امروزه انسانها چنان گرفتار امور دنیوی ومشکلات زندگی شدند که کمتر به فکر روح وروان خود هستند

 

قال الله تبارک وتعالی

یابن آدم

 اناغنی لا افتقر اطعنی فیما امرتک اجعلک غنیا لا تفتقر

یابن آدم

انا حی لا اموت اطعنی فیما امرتک اجعلک فیما لا تموت

یابن آدم:

انا اقول للشی  کن فیکون اطعنی فیما امرتک اجعلک تقول للشی  کن

امروزه انسانها چنان گرفتار امور دنیوی ومشکلات زندگی شدند که کمتر به فکر روح وروان خود هستند وکمتر به فکر آخرت وجهان پس از مرگ خود می باشند واین مسئله باعث می شود که فضائل انسانی در جوامع کم رنگ گردد وجامعه رو به سردی وبی روحی بگراید .وانسانها گرفتار پوچی وحیرت وبی هدفی خواهند شد ...واز آنجا که اگر انسان مرشد وواعظی نداشته باشد هلاک خواهد شد به مصداق "هلک من لیس له مرشد یرشده"بنابر این بشر همواره نیاز به مرشد وواعظی دارد که با سخنان کوبنده اورا از خواب غفلت بیدار نماید .که از واعظان بزرگ عالم پیامبران واولیاء الهی بودند که مردم را دعوت به حق وحقیقت می نمودند .وخداوند تبارک وتعالی که بیش از همه به آفریده های خود عشق می ورزد دوست دارد ابناء بشر راه سعادت را طی نمایند واز گمراهی وظلالت خود را برهانند . بر همین اساس گاهی خود به میدان آمده وبه موعظه بشر پرداخته واز آنجا که مشاهده می نماید آفریده های خود می تواند بعنوان خلیفه روی زمین جائی داشته باشند ولی چنان گرفتار فساد وتباهی شدند که از حیوانات پست تر شدند "اولئک کا لانعام بل هم اضل "با این توصیف گلایه می نماید .آنچه در صدر نگاشته شد در واقع موعظه الهی از مجموعه احادیث قدسی است که هر انسان خسته از دنیا آن را مطالعه نماید زنگ وگرد وغبار روحش زدودهخواهد شد وجلائی پیدا خواهد کرد:

ای فرزند آدم :همانا من بی نیازی هستم که محتاج وفقیر نمی شوم مرا اطاعت کن ترا نیز بی نیاز کنم که محتاج کسی نشوی.

ای فرزند آدم :من زنده ای هستم که نمی میرم مرا اطاعت کن تورا نیز زنده ئی قرار دهم که نمی میرد .

ای فرزند آدم : همانا من به شئ می گویم چنین وچنان شو می شود تو نیز مرا اطاعت کن (به چنان قدرتی ) ترا می رسانم که به هر چه بگوئی چنین وچنان شو می شود .

«عبد» از نظر لغت به انسانى گفته مى‏شود كه سرتاپا تعلق به مولا و صاحب خود دارد؛ اراده‏اش تابع اراده او، و خواستش تابع خواست اوست؛ در برابر او خود را مالك چيزى نمى‏داند و در اطاعت او سستى بخود راه نمى‏دهد.

بنابراين، عبوديت اظهار آخرين درجه خضوع در برابر كسى است كه همه چيز از ناحيه اوست، و بخوبى مى‏توان نتيجه گرفت كه تنها كسى مى‏تواند «معبود» باشد كه نهايت انعام و اكرام را كرده است و او كسى جز خدا نيست!

به تعبير ديگر، و از بعد ديگر «عبوديت» نهايت اوج تكامل روح يك انسان و قرب او به خداست، و عبوديت تسليم مطلق در برابر ذات پاك اوست؛ عبادت تنها ركوع و سجود و قيام و قعود نيست، بلكه روح عبادت تسليم بى‏قيد و شرط در برابر كمال مطلق و ذات بى‏مثالى است كه از هر عيب و نقص مبراست.

بديهى است چنين عملى بهترين انگيزه توجه به كمال مطلق و پرهيز از هرگونه آلودگى و ناپاكى است؛ چرا كه انسان سعى مى‏كند خود را به معبود خويش نزديك و نزديكتر سازد تا پرتوى از جلال و جمال او در وجودش ظاهر شود كه گاه از آن تعبير به «مظهر صفات خدا شدن» مى‏كنند.

در حديثى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم: «العبودية جوهرة كنهها الربوبية؛ عبوديت گوهرى است كه ربوبيت در درون آن نهفته شده است. [2] اشاره به اين كه عبد تلاش و كوشش مى‏كند كه خود را در صفات شبيه معبود سازد و پرتوى از صفات جلال و جمال او را در خود منعكس كند، و نيز انسان در سايه عبوديت به جاى مى‏رسد كه به اذن پروردگار مى‏تواند در جهان تكوين، تدبير و تصرف كند، و صاحب ولايت تكوينيه شود، همان‏گونه كه آهن سرد و سياه بر اثر مجاورت با آتش، گرم و سرخ و فروزان مى‏شود؛ اين حرارت و نورانيت از درون ذات او نيست بلكه پرتو ناچيزى از آتش به او افتاده و به اين رنگ در آمده است.

منابع:احادیث قدسی-محمد مهدی حاجی پروانه

معنای عبادت وبندگی خدا واثرات آن -آیت الله مکارم شیرازی

 

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!(یک داستان عبرت آموز و سازنده ... حتما بخوانید !!!)

 مــرد کـــور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد:

من کور هستم لطفا کمک کنید...

روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود...

او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.

عصر آنروز روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید، که بر روی آن چه نوشته است؟

روزنامه نگار جواب داد:

چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد...

 مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است،

حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است.... لبخند بزنید...

 اللهم عجل لولیک الفرج  

برداشت از :http://moride110.blogfa.com/(تمام حقوق متعلق به این وبلاگ است )

روز های پایانی زمستان و بهار در راه است شما نمی خواهید همچو طبیعت بهار با تغییر در استراتژی زندگی روز مره - شیوه وعادت خود را تغییر داده ودلهایتان را بهاری وزنده سازید باور کنید تغییر حاصل خواهد شد اما توکل وهمت وتلاش می طلبد .پس یا عل مدد

خانمها مراقب باشند/ عادی‏سازی روابط با نامحرم!(آیت‌الله مجتبی تهرانی در ادامه درس تربیت در محیط شغلی

آیت‌الله مجتبی تهرانی در ادامه درس تربیت در محیط شغلی، با تأکید بر اینکه خانمها باید مراقب حرف زدن خود باشند، گفت: اگر حداقلها رعایت نشود کم‏کم رابطه با نامحرم به بهانه اقتضای شغل عادی شده، قباحت یک سنخ محرمات از بین می‏رود.

مروری بر مباحث گذشته
 
بحثِ ما راجع به تربیت به معنای روشِ رفتاری و کرداری دادن است. انسان به طورِ معمول در چهار محیط خانوادگی، آموزشی، رفاقتی و شغلی روش می گیرد؛ البته فضای پنجمی هم بر آنها حاکم است که بعداً می‏گوییم. بحثِ ما به محیطِ چهارم، یعنی محیط شغلی رسید و عرض کردیم که مباحث مربوط به محیط شغلی، در سه رابطه مطرح است؛ اول، نفسِ شغل، دوم، فضایی که انسان در آن محیط کار می‏‏کند و سوم، مراجعین.
 
مبحث اول و دوم را بحث کردم و گفتم که بعضی از شغلها نقشِ سازندگی و بعضی نقشِ تخریبی دارند. آن فضایی هم که انسان در آن کار می‏کند نیز چنین است. در آخرِ جلسه گذشته عرض کردم که خودِ فضاهایی که انسان در آنها قرار می‏گیرد، یا فضاهایی است که بُعدِ شیطانی و حیوانی را در انسان زنده می‏کند و یا فضاهایی است که بُعدِ معنوی و الهی انسان را شکوفا می‏کند. در این مورد روایاتی را خواندم و مثال‏هایی هم زدم.
 
 
 
بُعد سوم؛ مراجعه‏کنندگان
 
همین بحث درست در باب بُعدِ سوم مسئله محیط شغلی، یعنی مراجعین نیز است. برخی از مراجعینی که انسان در محیط شغلیِ خود با ایشان سروکار دارد، بُعدِ شیطانی و حیوانی و هواهای نفسانی و امثالِ اینها را در آدم زنده می‏کند. یک سنخ از مراجعین بر عکس هستند و آن بُعدِ الهی و رحمانی را در انسان زنده می‏کنند. حالا تا جایی که فرصت دارم مصادیقِ آن را هم عرض می‏کنم.
 
مرا به خیرِ تو امید نیست، شر مرسان
 
من در مورد مراجعین، به حداقل اکتفا می‏کنم. انسان حداقل باید آن محیطِ شغلی یا شغلی را انتخاب کند که مراجعینِ آن زنده کننده بُعدِ شیطانیِ انسان نباشند. گفتم حداقل؛ یعنی آن بُعد شیطانی را زنده نکند؛ لازم نیست که مراجعه کننده، بعدِ رحمانی و الهی را در انسان زنده کند. مثلِ معروفی است که می‏گویند: «مرا به خیرِ تو امید نیست، شر مرسان!» اصل و مهم این است.
 
برخی به عنوان اعتراض به من می‏گویند: «فلانی بچّ‏های مردم را به انزوا می‏کشاند!» اینها شعارهای بدون ‏شعور است که می‏دهند و مسائلی از این قبیل که می‏خواهند لاابالی‏گری را ترویج دهند.
 
این مطلب را دقت کنید که من به این نکته توجه دارم؛ من گفتم آنچه در محیط شغلی باید به عنوان معیار حداقلی رعایت شود این است که مراجعه کنندگانی که پیشِ انسان می‏آیند، او را فاسد نکنند! این دعوت به انزوا نیست؛ این دعوت به رعایت حدود الهی است.
 
قرآن می‏گوید: «بگو: از روابط مخرِّب به خدا پناه می‏برم!»
 
بحثِ تربیت، یک بحثِ تدریجی‏الحصول است و یکی پس از دیگری اثر دارد. خدا در آخرین سوره قرآن، یعنی سوره ناس که خطاب به خودِ پیغمبر هم هست، می‏فرماید: ‏«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ؛ مَلِکِ النَّاسِ؛ إِلهِ النَّاسِ؛ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ؛ الَّذی یُوَسْوِسُ فی ‏صُدُورِ النَّاسِ؛ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ»(سوره الناس، آیات 1 الی 6) سوره به طورِ کلی برای روابطِ اجتماعی است. ای پیغمبر بگو: به خدا پناه می‏برم که با افرادی که به من شر می‏رسانند، مواجه نشوم.
 
حالا من از شما سؤال می‏کنم شرّ چیست؟ «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ؛ الَّذی یُوَسْوِسُ فی ‏صُدُورِ النَّاسِ» شرّی که بُعدِ درونیِ شیطانی من را زنده می‏کند. در تفاسیر می‏گویند: خناس، شیطان است. توجه کنید این شیطان درونی است، حالا می‏خواهد پنهانی باشد یا آشکار. چون می­فرماید: «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» جنّ پنهان است و ناس آشکار است. مسئه این است که اینها در بحثِ روابط است.
 
خدایا از این روابطی که من را خراب می‏کنند، به تو پناه می‏برم. من این بحث را به طور کلی، یعنی اثر برخوردِ انسان با انسان مطرح کردم؛ روابطِ شغلی یکی از مصادیقِ آن می‏شود. اثری که این رابطه روی من می‏گذارد، نباید نقشِ تخریبی داشته باشد.
 
بعدِ درونی شیطانی و هواهای نفسانی من را شکوفا و زنده نکند؛ این یک قانون کلی است که یک مصداق آن محیط غلی است. شما باید شغلی را انتخاب کنید که مراجعینی که به شما مراجعه می‏کنند، بُعدِ شیطانی‏تان را تحریک نکنند. لازم نیست قصدی در کار باشد؛ نخیر،اصلاً و ابداً قصد تأثیرپذیری مهم نیست.
 
لذا در باب محیط شغلی، بحث را در سه رابطه مطرح کردم: نفس شغل، محیط شغلیِ و مراجعین، هر سه می‏تواند هم نقش تخریبی و هم نقش سازندگی داشته باشد. من در مورد مراجعین گفتم حداقل این است که مرا خراب نکنند و بیش از این هم نمی‏گویم.
 
مراجعه جنس مخالف، زمینه ساز تخریب
 
من به طور مفصل در باب اثر تخریبی وارد می‏شوم، چون ممکن است که مراجعینِ انسان در روابطِ گوناگون دیداری، رفتاری و شنیداری نقشِ تخریبی داشته باشند. همان‏طور که اینها می‏توانند نقشِ سازندگی داشته باشند، نقشِ تخریبی هم دارند و اینها هم در سه رابطه مطرح است: دیداری، شنیداری و گفتاری.
 
مثلاً افرادی که مراجعه می‏کنند در موردی که خیلی بارز هم هست مراجعین به شخص، از جنسِ مخالف باشند. این مسئله چون مورد ابتلا است، عرض می‏کنم که اگر شخص زن است، مراجعه کننده او مرد باشد و اگر مرد است، مراجعه کننده او زن باشد. این از آن جاهایی است که زمینه برای تخریب آماده است. من نمی‏خواهم به‏طور مفصل وارد این مورد شوم، فقط به‏طور گذرا به آن اشاره می‏کنم.
 
در روایتی از پیغمبر اکرم داریم که فرمودند:«قال رسول الله صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم: ما من صباح الا و ملکان ینادیان: ویل للرجال من النساء و ویل من نساء من الرجال!(کنزالعمال) هیچ روزی نیست مگر این‏که دو فرشته با هم ندا می‏کنند و داد می‏زنند که «وای بر مردان از زنان و وای بر زنان از مردان!».
 
نکته‏ای در این روایت است که من این را عرض می‏کنم. در روایت دارد «ما من صباح» یعنی هیچ روزی، هیچ صبحی نیست دو ملک ندا می‏کنند «وای بر مردان از زنان و وای بر زنان از مردان»؛ حالا چرا نمی‏گویند: هیچ شبی نیست مگر این‏که...؟ جهت این است که روابط اجتماعی در روز برقرار می‏شود. شب هر کسی در خانه‏ خود است. سخن پیغمبر اکرم در مورد اختلاف جنسیتی است.
 
یکی از خطرات مهم مراجعین این است که هم‏جنس نباشند، اینجا است که زمینه فراهم می‏شود آن بعدِ شیطانی را شکوفا و زنده کند و نقشِ تخریبی داشته باشد. مخصوصاً این‏که شرایط هم طوری باشد که جنبه خصوصی پیدا کند. یک وقت به قول ما طلبه‏ها در ملاء عام است و یک وقت رابطه شکل پنهانی دارد و در برابر دیگران نیست. آن‏ رابطه‏ای که جنبه خصوصی دارد، بدتر است.
 
در خلوت با اجنبی، شیطان نفر سوم است
 
روایتی است از پیامبر که فرمودند: «قال رَسُول اللَّهِ صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم: لَایَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامَرَأَةٍ فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا شَیْطان»(مستدرک‏الوسائل،ج14، ص266) حضرت چه قدر زیبا مطلب را بیان می‏فرمایند. خیال نکنید در ملاقاتِ خصوصی زن و مرد نامحرم، فقط شما دو نفر هستید، در واقع شما سه نفر هستید و سومین نفر شما شیطان است. چشمهایتان نمی‏بیند. بی برو برگرد شیطان سومین نفر است. من نمی‏خواهم واردِ مسائل فقهی شوم، فکر کنم در توضیح‏المسائل نوشته‏ام که «خلوت با اجنبی حرام است».
 
دوری از اجنبی، بهترین صفت زنان
 
خلوت کردن با نامحرم در روابطِ گوناگون که سرآمدش دیداری و شنیداری و رفتاری است، اثر گذار است. روایتی از حضرت زهرا(س) است که از حضرت سؤال کردند بهترین صفت زن‏ها چه چیزی است؟ حضرت فرمودند: «خَیْرٌ لَهُنَّ أَنْ لَایَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَایَرَاهُنَّ الرِّجَال»(بحارالأنوار،ج43،ص54) بهترین صفت برای زنان این است که مرد، زن نامحرم را نبیند و زن، مرد نامحرم را نبیند.
 
اگر کسانی که شعار می‏دهند، اما شعور ندارند، بگویند: خودِ حضرتِ زهرا رفتند مسجد و خطبه خواندند و یا حضرت زینب هم خطبه خواندند؛ ما در جواب می‏گوییم: وقتی حضرت زهرا به مسجد رفتند، بحثِ وظیفه شرعی و واجب الهی مطرح بود و باید حضرت به مسجد می‏رفتند و به وظیفه‏شان عمل می‏کردند.
 
بحث وظیفه غیر از بحثی است که ما می‏کنیم. آنجا بحث مراجعه نیست، یک وقت اشتباه نشود! گاهی عوام چنین مغالطه‏هایی می‏کنند. حضرت وظیفه‏اش بود که برود و رفت.
 
من در مورد این خطبه حضرت زهرا بحث کرده‏ام و آن را نوشته‏ام که الحمدلله منتشر هم شده است. نوشته‏ام به چه صورت و با چه پوششی به مسجد رفتند؛ حتی زنانی آمدند و اطراف حضرت زهرا را گرفتند که حتی پیکره‏اش هم معلوم نشود.
 
حضرت زینب هم در مجلسی که رفتند، به یزید گفتند: «أَمِنَ الْعَدْلِ یَاابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِیرُکَ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا»(بحارالأنوار،ج45،ص133) آیا این عدالت است که زنهای خود را آن طور پوشش دهی، اما ما را جلوی مردان بیاوری؟ در جایی که بحث وظیفه‏ مطرح است، باید به وظیفه عمل کرد اما ما اینجا داریم در مورد شغل که انتخابی است و مراجعین آن بحث می‏کنیم.
 
انسان به راه‏های جلب توجه آگاه است
 
روایتی از علی(ع) است که فرمودند: «صِیَانَةُ المَرْأَةِ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا».(مستدرک‏الوسائل،ج14،ص255 ) این‏که زن خود را بپوشاند و حفظ کند برای خودش و زیبایی‏اش بهتر است. طرفین خودشان بهتر از همه می‏فهمند که در این روابط شغلی و کاری که مراجعه کننده دارند، رابطه‏شان چگونه است؛ آیا رابطه با حفظ صیانت است، یا برای جلب توجه و پرده‏دری است؟! طرفین خوب می‏داند که مراجعه‏ کننده جنسِ مخالف چه منظوری دارد. هر دو طرف می‏دانند که فرد با چه پوششی چگونه آمده و چه غرضی دارد. از نظر رفتاری و حرکاتشان هم، هر دو خوب می‏فهمند که به دنبال چه هستند.
 
بنده اینجا ننشسته‏ام مسائل شیطانی‏شان را بگویم که چگونه می‏توان قوای شیطانی کسی را تحریک کرد. خودشان می‏فهمند که از نظرِ گفتاری چه می‏گویند و از نظر رفتاری چه‏کار می‏کنند و یا چه پوششی از نظر دیداری دارند.
 
رابطه از نظر گفتاری، هم در مورد مواد گفتار است که فرد چه سخنی را می‏گوید و یکی هم درباره کیفیت ادا است که حرفش را چگونه می‏زند. یکی این‏که از چه کلماتی در صحبتِ خود استفاده می‏کند و دیگر این‏که وقتی که می‏خواهد حرف بزند، چه‏طور کلمات را ادا می‏کند که جلبِ نظر شود.
 
خانم‏ها مراقب حرف زدنشان باشند
 
در سوره احزاب، خطاب به همسرانِ پیغمبر می‏فرماید: «فَلاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْل فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً»(سوره الاحزاب، آیه 32) دستورِ «فَلاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ» در مورد کیفیّتِ ادا کردن کلمات است. قرآن خطاب به همسرِ پیغمبر می‏گوید: صدایتان را نازک نکنید! اگر کیفیت گفتار، شیطانی باشد «فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ» آن شیطانی که «یُوَسْوِسُ فی ‏صُدُورِ النَّاسِ» است، طرف مقابل را به وسوسه می‏اندازد. «وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» یعنی گفتارِ پسندیده و خداپسندانه داشته باشید؛ چه از نظرِ مواد و چه از نظرِ کیفیت ادا.
 
من می‏خواستم این را عرض کنم که در باب محیط شغلی تنها شغل نیست که اثرگذار است. ممکن است «خود شغل» خیلی خوب باشد، «محیط» آن هم محیطِ بدی نباشد، اما از راهِ «مراجعه‏کنندگان» خراب شوی. ما در این بحث فقط به دنبالِ جلوگیری از خرابی هستیم و به سازندگی فعلاً کاری نداریم. این حداقل مطلب است که مراجعین روی تو نقش تخریبی نداشته باشند. من به صراحت می‏گویم که محیط شغلی از آن محیط‏هایی است که در تربیت انسان، خیلی نقش دارد.
 
عادی‏سازی روابط با نامحرم
 
اگر این حداقل رعایت نشود، کم‏کم رابطه با نامحرم برایت عادی می‏شود و نعوذبالله یک سنخ محرمات اصلاً قباحتش از بین می‏رود، به خاطر مراوده با نامحرم‏ها به اقتضای شغل خود، دیگر قبحی سرت نمی‏شود. البته فرض من در جایی است که همه جهات شرعی به طور ظاهری حفظ می‏شود والا آنجاهایی که شرع رعایت نشود، دیگر وا مصیبت است. چون جلسه آخر بحث است، این مطالب را کمی فشرده کرده‏ام.
 
یک بحثی هم وجود دارد که مراجعین انسان، آن بُعدِ رحمانی را در ما تقویت کنند، یعنی انسان را به یاد خدا بیاندازند، نه به یاد شیطان که گفتم اینها پیش کشتان. این بحث دیگری است که دیگر به آن نمی‏پردازیم.

کد خبر:82003 -رجانیوز

مردان خدا براى انجام نيايش سحرگاهان و نماز شب، از بستر گرم فاصله مى‏گيرند و به نماز شب مشغول مى‏شوند

فوايد دنيوي نماز شب

خداوند مشتاق كيست؟
خداوند متعال به يكي از صديقين وحي نمود كه براي من بندگاني هستند كه مرا دوست مي‌دارند و من هم آنها را دوست مي‌دارم، آنان مشتاق من، و من هم مشتاق آنها هستم، و آنها مرا در ياد دارند و من هم به ياد آنان هستم، آنها به من نظر دارند، و من هم به آنها نظر دارم، پس اگر تو قدم جاي قدم آنها بگذاري، تو را هم دوست خواهم داشت و اگر از راه آنها منحرف شوي عقوبتت خواهم نمود.
آن صديق گفت: معبود من! نشانه آنها كه مورد توجّه تو هستند چيست؟
خطاب رسيد: آنان روزها همچون چوپان مهرباني كه مواظب گوسفندان خود هست به سايه مي‌نگرند و منتظر آمدن شب هستند، و همان گونه كه پرندگان هنگام غروب با شور و شوق عازم آشيانه خود مي‌گردند. اينان هم با همين حال به استقبال غروب خورشيد مي‌روند، پس آنگاه كه شب فرا رسيد، و تاريكي همه جا را فرا گرفت، و فرش‌ها پهن و همه گرد هم جمع شدند و هر دوستي با دوست خود خلوت نمود اينان در برابر من به پاي مي‌ايستند و صورتهاي خود را بر خاك مي‌نهند، و با تلاوت آيات قرآن به مناجات و گفتگوي با من برمي‌خيزند، و نعمتهاي مرا سپاس مي‌گويند. پس آنان را مي‌بيني كه گاه گريه مي‌كنند، و گاه شيون سر مي‌دهند، گاه آه مي‌كشند، و گاه از معاصي و گناهان شكوه مي‌كنند، گاه ايستاده و گاه نشسته، و گاهي در حال ركوع، و گاه در سجده هستند، و آنچه را كه به خاطر من تحمل آن مي‌كنند، همه را مي‌بينم، و شكوه‌هائي كه از محبت من بر لب دارند مي‌شنوم.
اولين چيزي كه به آنها عطا كنم سه چيز است يكي اينكه نور خودم را در دلهاي آنها بيفكنم در نتيجه همانگونه كه من از آنها آگاهم، آنها نيز از من با خبر خواهند بود، دوم اينكه اگر آسمانها و زمينها و آنچه را كه در اين ميان هستند در ميزان آنها ببينم باز آن را كم خواهم دانست، سوم رو سوي آنها مي‌كنم، و آيا اگر كسي من رو سوي او آورم، احدي مي‌تواند بداند كه چه به او عطا خواهم نمود. (اسرار الطلوة، حاج ميرزا ملكي تبريزي، ص 455).

1) رسول خدا (ص) در مورد فوايد دنيوي نماز شب مي‌فرمايد:
پیامبر (ص) فرمودند: يا علي پنج چیز دل را روشن می‌کند. ۱- بسیار قل هو الله خواندن،۲- کم خوراکی، ۳- مجالست با علما، ۴- نماز شب، ۵- رفتن به مسجد برای نماز.

 - رسول خدا (ص) فرمود: هنگاميكه آخر شب فرا مي‌رسد خداوند منزّه مي‌فرمايد: آيا دعا كننده‌اي هست تا اجابتش كنم؟ آيا درخواست كننده‌اي هست تا حاجاتش را عطا كنم؟ آيا استغفار كننده‌اي هست تا او را بيامرزم؟ آيا توبه كننده‌اي هست تا توبه‌اش را بپذيرم؟


 - از پيامبراكرم (ص) نقل است كه فرمودند: هر بنده‌اي كه توفيق نماز شب را پيدا كند از روي اخلاص وضو بگيرد و با نيت پاك و قلب سليم و بدن خاشع و چشم گريان، پروردگار را بخواند، خداوند نه صف از ملائكه بي‌شمار را پشت سر او قرار مي‌دهد و به عدد آنها درجات معنوي او را بالا مي‌برد.


 - پیامبر فرمود: «مَن کثر صلاته باللیل حسن وجهه بالنهار».
هر کس در شب زیاد نماز بخواند، صورت او در روز زیبا می‌شود.
شاید مراد از روایات آن است که خداوند شادابی چهره و آبرویی به آنها می‌دهد که مردم آنان را دوست دارند و جذب آنان می‌شوند و به آنان تمایل پیدا می‌کنند. توجه و اقبال مردم به آنان باعث جلب رزق و روزی می‌شود. بدیهی است که فردی به هر شغلی مشغول باشد، وقتی که به خاطر نماز شب وجهه خوبی نزد مردم پیدا کرد، مردم کارهایشان را به او واگذار می‌کنند و رزق و روزی او فراوان می‌شود.

 - پيغمبر اكرم (ص) فرمود :آنقدر جبرئيل مرا درباره شب خيزى سفارش نمود كه گمان كردم نيكان امتم در شب نخسبند.


 - پیامبر (ص) به جبرئیل فرمودند: مرا پند ده.

جبرئیل گفت: ای محمد، هر چه می‌خواهی عمر کن اما بدان که سر انجام خواهی مرد، و به هر چه می‌خواهی دل ببند اما بدان که سرانجام از آن جدا خواهی شد و هر عملی که می‌خواهی انجام بده ولی بدان سرانجام عملت را خواهی دید و نیز بدان که شرف مومن نماز شب اوست و عزتش در خود داری از ریختن آبروی مردم است.

 - رسول اكرم (ص) فرمود: اي ابوذر سفرش پيامبرت را حفظ كن كه برايت سود آور است: هر كس آخر كارش با نماز شب باشد و بميرد، بهشت براي اوست.


 - نماز شب وسيله‌اي است براي خوشنودي خدا و دوستي ملائكه.

 - سه گروهند كه خداوند از آنان خوشنود است:
الف) كسي كه نماز شب مي‌خواند.

ب) جمعي كه نماز جماعت تشكيل مي‌دهند.

ج) دسته‌اي كه در برابر دشمن، در راه خدا صف آرايي كرده‌اند.

 - هنگاميكه بنده از خوابگاه لذّت بخش خود براي اقامه نماز شب به خاطر جلب خشنودي خدايش برخيزد در حاليكه بقاياي خواب در چشمانش مي‌باشد، خداوند بر فرشتگان مباهات مي‌كند و درباره او مي‌فرمايد: آيا نمي‌نگريد اين بنده‌ام را كه از خواب شيرين خود دست برداشته و به نمازي كه بر او واجب نكرده‌ام برخاسته است؟! گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.

 - در شب ساعتی است که بنده مومن در آن دعا نمی‌کند مگر اینکه مستجاب شود.
از حضرت پرسیدند: و آن چه هنگام است؟
حضرت فرمودند: ما بین نصف شب تا ثلث باقی مانده از شب.
احتمال دیگر این است كه وقتی انسان نماز شب می‌خواند و دعا می‌کند و از خدا حاجات خود را می‌طلبد، مخصوصاً اگر دعا کند که خدایا روزی مرا زیاد بگردان، دعایش مستجاب می‌شود.
در هر صورت برای رزق و روزی غیر از عوامل مادی از قبیل تلاش برای کسب رزق و روزی، عوامل معنوی نیز مانند دعای پدر و مادر، نماز شب، دعا کردن و صدقه دادن مؤثر است.
نباید همه عوامل را مادی بدانیم، بلکه یک سری عوامل معنوی نیز می‌تواند علّت یا جزء علّت باشد.

 - اگر مردم ميدانستند كه (در اثر نخواندن نماز شب) چهار ثواب بزرگ و پاداش هميشگی را از دست داده‌اند، گريه‌هايشان بر از دست دادنش طولاني ميشد.

 - در حديثي از رسول اسلام (ص) آمده است: هيچ چيز به اندازه گناه کردن انسان را دچار خستگي نمي‌کند. هر چقدر که شب هنگام از خوابتان براي نماز شب بزنيد، اگر اخلاص داشته باشيد به همان اندازه خستگي از شما دور مي‌شود.

 - دو ركعت نماز در دل شب از دنيا و آنچه در آن است نزد من محبوبتر است.

 - رسول خدا مي‌فرمايد: خدا رحمت كند مردي كه در شب بيدار شود و نماز شب بخواند و همسرش را نيز بر اين عمل تشويق نمايد و اگر بيدار نشد (با اجازه قبلي او) به صورت وي آب بپاشد و او را بيدار كند و خدا بيامرزد زني را كه در شب برخيزد و نماز شب بخواند و شوهرش را نيز بدين عمل وادار كند و اگر از جاي برنخواست (با اذن قبلي او) آب به صورتش بپاشد تا او را بيدار كند.

 - كسي كه به نيّت بيدار شدن براي نماز شب بخوابد خواب او نوعي صدقه بشمار مي‌آيد و خداوند متعال براي او پاداش نماز شب را مقرّر مي‌دارد.

 - هر بنده‌اى كه توفيق خواندن نماز شب پيدا كند (مرد يا زن) و با اخلاص آخر شب از خواب برخيزد و وضوى كاملى بگيرد و با نيت پاك و قلبى سالم و بدنى با خشوع و چشمى اشك بار نماز بخواند، خداى تعالى پشت سر او نه صف فرشته قرار مى‌دهد كه عدد هر صفى را غير از خدا هيچ كس نمى‌تواند بشمارد؟ يك طرف صف در مشرق و ديگرى در مغرب است، پس هنگامى كه از نماز فارغ شد، به عدد تمام فرشته‌ها براى او درجه نوشته مى‌شود.

 - پيامبر اكرم (ص) به امير المؤمنين (ع) فرمود: سه چيز مايه انبساط خاطر و باعث شادي مؤمن است:

1- ديدار دوستان

2- افطار كردن روزه

3- عبادت و شب زنده‌داري در پايان شب.

 - بهترین شما کسانی هستند که در سخن گفتن مودبند، گرسنگان را سیر می کنند و در شب آن هنگام که مردم همگی در خوابند، نماز می‌خوانند.

 - پیامبر (ص) به حضرت علي (ع) فرمودند: يا علي پنج چیز دل را روشن می‌کند.

۱- بسیار قل هو الله خواندن.

۲- کم خوراکی.

۳- مجالست با علما.

۴- نماز شب.

۵- رفتن به مسجد برای نماز.

 - امام علی (ع) فرمودند: قیام شب موجب صحّت جسم و خشنودی پروردگار و در معرض رحمت او قرار گرفتن و تَمَسّک به اخلاق پیامبران است.

 - سروران ارجمند روشنترين مصداق اين حديث اميرالمؤمنين علي (ع) است، روايت ديگرى است كه در بحارالانوار، از علل الشرايع به سندى از على بن محمد نوفلى نقل شده است كه مى‌فرمايد:
«قال سمعته يقول ان العبد ليقوم فى الليل فيميل به النعاس يمينا و شمالا و قد وقع ذقنه على صدره فياءمر الله تعالى ابواب السماء فتنفتح ثم يقول الملائكة انظروا الى عبدى ما يصيبه فى التقرب الى بما لم افترض عليه راجيا منى لثلاث خصال ذنبا اغفره له او توبة اجددها له اورزقا ازيده فيه اشهدوا ملائكتى انى قد جمعتهن له».
شنيدم امام صادق (ع) فرمود: به درستيكه گاهى بنده خدا آخر شب بيدار مى‌شود، درحاليكه از كسالت خواب به چپ و راست خم مى‌شود و يا سرش را خم كرده و چانه‌اش را به سينه مى‌چسباند، پس در اين هنگام، خداى تعالى امر مى‌كند، تا درهاى آسمان باز مى‌شود، سپس به فرشتگان مى‌فرمايد: به بنده من نگاه كنيد، با آن كه نماز شب را بر او واجب ننموده‌ام، ولى به سبب تقرب به من، خود را به چه زحمتى وادار نموده است و يكى از اين سه خواسته را از من مى‌خواهد: يا گناه او را بيامرزم و يا تجديد توبه نموده با من رابطه برقرار كند و يا آن كه روزى بيشترى مى‌خواهد اى فرشتگان! شما شاهد باشيد هر سه جهت را به او بخشيدم.

- حضرت امام صادق (ع) در مورد نماز شب مي‌فرمايند: «تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ينفقون - فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين جزاء بما كانوا يعملون».
آنها شب هنگام از بسترها برميخيزند و پروردگارشان را با بيم و اميد ميخوانند و از آنچه به آنها روزي داده‌ايم انفاق ميكنند، اما هيچكسي نمي‌داند خداوند چه پاداشهائى كه موجب روشنى چشمها ميشود در برابر اعمالشان قرار داده است.

 - «نماز شب» باعث زيبايي سيما، و نيكويي اخلاق و خوشبويي بدن و فراواني رزق و مايه اداي «قرض» و موجب از بين رفتن غم و باعث تقويت نور چشم است.

 - «لانهم خلوا بالله فكساهم الله من نوره».
كسى كه اهل نماز شب است روى او نيكو و نورانى مى شود. زيرا آنها با خدا خلوت نمودند در عوض خدا آنها را به كسوت نور خود درآورد.

 - نماز شب، روى انسان را نيكو و خلق او را خوب و بويش را پاكيزه و رزق را زياد مى‌كند و موجب ادا شدن قرض و برطرف شدن غم و اندوه و باعث زيادى نور چشم ميگردد.

توضيح آنكه روزی رسان خدا است و او به خاطر این که این افراد نماز شب می‌خوانند، این پاداش (رزق فراوان) را به آنان عطا می‌کند. احتمال دیگر این است: وقتی انسان نماز شب می‌خواند و دعا می‌کند و از خدا حاجات خود را می طلبد، مخصوصاً اگر دعا کند که خدایا روزی مرا زیاد بگردان، دعایش مستجاب می‌شود.
در هر صورت برای رزق و روزی غیر از عوامل مادی از قبیل تلاش برای کسب رزق و روزی، عوامل معنوی نیز مانند دعای پدر و مادر، نماز شب، دعا کردن و صدقه دادن مؤثر است.
نباید همه عوامل را مادی بدانیم، بلکه یک سری عوامل معنوی نیز می‌تواند علّت یا جزء علّت باشد.

 - محبوب القواب مردم مى‌شود و مؤيد مردم مي‌شود و زنى كه شوهرش به او مايل نباشد از بركت نماز شب، بسيار به او مايل مي‌شود.

 - روايت ديگرى بحارالانوار از ثواب الاعمال، به سندى از امام صادق (ع) چنين نقل مي‌كند كه:
«جاء رجل الى ابى عبدالله عليه السلام فشكا اليه الحاجة فاء فرط فى الشكاية حيت كاد ان يشكو الجوع فقال له ابوعبدالله عليه السلام يا هذا اتصلى فقال الرجل نعم فالتفت ابوعبدالله عليه السلام الى اصحابه فقال كذب من زعم انه يصلى بالليل و يجوع بالنهار ان الله تبارك و تعالى ضمن صلاة الليل قوت النهار».
شخصى خدمت امام صادق (ع) آمد و اظهار فقر و تنگدستى كرد و از حال خود بسيار بد گفت (حتى آنكه گفت اكنون گرسنه‌ام و غذا نخورده‌ام) حضرت به او فرمود: ببينم تو نماز شب مى‌خوانى؟ راوى گفت: آن شخص پاسخ داد: آرى، پس امام صادق (ع) رو كردند به اصحاب و فرمودند: هر كس خيال كند كه نماز شب مي‌خواند و روز گرسنه باشد، او دروغ مي‌گويد: زيرا خداوند متعال ضمانت فرموده كه در برابر نماز شب، رزق و روزى روز را بدهد.

 - امام صادق (ع) فرمود: مرا خوش نيايد از آن بنده كه قرآن خوانده (و فضيلت نماز شب را دريافته) و شب هم بيدار بشود ولى برنخيزد تا بامداد كه نماز صبحش بخواند. از آن حضرت رسيده كه نماز شب كفاره گناهان روز است.

 - مفضل بن عمر از حضرت صادق (ع) و آن بزرگوار از پدرش، از پدران بزرگوارش (ع) نقل مي‌كند كه رسول خدا (ص) فرمود:
خداوند جّل جلاله به دنيا وحي كرد: هر كس در خدمت تو باشد، تو او را به رنج و تعب بيانداز و هركسيكه تو را رها كند، تو در خدمت او باش و هرگاه بنده در دل شب تار، با مولاي خود خلوت كند و با او به راز و نياز بپردازد، خداوند نور را در دل او جايگزين فرمايد.
و چون بگويد: اي ربّ و اي ربّ من، خداوند جليل جلّ جلاله، صدايش كرده و گويد لبّيك (بله، بله) اي بنده من، بخواه از من تا عطايت كنم، به من توكّل نماي تا كفايتت كنم، سپس خداوند جلّ جلاله به فرشتگانش مي‌فرمايد: اي فرشتگان من، بنده‌ام را بنگريد، در دل اين شب تيره با من خلوت كرده است. در حاليكه بطالت پيشگان به لهو و لعب مشغولند و غفلت زدگان در بستر خواب خفته‌اند، اينك گواه باشيد كه من طور حتم او را آمرزيدم.

 - امام صادق (ع) فرمود: «علیکم بصلاة اللیل فأنّها سنّة نبیّکم و دأب الصالحین قبلکم و مطردة الداء عن اجسادکم».
بر شما باد به نماز شب خواندن، زیرا سنت پیامبرتان است و روش صالحان قبل از شما بوده و دردها را از جسم شما برطرف می‌کند.

 - باز از حضرت نقل شده است: «صلاة الیل تبیّض الوجه و صلاة اللیل تطیّب الریح و صلاة الیل تجلب الرزق».
نماز شب چهره را شاداب می‌کند و باعث خوشبویی بدن می‌گردد و باعث رزق و روزی می‌شود.

 - نماز شب موجب مباهات خداوند بر ملائكه و فرشتگان مى‌شود.

 - اين آيه شريف «و الذاكرين الله كثيرا و الذاكرات» شامل او مى‌شود كسانيكه زياد ذكر خدا را مي‌گويند از مرد وزن هر كه باشد (خداوند بهشت را براى آنها مهيا مي‌كند).

 - مشرف به جواب لبيك از جانب پروردگار عالم مي‌شود زيرا خداوند مجيب الدعوات است و دعاى بندگان مخلص را اجابت مي‌كند و نور خدا در قلب او ثابت مي‌شود و گناهان او آمرزيده مي‌شود.

 - زينت آخرت است، چنانكه مال و فرزندان زينت دنيا هستند.

 - نور چهره و جمال او در قيامت طبق روايتى پانصد سال راه و طبق روايت ديگر سه هزار سال راه مي‌رود و روشنى مي‌دهد. و هفت صف از ملائكه كه هر صفى از مشرق تا مغرب باشد در عقب او صف مي‌بندند و به عدد هر ملك و فرشته‌اى به او درجه و مقام دهند.

 - هنگامیکه نماز شب نصیب زن یا مردی شود، و او برای خدا بپا خیزد و وضو بگیرد، با نیت راستی و قلب سلیم و چشم گریانی نماز شب گذارد، خداوند پشت سر او هفت صف از ملائکه که هر صفی را شماره نتوان کرد مگر خود خدا، قرار دهد. یک جانب هر صف به مشرق و دیگری به مغرب است. پس وقتی از نماز فارغ شود خداوند به تعداد آن ملائکه، برای نماز گذارنده درجاتی می‌نویسد.

 - از امام زین العابدین (ع) سؤال کردند: چرا متهجدان (عبادت کنندگان) در شب، خوش چهره‌ترین مردم هستند؟ حضرت فرمود: «برای این که آنان با خدا خلوت می کنند و خداوند از نور خودش به آنان عطا می‌کند».

نوشته شده توسط دوستار اهل بیت
فوايد اخروي نماز شب

در سوره سجده (آيه 17) خداوند مي‌فرمايد: «فلا تعلم‏نفس ما اخفى لهم من قرة اعين‏».
مردان خدا براى انجام نيايش سحرگاهان و نماز شب، از بستر گرم فاصله مى‏گيرند و به نماز شب مشغول مى‏شوند، پاداش آنان، غير از بهشت و حوريان و ... چيزهايى است كه خداوند برايشان ذخيره كرده كه موجب روشنى ديدگانشان است.

1) رسول خدا (ص) در مورد فوايد اخروي نماز شب مي‌فرمايد:
 -  نماز شب براي صاحبش چراغي مي‌شود در تاريكي قبر.


 -  پيامبر اكرم (ص) فرمود: نور مؤمن در روز قيامت، نماز در دل شب مي‌باشد.

 -  همچنين در بحارالانوار، از مجالس صدوق به سندى از ابن عباس نقل مي‌كند:
«قال رسول الله صلى الله عليه و آله فى حديث فمن رزق صلاة الليل من عبد او امة قام لله مخلصا فتوضا وضوءا سابغا و صلى الله عزوجل بنية صادقة و قلب سليم، و بدن خاشع و عين دامعة جعل الله تعالى خلفة تسعة صفوف من الملائكة فى كل صف ما لايحصى عددهم الا الله احد طرفى كل صف فى المشرق و الاخر بالمغرب قال فاذا فرغ كتب الله عزوجل له بعددهم درجات».
هر بنده‌اى كه توفيق خواندن نماز شب پيدا كند (مرد يا زن) و با اخلاص آخر شب از خواب برخيزد و وضوى كاملى بگيرد و با نيت پاك و قلبى سالم و بدنى با خشوع و چشمى اشك بار نماز بخواند، خداى تعالى پشت سر او نه صف فرشته قرار مي‌دهد كه عدد هر صفى را غير از خدا هيچ كس نمي‌تواند بشمارد؟ يك طرف صف در مشرق و ديگرى در مغرب است، پس هنگاميكه از نماز فارغ شد، به عدد تمام فرشته‌ها براى او درجه نوشته مي‌شود.

 -  رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
در قيامت پس از آن كه خداوند همه انسانها را جمع كند، منادى ندا مى‌كند و مى‌گويد:
پيش آيند كسانى كه در نيمه‌هاى شب از بستر خواب دور مى‌شدند و خدا را مى‌خواندند و از خشم و غضبش بيمناك و به رحمتش اميدوار بودند.
آنگاه جمعى پيش روند و قبل از ديگران به جايگاههاى خود (در بهشت) وارد شوند و بعد از آنان به حساب مردمِ ديگر رسيدگى نمايند.

 -  پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: وقتی روز قيامت شد، نماز شب شخص ظهور می‌کند و اين آثار برای اوست: نماز در بالای سرش سايه‌بان است. بر سرش چون تاجی است. لباس بدن نمازگزار است (آنجا که همه عريانند) نوری است که در برابرش می‌تابد. ميان شخص و آتش حائل و فاصله می‌شود. در برابر خداوند متعال برای مؤمن برهان می‌باشد. در ميزان اعمال انسان سنگين است. جواز عبور از صراط است. کليد بهشت است.

2) حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) كه در مورد فضيلت نماز شب فرموده‌اند: نماز شب بر طرف كننده وحشت قبر است.

 - اميرالمونين علی (ع) فرمود: هر کس يک شب تمام به عبادت به سر برد، در حالی که قرآن شريف را تلاوت کند و هم در رکوع و سجود و ذکر خدا باشد، مشعلی از نور در قبر او بزنند و تيرگی گناه و حسد را از قلب او بر طرف سازند، او را از عذاب قبر ايمن گردانند و بيزاری و برات آزادی از جهنم بدو عطا کنند.

3) امام صادق (ع) فرمود: هر عمل نيكى در قرآن ثوابى برايش مقرر شده جز نماز شب كه خداوند عز و جل به جهت اهميت آن ثوابى برايش ذكر ننموده و فرمود: (تتجا فى جنوبهم).

 -  نماز در آخر شب افتخار مؤمن و زینت او در دنیا و آخرت است.

 - امام صادق (ع) مى‌فرمايد: «ثلاثة هن فخر المؤ من و زينة فى الدنيا و الاخرة، الصلوة فى آخر الليل و ياسه مما فى ايدى الناس و ولاية الامام من آل محمد».
سه چيز است كه افتخار مؤمن و زينت او در دنيا و آخرت است نماز در آخر شب، و بي‌اعتنائى به آنچه در دست مردم است، و ولايت امام از اهلبيت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم).

 -  امام صادق (ع) فرمودند: در روز قيامت همه چشمها گريان است مگر سه چشم:
1- چشمي كه از (ديدن و نظر به) آنچه خداوند حرام كرده بر هم نهاده شده.

2- چشمي كه در راه طاعت خداوند بيداري كشيده.

3- چشمي كه در دل شب از ترس خدا گريسته است.

4) حضرت رضا (ع) فرمود: بر شما باد به نماز شب كه هر آن بنده در آخر شب برخيزد و هشت ركعت (نماز شب) و دو ركعت شفع و يك ركعت وَتر بخواند و در قنوت خود هفتاد بار استغفار كند از عذاب قبر و عذاب دوزخ ايمن گردد و عمرش دراز شود و روزيش وسعت يابد.

 -  حضرت رضا (ع) فرمودند: «نماز شب خواندن را بر خود لازم بدانيد زيرا هر بنده مؤمني كه هشت ركعت نماز شب و دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر بخواند و در قنوت وتر 70 مرتبه استغفار كند، خداوند او را از عذاب قبر و از عذاب آتش نجات مي‌دهد و عمرش را در دنيا طولاني ميكند و در زندگي اقتصادي خداوند به او وسعت و گشايش ميدهد و در هر خانه‌اي كه در آن نماز شب خوانده شود، آن خانه براي مردم آسمان روشنايي مي‌دهد همانطوريكه ستارگان آسمان براي مردم روي زمين روشنايي مي‌بخشند».

فوايد نماز شب

  1) باعث خشنودي خدا و دوستي ملائكه است.

  2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است.

  3) باعث درخشش براي اهل آسمان همانند ستارگان است.

  4) باعث روشني دل است.

  5) باعث استجابت سريع دعا است.

  6) باعث پزيرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.

  7) باعث كفاره گناهان است.

  8) باعث زيبايي صورت و شادابي چهره و نوراني شدن آن در طول روز است.

  9) باعث سلامتي و تندرستي و رفع انواع بيماريهاي جسمي و روحي است.

  10) باعث از بين رفتن غم و اندوه و تقويت نور چشم است.

  11) باعث تمسك يافتن به اخلاق انبياء و اولياي خداوند است.

  12) باعث انجام دادن سنّت پيامبران و صالحان است.

  13) باعث تابش نور خدا به او مي‌شود. به او مي‌شود.

  14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بين مردم است.

  15) باعث افزايش عمر است.

  16) باعث جلب رزق و روزي فراوان و ادعاي قرض است.

  17) باعث نوعي صدقه است.

  18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ براي خود است.

  19) خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار قرار مي‌دهد.

  20) كليد رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.

  21) زينت آخرت و نور مؤمن در آخرت است.

  22) نماز شب همچون سايباني در روز قيامت است بر سرش.

  23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قيامت درحاليكه همه عريانند.

  24) نماز شب در روز قيامت همچون نوري در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قيامت شادمان است.

  25) نماز شب ميان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلي فاصله مي‌گذارد.

  26) ميزان اعمال خوب نمازگزار در روز قيامت سنگين است.

  27) نماز شب همچون تاجي در روز قيامت است بر سرش.

  28) چراغي است براي تاريكي قبر و برطرف كننده وحشت تاريكي قبر است.

  29) نماز شب همچون مشعلي نوراني است در تاريكي قبر.

  30) نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ايمن مي‌كند و برات آزادي از آتش جهنم

http://namazeshab.blogfa.com (تمام حفوق متعلق به این وبلاگ است)

حجت‌الاسلام فرح‌زاد درباره ساعات بهشتي، فضيلت شب جمعه و صلوات، مذمت تنبلي در اسلام،‌ پاداش شادكردن د

به گزارش تبيان،‌ حجت‌الاسلام فرح‌زاد درباره ساعات بهشتي، فضيلت شب جمعه و صلوات، مذمت تنبلي در اسلام،‌ پاداش شادكردن دل مومن و ... مي‌گويد:

* ساعات بهشتي

ساعاتي هستند كه در دين ما توصيه شده است كه خيلي مهم است. يكي شب و روز جمعه است كه لحظه ها و ساعت هايش با ساعات ديگر فرق ميكند. آنقدر اين ساعات مهم است كه خداوند ميفرمايد اگر كسي در اين زمان فوت كند خدا نظر خاصي به او ميكند و فشار قبر نميبيند. همچنين ساعات بين الطلوعين از ساعتهاي بهشتي است نه از شب است نه از روز. اين ساعات بين اذان صبح و طلوع فجر تا طلوع آفتاب، خيلي ساعت فوق العادهاي است. فرشته ها رفت و آمد مي كنند.

* فضيلت شب جمعه و صلوات

در شب و روز جمعه به گنه كاران تخفيف داده ميشود. دعا، التماس و هر برنامه اي را خدا در شب و روز جمعه خيلي زود قبول ميكند. لذا اگر كسي در طول هفته توفيق پيدا ميكند يكبار كار خيري انجام دهد آن را در شب يا روز جمعه انجام بدهد كه هم ثواب و فضيلتش بيشتر است و هم زود قبول ميشود. تا مي توانيد در اين ساعات صلوات بفرستيد.

امام صادق عليه السلام فرمود: عملي افضل و برتر و بالاتر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست. در مفاتيح الجنان اعمال و مستحبات ديگري هم براي شب و روز جمعه آمده است اما صلوات آنقدر فضيلت دارد كه جايگزين همه مستحبات ميتواند بشود. بلكه بالاتر و افضل از همه هست. در شب و روز جمعه يك عمل و يك كار فوقالعادهاي انجام بدهيم. صله رحم، دعا، نماز شب و بيداري در سحر توصيه شده است. شب جمعه نيم ساعت قبل از اذان بيدار شويد. و در اين ساعات گناه نكنيد چون حديث داريم كه همانطور كه اين اوقات ثوابش بيشتر است عقوبتش هم بيشتر است.

در شب جمعه فرشته اي از طرف خداي متعال ميآيد به آسمان دنيا و تا صبح ندا ميدهد كه آيا گرفتاري نيست؟ توبه كنندهاي نيست؟ مريض داري نيست؟ زندانياي نيست؟ حاجتمندي نيست كه به در خانه خدا بيايد و التماس كند تا خدا زود دعايش را مستجاب كند؟ روايت داريم كه درهاي رحمت الهي براي همه باز است.

روايت ميفرمايد: فضيلت عيد فطر و عيد قربان به عنوان سيد الايام يعني سالار و سرور همه ايام، از فضيلت شب و روز جمعه بالاتر است.

* اعتدال در همه امور

در قم در يك تكيه اي منبر ميرفتم، منبر بنده در ساعات پاياني شب بود و بعد از منبر هم مداحي ميكردند و تا ساعت سه و چهار صبح مجلس را طول ميدادند و از آن طرف براي نماز صبح نميتوانستند بيدار شوند. دو سه شب تذكر دادم كه ممكن است با اين كار نماز صبحتان قضا شود. شب سوم كه از جلسه بيرون آمدم يك داشمشتي سبيل تابيده با صورت صاف جلوي من آمد و گفت: شما خيلي آدم سادهاي هستي. گفتم چطور؟ گفت شما سه شب است التماس ميكني و جوش نماز ما را ميزنيد كه قضا نشود ولي ما اصلاً نماز نميخوانيم. پانزده روز است به خاطر حضرت ابوالفضل عليه السلام گيوه هام را در نياوردم. يعني اين آقا اصلاً مسح نميكرده است چه رسد به نمازخواندن. مواظب باشيد افراط و تفريط نكنيم.

* توصيه اسلام؛ پرهيز از افراط و تفريط

آقاي فلسفي ميگفتند ما ايرانيها در هر رشتهاي به سيم آخر ميزنيم. يعني اگر در فوتبال ميافتيم همه زندگي ما فوتبال ميشود، اگر شرابخور شود آنقدر شراب ميخورد كه ميتركد، روي خارجيها را هم سفيد ميكند. اگر در مسائل سينه و هيأت وارد ميشويم، شب، روز، ظهر و عصر همهاش توسل و روضه ميشود. در حاليكه اسلام يك بعدش توسل و روضه است و همانقدر هم توصيه به مادر و كسب و كار ميكند. نبايد تكبعدي باشيم. كارهاي ديگري هم در زندگي هست. زندگي همهاش ذكر و نماز و مصيبت نيست.

متاسفانه بعضي از مقدسان ما فقط به در راه كربلا و مكه اند و مدام به زيارت ميروند ولي در فاميل و نزديكانشان خيلي ها آرزوي زيارت عتبات عاليات را دارند و نميتوانند بروند. درست اين است كه يكبار آنها را جاي خودشان بفرستند. با اين كار هم رضاي خدا را به دست آورده ايد و هم دل يك مومن را شاد كردهايد و ثواب آن زيارت در نامه عملت ثبت ميشود.

بزرگي خطاب به آنهايي خيلي به مشهد و مكه و كربلا ميروند ميفرمود مواظب باشيد آه بقيه شما را نگيرد. آيا در فاميل هيچ گرفتاري نداريم و همه گرفتاري ها حل شده و فقط اين مانده كه شما هر سال به حج و زيارت برويد. خيلي از حج رفتن ها شبهه دارد. كسي ميفرمود اكثر مردم نوكر زماناند يك عده كمي هم نوكر امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هستند. ميبينند كه زمان چه ميپسندد همان كار را انجام ميدهند. هر كجا ميروند شكل عوض ميكنند. نان را به نرخ روز ميخورند.

شخصي ميگفت زمان انقلاب بچه اي در كوچه ما واكس ميزد و مدام شعرهاي مبتذل زمان شاه را ميخواند. تا اين يك مامور كميته آمد كه كفشش را واكس بزند. كانالش را عوض كرد و انجز وعد و نصر عبد را خواند.

* مذمت تنبلي در اسلام

اگر كسي خانوادهاش را اداره نكند و بگويد خدا كريم است كه نميشود زندگي كرد. خداوند توصيه به كاركردن ميكند. روايت داريم كه كسي كه بارش بر دوش ديگران باشد ملعون است "مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَى كَلَّهُ عَلَى النَّاسِ "[۱] حساب پيرمرد و پيرزن جداست. خدا هم از آنان توقعي ندارد اما خدا تنبلي را از كسي كه جوان و سالم است نميپذيرد.

يك عدهاي خدمت امام صادق عليه السلام آمدند و گفتند: ما ده پانزده نفر رفيق بوديم آمديم مسافرت، ولي در ما يك رفيقي خيلي اهل نماز و دعا و ذكر بود. حضرت فرمودند: كارهايش را چه كسي ميكرد؟ گفتند: ديگران. حضرت فرمود: ثواب آنهايي كه كار ميكردند بالاتر از آن كسي است كه نماز ميخواند.

* ثواب خدمت به زائرين اهل بيت (عليهما السلام)

امام خميني رحمة الله عليه در جواني با بعضي بزرگان به زيارت بارگاه امام رضا عليه السلام به مشهد ميرفتند، نماز و زيارت را مختصر ميكردند و يك ساعت زودتر از بقيه به اقامتگاهشان ميآمدند تا كارها را انجام بدهند. به رفقايش ميگفتند اين كار من كمتر از زيارت نيست بلكه شايد ثواب بيشتري دارد.

حاج آقاي دولابي ميفرمودند بعضي ميزبانند بعضي ميهمانند. حرف قشنگي است. يعني در دستگاه اهل بيت بعضي كار ميكنند پذيرايي ميكنند اينها ميشوند دست و بازوي خود امام مي شوند صاحب خانه. آنهايي كه به زوّار امام رضا عليه السلام خدمت ميكنند خود امام رضا ميشوند. آنهايي هم كه فقط ميخورند و پذيرايي ميشوند ميهمان ميشوند. ميزبان كه خيلي مهم تر است. تنبلي نكنيم.

* پاداش شادكردن دل مومن

روز قيامت بندهاي از قبر در حالي كه متحير است بيرون مي‌آيد و ناراحت مي‌شود كه در اين هول محشر چه كند. ناگهان فرشت‌هاي مي‌آيد و با روي خوش به او مي‌گويد: نترس و غصه نخور از تمام موقف‌هاي پل صراط، نماز، روزه، زكات و... تو را رد مي‌كنم. فرشته اين آقا را از همه گردنه‌ها رد مي‌كند و او را به بهشت مي‌رساند و تحويل فرشتگان بهشت مي‌دهد. اين فرد خيلي تعجب ميكند و از فرشته مي‌پرسد: تو كه هستي؟ فرشته مي‌گويد: انا سرور الذي ادخلت علي قلب الفلان اسم آن مومن را مي‌آورد. مي‌گويد يادت هست مومني قرض مي‌خواست و مشكل داشت و آبرويش در خطر بود و خيلي گرفتار بود. تو به خاطر خدا گره كارش را باز كردي و دلش را شادكردي و خداوند از شادكردن دل آن مومن من را براي نجات تو خلق كرده است.

* مرگ بخاطر دوري از شرك و ريا

يكي از دوستان قمي كه از بچه هاي هيأت رزمندگان و برادر شهيد بود؛ پدرش يك آدم بازاري بود، براي من نقل كرد پدرش را تا وقتي زنده بود نشناختند. و بعد از مرگش كارهاي خيرش را متوجه شدند. ميگفت پدر ما در يك محله مستضعف قم مسجدي ساخت در حالي كه حتي مادرمان و اهل محل و هيئت امناي آن مسجد هم خبردار نشده بودند. گفت شب سيزده رجب در همان مسجد جشني گرفته بودند و پدرم به طور ناشناس در آن مجلس شركت كرد ولي يكي از هيأت امنا فهميده بود كه باني مسجد كيست و الان در مسجد است و در بلندگوي مسجد به مردم ميگويد: يك بشارت بزرگي به شما بدهم. حاجآقاي رمضاني باني مسجد را كه ما نميشناختيم امشب اينجا تشريف آوردند از ايشان تشكر ميكنيم. پدر ما هم وقتي اين خبر را اعلام كردند همانجا سكته ميكند و بعد از يكي دو روز فوت كرد. پدر ما آنقدر از شرك و ريا بدش ميآمد كه تا قبل از مرگش از هيچ يك از كارهاي خيرش خبر نداشتيم. پدر ما صندوقي داشت كه وصيت نامه و مداركش آنجا بود؛ در صندوق را كه بازكرديم ديديم پر از قبض آب و برق و گاز فقراست و هيچكس غير از خودش خبر نداشته است.

* تاثير شاد كردن مومنين و خيرات بر اموات

پيرمردي در قم به نام حاج حبيب كه موذن مرحوم آيت‌الله بهاءالديني بود گفت وقتي خانمم فوت كرد روزي دخترم به من گفت كه خواب ديدم مادرم در باغي از بهشت است و به من گفت كه در همسايگي من كسي به اسم رقيه، خيلي در عذاب است. اين خانم سر ديگران كلاه مي‌گذاشته است. بعد از اين خواب دخترم، يك روز پنجشنبه‌اي سر قبر همسرم رفتم جواني را كنار قبر بغلي ديدم. از او پرسيدم اسم صاحب اين قبر چيست؟ گفت رقيه. متوجه شدم كه خواب دخترم درست است. به جوان گفتم: چه نسبتي با شما داشته است؟ گفت: مادرم است.
من هم ماجراي خواب دخترم را برايش تعريف كردم و او هم خواب دخترم را تصديق كرد و خيلي ناراحت شد. بعد از مدتي دخترم دوباره خواب مادرش را ديد كه گفته بود خدا خيرتان بدهد. همه عذاب‌هاي همساي‌هام برداشته شده است. پيرمرد گفت: چند هفته بعد دوباره آن جوان را ديدم و گفتم: فلاني براي مادرت چه كار خيري كردي؟ گفت: براي خانوادهاي كه يخچال نداشتند؛ به نيت مادرم يخچال خريدم و دلشان را شاد كردم.

پي‌نوشت:

[۱]. الكافي / شيخ كليني / ۴ / ۱۲ / باب كفاية العيال و التوسع عليهم. .. / ص: ۱۱.
[۲]. وسائلالشيعة / شيخ حرعاملي / ۶ / ۱۷۲ / ۳- باب استحباب التفكر في معاني.... / ص: ۱۷۰.
[۳]. الكافي / شيخ كليني / ۱ / ۲۳۰ / باب ما أعطي الأئمة عليهم السلام من اسم الله الاعظم.... / ص: ۲۳۰.
[۴]. هود: ۱۸.
[۵]. النمل: ۶۲.

منبع :جهان نیوز(تمام حقوق مادی ومعنوی متعلق به این سایت است)

كسى كه تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام را بگويد، خدا را به ذكر كثير ياد كرده است

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
اى اباهارون ! ما بچه هاى خود را همان طور كه به نماز امر مى كنيم ، به تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام نيز امر مى كنيم . تو نيز برآن مداومت كن ، زيرا بنده شقى (و بدبخت معنوى ) بدان پاى بند نمى شود.
106 - تسبيحات در قرآن 
امام صادق عليه السلام درباره آيه اذكروا الله ذكرا كثيرا مى فرمايد:
من سبح تسبيح فاطمة عليهاالسلام ، فقد ذكر الله الذكر الكثير.
كسى كه تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام را بگويد، خدا را به ذكر كثير ياد كرده است (و به فرمان خداى متعال در اين آيه شريفه عمل كرده است ). (76)
107 - غافل شدن از تسبيح 
مردى خدمت امام صادق عليه السلام رفت . حضرت با او سخن گفت . آن مرد كلام حضرت را نشنيد و از سنگينى گوشش به حضرت شكوه نمود. حضرت به او فرمود: چرا از تسبيح فاطمه عليهاالسلام غافلى !
آن مرد گفت : فدايت گردم تسبيح فاطمه چيست ؟
حضرت فرمود:
سى و چهار مرتبه الله اكبر و سى و سه مرتبه الحمدلله و سى و سه مرتبه سبحان الله مى گويى تا اين كه به صد برسد و كامل گردد.
آن مرد گويد: پس از مدت كوتاهى كه به اين تسبيحات مداومت كردم ، سنگينى گوشم برطرف شد.
108 - سيره اهل بيت  
امام هادى عليه السلام فرمودند:
ما اهل بيت به هنگام خواب ده عمل را انجام ميدهيم : وضو گرفتن ...و سى و سه مرتبه سبحان الله گفتن ، و سى و سه مرتبه الحمد لله گفتن ، و سى و چهار مرتبه الله اكبر گفتن ، و...(77)
109 - موالات تسبيح فاطمه زهرا(س ) 
از محمد بن جعفر مروى است : امام صادق عليه السلام تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام را متصلا انجام مى داد و آن را قطع نمى كرد.(78)
110 - توصيه امام زمان به تسبيحات  
حضرت آية الله مرعشى نجفى اعلى الله مقامه مى گويد:
در راه زيارت عسكريين عليهماالسلام (امام هادى و عسكرى ) و در جاده اى كه به امامزاده سيد محمد عليه السلام منتهى مى شود راه را گم كردم و در اثر شدت تشنگى و گرسنگى از زندگى مايوس شده ، به حالت بيهوشى روى زمين افتادم . ناگهان چشم بازكردم ، ديدم سرم در دامن شخص بزرگوارى است . آن شخص به من آب گوارايى داد كه مانندش را درعمر خود نچشيده بودم . بعد از آن ، سفره اش را باز كرد، و در ميان آن دو يا سه عدد قرض نان بود كه از آن ها نيز خوردم . آن گاه به من فرمود: اى سيد! قصد كجا را دارى ؟ گفتم : حرم مطهر سيد محمد.
فرمود: اين حرم سيد محمد است .
نگاه كردم ديدم در زير بقعه سيد محمد قرار داريم ، در حالى كه من در قادسيه گم شده بودم و مسافت زيادى بين آن جا و حرم امامزاده سيد محمد وجود دارد.
در مدتى كه با آن شخص بزرگوار بودم ، بهره هاى فراوانى نصيبم شد و مرا به انجام چندين عمل سفارش كرد؛ از جمله : تلاوت قرآن كريم ...و تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام و...ولى به ذهنم خطور نكرد اين آقا كيست ، مگر زمانى كه از نظرم غايب شد.
111 - آثار تسبيحات  
رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:
تعقيباتى هست كه هر كس آن ها را بعد از تمامى نمازهاى واجب بگويد، ناكام و نااميد نشود؛ (و آن عبارت است از:) سى وسه مرتبه سبحان الله و سى و سه مرتبه الحمدلله و سى و چهار مرتبه الله اكبر. (79)
112 - واجب شدن بهشت  
امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
هركس تسبيح فاطمه عليهاالسلام را در نماز واجب و قبل از اين كه از حالت جلوس تشهد و سلام خارج شود به جا آورد، خدا بهشت را بر او واجب كند. (80)


چهار ذکر الهی در چهار حالت بحرانی


جهان: حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد! 

۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید. 

۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)

۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه ۴۴) ... پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵) 

۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

منبع :جهان نیوز

 

دعاى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام

دعا براى گنه كاران امت  
اسماء همسر جعفر طيار، نقل مى كند:
در لحظه هاى پايان عمر حضرت فاطمه زهرا(س )، متوجه آن بزرگ زنان عالم بود. ابتدا غسل كرد و لباس ها را عوض كرد و در خانه مشغول راز ونياز با خدا شد.
جلو رفتم ، فاطمه (س ) را ديدم كه رو به قبله نشسته ، و دست ها را به سوى آسمان برآورده ، چنين دعا مى كند:
پروردگارا! به حق پيامبرانى كه آن ها را برگزيدى ، و به گريه هاى حسن و حسين در فراق من ، از تو مى خواهم گناهكاران شيعيان من و شيعيان فرزندان مرا ببخشايى . (95)
143 - زمان استجابت دعا 
صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا (س ) فرمود: از پدرم پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: در روز جمعه ، ساعتى است كه هر كس در آن ساعت دعا كند و از خداوند حاجت و نياز خود را مسئلت نمايد، شك نيست كه حاجتش برآورده خواهد شد.
فاطمه (س ) فرمود: به پدرم عرض كردم : آن ساعت چه ساعتى است ؟
فرمود: آن گاه كه نصف خورشيد وقت غروب در دامنه افق مشخص شد، لحظه استجابت دعاست .
فاطمه زهرا(س ) پس از آن به غلام خود دستور مى داد تا بر فراز بام قرار گيرد و همين كه وقت غروب آفتاب فرا رسيد، حضرتش را باخبر نمايد تا دعا كند.
144 - دعاى زهرا (س ) 
اساسا راز عزت و سربلندى حضرت فاطمه عليهاالسلام را بايد در مقام عرفانى و عبادى او جست و جو كرد، او با وجود اين كه سنش كم و جوان بود ؛ ولى در عرفان و عبادت پيرى بود كه جز لقاى ربوبى چيزى او را راضى نمى ساخت ، و از همين روست كه در دعاهايش مى گفت : اللهم انى اسئلك لذة النظر الى وجهك ؛
خداوندا! از تو مى خواهم كه همواره لذت نظر به وجه خود را نصيب من فرمايى . (96)
145 - ثواب صلوات بر فاطمه (س ) 
اميرالمومنين على عليه السلام فرمود از فاطمه زهرا عليهاالسلام شنيدم كه از پدرش رسول خدا صلى الله عليه و آله حديث مى كرد كه پدرم به من فرمود:
اى فاطمه ! هر كه بر تو صلوات بفرستد، خداوند متعال گناهان او را بيامرزد و در هر كجاى بهشت كه مقام من باشد آن شخص به من ملحق شود. (97)
146 - اجابت دعاى زهرا(س ) 
حضرت نوح عليه السلام دعايش مستجاب شد، دعاى حضرت فاطمه عليهاالسلام در دفعات عديده قرين اجابت آمد. (98)
147 - مستجاب الدعاء بودن زهرا (س ) 
مريم عليهاالسلام مستجاب الدعوه بود، همچنين فاطمه زهرا عليهاالسلام . (99)
148 - عليكم بالدعاء 
حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلى الله عليه و آله به زنان بنى هاشم كه او را در ماتم يارى مى كردند و زينت ها را رها كرده و لباس ‍ سوگ در بر نموده بودند فرمود: اين حالت را رها كنيد و بر شماست كه دعا و نيايش نماييد. (100)
149 - حرز فاطمه زهرا (س ) 
سيد بن طاووس در مهج الدعوات براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمه هدى عليهم السلام به جهت هر يك حرزى روايت كرده از آن جمله حرز فاطمه زهرا عليهاالسلام است و آن به اين الفاظ است :
بسم الله الرحمن الرحيم ، يا حى يا قيوم برحمتك استغيث فاغثنى و لاتكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا و اصلح لى شانى كله . (101)
150 - دعا براى رفع تب  
حضرت فاطمه عليهاالسلام چند دانه خرما به سلمان داده و فرمود: اين رطب ها از نخلى است كه خداوند در بهشت براى من نشانده ، آن هم بر اثر دعايى كه پدرم به من آموخت و هر صبح و شام بر آن مواظبت دارم .
سلمان مى گويد: از او درخواست كردم كه اين دعا را به من هم بياموز.
فرمود: اگر مى خواهى خدا را ملاقات كنى در حالى كه از تو راضى باشد و اگر مى خواهى تا زنده هستى درد تب تو را فرا نگيرد، بر اين دعا مداومت كن :
بسم الله الرحمن الرحيم بسم الله النور، بسم الله نور النور، بسم الله نور على نور، بسم الله الذى هو مدبر الامور، بسم الله الذى خلق النور من النور، الحمد الله الذى خلق النور من النور، و انزل النور على الطور فى كتاب مسطور، فى رق منشور، بقدر مقدور، على نبى محبور، الحمدلله الذى هو بالعز مذكور، و بالفخر مشهور، و على السراء و الضراء مشكور، و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين .
سلمان مى گويد: از روزى كه اين دعا راتعليم گرفتم ، بيشتر از هزار كس از اهل مدينه و مكه را تعليم دادم و هر كس كه تب او را فرا مى گرفت چون اين دعا را مى خواند، به امر خداى سبحان تب از او دور مى گشت . (102)
151 - دعا در امور مهم 
از امام زين العابدين عليه السلام روايت شده است كه پدرم امام حسين عليه السلام روز عاشورا در حالى كه خون ها از او مى جوشيد مرا در آغوش گرفت و فرمود: فرزندم حفظ كن از من اين دعا را كه مادرم فاطمه زهرا سلام الله عليها به من آموخت و او از رسول خدا و او از جبرئيل ، در هر حاجت و امر مهم و غم ها و پيش آمدها و مصيبت هاى شديد، اين دعا را بخوان :
بحق يس و القرآن الحكيم و بحق طه و القرآن العظيم يا من يقدر على حوائج السائلين يا من يعلم ما فى الضمير يا منفس عن المكروبين يا مفرج عن المغمومين يا راحم الشيخ الكبير يا رازق الطفل الصغير يا من لايحتاج الى التفسير صل على محمد و آل محمد و افعل بى كذا و كذا.
پروردگارا! از تو مى خواهم به حق يس و قرآن حكيم و به حق طه و قرآن عظيم ، اى كسى كه بر انجام حاجت حاجتمندان توانايى ، اى كسى كه به آن چه در دل ها پنهان است دانايى ، اى برطرف كننده سختى از پريشان خاطران ، اى نشاط بخش غمناكان ، اى رحم كننده پير بزرگسال ، اى روزى دهنده كودك خردسال ، اى بى نياز از توضيح و تفسير، بر محمد و آل محمد درود فرست و با من اينگونه رفتار كن .
152 - ورود به مسجد و خروج از آن  
حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام مى فرمايند:
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله داخل مسجد مى شدند و مى فرمودند:
بسم الله ، اللهم صل على محمد و اغفر ذنوبى و افتح لى ابواب رحمتك .
به نام خدا، خدايا! بر محمد صلى الله عليه و آله درود فرست و گناهانم را بيامرز و درهاى رحمت خودت را به روى من بگشا.
و هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از مسجد خارج مى شدند مى فرمودند:
بسم الله ، اللهم صل على محمد و اغفر ذنوبى و افتح لى ابواب فضلك .
به نام خدا، خدايا! بر محمد صلى الله عليه و آله درود فرست و گناهانم را بيامرز و درهاى فضل و بخشش خودت را به روى من بگشا.
153 - دعا در هر صبح و شام 
يا حى يا قيوم ، برحمتك استغيث ، و اصلح لى شانى كله و لا تكلنى الى نفسى .
اى زنده ، اى پايدار! به سبب رحمتت پناه مى جويم ، تمامى كارهايم را اصلاح گردان ، و مرا به خودم وامگذار. (103)
154 - دعاى هنگام خواب  
الحمد لله الكافى ، سبحان الله الاعلى ، حسبى الله و كفى ، ما شاء الله قضى ، سمع الله لمن دعا، ليس من الله ملجا و لا وراء الله ملتجا.
توكلت على الله ربى و ربكم ، ما من دابة الا هو آخذ بناصيتها، ان ربى على صراط مستقيم ، الحمدلله الذى لم يتخذ ولدا، و لم يكن له شريك فى الملك ، و لم يكن له ولى من الذل ، و كبره تكبيرا.

سپاس مخصوص خداوندى است كه كفايت كننده است ، پاك ومنزه است خداوند برتر، خداوند مرا كافى است ، آن چه خدا مى خواهد انجام مى گيرد، خداوند سخن كسى كه او را خواند شنيد، غير از خداوند پناهگاه و ماوايى نيست .
به پروردگار شما و خودم ، خداوند يكتا توكل نمودم ، هيچ جنبنده اى نيست جز آن كه خداوند زمام او را به دست دارد، به درستى كه پروردگار من در راه راست مى باشد، سپاس خداوندى را سزاست كه فرزندى براى خود نگرفته ، و در فرمانروائيش شريكى ندارد، و تحت سرپرستى كسى نبوده ، و او را بسيار تكبير گو
. (104)
155 - دعاى حضرت فاطمه (س ) براى بيمارى تب  
اللهم لا اله الا انت العلى العظيم ، ذو السلطان القديم ، و المن العظيم ، و الوجه الكريم ، لا اله الا انت العلى العظيم ، ولى الكلمات التامات ، و الدعوات المستجابات ، حل ما اصبح بفلان .
پروردگارا! معبودى جز تو نيست كه برتر و والاترى ، صاحب فرمانروايى ديرينه و منتى بزرگ و بزرگوارى فراوان ، معبودى جز تو نيست و برتر و والاترين خالق موجودات ، اجابت كننده دعاها مى باشى ، آن چه فلان شخص بدان گرفتار شده را بگشا. (105)
مقام معنوى فاطمه زهرا عليهاالسلام در كلام امام خمينى قدس سره 
- زنى كه در حجره اى كوچك و خانه اى محقر انسان هايى تربيت كرد كه نورشان از بسيط خاك تا آن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلا مى درخشد. (106)
- حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام يك زن معمولى نبوده است ، يك زن روحانى ، يك زن ملكوتى ، يك زن به تمام معنا انسان ، تمام نسخه انسانيت ، تمام حقيقت زن ، تمام حقيقت انسان . (107)
- مساءله آمدن جبرئيل براى كسى يك مساءله ساده نيست ، خيال نشود كه جبرئيل براى هر كسى مى آيد و امكان دارد بيايد، اين يك تناسب لازم است بين روح آن كسى كه جبرئيل مى خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است ....اين معنا و اين تناسب بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياى درجه اول بوده است ، مثل رسول خدا و موسى و عيسى و ابراهيم و امثال اينها، بين همه كسى نبوده است ، بعد از اين هم بين كسى ديگر نشده است ، حتى درباره ائمه هم من نديده ام كه وارد شده باشد اين طور كه جبرئيل بر آن ها نازل شده باشد...(108)
مقام معنوى فاطمه زهرا عليهاالسلام در كلام مقام معظم رهبرى 
- من از جنبه هاى معنوى و روحى و الهى آن بزرگوار (حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ) حرفى نمى توانم بزنم . من كوچك تر از اين هستم كه آن چيزها را درك كنم ، حتى اگر كسى هم بتواند درك بكند نمى تواند آن چنان كه حق اوست او را توصيف و بيان كند. آن جنبه هاى معنوى يك عالم جداگانه اى است . (109)
- اين چه دانش والايى است ؟ اين چه معرفت و حكمت بى نظيرى است كه خداى متعال به يك زن در سنين جوانى مى بخشد؟ اين مقام معنوى حضرت زهرا عليهاالسلام است . اين مسائل معنوى تا حدود زيادى به فضايل علمى ارتباط پيدا مى كند. ارتباط پيدا مى كند به آن چه كه از تلاش ‍ فاطمه زهرا عليهاالسلام ناشى مى شود. (110)
- عبادت فاطمه زهرا عليهاالسلام يك عبادت نمونه است .
حسن بصرى كه يكى از عباد و زهاد دنياى اسلام است ، درباره فاطمه زهرا عليهاالسلام مى گويد: به قدرى دختر پيغمبر صلى الله عليه و آله عبادت كرد و در محراب عبادت ايستاد كه تورمت قدماها پاهاى آن بزرگوار از ايستادن در محراب عبادت ورم كرد.

AVINY.COM

 

نام مادر حضرت موسى كليد قفل هاى بسته است . پس چگونه نام نامى حضرت فاطمه عليهاالسلام چنين اثرى نكند؟

توسل به فاطمه زهرا عليهاالسلام 
113 - تاثير تمسك به فاطمه (س ) 
انبيا به حضرت فاطمه عليهاالسلام و نام هاى او توسل كرده اند - همان گونه كه به وجود و نام پدر و همسر و فرزندان زهرا توسل نموده اند - ؛ و تمسك به اوست كه وسيله نجات انبيا و اوصيا و ساير افراد بشر از مشكلات بوده است .
من امن بها فقد نجى و من لم يومن بها فقد هلك .
هر كس كه به او ايمان آورد، همانا رستگار شد، و هر كس به او اعتقاد نداشت به تحقيق هلاك گرديد.
114 - اقتدا و توسل به حضرت زهرا (س ) 
انس بن مالك روايت مى كند:
روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با ما نماز صبح به جاى آورد، پس از فراغت از نماز روى مباركش را به سوى ما گرداند و فرمود: اى جماعت مسلمانان ! هركس كه آفتاب را از دست بدهد، پس بايد به ماه تمسك جويد، و در فقدان ماه دست به دامان زهره شود، و اگر زهره را نيابد به دو ستاره فرقدان پناه آورد.
از پيامبر اكرم سوال شد كه : يا رسول الله ! مقصود از آفتاب و ماه و زهره و فرقدان (دو ستاره نورافشان ) چيست ؟
فرمود: من آفتابم ، على ماه ، و فاطمه زهره است و دو ستاره حسنين عليهماالسلام هستند، آنان با كتاب خدا دو دستاويز بشرند و همواره به هم پيوسته اند و هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا در كنار حوض كوثر به من ملحق شوند. (81)
115 - توسل به جميع انبيا به فاطمه (س ) 
چنان كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اميرالمومنين عليه السلام و فرزندان معصوم او عليهم السلام ملجا و مرجع توسل جميع انبيا بوده اند، بشر از آدم تا خاتم مامور به توسل به حضرت صديقه زهرا عليهاالسلام نيز بوده است .
از همان وقتى كه آدم آفريده شد و - براى استجابت دعا و رفع مشكلاتش - توسل به پنج تن عليهم السلام و شفيع قرار دادن آن ها در پيشگاه پروردگار بى همتا توسط جبرئيل به او آموخته شد، تكليف بنى آدم روشن گرديد.
انسانى كه در جهانى پر از شدائد و مشكلات قدم مى نهد، دنيايى كه دائما در آغوش امواج بلا و گرداب حوادث عظيمه است ، رحمت بيكران الهى ايجاب مى كند كه دستاويزهاى محكم و عروة الوثقاى ناگسستنى در اختيار اين بشر سرگردان قرار دهد تا در مسير ناهموار زندگانيش ، اميد گاهى خداپسند و پناهگاهى دور از گزند داشته باشد و با توسل و تمسك و چنگ زدن به ريسمان رحمت واسعه الهى ، فرزندان آدم نيز همانند حضرت آدم عليه السلام به ساحل نجات دست يابند.
اكنون با قلبى سرشار از خلوص و اميدوار - همانگونه كه خداوند يكتا به پيامبرانش راه نجات را نشان داده است و به آن ها طريق دعاى خداپسند را آموخته است - ما نيز به درگاه الله روى نياز مى آوريم ، و وجود مقدس ‍ آبرومند زهرا عليهاالسلام را شفيع و راهگشا و واسطه فيض خدايى قرار مى دهيم و عرضه مى داريم : يا فاطمة اغيثينى يا فاطمة اغيثينى .
چنان كه به صلوات بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام و زيارت آنان - به عنوان يك فرمان الهى و امر اسلامى - دستور داده شده است ، عينا به صلوات بر فاطمه عليهاالسلام و زيارتش تصريح و تاكيد گرديده است .
116 - توسل امام باقر به فاطمه زهرا(س ) 
توسل تقرب است و اهل بيت وسيله آن ؛ ومنكر آن يا جاهل است و يا معاند. اهل بيت وسيله تقرب انبيا هستند و زهرا وسيله تقرب و توسل اهل بيت . اگر ما به زهرا عليهاالسلام متوسل مى شويم ، تعجبى نيست كه اهل بيت هم به زهرا عليهاالسلام متوسل مى شدند.
امام باقر عليه السلام هرگاه تب طاقتش را مى ربود، آب خنكى طلب مى كرد و وقتى آب به دستش مى رسيد و جرعه اى از آن را مى نوشيد، لحظه اى از نوشيدن باز مى ماند و سپس با صداى بلند به حدى كه در بيرون خانه نيز شنيده مى شد از ته دل مادرش زهرا عليهاالسلام را صدا مى كرد و مى فرمود: فاطمه اى دختر رسول خدا و بدين گونه خود را از سوز تب تشفى مى داد و بر خود مرهمى مى نهاد و جان و روح خود را با ياد محبوب و توسل به او آرام و عطرآگين مى نمود.
117 - توسل امام جواد به فاطمه زهرا(س ) 
امام جواد هر روز هنگام زوال به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفته و پس از سلام و صلوات بر رسول خدا صلى الله عليه و آله به سراغ خانه مادرش زهرا عليهاالسلام كه در همان نزديكى قبر پيامبر صلى الله عليه و آله است مى رفت و كفش ها را درآورده و با نهايت ادب و خضوع ، داخل خانه شده و در آن جا نماز و دعا مى خواند و دقايقى طولانى به عبادت مشغول مى شد. و هرگز ديده نشد به زيارت رسول خدا صلى الله عليه و آله برود و سراغ مادرش را نگيرد.
118 - توسل شخص مومن به فاطمه (س ) 
يكى از طلاب فاضل و مورد وثوق تعريف مى كند: زمانى كه در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم ، يك روز در ماه مبارك رمضان ، طرف عصر غذايى براى افطار خود تهيه كرده و در حجره گذاردم و بيرون آمده و در را قفل كردم . پس از اداى نماز مغرب و عشا و گذشتن مقدارى از شب براى صرف افطار برگشتم به مدرسه . چون به در حجره رسيدم دست در جيب نموده ، اما كليد را نيافتم . داخل صحن مدرسه را خوب گشتم و از بعضى طلاب كه در مدرسه بودند سوال نمودم ، اما باز هم كليد پيدا نشد. به علت گرسنگى و نيافتن راه چاره سخت پريشان شدم . از مدرسه بيرون آمده ، متحيرانه به سوى حرم مطهر مى رفتم و به زمين نگاه مى كردم . ناگاه مرحوم حاج سيد مرتضى كشميرى (اعلى الله مقامه ) را ديدم . سبب حيرتم را پرسيد؛ مطلب را عرض كردم ، پس با من به مدرسه آمد و نزد حجره ام فرمود: معروف است كه نام مادر حضرت موسى كليد قفل هاى بسته است . پس چگونه نام نامى حضرت فاطمه عليهاالسلام چنين اثرى نكند؟
آن گاه دست روى قفل نهاد و ندا كرد: يا فاطمه كه ناگهان قفل باز شد.
119 - قسم به فاطمه زهرا(س ) 
يكى از فضلاى حوزه كه مشكل بزرگى برايش پيش آمده بود براى زيارت و توسل به حضرت رضا عليه السلام عازم حرم مى شود. از قضا به علامه طباطبايى برمى خورد كه ايشان هم عازم حرم است . بلافاصله به طرفش ‍ رفته و با چشمى پراشك و دلى پرسوز از ايشان مى خواهد تا دعايى به او بياموزد كه حاجتش روا شود. علامه نگاهى مهربان به چهره و حالت او مى كند، آن گاه مى گويد: فرزندم ! وقتى وارد حرم مطهر مى شوى ، يكى از موثرترين و بهترين دعاها اين است كه حضرت را به مادرش زهرا عليهاالسلام قسم بدهى كه حاجت ترا از خدا بخواهد. چون حضرت به مادرش زهرا عليهاالسلام علاقه فراوان و ارادت خاصى دارد و سوگند دادن به مادر محبوبش سخت موثر خواهد افتاد.
او مى گويد: با شنيدن اين سخن سخت متاثر شدم ، و رعشه و لرزه اى تمامى وجودم را در برگرفت . اين توسل و قسم دادن همان و به مقصود رسيدن همان .
http://www.aviny.com

جریان فمنیستی در دوران خاتمی چگونه دنبال می شد؟

خبرنامه دانشجویان ایران: شايد بتوان گفت زهرماري كه براي شيرين كردن شكلات تلخِ افكار اومانيستي و نيل به اهداف جهاني سازي و بردگي روح انسان در دست جهان خواران، در نظر گرفتند واژه‌اي شد كه قرن‌ها سراب آزادي را براي تمدن بشري از وحي بريده،مجسم كرده است:  نهضت آزادی خواهی زنان يا فمینیسم.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ به این جملات دقت کنید: "زن جنس سر به راه، مهربان، انعطاف پذیر، فروتن و نجیبی است. چنین تصویری در ذهن تمام بانوان وجود دارد؛ سر به راه بودن باید راهی به سوی کامیابی باشد اما در واقع چنین نیست."


"امروزه زنان نمی خواهند فقط سر به راه باشند. آگاهی زنان از خویشتن افزایش یافته است.با این حال تناقض ها ی فراوانی در ذهن زن امروزی نهفته است. زن می تواند کار کند، اما باید کار کند، همچون مادرانی سر به راه، فقط به نظافت خانه می پردازد و صبح ها هنگامی که شوهرشان سرکار می رود، برایشان دست تکان می دهند."

"استقلال و داشتن شغل برای آن ها به صورت چیزهایی فرعی و حاشیه در آمده است."

اينها قسمت از مقدمه و فصل اول كتاب "زن هاي خوب به آسمان مي روند، زن هاي بد به همه جا مي رسند" نوشته "اوته ارهارت" است. كتابي كه در ويترين كتاب فروشي‌هاي شهر ما جاي خود را پيدا كرده و به تيترا‍‍ژ بالايي دست يافته است. اما سؤال اينجاست كه اين تفكرات از كجا و كي به بدنه جامعه ما نفوذ كرده‌است كه براي رهيابي و پاسخ به پرسش‌هاي آن بايد كتبي مانند اين در آن سوي مرزها تدوين شود تا دروازه‌اي به سوي بهشت نديده، ساخته افكار بشري براي جنسي كه از او به ريحانه در وحي تعبير مي شود، باشد.

شايد بتوان گفت زهرماري كه براي شيرين كردن شكلات تلخِ افكار اومانيستي و نيل به اهداف جهاني سازي و بردگي روح انسان در دست جهان خواران، در نظر گرفتند واژه‌اي شد كه قرن‌ها سراب آزادي را براي تمدن بشري از وحي بريده،مجسم كرده است:  نهضت آزادی خواهی زنان يا فمینیسم.

این نهضت از یکسو ریشه در مفاهیم جدید عصر روشنگری در حوزه فلسفه و علوم اجتماعی ،از جمله اومانیسم ،سکولاریسم، تساوی ،حقوق بشر و آزادی های اجتماعی ،که با پیروزی انقلاب فرانسه و تدوین حقوق بشر در این کشور رسمیت یافت و از سویی وامدار موج تحول گرایی اجتماعی و سیاسی ،حقوق محوری و فضای باز پس از انقلاب فرانسه و بالاخره از سوی دیگر متأثر از موج صنعتی شدن غرب و شکل گیری طبقه ای به نام سرمایه داران و کارفرمایان است.

اما اين زرورق به دور زهر كشيده شده چگونه در جامعه‌اي راه يافت كه افكار ديني و وحياني آن، زن را همچو ريحانه‌‌اي مي ديد كه بايد از آن پاسباني كرد تا به دام في قلوبهم مرضً نيفتد.

جريان تخريب باورهاي ديني،فرهنگي و سياسي مردم با استفاده از مطبوعات اولين بار در سال 1358و1359هـ ش با پشتيباني دشمنان انقلاب و به وسيله عوامل و مزدوران داخلي آن‌ها صورت گرفت اما از همان ابتدا اين توطئه با هوشياري امام امت (ره) و قاطعيت دستگاه قضا در نطفه خاموش شد و نتوانست راه به جايي ببرد.

پس از پايان جنگ و آغاز دهه دوم انقلاب و دوران سازندگي به ويژه پس از دوم خرداد1376اين جريان خزنده در دولتي نفس گرفت كه سه شعار اصلي آن «آزادي در بيان، منطق در گفت‌و‌گو و قانون در عمل» بود. دولتي كه سر ‌رشته افكارات آن از عقلانيت ديني نشأت گرفته، كه عبدالكريم سروش در حلقه كيان براي آن‌ها نسخه پيچي مي كرد.

مطبوعات ركن اساسي توسعه سياسي و جامعه مدني بوده و از آن‌ها با عنوان ركن چهارم دموكراسي نام برده مي شود. اطلاع رساني، بيان صادقانه خواسته ها و مطالبات مردمي، نقدهاي سازنده و راهكارهاي مفيد از كاركردهاي مثبت يك جامعه مطبوعاتي توسعه يافته است و بي ترديد اگر مطبوعات خود فاقد شاخص هاي توسعه يافتگي باشد، اگرچه در كوتاه مدت مي توانند منشا اثر باشند اما در نهايت خود به ابزار ركود، عقب ماندگي و اغتشاش و اختلاف تبديل مي شوند و نه تنها كمكي به توسعه اجتماعي نمي كنند بلكه مانع پيشرفت آن هم مي شوند.
با تشكيل حزب مشاركت و حلقه فكري كيان، آنها به اين نتيجه رسيده بودند كه هدايت جريان اصلاح طلبي را با ابزار مطبوعاتي خود به عهده بگيرند. اساسي ترين نكته در اهداف و انگيزه آن بود كه عمدتاً توسط چهره هاي مطبوعاتي حلقه كيان و ملي_مذهبي ها و ليبرال ها هدايت مي شد و از ديوار سياسي جامعه بالا رفتند و درصدد قرار گرفتن در رأس هرم هاي قدرت برآمدند و براي پيروزي انقلاب سفيد هرچه بيشتر تلاش مي كردند.

اعضاي حلقه كيان كه تركيبي از ليبرال ها و چپگرايان بودند، غرب پژوهي را استراتژي مطالعاتي خود قرار داده بودند و به اين نتيجه رسيده بودند كه تلفيقي از تجربيات تمدن غالب بشري(غرب) و دروني كردن آن‌ها با ارزش هاي بومي و محلي، بهترين راهكار است و در همين راستا به تلفيق سه شكاف ملي، اسلامي و غربي تاكيد كردند و با شعار توسعه سياسي و پيوستن به نظام جهاني به سوي تمدن و تفكر غرب و ليبرالي حركت كردند.

در اين ميان براي نشان دادن ناكارآمدي نظام اسلامي و حمله به باورهاي ديني مردم، جامعه هدفي انتخاب شد كه شكننده ترين و تاثير پذيرترين قشر به حساب مي آمدند.قشر زنان.

این طبقه كه به دليل ويژگي هاي خاص ساختاري و روحي جزو آسيب پذيرترين اقشار به حساب مي آمد و به دليل نقش كليدي خود در سلامت روحي  و ساخت آينده جامعه طعمه دلچسبي براي نيل به اهداف قرار گرفت.

از اين ميان مي توان به انتشار مجله "زن روز" به سردبيري و  مدیر مسئولي "شهلا شركت" اشاره كرد. وي روزنامه‌نگاری را با مجله اطلاعات بانوان آغاز کرد و سپس به روزنامه کیهان رفت و سردبیری هفته نامه زن روز را به عهده گرفت.

وي كه از اعضاي اصلي و تنها عضو خانم حلقه كيان بود ۱۰ سال سردبیر و مدیر مسئول مجله زن روز را برعهده داشت. با تعطيلي اين مجله وي  بلافاصله در بهمن سال ۱۳۷۰شروع به انتشار ماهنامه زنان کرد. به گفته خود وی، مجله زن روز گروه مخاطب وسیعی داشت ولی ماهنامه زنان برای مخاطبان خاص‌تری بود. اين گونه بود كه وي همراه با هيت تحريره خود شامل "مهره انگيزه كار" به طرح مباحث فمينيستي در ايران پرداخت و آن را دريچه اي براي رهايي از خفقان اسلامي دانست. این مجله بیشترین هجم انتقادات آکادمیک را بر روی اقدامات انتظاماتی که در خصوص اراذل و اوباش و روابط دختر و پسر انجام داده است.

در این مجله با شیفتگی خاصی تمام مجله را به مسئله طرح خانه های عفاف اختصاص داده اند. نه از منظر یک پدیده اجتماعی بلکه از منظر تبیین جنبش فمینیستی. پیام این مجله اين بود كه "در حکومت دینی به این نتیجه رسیده اند که (خود فروشی)،مهم نیست که حرام است یا حلال باید جلوی رشد ایدز را بگیریم" یعنی به مسئله خود فروشی که حرام است یا حلال کار نداشته باشیم به آن رسمیت بدهیم، کارت بهداشت به اینها بدهیم، کنترل بهداشتی کنیم و اینکه هر کسی حق نداشته باشد که برخورد کند.

در كنگره 1999 فمينيسم در آلمان با شعار "انسان زن به دنیا نمی آید، زن می شود"، از ايران خانم "مینا احدی" در اين كنفراس شركت داشت. محور بحث مینا احدی به عنوان یک زن فعال ایرانی در این کنگره در زمینه وضعیت پوشش اجباری –چادر- و نقش و اثرات آن در زندگی شخصی و اجتماعی زنان ایران بود. اين در حالي است كه ديگر شركت كنندگان مانند "کاتلین باری" از مخالفان جنبش پرونو بر عفاف هر چه بيش تر خانم ها تأكيد مي كند.

اما اين نهله اكنون با چهره ديگري خود را جلو مي برد.

اين بار استفاده از 8مارس است.

چيستی 8مارس:
نخستين فعاليت سازمان يافته زنان كارگر جهان در 8مارس 1857 در شهر نيويورك به وقوع پيوست. در اين اعتصاب صدها كارگر زن،كارگاه هاي نساجي در اعتراض به دستمزد اندك،ساعات كاري طولاني و شرايط غير انساني كار و نداشتن حق راي شركت داشتند.با تجديد حيات موج سوم فمنيسم سازمان ملل در سال 1975،8مارس را به عنوان روز جهاني زن نام گذاري كرد.

در ايران ژس از انقلاب اسلامي در تاريخ 17/12/78 به مناسبت روز جهاني زن بزرگداشتي برگزار شد و ژس از آن هر ساله عده اي با شعار هاي فمنيستي با صدور قطنامعه هاي تجمعاتي پرداختند.

مواد قطعنامه انجمن دفاع از زنان در 8مارس1384:

جداسازي زن و مرد را در ايران محكوم مي كنيم
خواهان لغو آپارتيد جنسي هستيم
هر نوع پوشش اجباري را محكوم مي كنيم
آزادي سقط جنيني (حق كنترل زنان بر بدن خويش)

اما با نگاهي عميق تر به روند عملكرد اين نهله در غرب روشن مي گردد كه اين نهضت و پيشروان آن راه را به خطا رفته و بحران هاي جديد تري را متوجه جامعه زنان مي نمايد چرا كه در تمام اين جريانات نه تنها زنان به آزادي توام با آرامش دست نيافته اند بلكه به اعتراف خودشان خود را موجودي بي هويت و بدبخت يافته اند كه روح لطيف زنانه شان نيز خدشه دار شده است و به بهاي آزادي برابر آرامشي را فروخته اند كه هرگز بازپس گيري نيست.

http://iusnews.ir/

چگونه شما از قلوب مردم آگاه می شوید وخبر می دهید ؟!

در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام)می خوانیم :"هیچ مومنی نیست مگر این که هوشیاری خاصی دارد که با نور الهی به اندازه ی ایمان ومقدار بصیرت وعلم خود می بیند وخداوند برای امامان اهل بیت -علیهم السلام -آنچه را به همه ی مومنان داده قرار داده ودر همین زمینه در کتابش فرموده : در این نشانه هایی است برای هوشیاران."سپس افزود:"نخستین متوسمان(هوشیاران روشن بین )رسول خدا (صلی الله وعلیه وآله وسلم)سپس امیر مومنان (ع)وبعد از او حسن وحسین (علیهماالسلام)وامامان از فرزندان حسین (ع)تا روز قیامتند ."

جالب اینکه امام علی بن موسی الرضا(ع)همه ی این سخنان را در پاسخ کسی فرمود که سوال کرده بود :چگونه شما از قلوب مردم آگاه می شوید وخبر می دهید ؟!

در حقیقت حقایق جهان پرده ای ندارد این ما هستیم که به خاطر هوا وهوسها ووسوسه های شیطانی پرده در برابر چشم قلب خود ایجاد می کنیم واگر با نور تقوا وایمان این پرده ها کنار رود همه چیز آشکار است .

چنانکه در حدیثی از پیامبر اکرم (ص)آمده است : "لولا ان الشیاطین یحومون الی قلوب بنی آدم لنظروا الی الملکوت.اگر شیاطین دلهای فرزندان آدم را احاطه نکنند می توانند به عالم ملکوت (وباطن این جهان )نظر بیفکنند"

حقیقت سرایی است آراسته           هوا وهوس گرد برخاسته!

نبینی که هر جا که برخاست گرد        نبیند نظر گر چه بیناست مرد ؟!

منبع :پیام امام امیر المومنین (ع)جلد اول ص۴۲۴،آیت الله مکرم شیرازی

حدیثی ازپیامبر(ص) راجع به عواقب ارتباط بانامحرم

پارسینه :
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم درباره ارتباط زن و مرد نامحرم فرمود:

«با عدوا بین انفاس الرّجال و النساء فانه اذا کانت المعاینة واللقاء کان الدّاء الّذی لا دواء له».

بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت. ۱

پی نوشت ها:
۱- بهشت جوانان، ص ۴۶۸.

منبع :جهان نیوز

روش های تربیت در نهج البلاغه

تربیت فرزند از بنیادی ترین مسائل تربیتی شمرده می شود، و سنگ زیرین تربیت های بعدی است، به همین جهت در دین مقدّس اسلام، سخنان معصومین، مخصوصاً امیرمؤمنان سخت بر این امر تکیه و تأکید شده است.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم؛(1) فرزندان خود را گرامی دارید، و آنها را نیکو تربیت کنید.»

و علی(ع) فرمود: «حقّ الولد علی الوالدان یحسّن اسمه و یحسّن ادبه و یعلّمه القرآن؛(2) حق فرزند بر پدر این است که اسم نیکو برای او انتخاب کند، و نیکو تربیتیش نماید، و قرآن را به او بیاموزد.» و حضرت امام سجّاد (ع) نیز در مقام تربیت فرزند و مسئولیّت سنگین الهی آن از پیشگاه خدا استعانت می جوید و عرضه می دارد: «و اعنی علی تربیتهم و تأدیبهم و برّهم؛(3)(بارالها!) مرا در تربیت و تأدیب و نیکی فرزندانم یاری نما.» معلوم می شود مسئله به حدّی سنگین است که حضرت سجاد(ع) که امام معصوم است با آن عظمتش طلب استمداد از خداوند می نماید. منتهی نکته در خور دقت این است که در اسلام برنامه تربیت فرزند از دوران قبل از ازدواج شروع می شود، یعنی از زمان انتخاب همسر هم مرد و هم زن باید برنامه ریزی داشته باشند که پدر و مادر خوب و تربیت صحیح یافته انتخاب نمایند.

انتخاب همسر

صلاحیّت متقابل مرد و زن و یا همان پدر و مادر آینده سخت بر فرزند اثر دارد، زیرا اخلاق و اوصاف والدین طبق قانون «وراثت» به فرزندان منتقل می گردد. گرچه علم ژنتیک در غرب علم نو ظهوری است امّا قانون وراثت به صورت کلّی چهارده قرن است که در اسلام مطرح شده است.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «در خانواده صالح ازدواج کنید زیرا اخلاق (و خصوصیات) روحی به ارث می رسد.)(4) در جای دیگر فرمود: «تخیّروا لنطفکم، فانّ النّساء یلدن اشباه اخوانهن و اخواتهنّ؛(5) (همسر مناسبی) برای نطفه هایتان انتخاب کنید، زیرا زنان همانند برادران و خواهران خود فرزند به دنیا می آورند.» و در روایت دیگری می خوانیم: «انظر فی ایّ شی ءٍ تضع ولدک فان الزق اساسٌ؛(6) ببین نطفه خود را در چه محلی مستقر می کنی، زیرا اخلاق اجداد و پدران، به فرزندان به ارث می رسد.»

به همین جهت است که علی(ع) بعد از وفات فاطمه(س) می خواست همسر اختیار کند به عقیل برادرش ـ که اطلاعات وسیعی از نسب قبائل عرب و تاریخ گذشته آن روز داشت ـ سفارش فرمود که از اقوام اصیل و شجاع عرب همسری برای من انتخاب کن که زاده شجاعان و وارث دلاوری و شهامت باشد؛ زیرا می خواهم از این ازدواج فرزند شجاع و دلیری به دنیا بیاید، عقیل پس از بررسی و جستجو «ام البنین کلابیّه» را پیشنهاد کرد، چرا که که در جامعه (آن روز) شجاع و دلیرتر از اجداد و پدران او نبود(7) این نشان می دهد که پدری چون امیرمؤمنان که معصوم است و شخصیت دوم عالم هستی است، برای تربیت فرزندان سالم نیاز به همسری دارد که از خانواده پاک و عفیف و اصیل و شجاع باشد.

و در طرف مردان هم سفارش شده است، که به غیر متدین، شرابخوار، بی نماز دختر ندهید، چرا که بر نسل و فرزندان خویش اثر می گذارد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هرگاه کسی نزد شما به خواستگاری آمد که دین و امانت داری او را می پسندید، پس (دخترتان را به او) تزویج دهید، وگرنه فتنه و فساد بزرگی ایجاد می شود.»(8)

و امام حسن مجتبی(ع) به مردی که درباره ازدواج دخترش با او مشورت نمود، فرمود: «زوّجها من رجلٍ تقیٍّ، فانه ان احبّها اکرمها و ان ابغضها لم یظلمها؛(9) به مرد باتقوای او را تزویج کن پس اگر او را دوست بدارد گرامی می دارد و اگر از او نفرت پیدا کرد در حق او ستم روا نمی دارد( زیرا تقوای او چنین اجازه نمی دهد) لذا هم مرد باید دارای تقوا و دامن پاک باشد و هم زن عفیفه و پاکدامن. به این جهت اسلام از کار خلاف عفّت سخت نهی نموده، چرا که آینده نسل ها را فاسد و جامعه را به فساد می کشاند. به این تحقیق توجّه کنید:

«در سال 1720 م در سواحل آمریکا مردی در خانواده فاسد و بی بندو بار (و از پدر و مادر بی عفّت و فاسد) متولد (شد) و تمام عمر خود را به رذالت و می خوارگی سپری کرد و از راه دزدی زندگی خود را تأمین می نمود، از این مرد پنج دختر باقی ماندند که همه همانند پدر به دور از تربیتی سالم (و بی عفت) و خانواده ای عاری از محبّت بودند، در نسل پنجم افراد این خانواده به 1200 نفر رسیدند که طبق آمار گرفته شده، افراد أناث( و زن) این خاندان همگی اهل فحشاء بوده 240 تن از آنان به سفلیس مبتلا شدند، و 130 نفر از مردها دزدهایی جنایت پیشه و ماهر گردیدند، از این خانواده هفت نفر آدمکش حرفه ای و سیصد نفر دیگر همگی دارای مشاغل ممنوعه بودند، به جامعه تحویل داده شد و در طی مدّت هفتاد سال 000/700/1 دلار زیان مالی توسط این خانواده به دولت آمریکا وارد شده بود.»(10) اینجاست که عمق دستورات اسلام درک می شود که این همه درباره پاکی و تدیّن و حفظ نسل سفارش نموده است. و در قرآن کریم از زبان نوح می خوانیم: «ای خدا! کافران را از بین ببر و اگر آن ها بمانند، همانند خود را به دنیا می آورند و بندگانت را گمراه می کنند زیرا آنان جز فرزند فاجر و کافر به دنیا نمی آورند.»(11)

عاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود

و پزشکان امراض روحی و روانی نیز ثابت کرده اند که 66% کودکان مبتلا به امراض روحی، بیماری را از مادران خود به ارث برده اند.(12)

ایّام بارداری

گام دوم تربیت فرزند مربوط به ایام عمل زناشویی و ایام بارداری می شود، در آغاز ازدواج، اسلام دستوراتی از دعا و ذکر و نماز و طهارت و امثال آن دارد که سخت برآینده فرزند اثر می گذارد.

پزشکان می گویند: اگر هنگام تولید نطفه پدر مسموم باشد، تمام سلول های بدن او مسموم بوده و در نتیجه علیل خواهد بود، و از این نطفه مسموم و علیل، جنین ناقص و علیل به وجود می آید، این مسمومیت ممکن است در اثر غذای فاسدی، چون خوردن مشروب، کشیدن تریاک، کشیدن چرس و بنگ و غیره باشد، پس در هنگام مسمومیت، مخصوصاً مستی، بایستی از تولید مثل خودداری کرد.(13) در اسلام هم سفارش شده که از لقمه حرام پرهیز شود، و همین طور از مجامعت بعد از احتلام بدون غسل، مجامعت در ایام حیض و عادت ماهانه، حرف زدن در حال مجامعت، تصور و فکر شیطانی داشتن و...نهی شده است.(14)

و همین طور بر کنترل اوصاف و اخلاق و رفتار مادر در ایام بارداری سخت سفارش و توصیه شده است، چرا که آینده تربیت صحیح یا ناصحیح فزرند از همین دوران ورق می خورد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «الشقی شقیٌ فی بطن امّه و السعید من سعد فی بطن امّه؛(15) انسان بد و شقی در شکم مادر، بد و شقی می گردد و انسان صالح و سعید در شکم مادر رستگار و صالح می گردند.» یعنی با توجه به رفتار آینده جنین و با توجه به اخلاق و رفتار پدر و مادر که به او منتقل می شود از همان دوران جنین بودن و قرار داشتن در «رحم مادر» آینده او مشخص می گردد. و حتی تغذیه مادر بر تربیت روحی و اخلاقی او مؤثر است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «به زنان باردار، بِه بخورانید زیرا این میوه مایه زیبایی کودک و حسن خوی او خواهد بود.»(16) و در روایت دیگر می خوانیم: «اطعموا نساءکم الحوایل اللبان فانّه یزید فی عقل الصّبی؛(17) به همسران باردار خود کندر بدهید، زیرا کندر در افزایش خرد بچّه مؤثر است» از زبان مادر سید محمد حسین طباطبائی حافظ کلّ قرآن، دکتر هفت ساله (که اکنون بیش از سیزده سال دارد) نقل شده است که راز آن همه استعداد و نورانیّت او این بوده که من در دورانی که به او باردار بودم از گفتن و شنیدن غیبت پرهیز می کردم و مرتب قرآن می خواندم.

این که در حدیث آمده: «الجنّة تحت اقدام الامّهات؛(18)بهشت زیر پای مادران است.» معانی برای این حدیث بیان شده از جمله می توان گفت: شاید مراد این باشد که بهشت رفتن فرزند بستگی به اوصاف و خصوصیات و پاکی و تربیت مادر دارد، یعنی این مادر است که فرزند را بهشتی می کند، همان تعبیری که در عرف می گویند این عمل زیر سر فلانی است، یعنی بهشت رفتن هم زیر سر تربیت مادر است.

دوران کودکی

دوران کودکی آغاز دوران تربیت مستقیم والدین است نسبت به فرزند، چرا که در دوره های قبلی اوصاف و اخلاق اصالت و پاکی و یا اوصاف مقابل آنها عهده دار تربیت بودند، و مستقیماً والدین دخالت نداشتند امّا در دوران کودکی تربیت مستقیم و مسئولیت اصلی و جدید آن ها شروع می شود، در این دوره، مخصوصاً تا دوران سه سالگی مربّی اصلی مادر است، هر چند برخی دستورات مستحبی مثل نام گذاری نیکو، عقیقه، خواندن اذان و اقامه در گوش راست و چپ متوجه پدر است،(19) اما سرسلسله جنبان تربیت فزرند مادر است چرا که او با شیر دادن مخصوصاً اگر با طهارت باشد، و عطوفت و مهربانی، و تلقین برخی کلمات، از همه مهمتر با رفتارهای عبادی و اخلاقی خویش شاکله درونی و اخلاقی او را مهندسی می کند، به این جهت مادر توجّه کند که خیلی از مطالب را می تواند به فرزندش در این دوران تلقین نماید، شاهد این ادّعا اشعاری است که فاطمه زهرا(س) به هنگام بازی دادن حسنش می خواند، و به این طریق به تربیت روحی و پرورش جسمی او می پرداخت.

«اشبه اباک یا حسن و اخلع عن الحقّ الرّسن»

«حسن جان! مانند پدرت علی(ع) باش و ریسمان را از گردن حق بردار»

«واعبد الهاً ذا المنن ولاتوال ذاالاحن»

«خدای احسان کننده را پرستش کن و با افراد دشمن و کینه توز دوستی مکن.»

و آن گاه که حسین(ع) را بر روی دست نوازش می کرد می فرمود:

«انت شبیهٌ بابی لست شبیهاً بعلیٍ»

«تو (حسین جان) به پدرم رسول خدا(ص) شباهت داری و به پدرت علی(ع) شبیه نیستی»(20) و همین طور در روایات سخت سفارش شده که عمل زناشوئی در اطاقی که حتی بچه شیرخوار بیدار است انجام نگیرد، و اگرنه اثرات زیانباری بر روحیه او خواهد گذاشت این نشان می دهد که کودکان شیرخوار از حسّ و درکهایی برخوردارند و گفتار و رفتار اطرافیان کاملاً بر آن ها تأثیر می گذارد.

نکته دیگر این است که اگر مادر به هر علّتی نمی تواند بچه را شیر دهد، و یا نیست، باید در انتخاب دایه و کسی که به او شیر می دهد سخت دقت شود، امیرمؤمنان در این زمینه چنین سفارش می کند: «انظروا من ترضع اولادکم فانّ الولد یشبّ علیه؛(21) دقت کنید چه کسی فرزندان شما را شیر می دهد، چرا که فرزند بر اساس همان شیر و اوصاف صاحب او رشد می کند.» و در حدیث دیگر فرمود: «ما من لبنٍ یرضع به الصبّی اعظم برکة علیه من لبن امّه؛(22) هیچ شیری با برکتر از شیر مادر برای کودک وجود ندارد.» و در این دوران پدر و مادر به شدّت از تنبیه بدنی طفل پرهیز نمایند، چنان که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اطفال را بخاطر گریه نمودن نزنید، زیرا گریه آنها تا چهارماه شهادت بر یگانگی خداوند است، و در چهار ماه دوّم صلوات بر نبی و آل نبی است، و در چهار ماه سوم دعا برای والدین است.»

مسئولیت مشترکی که در این دوره متوجه والدین است جهت سلامت روحی و روانی فرزند اوّلاً، اظهار محبت به فرزندان و بوسیدن آنان است پیامبر اکرم(ص) فرمود: «احبّوا الصبیان و ارحموهم؛(23) کودکان را دوست بدارید و نسبت به آنها مهربان باشید.» و امام صادق(ع) فرمود: «خداوند بنده را مورد لطف قرار می دهد، بخاطر شدّت محبتی که به فرزندش دارد.»(24) و درباره بوسیدن و خوشحال نمودن فرزند فرمود: «کسی که فرزندش را به بوسد خداوند به او حسنه می دهد، و کسی که او را خوشحال کند، خداوند در روز قیامت خوشحالش می کند.»(25)

و ثانیاً تبعیض قائل نشدن بین آنان است، مثلاً پسران را بهتر از دختران ندانند، امام صادق(ع) فرمود: «پسرها نعمتند و دختران حسنه، خداوند از نعمت می پرسد، ولی در مقابل حسنات پاداش می دهد.»(26) و همین طور بین پسران و یا خود دختران تبعیض قائل نشوند، و اگر هم برخی دارای لیاقت هایی است که نیاز به تشویق و احترام بیشتری دارد، به گونه ای باشد که ایجاد حساسیت و حسادت نکند.

رسول اکرم(ص) درباره مسابقه خطّاطی به حسن و حسین(ع) سفارش فرمود: هر کس خط او زیباتر است قدرت او نیز بیشتر است، حسنین(ع) هر کدام خط زیبایی نوشتند، ولی رسول خدا بین آن دو بزرگوار قضاوت نکرد، و آن دو را به مادرشان راهنمائی فرمود، تا نگرانی قضاوت با عاطفه مادری جبران شود.

حضرت زهرا(س) دید که هر دو خط زیباست و هر دو در این مسابقه هنری شرکت نموده اند، چه باید کرد؟ و من چگونه میان دو کودکم داوری کنم؟ با ژرف نگری و رعایت مسائل دقیق تربیتی، قضاوت نهایی را به تلاش خودشان ارتباط داد و فرمود: «ای نور دیدگانم! من دانه های این گردنبند را با پاره کردن رشته آن بر سر شما می ریزم و میان شما دانه های گردنبند را پخش می نمایم هر کدام از شما دانه های بیشتری بگیرد خط او بهتر و قدرت او بیشتر است.»(27)

دوران هفت سالگی یا آغاز تعلیم

همراه تربیت:

تا دوران هفت سالگی نقش اصلی را مادر ایفا می کند هر چند برخی مسئولیت ها در تربیت ها متوجّه پدر است، ولی از هفت سالگی به بعد مسئولیت اصلی تربیتی پدر شروع می شود، در این باره تعبیرات مختلفی درباره آغاز مسئولیت پدر آمده است:

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «فرزند هفت سال آقا و سلطان است (هر چه می گوید باید انجام دهید) هفت سال خادم است(هرچه پدر بگوید بپذیرد) و هفت سال وزیر و مشاور»(28) و امام صادق(ع) فرمود: «فرزندت را رها کن هفت سال بازی کند، و هفت سال ادبش کن، و هفت سال هم همراه و ملازمت باشد، اگر رستگار شد (که خوب) و اگرنه خیری در او نیست»(29) و در روایت دیگری آن حضرت فرمود: «الغلام یلعب سبع سنین و یتعلّم الکتاب سبع سنین و یتعلّم الحلال و الحرام سبع سنین؛(30) فرزند هفت سال بازی می کند(و دوران بازی اوست) و هفت سال قرآن (و امثال آن را)فرا می گیرد، و هفت سال (سوم) باید حلال و حرام را فرا گیرد.» سه روایت بر این نکته اتفاق نظر دارد که هفت سال دوم آغاز دوران مسئولیت اصلی پدر نسبت به تربیت فرزند است که باید چند مسئله را جهت تربیت فرزند سرلوحه خود قرار دهد.

تعلیم قرآن و دانش

امام علی(ع) می فرماید: «مرّوا اولادکم بطلب العلم؛(31) فرزندان را به فراگیری دانش (و قرآن) فرمان دهید.» و در حدیث پیش گفته خواندیم که «و یتعلّم الکتاب سبع سنین؛ در هفت سال دوم، به فرزند خود قرآن تعلیم دهید.»

2ـ تقویت عاطفی، با تلقین محبت

محمد(ص) و آل او

در کنار فراگیری دانش و تعلیم قرآن، برای تقویت عاطفه انسانی و هدایتی محبت پیامبراکرم(ص) و آل او، به کودکان تلقین و تعلیم شود، این نکته بسیار اهمیت دارد که متأسفانه در کتابهای ابتدائی سالهای اخیر مقداری کم رنگ شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «ادّبوا اولادکم علی ثلاث خصالٍ: حبّ نبیّکم و حبّ اهل بیته و قراءة القرآن؛(32) فرزندان خودتان را بر سه خصلت تربیت کنید، دوست داشتن پیغمبرتان، و دوست داشتن اهل بیت او(ع) و خواندن قرآن».

تعلیم امور فنی نظامی و دانش روز

علاوه بر تعلیم قرآن و دانش های مرسوم، پدر مسئولیت دارد فرزند را با دانش های روز، مثلاً امروزه تعلیم رایانه، رانندگی، و...، امور فنی و همین طور تعلیمات نظامی آشنا نماید، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «علّموا اولادکم السّباحة و الرّمایه؛(33) به فرزندانتان شنا و تیراندازی یاد دهید.»

4ـ جدا سازی

در دوران هفت سال دوم به فرزندان تعلیم داده شود که بدون اجازه وارد اتاق والدین نشوند، لذا قرآن کریم می فرماید: فرزندان خانواده ها در اوقات استراحت و خواب و خلوت والدین، بدون اجازه، وارد اتاق آنان نشوند، و بدون لباس مناسب آنان را نبینند.»(34) و محل استراحت و رختخواب فرزندان تفکیک شود، رسول اکرم(ص) فرمود: «رختخواب فرزندان خویش را پس از هفت سالگی آنان، از همدیگر جدا کنید!! و آنان را در یک بستر نخوابانید.»(35)

5 ـ وفا به وعده ها

نکته دیگری که والدین مخصوصاً پدر در تربیت فرزندان توجه داشته باشند این است که از دروغ گفتن، تخلف وعده و هرآن چه گناه شمرده می شود و بدآموزی دارد باید پرهیز شود، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «فرزندان خود را دوست بدارید و هرگاه به آنان وعده دادید، به قول خود عمل کنید (تا دروغ و تخلف را از شما فرا نگیرند.»(36)

تعلیم عبادات

در دوران هفت سالگی دوم، مسائل عبادی از جمله نماز و مسائل وضو و طهارت و نجاست را به آنها یاد دهد، علی(ع) در این زمینه می فرماید: «علّموا صبیانکم الصّلاة؛(37) به کودکان خود نماز را تعلیم دهید.»

نوجوانی یا حساسترین دوران تربیت

آغاز هفت سال سوم و یا شروع نوجوانی از حساسترین و مهمترین و پیچده ترین دوران تربیت فرزند شمرده می شود، چرا که از طرفی آغاز رشد عقلانی انسان است، در کنار شروع بلوغ جسمانی که تحوّلات زیادی را در اندام و همین طور اخلاق و رفتار نوجوان در پی دارد، از طرف دوم با فراگیری علوم ابتدائی و مقداری از راهنمائی وارد فضای جدیدی از دانش و علم شده است و در مدرسه و جامعه بیشتر مطرح شده است و دوستان مناسب و یا نایاب بیشتری را به خود جذب نموده و دیگر از حالت خادم بودن و تابع محض بودن پدر خارج شده است، همه این ها اگر در کنار آغاز غرور نوجوانی و جوانی قرار داده شود ظرافت و حساسیت مسئله چند برابر می شود. اینجاست که باید گفت علاوه بر استفاده از تجربه های تربیتی، بشر سخت نیازمند است که از رهنمودهای معصومی چون امیرمؤمنان علی(ع) باید بهره گیرد چرا که او علاوه بر دانش الهی و مدنی و شناخت دقیق انسان، از مهربانی و دلسوزی خاصی نسبت به آینده امّت اسلامی و فرزندان آنها برخوردار است، بهمین دلیل علی(ع) تنها پدر حسنین (ع) و زینبین(س) و...نیست بلکه پدر امّت اسلامی بحساب می آید، چنان که فاطمه زهرا(س) فرمود: «ابوا هذه الامّة محمدٌ و علیٌ یقیمان اددهم و ینقذانهم من العذاب الدّائم ان اطاعوهما و یبیحانهم النّعیم الدّائم ان وافقو هما؛(38) محمد(ص) و علی(ع) دو پدر امّت اسلام می باشند. کجی ها را راست و انحرافات را اصلاح می نمایند، اگر مردم ایشان را اطاعت کنند آنها را از عذاب جاویدان نجات می دهند و اگر مردم با ایشان موافق و همراه باشند این دو، نعمتهای پایدار خداوند را ارزانیشان دارند.» لذا در تربیت فرزندان نیز از او باید اطاعت کرد و ره توشه هایی گرفت (هرچند هرگز به او در تربیت فرزندان نخواهیم رسید.)

نامه به امام حسن

علی(ع) نامه ای دارد به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) که در واقع باید گفت تعلیمی است برای جامعه اسلامی که چگونه با جوانان خویش رفتار نمایند و در تربیت آن ها از چه اهرمهایی استفاده نکنند. نامه حضرت چنین آغاز می شود:

«از پدر فانی، اعتراف دارنده به گذشت زمان، مسکن گزیده در جایگاه گذشتگان، و کوچ کننده فردا به فرزندی آرزومند چیزی که بدست نمی آید... و تو را دیدم که پاره تن من، بلکه همه جان منی، آن گونه که اگر آسیبی به تو رسید به من رسیده است، و اگر مرگ به سراغ تو آید زندگی مرا گرفته است، پس کار تو را کار خود شمردم، و نامه ای بر تو نوشتم، تا تو را در سختی های زندگی رهنمون باشد، حال من زنده باشم یا نباشم...(39)» آن گاه نکاتی را تذکر می دهد به این شرح:

1ـ پدر قبل از دیگران دل جوانش را فتح

کند

در این دوران جوان سخت حساس است ممکن است هواهای نفسانی و دزدان دل و عاطفه زودتر از پدر دل او را به دست آورد و او را برای خویش تربیت کند، لذا پدر و یا معلمان و هادیان قبل از همه باید این سنگر مهم را فتح نماید، علی(ع) به همین مطلب بعد از مقدمه و نکاتی اشاره دارد می فرماید: «ای بنی انّی لمّا رایتنی قد بلغت سنّاً و رأیتنی ازداد وهناً، بادرت بوصیتی الیک و اوردت خصالاً منها قبل ان یعجل بی اجلی...؛ پسرم! هنگامی که دیدم سالیانی از من گذشت، و توانایی رو به کاهش رفت به نوشتن سفارشم برای تو شتاب کردم، و ارزش های اخلاقی را برای تو برشمردم پیش از آن که اجل فرا رسد... و پیش از آن که خواهشها و دگرگونی های دنیا به تو هجوم آورند و پذیرش و اطاعت مشکل گردد: «و انّما قلب الحدث کالارض الخالیة ما القی فیها من شی ءٍ قبلته فبادرتک قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لبّک...؛ زیرا قلب (نوجوان) و جوان چونان زمین نکاشته است هرچه در آن پاشیده شود می پذیرد، پس در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن که دل تو سخت شود، و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد...؛

و رأیت حیث عنانی من امرک ما یعنی الوالد الشّفیق، و اجمعت علیه من ادبک ان یکون ذلک و انت مقبل العمر و مفتبل الدّهر ذونیةٍ سلیمةٍ، و نفسٍ صافیةٍ؛(40) و آن گونه که پدری مهربان نیکی ها را برای فرزندش می پسندد، من نیز بر آن شدم تو را با خوبی ها تربیت کنم، زیرا در آغاز زندگی قرار داری، تازه به روزگار روی آورده ای، نیّتی سالم و روحی با صفا داری.

2ـ بیان احکام حلال و حرام

قبلاً اشاره شد از مهمترین وظائف پدر در دوران هفت سالگی دوم تعلیم قرآن بود، و امّا در دوره هفت سال سوم و دوران نوجوان و جوانی فراگیری قرآن با تفسیر آن و احکام حلال و حرام آن است. امام صادق(ع) فرمود: «به فرزندان خود آموزش مذهبی بدهید، و پیش از آن که منحرفین آنان را به انحراف عقیدتی بکشانند، به داد آن ها برسید.»(41)

و علی(ع) خطاب به حسنش (ع) فرمود: «و ان ابتدئک بتعلیم کتاب اللّه عزّو جلّ و تأویله، و شرائع الاسلام و احکامه وحلاله و حرامه...؛پس در آغاز تربیت تصمیم گرفتم تا کتاب خدای توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات، به تو بیاموزم، و شریعت اسلام و احکام آن از حلال و حرام، به تو تعلیم دهم به چیز دیگر نپردازم» در بخش دیگر فرمود: پسرم! بدان آنچه بیشتر از به کارگیری وصیتم دوست دارم «تقوی اللّه، و الاقتصار علی ما فرضه اللّه ؛ ترس از خدا، و انجام واجبات...است.(42)»

3ـ الگو دهی

از امور مهم در تربیت جوانان الگودهی سالم است، در تربیت حرف نفی الگوی ناسالم کافی نیست بلکه الگوهای سالم نیز باید معرفی شوند، علی(ع) در این باره می فرماید: «والاخذبما مضی علیه الاوّلون من آبائک، و الصّالحون من اهل بیتک، فانّهم لم یدعوا ان نظروا...؛ و پیمودن راهی است که پدرانت و صالحان خاندانت پیموده اند، زیرا آنان آنگونه که تو در امور

خویشتن نظر می کنی در امور خویشتن نظر داشتند و همانگونه که تو درباره خویشتن می اندیشی، نسبت به خودشان می اندیشند و تلاش آنان در این بود که آن چه را شناختند انتخاب کنند، و بر آنچه تکلیف ندارند روی گردانند، و اگر نفس تو از پذیرفتن سرباز زند و خواهد چنانکه آنان دانستند بداند، پس تلاش کن تا در خواستهایت از روی درک و آگاهی باشد... و قبل از پیمودن راه پاکان از خداوند استعانت بجوی...»(43)

4 ـ تحکیم اعتقادات

از مسائل مهم دیگری که باید پدر و مربیان در تربیت فرزند به آن توجّه کنند تعلیم و تحکیم اعتقادات است، تقویت اعتقادات هم انسان را رشد و نمو می دهد، و هم سدّی است محکم در مقابل شبهات بیگانگان و نگهدارنده انحرافات و انجام گناه، در این بین اعتقاد به توحید و معاد نقش مهم و تعیین کننده دارد، لذا علی(ع) می فرماید: «فتفهّم یا بنیّ وصیتی، و اعلم انّ مالک الموت هو مالک الحیاة و انّ الخالق هو الممیت و ان المفنی هوالمعید...فاعتصم بالّذی خلقک و رزقک و سوّاک ولیکن له تعبّدک و الیه رغبتک و منه شفقتک؛ پسرم! در وصیت من درست بیندیش، بدان که در اختیار دارنده مرگ همان است که زندگی در دست او، و پدید آورنده موجودات است، همو می میراند و نابود کننده همان است که دوباره زنده می کند، سپس به قدرتی پناه بر که تو را آفریده، روزی داده، و اعتدال در اندام تو آورده است، بندگی تو برای او باشد، و تنها اشتیاق او را داشته باش و تنها از او بترس.»

و درباره توحید و یگانگی خداوند فرمود: «یا بنیّ انّه لوکان لربّک شریکٌ لاتتک رسله ولرأیت آثار ملکه و سلطانه و معرفت افعاله وصافته، ولکنّه الهٌ واحدٌ کما وصف نفسه، لایضادّه فی ملکه احدٌ ولایزول ابداً و لم یزل؛(44) پسرم! اگر خدا شریکی داشت، پیامبران او نیز به سوی تو می آمدند، و آثار قدرتش را می دیدی و کردار و صفاتش را می شناختی، امّا خدا، خدایی است یگانه، همانگونه که خود توصیف کرد، هیچ کس در مملکت داری او نزاعی ندارد، نابود شدنی نیست و همواره بوده است.»

دلیل فوق ساده ترین و روشن ترین دلیل برای اثبات وحدانیّت خداوند است که نوجوان و جوان به سادگی آن را می فهمد.

5 ـ تشویق به عمل و بندگی

لازمه خداشناسی و قیامت باوری این است که انسان مطیع خدا و مشتاق بندگی او باشد و این امر باید از نوجوانی و جوانی آغاز شود و انسان بر آن تربیت یابد. علی(ع) در این باره می فرماید: «فاذا عرفت ذلک فافعل کما ینبغی لمثلک ان یفعله فی صغر خطره و قلّة مقدرته...؛حال که این حقیقت را دریافتی (و خدا و قیامت را شناختی) در عمل بکوش، آن چنان که همانند تو سزاوار است بکوشد که منزلت آن اندک و توانایی اش ضعیف، و ناتوانی اش بسیار، و اطاعت خدا را مشتاق، و از عذابش ترسان، و از خشم او گریزان است زیرا خدا را جز به نیکوکاری فرمان نداده و جز از زشتی ها نهی نفرموده است».

6ـ ساده بیان کردن مسائل

در تربیت جوان تلاش شود مسائل پیچیده و دور از حس با بیان مثالهای ساده و روشن به آنها منتقل شود و کاملاً به آنها تفهیم شود، علی(ع) به همین مسأله اشاره دارد در ادامه نامه، که می فرماید: «یا بنیّ انّی قد أنبأتک عن الدّنیا و حالها، و زوالها و انتقالها، و أنبأتک عن الآخرة و ما اعدّ لاهلها فیها و ضربت لک فیهما الامثال...؛ ای پسرم! من تو را از دنیا و تحوّلات گوناگونش و نابودی و دست به دست گردیدنش آگاه کردم، و از آخرت و آنچه برای انسانها در آنجا فراهم است اطلاع دادم، و برای هر دو مثال ها زدم، تا پند پذیری، و راه و رسم زندگی بیاموزی، همانا داستان آن کس که دنیا را آموزد، چونان مسافرانی است که در سرمنزلی بی آب و علف و دشوار اقامت دارند و قصد کوچ کردن به سرزمینی را دارند که در آنجا آسایش و رفاه فراهم است پس مشکلات راه را تحمّل می کنند، و جدایی دوستان را می پذیرند، و سختی سفر، و ناگواری غذا رابا جان و دل قبول می کنند، تا به جایگاه وسیع، و منزلگاه آمن و با آرامش قدم بگذارند، و از تمام سختی های طول سفر احساس ناراحتی ندارند و هزینه های مصرف شده را غرامت نمی شمارند، و هیچ چیز برای آنان دوست داشتنی نیست جز آن که به منزل امن، و محل آرامش برسند. و امّا داستان دنیا پرستان همانند گروهی است که از جایگاهی پر از نعمت می خواهند به سرزمین خشک و بی آب و علف کوچ کنند، پس در نظر آنان چیزی ناراحت کننده تر از این نیست که از جایگاه خود جدا می شوند، و ناراحتی را باید تحمل کنند.»(45)

7 ـ تعلیم مکارم اخلاق

پدر فقط مسئول تأمین نفقه فرزند که مربوط به خلق و جسم او می شود نیست بلکه در قبال خلق و اخلاق و تربیت صحیح باطن نیز مسئولیت دارد.

از دیدگاه امیرمؤمنان این مسئولیت در قبال کل خانواده مطرح است نه فقط فرزندان لذا به کمیل بن زیاد نخعی چنین توصیه فرمود: «یا کمیل مر اهلک ان یروحوا فی کسب المکارم و یدلجوا فی حاجة من هو نائمٌ فوالذی وسع سمعه الاصوات، ما من احدٍ اودع قلباً سروراً الّا و خلق اللّه له من ذلک السرور لطفاً...؛(46)ای کمیل! خانواده ات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگواری و مکارم اخلاق، و شب ها در رفع نیاز خفتگان بکوشند، سوگند به خدایی که تمام صداها را می شنود، هر کس دلی را شاد کند، خداوند از آن شادی

لطفی برای او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید چنان که شتر غریبه را از چراگه دور سازند،(47) اما فرزند خویش را به این اوصاف کریمه دعوت و سفارش نموده تا بخوبی آن اوصاف را دارا شده و بر آن تربیت یابد:

الف: انصاف و دیگران را چون خود پنداشتن

«یا بنیّ اجعل نفسک میزاناً فیما بینک و بین غیرک فاحبب لغیرک ما تحبّ لنفسک، و اکره له ماتکره لها، و لا تظلم کما لا تحبّ ان تظلم و احسن کما تحبّ ان یحسن الیک...؛ای پسرم! نفس خود را میزان خود و دیگران قرار ده، پس آنچه را که برای خود دوست می داری برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را که برای خود نمی پسندی، برای دیگران مپسند. ستم روا مدار آنگونه که دوست نداری به تو ستم شود، نیکو کار باش آنگونه که دوست داری به تو نیکی کنند و آنچه را برای دیگران زشت می داری برای خود نیز زشت بشمار، و چیزی را برای مردم رضایت بده که برای خود می پسندی.»

میزان قرار دادن خود و این که انسان آنچه برای خود ناروا می داند برای دیگران نیز ناروا بداند، و آنچه برای خویش می پسندد برای دیگران بپسندد، از صفات مهم اخلاقی است که جلو خیلی از گناهان را گرفته و عامل زنده شدن برخی اوصاف دیگر نیز می شود، اگر این صفت در فردی باشد از دیگران غیبت نمی کند، به دیگران تهمت نمی زند، آبروی دیگران را نمی برد، دیگران را تحقیر نمی کند، مردم آزاری نمی کند و... چرا که هیچ یک از آن ها را برای خود دوست نمی دارد، و اوصافی چون عدالت ورزی، احسان، خدمتگذاری، انفاق، و...نسبت به دیگران در او زنده می شود چون دوست می دارد این اوصاف در رابطه با او اعمال شود.

ب: هر حرفی نگفتن:

این پدر است که به فرزندان چگونه حرف زدن و درست حرف زدن و با اندیشه سخن گفتن را باید بیاموزد به همین جهت امیر بیان فرمود: «و لا تقل مالاتعلم و ان قل ما تعلم و لاتقل مالاتحبّ ان یقال لک؛ (پسرم) آنچه را نمی دانی نگو(و در امری که تخصص نداری اظهار نظر نکن) گرچه آنچه را می دانی اندک است، آنچه را دوست نداری به تو نسبت دهند، درباره دیگران مگو.»

ج: دوری از خود بزرگ بینی و حرص

از آفت بزرگی که دامن انسان را می گیرد، عجب و غرور و تکبّر و خود بزرگ بینی است، که این ها از نوجوانی و جوانی باید جلوگیری شده و آنچه به وجود آمده از بین برود بهمین جهت علی(ع) فرمود: «و اعلم انّ الاعجاب ضدّ الصّواب و آفة الالباب فاسع فی کدحک ولاتکن خازناً لغیرک، و اذا انت هدیت لقصدک فکن اخشع ماتکون لربّک؛(48) (پسرم) بدان که خود بزرگ بینی و غرور، مخالف راستی، و آفت عقل است، نهایت کوشش را در زندگی داشته باش، و در فکر ذخیره سازی برای دیگران مباش، آنگاه که به راه راست هدایت شدی، در برابر پروردگارت از هر فروتنی خاضع تر باش.»

د: حفظ کرامت انسانی

از مسائلی که سخت تربیت ها را تخریب می کند و خطر ساز است برای جوان از دست دادن شخصیت و کرامت انسانی است، اگر در انسانی این حالت پیدا شود که احساس شخصیت نکند و کرامت خود را از دست رفته بداند به هر کار خطرناکی دست خواهد زد، علی(ع) به خوبی به این مسئله توجّه دارد لذا در تربیت فرزندش سخت به آن سفارش نموده است و فرموده است: «و اکرم نفسک عن کلّ دنیّةٍ و ان ساقتک الی الرّغائب، فانّک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضاً؛(49) نفس خود را از هرگونه پستی بازدار، هرچند تو را به اهدافت رساند، زیرا نمی توانی به اندازه آبرویی که از دست (و سرمایه عمری که مصرف نموده ای) می دهی بهایی به دست آوری.»

5 ـ حفظ حرّیت انسانی

حفظ کرامت انسانی بدون حرّیت و آزاد بودن از بندگی غیر خدا میسر نیست یک پدر دلسوز، و یک مربی همه جانبه نگر در جهت حفظ کرامت انسانی حرّیت و آزاد منشی و آزادگی را در روحیه تربیت شده خویش تقویت می کند، به این جهت علی(ع) می فرماید: «و لاتکن عبد غیرک و قد جعلک اللّه حرّاً؛برده دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفرید.»

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

1. محمدی ری شهری، منتخب میزان الحکمه، سید حمید حسینی، قم، دارالحدیث، دوم، 1382 ص 553 ح 6772و درک متقدی هندی، کنزالعمّال، حدیث 45409.

2. منتخب میزان الحکمه، همان ص 553 و نهج البلاغه، ترجمه دشتی ص 724 حکمت 399.

3. صحیفه سجّادیه، فیض الاسلام، ص 170.

4. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، ج16، ص 223 روایت 103 .

5. همان، 22 و منتخب میزان الحکمه، همان ص 234 روایت 2793 و 2794.

6. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت اللّه مرعشی، 1404 ق، ج 12، ص 116.

7. شیخ عباس قمی منتهی الآمال، کتابفروشی اسلامیّه، ص136، و تنقیح المقال، ج 2، ص 128.

8. فساد سلاح تهاجم فرهنگی،سید محمود مدنی بجستانی،قم، جامعه مدرسین، ص 126.

9. سوره نوح، آیه 26 ـ 27.

10. بحارالانوار، همان، ج 103، ص 372 و منتخب میزان الحکمه، ص 234 روایت 2788.

11. همان، ص 234 روایت 2789 و مکارم الاخلاق، ج 1، ص 446، روایت 1534.

12. روزنامه اطلاعات، شماره 10355 و محمد دشتی، مسئولیت تربیت، قم نشر امام علی(ع)، 1368 هـ.ش، ص89.

13. دکتر غیاث الدین جزایری، اعجاز خوراکی ها، تهران، انتشارات کتابهای پرستو، 1345 ش، ص 214.

14. د ـ ک محمد باقر مجلسی، حلیة المتقین، تهران، کتابفروشی، چاپ افست، ص 69 فصل 3ـ 5.

15. صدوق، التوحید، قم مؤسسة النشر الاسلامی، باب 58، ص 356.

16. بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، ح 63، ص 176.

17. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، دارالاسوة، دوم، 1416 ق، ج 7، ص 570.

18. منتخب میزان الحکمه، همان، ص 552، و کنزالعمال، حدیث 45439.

19. میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، تهران مکتبه اسلامیه، ج 2، ص 620.

20. فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، محمد دشتی، قم، انتشارات مشهور، اوّل 1380، ص 135 ـ 136.

21. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، تهران دارالکتب الاسلامیه، ج 6، ص 44.

22. همان.

23. صدوق، علل الشرایع، قم، دارالعلم، ج 1، ص 76، التوحید، ص 331 و حر عاملی، اثبات الوصیّه، ج 1، ص 49.

24. کافی، همان، ج 6، ص 49.

25. همان، ص 50.

26. همان، ص 49 و وسائل الشیعه، همان، ج 15، ص 194.

27. کافی، همان، ص 70.

28. بحارالانوار، ج 45، ص 190 حدیث 36 و ج 43، ص 309، و احقاق الحق، ج 1، ص 654، فرهنگ سخنان فاطمه، ص 53.

29. منتخب میزان الحکمه، ص 553 و کنزالعمال، روایت 45338.

30. وسائل الشیعه، همان، ج15، ص 194.

31. همان، ج 15، ص 194، و کافی، ج 6، ص 46.

32. منتخب میزان الحکمه، ص 553 و کنزالعمال، 45953.

33. همان، حدیث 45410 و منتخب میزان الحکمه، ص 553 روایت 6773.

34. همان، ص 553 و وسائل الشیعه، ج 12، ص 247 روایت 13.

35. سوره نور، آیه 58.

36. سفینة البحار، ج 2، ص 686.

37. فروع کافی، همان، ج 6، ص 49، حدیث 3.

38. منتخب میزان الحکمه، ص 553، و غررالحکم، ح 6305.

39. بحار، ج 23، ص 259، تفسیر امام حسن عسکری، ص330، و فرهنگ سخنان فاطمه، همان، ص 22.

40. نهج البلاغه، محمد دشتی، نامه 31، ص 518.

41. همان، ص 522.

42. روضة المتقین، ج 6، 651.

43. نهج البلاغه، ص 522.

44. همان، ص 523 ـ 524.

45. همان، ص 521.

46. همان، ص 526.

47. همان، ص 682، حکمت 257.

48. همان، ص 526.

49. همان، ص 532.

پدیدآورنده: حجة الاسلام سید جواد حسینی

بر گرفته از سایت حوزه نت- کلیه حقوق متعلق به این سایت است

 

میلاد پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)وفرزند گرامیش حضرت امام صادق (ع) مبارکباد

 

«17ربیع الاول: ولادت پیامبر اکرم(ص) و هفته وحدت»

 
 

آداب و سنن نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و اله

 
 

صوتی تصویری - والپیپر - پیامک - تم موبایل

   

بخش ویژه هفته وحدت

AVINY.COM - باکلیک روی این واژه وارد سایت شوید -ضمنا کلیه حقوق متعلق به این سایت است