بیست و سوم ذیقعده، روز زیارتی امام رضا علیه السلام -فرصت را از دست ندهید

بیست و سوم ذیقعده، روز زیارتی امام رضا علیه السلام است. زیارت، پیش از آنکه با عقل کوته بین آدمی سنجیده شود، حکایت دل را بازگو می کند. زائر اگر بداند و بشناسد که را زیارت می کند، دیگر نمی پرسد: کجاست. پس به راه می افتد و همچون حضرت خضر علیه السلام به دنبال آب حیات و چون موسی علیه السلام در پی عبدصالح روان می گردد. تا برسد، بیابد، بهره گیرد و کامیاب شود. آنچه زائر را به پیمودن راه ها و تحمل رنج سفر وا می دارد، کشش درونی و علاقه قلبی اوست.

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «به زودی پاره تن من در زمین خراسان دفن می شود. هر غمناک و محزونی که او را زیارت کند، بدون شک خداوند غم و اندوه او را برطرف می سازد و هر گنهکاری که او را زیارت کند، بدون شک خداوند گناهان او را می آمرزد». همچنین خود امام رضا علیه السلام هم فرمود: «هر که مرا با این دوری قبر و غربت زیارت کند، در روز قیامت در سه جا نزد او می آیم تا او را از هول و هراس های وحشتناک رهایی بخشم: هنگامی که نامه های اعمال نیکوکاران در دست راست و نامه های اعمال بدکاران در دست چپ آنان پرواز کند، نزد صراط، و نزد میزان و ترازوی اعمال».

از هزاران زائر دردآشنا، من هم یکی زین همه مسکین سر تا پا گدا، من هم یکی
هر طرف بسته دلی قفل ضریح مِهر تو مُهر شد با خون دل، این قفل ها، من هم یکی
هر یکی را کاسه ای از بی کسی پیشت فراز پُر شده از اشک، دست کاسه ها، من هم یکی
پای بوست را ملائک، صف به صف، پَر ریخته خوش که ریزم در جوارت دست و پا، من هم یکی
کیمیاگرتر ز مهرت هیچ اکسیری مباد مس دلان، مسکینِ ایوان طلا، من هم یکی
راه دوری پشت سر دارم، فزون تر پیش رو رهزنانْ بد کین و لطفت رهنما، من هم یکی
هر غبار مرقدت خاکستر پروانه ای است سوخته، لب دوخته، بی ادعا، من هم یکی
گرچه خوارم، خار هم با گل نشیند گاه گاه در گلستان محبان رضا، من هم یکی

http://www.hawzah.ne

دعا هنگام خروج از منزل

شخصي امام صادق(ع) را هنگام خروج از منزل مشاهده کرد که بر در خانه توقف کردند و لبان آن حضرت تکان مي خورد، گويا چيزي را زير لب زمزمه مي کردند( آن شخص که متوجه عمل و رفتار حضرت شد) به حضرت عرض کرد که من متوجه شدم که شما هنگام خروج از منزل بر درب مي ايستيد و چيزي را مي خوانيد آن را بيان فرماييد. حضرت فرمودند: هرکسي هنگام بيرون رفتن از منزل اين دعا را بخواند در ضمانت خداوند است تا اينکه صحيح و سالم به همان نقطه باز گردد و دعا اين است که انسان سه مرتبه بگويد:« الله اکبر» و نيز سه مرتبه بگويد:« بالله و اخرج و بالله ادخل و علي الله اتوکل، به اميد خدا بيرون مي روم و به اميد خدا وارد مي شوم به خداوند توکل مي کنم» و سپس بگويد:« اللهم افتح لي في وجهي هذا بخير و اختم لي بخير و قني شرّ کل دابّه انت آخذ بناصيتها انّ ربي علي صراط مستقيم، خدايا در برابرم در خير بگشا و کارم را به خير به پايان آور و از شر هر جنبنده اي که مهارش در دست توست، نگه دارم باش. همانا پروردگار من بر راه راست است.»( اصول کافي، جلد 2، ص 540)
اين دعاي شريف در کتاب اصول کافي در باب خروج از منزل آمده است و مرحوم کليني در نگارش اين کتاب، در هر باب روايتي را که از نظر سند محکم ترين و از نظر جهت دلالت قوي ترين است در اول آن باب مي آورد و با توجه به اينکه دعاهاي بسياري درباره خروج از منزل نقل شده است، اين دعا دعاي اول باب خروج از منزل است. خاطره اي که در مورد اين دعا وجود دارد، اين است که قبل از انقلاب اسلامي، در مشهد عالم بزرگي به نام آيت الله حاج سيد محمود مجتهدي زندگي مي کردند. ايشان يکي از بزرگترين شاگردان علامه شيخ مجتبي قزويني بود که در علوم مختلف نزد ايشان تلمذ کرده بود و خود داراي مقاماتي بودند و ضمناً مرحوم سيد محمود مجتهدي برادر آيت الله العظمي سيستاني هم هستند که در مشهد، تفسير و علوم رسمي را تدريس مي کردند و بنده نزد ايشان کفاية الاصول را مي خواندم. ايشان مي فرمودند در سال 42 بواسطه ورود علامه شيخ مجتبي قزويني به مبارزات سياسي عليه رژيم طاغوت به تبع آيت الله ( امام) خميني(ره)، من نيز وارد مبارزه شدم و ساواک نيز در پي دستگيري من بود و به همين علت در منزلي مخفي شده بودم و وضع من سخت شده بود، که فکر مي کردم با اين اوضاع ديگر هيچ گاه آزاد نخواهم بود و با خودم مي گفتم: آيا مي شود يک روز کوه و در و ديوار خيابان را ببينم؟ تا اينکه سرانجام ساواک محل اختفاي من را پيدا کرد و دستگيرم کردند که به ساواک ببرند. در هنگام بيرون رفتن از منزل جلوي در ايستادم و دعاي خروج از منزل امام صادق(ع) را خواندم و راه افتاديم. زماني که من را مي بردند به مغازه فرني فروشي اي رسيديم و داخل مغازه رفتم و دست و صورتم را شستم. داشتم از مغازه خارج مي شدم که پيرمردي جلو آمد و گفت: حاج آقا کجا مي رويد؟ جواب دادم که من را دستگير کرده اند و دارند به ساواک مي برند. پيرمرد رمزي به من ياد داد و گفت: شما وقتي به ساواک رفتيد و در مقابل بازجو قرار گرفتيد و خواست از شما سؤال و جواب کند. زير لب بگو:« يا ابا صالح ادرکني»(1).
بعد از اين به طرف ساواک رفتيم و به آنجا که رسيديم، ديدم قبل از ما علماي ديگري را هم گرفته اند و آنقدر آنها را شکنجه کرده اند و سرشان را با چکمه به زمين کوبيده اند که خون در کف سالن جاري بود. گفتم خدايا اينها که وضعشان مثل من نيست، احوالشان اين طور است. پس با من چه خواهند کرد؟
زماني که براي بازجويي رفتم حرف آن پيرمرد مقابل بازجو عمل کردم و آنگاه که نوبت من بود، خيلي سليس و روان و با استدلال صحبت مي کردم، اما به محض اينکه بازجو من خواست صحبت کند آهسته مي گفتم:« يا ابا صالح ادرکني» و بازپرس حرف هايش را فراموش مي کرد و نمي توانست جمله هايش را به هم وصل کند و در واقع توانستم او را محکوم کنم.
سرانجام ظرف دو روز صحيح و سالم برگشتم و اين برگشتن اثر مستقيم دو چيز بود: اول دعاي خروج از منزل امام صادق(ع) و دوم رمزي که آن پيرمرد به من ياد داد و اين دو باعث شدند که در آن ماجرا پيروز شوم.

پي نوشت:
 

1. « يا اباصالح ادرکني» که کلمه « مهدي » را هم ندارد و در واقع ياري جستن از ياوران امام عصر(عج) است که حضرت آنها را براي کمک به افرادي که گرفتارند و نياز به کمک دارند، گمارده است.
 

منبع: نشريه قرآني بشارت شماره 74

نويسنده: محمد عبداللهيان
http://rasekhoon.net


اولین بار كه درهم و دینار به وجود آمد !!!

یكی از شاگردان مرحوم شیخ انصاری چنین می گوید: در زمانی كه در نجف در محضر شیخ به تحصیل علوم اسلامی اشتغال داشتم یك شب شیطان را در خواب دیدم كه بندها و طنابهای متعدّدی در دست داشت .
از شیطان پرسیدم : این بندها برای چیست ؟ پاسخ داد: اینها را به گردن مردم می افكنم و آنها را به سوی خویش می كشانم و به دام می اندازم .

روز گذشته یكی از این طنابهای محكم را به گردن شیخ مرتضی انصاری انداختم و او را از اتاقش تا اواسط كوچه ای كه منزل شیخ در آنجا قرار دارد كشیدم ولی افسوس كه علیرغم تلاشهای زیادم شیخ از قید رها شد و رفت . وقتی از خواب بیدار شدم در تعبیر آن به فكر فرو رفتم . پیش خود گفتم : خوب است تعبیر این رؤ یا را از خود شیخ بپرسم .
 از این رو به حضور معظم له مشرّف شده و ماجرای خواب خود را تعریف كردم . شیخ فرمود: آن ملعون (شیطان) دیروز می خواست مرا فریب دهد ولی به لطف پروردگار از دامش گریختم .

از این قرار كه دیروز من پولی نداشتم و اتّفاقاً چیزی در منزل لازم شد كه باید آنرا تهیّه می كردم . با خود گفتم : یك ریال از مال امام زمان (عج) در نزدم موجود است و هنوز وقت مصرفش فرا نرسیده است . آنرا به عنوان قرض برمی دارم و انشاءاللّه بعداً ادا می كنم . یك ریال را برداشتم و از منزل خارج شدم . همین كه خواستم جنس مورد احتیاج را خریداری كنم با خود گفتم : از كجا معلوم كه من بتوانم این قرض را بعداً ادا كنم ؟ در همین اندیشه و تردید بودم كه ناگهان تصمیم قطعی گرفته و از خرید آن جنس صرف نظر نمودم و به منزل بازگشتم و آن یك ریال را سرجای خود گذاشتم.


شیطان برای پیروزی بر دشمن تیرهایی دارد كه به وسیله آنها با دشمن روبه رو می شود. آنها بر چند قسم است :

 یكی نگاه كردن به زن هایی می باشد كه بر انسان حرام است . حضرت عیسی علیه السلام می فرماید: نگاه كردن به نامحرم تیری مسموم از تیرهای ابلیس است كه خطا نمی رود، وقتی نگاه از چله چشم بیرون آمد، سینه و قلب را هدف قرار می دهد و آن جا را نشانه می رود.

 حضرت رسول در این باره فرمود: غضب خداوند بر زنانی شدت پیدا می كند كه شوهردار باشند در عین حال چشم خود را با نگاه كردن به دیگران سیر كنند.

دوم : زن ها هستند. در دیدار شیطان با حضرت یحیی علیه السلام می گوید: زن ها تیری از تیرهای من هستند كه به خطا نمی روند.
سوم : دوستی پول و درهم و دینار است ، حضرت امیر المومنان علیه السلام می فرماید: از جمله چیزهایی كه فساد برانگیز است ، درهم و دینار می باش ‍ دو آنها تیرهای شیطان اند كسی كه آنها را دوست داشته باشد بنده دنیا است نه بنده خدا. از ابن عباس نقل شده است : اولین بار كه درهم و دینار به وجود آمد و بر آنها سكه زده شد، شیطان به سوی آنها توجه كرد و آن دو را برداشت و بر چشم خود گذاشت ! بعد از آن به سینه خود چسباند. سپس از خوش حالی ناله ای سر داد و بار دیگر به سینه خود چسباند و گفت : شما دو سكه ، نور و روشنی چشم و میوه قلب من هستید! اگر بنی آدم شما را دوست داشته باشند؛ هر چند دیگر بت نپرستد، مرا باكی نیست . همان دوست داشتن پول برایم بس ‍است .

 آری ! شیطان به وسیله این تیرها، بزرگ ترین شخصیت را از پا در می آورد، قارون را به دل زمین فرو می برد، فرعون را به دریا غرق ، عمر سعد را جهنمی ، شریح قاضی ملعون و میلیون ها انسان دیگر را بی چاره و بدبخت می كند.

http://pelakyar.blogfa.com

ویژه نامه ولادت(ثامن الائمه)امام علی بن موسی الرّضا علیه السلام

 

« بخشهای اصلی  ویژه نامه ولادت(ثامن الائمه)امام علی بن موسی الرّضا علیه السلام»

  مختصری از زندگانی ثامن الائمّه(ع) + اشعار

  زیارت مشهد الرضا(ع) با پای دل

  سیره و فضایل علی بن موسی الرضا(علیه السلام)

  یادگاری ها (تم موبایل - والپیپر - اسکرین سیور)
  بخش ویژه صوتی - تصویری شمس الشموس   سیره سیاسی و حکومتی حضرت
*** مختصری از زندگانی ثامن الائمّه(ع)
نگاهی گذرا به زندگانی امام رضا(ع):  قسمت اول - قسمت دوم

بر امام لازم بود كه جان خويشتن و شيعيان و هواخواهان را از گزندها برهاند، زيرا امت اسلامى به وجود آنان و آگاهى بخشيدنشان نياز بسيار داشت . اينان بايستى باقى مى ماندند تا براى مردم چراغ راه و رهبر و مقتدا در حل مشكلات و هجوم شبهه ها باشند
...
 * سخنان مقام معظم رهبری در مورد امام رضا(ع)  * مادر امام رضا(ع)
  واسه اون گنبد زرین (اشعار)

        پشت كوه‌های خراسون مرقد پاكتو دیدن            واسه او صحن مطهر تو غروب كنار ایوون

واسه كفترای معصوم كه تو آسمون می‌گردن             واسه آدمای مغموم كه میان، دخیل می‌بندن

 * فریاد فاصله‌ها - دستان سبز التماس - سرمه خاک تو  * كبوتــر حــرم - ضامن آهو
 * دخیل پنجره فولاد - كوكب ولایت - امام الغُربا  * شبى در حرم قدس - در کوی رضا (ع)
 * پرواز كبوتر دل - ماه هشتم - اینجا برای هر دل بسته...  * عاشقان را کو پناهی غیر توس؟ - مشکات کبریا 
  پیامک میلاد امام رضا (ع)(Sms)

        السلام اي حضرت سلطان عشق         يا علي موسي الرضا اي جان عشق

السلام اي بهر عاشق سرنوشت         السلام اي تربتت باغ بهشت

 کتابخانه حضرت علی بن موسی الرّضا(ع)(متن + دانلود کتاب)

دانلودکتاب ها با نسخه های Html - Pdf - Mobile در کتاب خانه رضوی

*** سیره، فضایل و کمالات علیّ بن موسی الرّضا(علیه السلام)
نمونه هايى از فضائل وسيره فردى

امام صلوات الله عليه از جسارت آن خبيث برآشفت و به دو عكس شير فرياد كشيد: اين فاجر را بگيريد، پاره كنيد، از او عينى و اثرى نگذاريد. در دم آن دو عكس به دو شير ژيان مبدل شدند، و آن خبيث را گرفته و خرد كردند و خوردند ...آنگاه آن دو شير محضر حضرت آمده و گفتند: يا ولى الله فى ارضه! ديگر چه فرمانى دارى...
 * امام رضا(ع) و تربيت فرزند  * عالم آل محمد صلی الله علیه و آله
هشت درس و پيام

شيطان همواره از مومنى كه مراقب وقت نمازهاى پنجگانه ‏اش باشد در هراس ‏است و در صورتى كه وى نمازهاى خود را ضايع كند بر او جرات پيدا مى‏كند و كم كم ‏او را در گناهان بزرگ مى‏اندازد.

سيره عملى واخلاقى امام هشتم

«به بندگى افتحار مى‏كنم،... با بيرغبتى به دنيا، رهايى از شر دنيا را مى‏جويم،... با دامن در كشيدن از حرامها نايل آمدن به سودهاى حقيقى را اميدوارم،... با فروتنى در اين سراى، بلندى نزد خداوند را خواهانم.»
 * اخلاق حسنه  * اخلاق و کردار رضوی(ع )
 * فضايل و کردار  * شمّه اى از اخلاق ، صفات و كرامات
100 سخن گرانبها

پنج‌ چيز است‌ كه‌ در هر كس‌ نباشد اميد چيزى‌ از دنيا و آخرت‌ به‌ او نداشته‌ باش‌ : كسى‌ كه‌ در نهادش‌ اعتماد نبينى‌ ، و كسى‌ كه‌ در سرشتش‌ كرم‌ نيابى‌ ، و كسى‌ كه‌ در خلق‌ و خوى‌اش‌ استوارى‌ نبينى‌ ، و كسى‌ كه‌ در نفسش‌ نجابت‌ نيابى‌ ، و) كسى‌ كه‌ از خدايش‌ ترسناك‌ نباشد.
*** بخش ویژه صوتی - تصویری شمس الشموس
مدیحه و مولودی حضرت ثامن الائمّه(علیه السلام) (صوتی)
مناجات های سحر حرم امام رضا (علیه السلام) (صوتی)
آلبوم تولی به مناسبت میلاد امام رضا(علیه السلام) (صوتی)
آمدم ای شاه پناهم بده - مجموعه نماهنگ های ولادت مولا (تصویری)
*** زیارت مشهد الرضا(ع) با پای دل
 توصیه‌ای از آیة الله بهجت در باب زیارت امام رضا علیه السلام

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

اهميت و فضیلت زيارت ثامن الائمّه(علیه السلام)

 فرمود: زيارت پدرم افضل است زيرا حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام را همه مردم زيارت مى كنند؛ اما پدرم را، جز خواص شيعه زيارت نمى كنند.
 * فضيلت و كيفيت زيارت (مفاتیح الجنان)  * سخنان معصومین(ع)درباره امام
 زیارت حرم با صفای یار دل آرا - پخش زنده
http://www.aviny.com

آثار تربیتی انفاق در راه خدا  

 

نماز خودش یک عامل تربیت است. عامل دیگر چیست؟ والذین فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم؛ «سوره المعارج آیات 24 و 25؛ کسانی که در اموال آنها حقی معین برای سائلان و غیر سائلان از محرومان وجود دارد». سراغ جنبه مالی آمد. انسانی که به حسب فطرت ابتدایی، کمالش در این است که اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا، «سوره المعارج آیات 20 و 21؛ چون آسیبی به او رسد بی تاب است، و چون خیری به او رسد بخل ورز است بعد باید به مرحله ای برسد که نسبت به مال و ثروت که برایش یک خیر است و انسان آن را خیرترین خیرها می شمارد نه تنها منوع نباشد بلکه برای نیازمندان حقی در مال خود قائل باشد و این حقی را که در مال خود هست و به دیگران بدهد. این چقدر کمال است برای انسان!

از ائمه سؤال شده است که مقصود از حق معلوم چیست؟ گویا در تفاسیر اهل تسنن گفته اند مقصود همین حق واجب مثلا زکات است؛ والذین فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم یعنی کسانی که زکات مال خودشان یا حقوق واجبه مال خودشان را می دهند. ولی ائمه اطهار فرموده اند این بالاتر از زکات است. همین طور که در الا المصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون «سوره المعارج آیات 22 و 23، غیر از نمازگزاران، همان کسانی که بر نمازشان پایدارند» گفتیم مقصود نوافل است، اینجا هم مقصود زکات نیست چون زکات فریضه است، مقصود بالاتر از زکات است؛ یعنی افرادی که با اینکه حقوق واجبه خودشان را ادا کرده اند یک حقوقی به صورت نافله و مستحب، خودشان در مال خود برای دیگران قرار داده اند، اضافه بر آنچه واجب است. تازه تعبیر هم این است که حقی معین در مال آنها برای سائل و محروم هست، یعنی حقی که خودشان قرار داده اند نه خدا قرار داده باشد که آن بدون شک از قبیل واجبات می شود.

البته شک ندارد که خود همان صدقات واجبه هم در تربیت انسان اثر دارد به نص آیه قرآن که می فرماید: «خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزکیهم بها (توبه/103) از اموال اینها صدقات و زکوات و واجبات را بگیر، به این وسیله آنها را پاکیزه می کنی و رشد و نمو می دهی»؛ یعنی خود گرفتن حقوق واجب از مردم، در ناحیه اخلاق اقتصادی بدون شک یک عامل تطهیر و تربیت است. ولی (دادن این حق) بر انسان واجب است؛ نماینده پیغمبر به عنوان حاکم شرعی می آید از انسان می گیرد؛ واجب را گرفته و برده است. از آن بالاتر برای اصلاح و تزکیه نفس انسان، این است که او زائد بر واجبات، یک میزان معین ثابت و مستقری همیشه قرار داده است که آن را به مستمندان، به مواردی که خیر است، به آنچه که فی سبیل الله شمرده می شود (اختصاص داده) و فی سبیل الله انفاق می کند.

آنگاه نکته در اینجا این است: آنجا راجع به نافله فرمود: الذین هم علی صلاتهم دائمون. نگفت آنهایی که نماز علاوه می خوانند، فرمود آنهایی که بر نماز علاوه و نافله مداومت می کنند. اینجا هم نفرمود کسانی که اضافه بر واجباتشان چیزی می دهند؛ فرمود آنهایی که اضافه بر واجبات به طور مستمر چیزی می دهند: حق معلوم للسائل والمحروم یعنی یک کارهای خیر جاری و مستمری دارند؛ مثلا هفتگی بر خود فرض کرده اند که این مقدار از مال خود را در فلان مصرفی که می دانند مصرفی خیر و (موجب) رضای خداست صرف کنند؛ ماهانه یا سالانه برای خود قرار داده اند و بالاخره یک چیزی قرار داده اند اضافه بر واجبات، ولی یک امر مداوم است نه یک بار، یک بارها اثرش کم است، چرا؟ برای اینکه یک بار نماز خواندن، یک بار انفاق کردن (این گونه است که) گاهی انسان تحت تأثیر یک حالت موقت قرار می گیرد و این کار را می کند.
مثلا یک واعظی به یک شکل مؤثری برای انسان صحبت می کند، در آن وقت در انسان حالت عبادت پیدا می شود، بعد ممکن است برود هزار رکعت نماز پشت سر همدیگر بخواند. ولی آن حالت موقت که رفع شد، تا پنج سال دیگر هم دنبالش نمی رود. یا یک کسی تحت تأثیر گفتار یک نفر قرار می گیرد و یکدفعه به اصطلاح لوطی گری اش گل می کند، می بیند مثلا یک ثلث مال خودش را می بخشد و می گوید این قدرش را من دادم ولی این لوطی گری یک بار است. آن یک حالت موقت است، اعتبار ندارد؛ برخلاف آنچه که انسان مداومت کند. وقتی که انسان مداومت بر یک عمل داشته باشد این نشانه ای است از اختیارش و اینکه از عمق روح خودش برخاسته است نه اینکه دیگری او را تحت تأثیر خود قرار داده باشد.

شخصی از یک واعظ نقل می کرد که من منزل یک کسی منبر رفتم و آنجا منبرم خیلی گرم شد. بعد هم یک روضه خیلی طولانی و گرمی خواندم. صاحب مجلس هم خیلی گریه کرد. وقتی پایین آمدم پاکتی به من داد. (دیدم) یک پول خیلی زیادی داده ولی یک مقدارش تا کرده و بقیه مچاله شده است. فهمیدم او همین جور که تحت تأثیر قرار می گرفته و گریه میکرده پانصد تومان علاوه کرده، باز کمی بیشتر، پانصد تومان دیگر ریخته و همین طور پانصد تومان پانصد تومان مچاله کرده و داده است. معلوم است او در حالی که دارد گریه می کند و تحت تأثیر قرار گرفته پول می دهد، دو ساعت دیگر هم پشیمان می شود که چرا اینقدر پول دادم.

این است که نه نماز یکسره که یکدفعه انسان تحت تأثیر قرار بگیرد ارزشی دارد نه انفاق یکدفعه که لوطی گری شمرده می شود. آنچه که مداومت داشته باشد، مثلا انسان هر هفته یا هر ماه این انفاق را می کند، در حالات مختلف برایش فرق (نمی کند) و در تمام هفته تصمیمش این است که مثلا روز جمعه این را من انفاق کنم، آن وقت است که این کار از عمق روحش برمی خیزد. یا همان نماز و عبادت و دعای کمیل و غیره، یک وقت شخص تحت تأثیر یک کسی قرار بگیرد، یکدفعه یک شب جمعه ای تا صبح برود دعا بخواند، بعد همه شبهای جمعه دیگر تا صبح خر و پف داشته باشد، این اثری ندارد. ولی اینکه انسان فرض کنید هر شب جمعه قرارش این باشد دو ساعتش را به عبادت و دعا بپردازد اما بر این کار مداومت داشته باشد آن وقت است که این کار از عمق روحش برمی خیزد و اثر تربیتی روی روحش دارد.

 http://www.tahoorkotob.com

آفات ثروت برای انسان ضعیف النفس

شخصی به نام ثعلبه که خیلی زاهد و متقی و اهل تهجد و نماز شب بود همه نمازهای پیغمبر را شرکت می کرد و نمی گذاشت یک رکعت جماعت یا نافله اش تعطیل بشود، مرتب پیش پیغمبر می آمد و می گفت: یا رسول الله! از خدا بخواه مرا ثروتمند کند. پیغمبر می فرمود: تو کار را به جریان طبیعی واگذار کن، شاید مصلحت این نباشد. نه یا رسول الله! من می خواهم به این اغنیا یاد بدهم که اصلا پول خرج کردن و در راه خدا خرج کردن چگونه است. پیغمبر هم برای او دعا کرد.
خدا دعا را برای امتحان خود او و همه مردم مستجاب کرد. گوسفندهایی پیدا کرد. به سرعت چیزدار شد، مخصوصا گوسفندش خیلی زیاد شد. کم کم فکر کرد گوسفند زیاد شده، دیگر در شهر نمی شود گوسفند ها را اداره کرد، برویم بیرون یک جایی تهیه کنیم تا بتوانیم گوسفندها را به چرا ببریم.
کم کم ظهر دیگر به نماز جماعت نمی رسید. با خود می گفت حالا یک وعده را نخواندیم مهم نیست، به یک وعده نماز جماعت اکتفا می کنیم. می آمد به سرعت خودش را به صفهای آخر می رساند یک نمازی می خواند و می رفت.
کم کم کارش توسعه پیدا کرد، گفت باید برویم فلان منطقه یک جایی انتخاب کنیم. به آنجا رفت. تا قضیه رسید به آنجا که آیه زکات نازل شد و پیغمبر مامور جبایت برای اخذ زکات فرستاد. وی اول سراغ او رفت، گفت: دستور خداست که این مقدار باید بدهی تا صرف راه خدا بشود. گفت: آیا اختصاص به من دارد؟ گفت: نه، شامل دیگران هم می شود. گفت: اول برو سراغ دیگران بعد بیا سراغ من. رفت سراغ دیگران کارهایش را انجام داد و برگشت.
ثعلبه مدتی نگاه کرد، زیر و رو کرد، گفت: این با باج گرفتن چه فرق می کند؟ چشم فقرا کور بشود می خواستند کار بکنند. این همان آدمی بود که می گفت: «لئن اتینا من فضله لنصدقن و لنکونن من الصالحین؛ اگر از فضل خود (ثروت) به ما ببخشی حتما انفاق می کنیم و از صالحین خواهیم شد» و می گفت: ما که کریمیم پول نداریم، آنهایی که پول دارند کرم ندارند.

در این جور آزمایشها اگر انسان مراقب خود نباشد به غفلت فرو می رود.

 http://www.tahoorkotob.com

آزادی معنوی در کلام امام علی علیه السلام

رباعی ای است منسوب به علی (ع) یعنی در آن دیوان معروف است، می فرماید:

کد کد العبد ان احببت ان تصبح حرا *** و اقطع الامال من مال بنی آدم طرا
لا تقل ذا مکسب یزری فقصد الناس ازری *** انت ما استغنیت عن غیرک اعلی الناس قدرا

می فرماید اگر دلت می خواهد آزاد زندگی کنی مثل بندگان و بردگان زحمت بکش، کار کن، رنج بکش، و چشم از مال فرزندان آدم عموما هر که می خواهد باشد، ولو حاتم طائی باشد، ببند. یعنی نمی گویم چشم طمع از مال مردم پست و دنی ببند نه، حتی چشم طمع ببند از مال مردم سخی، با جود و کرم مثل حاتم طائی. بعد می گوید بعضی از افراد، وقتی برخی از شغلها به آنها پیشنهاد می شود، می گویند کارگری کن، بیل بزن، می گوید این کار پستی است، حمالی کن، می گوید پست است. می فرماید هر کاری، هر چه هم که تو آن را پست گمان بکنی پستتر از اینکه دست طمعت پیش دیگری دراز باشد نیست.

کد کد العبد ان احببت ان تصبح حرا؛ مانند بندگان تلاش کن اگر دوست داری آزاده باشی، و اقطع الامال من مال بنی آدم طرا؛ و امیدت را از دارایی تمام فرزندان آدم قطع کن.

لاتقل ذا مسکسب یزری فقصد الناس ازری؛ چیزی از این پستتر نیست که تو به قصد مردم بروی، به این قصد بروی که از مردم چیزی بگیری، انت ما استغنیت عن غیرک علی الناس قدرا؛ تو همین مقدار که از دیگران بی نیاز باشی از همه مردم برتر هستی.

http://www.tahoorkotob.com

چطور گناهان را ترك كنيم؟

پاسخگو :راه های زیادی برای ترگ گناهان وجود دارد . بعضی از راهکارها مخصوص گناهان خاصی است مثلا برای ترک غیبت یک راهکار ارائه شده است برای مبارزه با بدبینی راهکاری دیگر و ...
اما بعضی از راهکارها در ترک تمامی گناهان مشترک است که عبارت اند از:
1- عزم و اراده جدی بر ترک گناه
2- فکر نکردن به آن گناه و گناه را زشت و مذموم دانستن
3- پشیمانی و استغفار از انجام گناهای گذشته
4- جبران گذشته
و ..
به عبارت دیگر ، راه ترک گناهان انجام توبه نصوح و توبه واقعی است.
یکی از مهم ترین راه های ترک گناه توجه به نعمات بیکران الهی که حکایت از دوستی شدید و عمیق خداوند نسبت به ما دارد می باشد، به صورت فطری ما انسانها وقتی دست دوستی به سوی ما دراز شده باشد آن را به گرمی می فشاریم، حال اگر برای ما ثابت شود چه دوستی در انتظار ماست چه کارهای مفیدی که برای نکرده و نمی کند و مسائلی از این قبیل، اینها تأثیر بسیار شدیدی بر ترک گناه دارد، چراکه هیچ کس حاضر نیست دوستش را از خودش برنجاند و او را خشمگین سازد.

 

پرسش: آیا کسی تا حالا تونسته؟

پاسخگو: بله افراد بسیار زیادی ، این توفیق نصیبشان شده است. مانند بشر حافی،حر و ....

پرسش دوم: آیا حضور ذهن نداشتن در نماز است که جلوی گناهان را نمیگیرد یا انجام دادن گناهان است که حضور ذهن در نماز را از بین میبرد؟

پاسخگو: بین حضور قلب در نماز و گناه کردن ،رابطه و تأثیر متقابل وجود دارد.اما این رابطه ، رابطه علّی نیست. یعنی علت حضور قلب نداشتن فقط گناهان ما نیست و همچنین علت گناه کردن فقط حضور قلب نداشتن در نماز نیست.

به بیان دیگر:عوامل بسیاری باعث عدم حضور قلب در نماز می شود مانند محیط شلوغ و پر سرو صدا،اعمال ، افکار و رفتار ما در شبانه روز و ....
اعمال و افکار انسان ، اعم از افکار گناه و غیر گناه است. ممکن است ذهن انسان به اندازه ای مشغول یک مسأله درسی یا کاری باشد که نتواند در موقع نماز حضور قلب داشته باشد.
لذا نداشتن حضور قلب در نماز ، همواره به دلیل گناهان انسان نمی باشد بلکه وابستگی به مباحات نیز باعث عدم حضور قلب در نماز می شود.
یکی از مهمترین دلائل بی توجهی در نماز، بی توجهی به خدا خارج از نماز است، یعنی خدای غائب شده از منظر ما در 24 ساعت نمی تواند در 17 رکعت نماز حاضر باشد، به این معناکه اگر توجه به خدا را در سائر شئون زندگی خود (تمام شئون یعنی خواب و خوراک و شغل و کار و تفریح و برخورد با همسر و فرزند و فامیل و ....) همراه داشته باشیم، نماز نیز بخشی از آنها بوده و جدای از آنها تصور نخواهد شد، لذا دائما به فکر خدا خواهیم بود، به همین جهت گفته اند:
خوشا آنان که الله یارشان بی به حمد و قل هوالله کارشان بی
خوشا آنان که دائم در نمازند بهشت جاودان بازارشان بی

شعر فوق ترجمه آیاتی است که دستور می دهد همیشه در رکوع (به معنای خضوع و توجه به خدا) باشیم، مانند: وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعين‏، و نماز را بپا داريد، و زكات را بپردازيد، و همراه ركوع كنندگان ركوع كنيد (بقره 43)

http://www.porsemanequran.com