی آمریکا می‌سوزد و شاهد روزهای خونبار در بحرین و یمن هستیم.

وی ادامه داد: آمریکا با همکاری آل خلیفه و آل سعود بحرین را به یک زندان بزرگ تبدیل کرده و در آن شکنجه‌های قرون وسطایی انجام می‌دهد.

وی با بیان اینکه حوادث بحرین با مدیریت آمریکا انجام می‌شود،‌ افزود: مدیریت شکنجه‌ها در این کشور با همکاری انگلیس و رژیم صهیونیستی انجام می گیرد و مجری این شکنجه‌ها هم بعثی‌های حامی صدام و صهیونیست‌ها هستند.

آیت‌الله خاتمی در پایان خطبه دوم نماز جمعه این هفته تهران با اشاره به استقبال نمایندگان کنگره آمریکا از نخست وزیر رژیم صهیونیستی خاطرنشان کرد: تکریم نخست وزیر رژیم صهیونیستی توسط نمایندگان کنگره آمریکا میخی بر تابوت بی‌حیثیتی آمریکا بود که نشان داد به چه مقدار نوکر رژیم صهیونیستی هستند.

حجاب زن مسلمان باید اینگونه باشد

به گزارش فارس، آيت‌الله سيداحمد خاتمي امروز در خطبه‌ اول نماز عبادي سياسي جمعه تهران در ادامه مباحث خطبه‌هاي گذشته خود به موضوع و شرايط‌ استجابت دعا پرداخت و اظهار داشت: از علل موانع استجابت دعا اين است كه اين بندگان خود موانع را به وجود مي‌آورند وگرنه اصل بر استجابت دعا است.

وي ادامه داد: در اين ميان عفت اجتماعي و پاكدامني و پاك پوششي مورد تاكيد قرآن كريم، هم در ميان آقايان و هم در ميان بانوان است، اما در قرآن نسبت به رفتار عفيفانه زنان تاكيد بيشتري شده است.

امام جمعه موقت تهران گفت: زنان بايد نگاه خود را از نگاه آلوده حفظ كنند و از نگاه كردن به تصاوير آلوده خود را نگه دارند، زيرا اين نگاه موجب غضب خداوند مي‌شود.

آيت‌الله خاتمي افزود: پوشش چادر در قرآن نيز آمده است كه در سوره احزاب آيه۵۴ به آن اشاره شده است كه «جلباب» به معناي لباسي است كه تمام بدن را مي‌پوشاند.

وي با اشاره به آيه‌اي از قرآن ادامه داد:‌ اگر قرار باشد خانم‌ها روسري را به معناي حجاب بگيرند، بايد روسري آنها بلند باشد كه سر و گردن را بپوشاند و هيچگونه جاذبه جنسي براي نامحرم نداشته باشد، لذا انداختن شال بر سر كه موي سر را نمايان مي‌كند، چيزي جز بازي با حجاب و شكستن حرمت حجاب نيست.

امام جمعه موقت تهران در ادامه تبيين موضوع "عفاف و حجاب " تاكيدكرد: زنان نبايد با نامحرمان با عشوه و آنطور كه با شوهر خود سخن مي‌گويند حرف بزنند، چرا كه اينها زمينه گناه را فراهم مي‌كند.

آيت‌الله خاتمي همچنين افزود: طريقه راه رفتن زنان نبايد موجب تحريك نامشروع براي نامحرم شود، ضمن اينكه زيورآلات خود را نبايد براي نامحرمان به نمايش بگذارند؛ گردنبند، لباس محرك، لباس آنچناني زيور حساب مي‌شود.

امام جمعه موقت تهران با بيان اينكه از رازهاي مستجاب نشدن دعاها همين‌هايي است كه گفتم، خاطرنشان كرد: احتمالاً بسياري از بانواني كه رعايت حجاب نمي‌كنند، نمي‌دانند كه حجاب لازم براي آنها كدام است. لذا اين سخنان من حجت را براي آنان كه سخنان من را شنيدند و خواهند ديد تمام كرد، بنابراين عذر و بهانه‌اي در پيشگاه خداوند نخواهند داشت.

منبع :جهان نیوز

آیت الله مصباح :هرکسی مخالف اسلام باشد ولو برادر و هم‌حزبی ما باشد باید در دهانش زد

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم، با تاکید بر کنار گذاشتن منافع شخصی و حزبی در دفاع از اسلام و مقابله با گروه های انحرافی گفت: تنها چیزی که می تواند مایه نگرانی باشد و قداست دارد این است که اگر گروه منحرفی سر کار بیایند به اسلام و دستاوردهای انقلاب لطمه بزنند، این خطر است و باید نگران اینها بود، نه نگران دیگر امور و مسائل.

به گزارش رسا، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم، شامگاه پنج شنبه در دیدار اعضای شورای هماهنگی جامعه اسلامی مهندسین، با تبریک میلاد حضرت زهرا(س) و امام خمینی(ره) به بیان دیدگاه های خود در خصوص مسائل جاری کشور پرداخت.

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه ما همواره در حال امتحان و آزمایش هستیم، تاکید کرد: نقطه عطف هایی که جوامع را تغییر می دهد فتنه نامیده می شود، در این فتنه ها است که عیار انسان ها سنجیده می شود.

وی تصریح کرد: بزرگ ترین فتنه در جهان اسلام، فتنه ای بود که بعد از ارتحال پیامبر گرامی اسلام رخ داد و در سقیفه بنی ساعده خلیفه و جانشین برای پیامبر(ص) تعیین کردند.

عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه فتنه مراتب متعددی دارد، ابراز داشت: به هر میزان انسان در حال تکامل است، فتنه ها نیز به تناسب سخت تر و پیچیده تر می شود، همان گونه که دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی امتحان های شان به مراتب سطوح دشوارتر و سخت تر است.

آیت الله مصباح یزدی همچنین گفت:بعد از فتنه سال ۸۸ که جامعه ما در آن موفق شدند و به خوبی امتحان دادند، باید به کلاس بالاتر بروند که امتحان آن سخت تر است.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تاکید کرد: کسانی فکر می کردند فتنه بعدی چیزی از قبیل همان فتنه سال ۸۸ باشد، اما باید توجه داشت آن کسی که سؤالات امتحانی را طرح می کند، بهتر بلد است که چگونه طرح کند.

وی تصریح کرد: یک وقت ما متوجه شدیم که عجب سؤالات دقیقی است و از راهی است که هیچ کس باور نمی کند، اما بالاخره امتحان انجام گرفت.

آیت الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: همان گونه که امتحان و آزمون مراتب مختلفی دارد، قبولی و مردودی در امتحانات نیز مراتب مختلفی دارد، این مساله تابع سلسله عوامل مختلفی است.

عضو مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: مساله سوابق قابل توجه است و تا مادامی که کسی اثر سوئی از او ظاهر نشده است، ما وظیفه نداریم دست رد بر سینه او بزنیم مگر اینکه اماره و نشانه ای باشد که این شخص دو رو است.

وی در ادامه گفت: ما در مشترکات یقینی اسلام نباید هیچ گونه بخلی بورزیم، هرکجا دیدیم کسی می خواهد اسلام را کمک کند او را یاری کنیم، اما اگر کسی می خواهد در مقابل اسلام بایستد و بر خلاف اسلامی می خواهد حرکت کند باید بزنیم توی دهنش ولو این که برادر و هم حزبی ما باشد؛ در این گونه مواقع باید وابستگی های حزبی و صنفی را کنار گذاشت.

آیت الله مصباح یزدی با تاکید بر اینکه الگوی تعاون و همکاری باید این شاخص ها را داشته باشد، ابراز داشت: فتنه ای که اخیرا احساس می شود همان امتحان بالاتری است که ما فکر می کردیم روزی پیش خواهد آمد.

وی بیان داشت: کسانی با انگیزه های مختلف از این مساله نگرانی دارند، فرض ما این است که کسانی ممکن است از این نگران باشند که در میدان سیاست رقیب شان پیدا می شود و نگرانی از این گونه جریانات به دلیل شکست در مقابل رقیب است، این انگیزه مقدس و اسلامی نیست.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تاکید کرد: تنها چیزی می تواند مایه نگرانی باشد و قداست دارد که اگر گروه منحرفی سر کار بیایند به اسلام و دستاوردهای انقلاب لطمه بزنند، این خطر است و باید نگران اینها بود، نه نگران دیگر امور و مسائل.

آیت الله مصباح یزدی گفت: مساله وقتی موجب نگرانی است که اگر اینها سرکار بیایند دین در خطر است و متاسفانه چنین شواهدی هم وجود دارد، آن وقتی که من نگرانم که فلان شخص و فلان گروه اگر در رقابت پیروز شوند نکند به دین ضربه بزنند این نگرانی مقدس است، اما اگر نگرانی این است که نکند من مقام و پستم را از دست بدهم، این نگرانی اسلامی نیست.

وی اضافه کرد: روح فتنه مربوط به همین جاها است که با باطن و دل انسان سر و کار دارد، کسانی ممکن است در یک جبهه بجنگند و البته از زمین تا آسمان با هم تفاوت داشته باشند.

آیت الله مصباح یزدی در خاتمه سخنان خود تاکید کرد: ما باید برای کارهای خود عمق دلمان را بکاویم و ببنیم حمایت ها و مخالفت های ما به چه دلیل است؟ آیا با معیارهای اسلامی تطابق و همخوانی دارد یا خیر؟

منبع :جهان نیوز

رابطه دوستانه مشایی با وهابیت و همچنین وهابیت با مشایی

عماریون"- حجت الاسلام و المسلمین یاسر بلوچی در گفتگوی با عماریون اعلام کرد که بدنبال دیدار هایی که مولوی عبدالحمید با لیدر جریان انحرافی در زاهدان و تهران داشته است، فعالیت های خود را برای تفرقه افکنی در منطقه شدت بخشیده است، و در صدد برآمده تا با برگزاری جشن ختم بخاری که مراسمی بعنوان دستار بندی برای می باشد در راستای اهداف خود بهر برداری سیاسی نماید.



-ختم بخاری چیست ؟
-حجت الاسلام یاسر بلوچی در پاسخ به این سئوال گفت که «ختم بخاری» سنتی می باشد که طلاب علوم دینی اهل سنت کتاب صحیح بخاری را که تمام می کنند، در روز مبعث حضرت رسول اکرم(ص) ، دستار بر سرشان می بندند و مانند عمامه گذاری طلاب شیعه می باشد ، این مراسم سالهاست که برگزار می شود ولی متاسفانه مدتی است که توسط عبدالحمید برای اغراض سیاسی تندروهای وهابی از آن سوء استفاده می شود. بطوریکه سه سال پیش برای مراسم ختم بخاری حدود 100 هزار نفر را در مسجد مکی و عیدگاه زاهدان جمع کردند و میهمانان زیادی از کشور های پاکستان و آذربایجان و افغانستان و امارات دعوت کرده بودند که عده ای از آنها حتی سخنرانی های تندی نیز انجام دادند .
در همان سال یکی از سخنرانان مراسم که از کردستان دعوت شده بود به شیعیان لقب کافر داد. البته در سال های بعد مقامات امنیتی از شدت مراسم کاستند و سال گذشته با 40 هزار نفر مراسم را برگزار کردند. اینکه مولوی عبدالحمید یک مراسم مذهبی را به میتینگ سیاسی تبدیل می کند و هزینه دعوت میهمانان اهل سنت خارجی که دارای گرایشات وهابی هستند را به منطقه می آورد دلیلش چه می باشد و کدام کشورهای منطقه حمایت های مالی آنرا بر عهده دارند جای سئوال است. ولی متاسفانه با ملاقات هایی که مولوی عبدالحمید با لیدر جریان انحرافی داشته است، مجدداً بر صدد برآمده است تا مراسم امثال «ختم بخاری» را تبدیل به یک میتینگ سیاسی برای باج خواهی از نظام مبدل کند.
لذا سئوال اصلی ما از جناب آقای احمدی نژاد این است که خودشان در سفری که سال گذشته به زاهدان داشتند دیدند که در سایه فداکاری های نیروهای امنیتی و سپاه و ناجا و ارتش، امنیت در این استان بوجود آمده است ، بخصوص که با متلاشی شدن گروهک ریگی شاخه وهابیت خلع سلاح شده است، چرا افرادی در اطراف ایشان به خود اجازه می دهند با یک عنصر بدسابقه ارتباط برقرار کنند تا این شخص بعد از ملاقات هایش با اطمینان خاطری خاص به رویه اختلاف افکنی و ترویج افکار سلفی گرایانه اقدام نماید.

منبع :سایت عماریون

بخشهای اصلی ویژه نامه ولادت(میلاد) حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

« بخشهای اصلی ویژه نامه ولادت(میلاد) حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (روز مادر)»

http://www.aviny.com