نئـو انجمنی‌های اصلاح‌طلب - بررسی دقیقی از انجمن حجتیه

 
"عماریون"- یکی از نکات مهم درباره ی انجمن حجتیه جذب جوانان با استعداد و درس‌خوان از طریق رابطین و هواداران انجمن در مدارس بود. باید دانست انجمن حجتیه چه پیش و چه پس از انقلاب دارای اعضا و هوادارانی در نهاد آموزش و پرورش بود. به عنوان مثال مدرسه ی علوی که در سال ۱۳۳۵ (هـ.ش) در تهران تاسیس شد یکی از این کانون ها به شمار می رفت.

مدرسه ی علوی توسط شیخ علی اصغر کرباسچیان معروف به «علامه» اداره می شد. وی تمایلاتی به انجمن حجتیه داشت. به دلیل جو مذهبی و سنتی مدرسه بسیاری از خانواده های سرشناس و مذهبی شهر فرزندان خود را به این مدرسه می فرستادند. (۱)

«حاج فرج دباغ» معروف به عبدالکریم سروش نیز یکی از همین افراد است. وی در مورد چگونگی جذب خود به این انجمن می گوید: «من سال ششم دبیرستان بودم، در سال ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ در مدرسه ی علوی و من در سنین ۱۸-۱۷ سالگی بودم. انجمن حجتیه از مدرسه علوی عضوگیری کلانی می‌کرد و برخی از هم‌مدرسه‌ایی‌ها و همکلاسی‌های ما که بعداً در عالم سیاست و در جمهوری اسلامی وارد شدند و صاحب مقام‌های بالایی شدند از این‌جا پا به انجمن حجتیه گذاشتند. (۲)

از دیگر این اشخاص، سید هاشم آغاجری است. آغاجری از اعضای فعال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در سال های اخیر به طور کامل ماهیت التقاطی خود را نشان داده نیز زندگی سیاسی خود را با انجمن حجتیه شروع کرد. او در سال ۵۰ با گرایش به سازمان مجاهدین خلق مدنی به عضویت این گروه سیاسی درآمد و در سال ۵۸ در خوزستان دست به تشکیل و راه اندازی کانونی فرهنگی- نظامی به نام فتح زد. و بعد از آن دفتر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را در آبادان راه اندازی کرد. او که آرزوی انقلاب نرم در ایران را در سر داشت چندی پیش گفت: «من دعا می کنم که اگر روزی انقلابی در این کشور اتفاق افتاد، آرام و مخملی باشد.» (۳)

اما در مورد فعالیت انجمن دسته ای اعتقاد دارند که انجمن بعد از سخنرانی معروف امام درباره‌ی انجمن، آنها دیگر فعالیتی نداشته و اعضای آن منزوی شده‌اند. اما عده ای دیگر با توجه به اساسنامه ی انجمن که هدف انجمن را تا ظهور حضرت صاحب (عج) «ثابت و لایتغیر» می داند معتقدند که انجمن هنوز هم در حال فعالیت است اما با شکل و شیوه ای دیگر. در حقیقت حجتیه ای ها متد و مدل کار خود را تغییر داده اند اما محتوا همان محتوا است. چنانچه عماد الدین باقی یکی از اصلاح طلبان فراری در این باره می گوید: «بدیهی است که گروهی با بیش از سی سال سابقه فعالیت گسترده حزبی نمی‌تواند با یک تصمیم یک شبه برای همیشه تعطیل شود و در اشکال دیگری به فعالیت‌های خود ادامه خواهد داد».

البته این عضو تیم گرداننده ی روزنامه های توقیف شده ی سلام، جامعه، نشاط و فتح که در اوایل انقلاب در کتاب «در شناخت حزب قاعدین» به طرد نظریات انجمن حجتیه پرداخته بود، در چند سال اخیر از مواضع گذشته خود تا حدود زیادی عدول کرده و حالا دیگر طرفدار این انجمن شده و می گوید: «اگرچه هیچ یک از خاطرات مندرج در آن کتاب دروغ نبوده و اطلاعات آن بعضا مفید، موثر و منحصر به فرد بود، من صادقانه می گویم که مواضعم درخصوص انجمن حجتیه اشتباه بوده و در آن تجدیدنظر کرده ام. امروز نظراتم به برخی از دیدگاه های انجمن حجتیه (نه همه ی آنها) نزدیک تر از گذشته شده است.» (۴)

عباس سلیمی نمین، تاریخ نگار خوب کشورمان نیز در مصاحبه ای با سایت صدای شیعه درباره انجمن، معتقد است که در قبال این انجمن دو دسته موضع گیری های افراطی و تفریطی انجام شده است:

«بعد از انقلاب ما شاهد دو برخورد افراطی و تفریطی با انجمن بودیم. یک تفکر که تمامی اعضای انجمن را به یک چوب می راند و هیچ تفکیکی میان اعضای آن قائل نبود و براساس همین تفکر غلط، بسیاری از عناصر لایه سوم انجمن که به سادگی می توانستند با انقلاب همراه شوند، طرد شدند. تفکر دیگر که نگاهی خوشبینانه و تفریطی به انجمن داشت، صرف مذهبی بودن این جریان را برای جذب در بدنه انقلاب کافی می دانست و متاسفانه با این سهل انگاری، عناصری از لایه های میانی انجمن که بسیار خطرناک بودند توانستند در برخی پستها و مناصب حساس نفوذ کنند و زیرکانه همان مشی سابق خود را که در تقابل با دیدگاه های حضرت امام (ره) بود، ادامه دهند.»

سلیمی نمین این طور ادامه داد که: «بعضی از عناصر میانی در بدنه نظام نفوذ کردند در حالی که همچنان ارتباط خود را با انجمن حجتیه حفظ کرده بودند. خب این قابل تأمل بود. باید یک مقداری تردید می شد در اینکه یک فردی هم امام(ره) را قبول داشته باشد هم آقای حلبی را. آقای حلبی به امام(ره) اهانت می کرد و تفکری را تبلیغ می کرد که تقابل جدی با خط امام(ره) داشت، حال چطور یک فرد می توانست هم به امام(ره) عشق بورزد و هم مرید آقای حلبی باشد. این خط فاصل خوبی برای شناخت این عناصر بود.»

او حتی نسبت به تعطیلی انجمن نیز معتقد است که: «انجمن حجتیه به هیچ عنوان تعطیل نشد. تضعیف شد ولی تعطیل نشد. آنها ظاهراً بعد از سخنرانی معروف امام(ره) اعلام کردند که فعالیتشان را متوقف کردند اما عملا محافل و ارتباطات خودشان را حفظ کردند. عناصری از آنها هم که در نظام نفوذ کرده بودند همچنان به فعالیت های خود برای تضعیف انقلاب ادامه دادند. عرض کردم که یکی از نهادهای مورد توجه انجمن حجتیه، وزارت خارجه بود. به هرحال سفیر شدن در یک کشور خارجی، امکان سیاسی بسیار بالایی تلقی می شود که برخی از عناصر این جریان به چنین مقاماتی دست پیدا کردند. یا در حوزه های اقتصادی فردی مثل آقای… رئیس دخانیات شد این فرد مسئول شاخه ی اصفهان و درحقیقت نفر چهارم انجمن حجتیه بود. بعداً فساد سیاسی و اقتصادی و ارتباطات این فرد با بیگانگان و ضرباتش به نظام آشکارشد.

به هر حال اینها ارتباط تشکیلاتی و اهداف سازمانی شان را دنبال می کردند و هرگز فعالیت خود را تعطیل نکردند. گروه‌هایی مثل نهضت آزادی هم که به لحاظ سیاسی اشتراکات زیادی با انجمن حجتیه دارند و برخی از عناصر تندرو و به ظاهر ضد حجتیه ای سابق هم به این حلقه های پیوند پیوسته اند.» (۵)

پیش از این، «علی تاجرنیا» نماینده ی سابق مشهد در مجلس ششم نیز در گفتگو با سایت اینترنتی «رویداد» گفت که «انجمن مورد حمایت بخش‌هایی از قدرت قرار دارد. به گفته ی او همین حمایت باعث می‌شود که اشراف وزارت اطلاعات بر انجمن بی‌نتیجه بماند و در فاز قضایی رسیدگی به تخلفات این جریان، متوقف شود.» (۶)

از جمع بندی مطالب عنوان شده و با دقت در مسائل و حوادث این دوره از انتخابات ریاست جمهوری می توان به این نتیجه رسید که انجمن هنوز هم دارای فعالیت های خود به صورت مخفی و پنهانی است. اعلام موضع انجمن حجتیه در خصوص انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ از برخی واقعیت ها پرده برداشت. طبق اخبار حاصله، سران انجمن حجتیه گرد هم آمدند تا برای به مقصد رسیدن کشتی نیمه جان انجمن فکری بکنند. این افراد که تا پیش از این شرکت در هرگونه انتخابات را مغایر افکار و اهداف خود می‌دانستند، نهایتاً تصمیم به حضور در انتخابات گرفتند.

سروش حتی پس از ماجرای فتنه ۸۸ اذعان کرد که بخشی از انجمن حجتیه در درون جنبش سبز نیز وجود دارند: «واقعیت این است که در درون جنبش سبز هم دینداران و هم غیردینداران، هم چپ‌ها و سکولارهای فلسفی و حتی افرادی از انجمن حجتیه وجود دارند و این را نه می‌توان انکار کرد و نه می‌توان مخفی نگاه داشت.»

محتشمی پور نیز در گفتگو با خبرگزاری ایلنا به این موضوع اشاره کرد و گفت: «من به طور مشخص می‌توانم از جریان انجمن حجتیه نام ببرم که پشت سر تمام فتنه‌هایی که رخ داده این انجمن را می‌بینم. این تفکر در دوره فعلی، در قالب برخی بنیادها و تشکل‌ها با عناوین و اسامی دیگر فعال است و در بسیاری مراکز نفوذ دارد و از طریق برخی چهره‌ها و شخصیت‌هایی که در زمان امام اجازه مطرح شدن نیافتند و افکارشان دقیقا مخالف امام است عمل می‌کنند.»

داوود احمدی‌نژاد، دبیر کمیته دائمی پدافند غیرعامل نیز در جلسه جمعیت حامیان ولایت گفت: «اکنون جریانی در حال به وجود آمدن است که با استفاده از انتخابات آینده مجلس سعی در حمله به انقلاب دارد.» احمدی نژاد با بیان اینکه بعضی از اعضای انجمن حجتیه که اکنون به «راه حقیقت» تغییر نام داده اند، جریان فتنه آینده را خلق می کنند اظهار داشت: این جریان در صدد این است که کشور را دچار تزلزل کرده و با افراد مبتذل ارتباط برقرار کند.

خب، تا این‌جا فهمیدیم که انجمن حجتیه بر عکس ادعای گذشته‌ی خود منحل نشده و هنوز هم فعالیت‌های خود را ادامه می‌د‌هد. اما به نظر می‌رسد اعضای جدید این انجمن در برخی سیاست‌های خود تغییر ایجاد کرده‌اند. از همین رو ما از آن‌ها به «نئو انجمنی‌ها» تعبیر می‌کنیم. خصوصیاتی در نئوانجمنی‌ها هست که در انجمنی‌های سنتی وجود نداشت. برای مثال انجمنی‌های سنتی اعتقاد داشتند چون تشکیل حکومت در زمان غیبت وظیفه‌ی ما نیست بنابراین نباید در سیاست دخالت کرد. اما نئوانجمنی‌ها بر خلاف اسلاف خود گویا معتقدند که باید در سیاست و امر حکومت‌مداری ورود پیدا کرد و از این طریق آن را مطابق و متناسب با اهداف انجمن تغییر داد.

نکته‌ی مهم دیگر این است همان‌طور که گفته شد از انتخابات ۸۸ به بعد، طیف نئوانجمنی‌ها در حال نزدیک شدن به طیف اصلاح‌طلبان شکست خورده است. (در این‌جا منظور از اصلاح‌طلبان نه به معنای یک حزب سیاسی بلکه به معنای یک نوع اندیشه و طرز تفکر که در تقابل با اسلام ناب است آمده که شامل احزابی چون مشارکت و مجاهدین و نهضت آزادی و… حتی کارگزاران است.) به خصوص این روزها که اخباری درباره نزدیکی جریان انحرافی به اصلاح‌طلبان منتشر شده و دریافته‌ایم که گویا این دو دسته در حال رسیدن به یک اجماع نانوشته و پنهانی هستند این مسأله نمود بیشتری به خود پیدا کرده است. اما چرا و چگونه است که این دو طیف که علی‌الظاهر دارای اختلافات فکری و عملی زیادی با هم هستند تا این حد به هم نزدیک شده‌اند؟ چه عاملی سبب نزدیکی این دو جریان شده است؟

برای پاسخ به این سؤال خوب است نگاهی به اندیشه‌ی سیاسی امام خمینی داشته باشیم. در اندیشه‌ی سیاسی امام خمینی همواره دو جریان به عنوان عامل خطر برای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی معرفی می‌شد. امام همواره نسبت به دو جریان مردم را هشدار می‌دادند و خطر آن را برای انقلاب جدی می‌دانستند: جریان «لیبرال‌»ها و جریان «خشکه مقدس‌»ها. لیبرال‌ها همان اصلاح‌طلبان امروزی هستند. و خشکه مقدس‌ها نیز همان انجمنی‌ها. وجه مشترک هر دوی اینها که به تعبیر سیدنا الشهید آوینی، جریان «تجدد» و «تحجر» را تشکیل می‌دهند در یک چیز است: «سکولاریسم». هر دوی این جریان‌ها در صدد سکولاریته کردن جامعه‌ی ایرانی- اسلامی هستند. یکی با شعار این‌که دین در عصر مدرن توانایی بازتولید فرهنگی و سیاسی و در نتیجه نگهداری حکومت و نظام سیاسی را ندارد در صدد به حاشیه راندن دین است و دیگری با این توجیه که نباید دامن دین را با موضوع بی پدر و مادری چون سیاست آلوده کرد. بنابراین واضح است که این دو جریان باید به هم نزدیک شوند و نظام جمهوری اسلامی و اصل اساسی آن یعنی ولایت فقیه را ناکارآمد نشان دهند. ما این جریان جدید را «نئوانجمنی‌های اصلاح‌طلب» نام نهاده‌ایم. و به نظر می‌رسد چنین جریانی در طول تاریخ اسلام و انقلاب سابقه نداشته است. و از همین رو است که بزرگان ما گفته‌اند فتنه‌ی آینده دارای پیچیدگی‌های بیشتری نسبت به قبل است. نئوانجمنی‌های اصلاح‌طلب به خوبی فهمیده‌اند که برای ناکارآمدی و استحاله‌ی از درون انقلاب اسلامی چاره‌ای ندارند جز این‌که وارد سیاست شده و پست‌های کلیدی و مهم کشور را در دست بگیرند.

نئوانجمنی‌های اصلاح‌طلب با برداشت سکولاریته‌ی خود از دین در صدد عرفی کردن و نازل کردن آن در حد تجربه‌ی شخصی هستند. به همین علت است که اساسا قائل به شأن روحانیت و علمای دین در تفسیر و تبیین مبانی و معارفی دینی نیستند. که آنها با این دیدگاه خود را بی نیاز از روحانیت دانسته و معتقدند که می‌توانند تفاسیری شخصی از دین ارائه دهند. نگاه کنید به سخنرانی‌ها و برداشت‌های برخی از لیدرهای این جریان در سال‌های اخیر!

نئوانجمنی‌های اصلاح‌طلب مصداق بارز «اسلام آمریکایی» در اندیشه امام خمینی هستند. آنهایی که در مقابل اسلام ناب قرار گرفته و به جنگ آن آمده‌اند. اسلام آمریکایی یعنی اسلام اباحه‌گری. اسلام بدون دغدغه. و این‌جا است که باید بار دیگر هشدارهای امام خمینی را مرور کنیم. امام خمینی در مورد انجمن حجتیه به ناطق نوری و پرورش، وزیران وقت کشور و آموزش و پرورش می‌فرمایند: «به آنها پست کلیدی ندهید. خطرناکند. وقتی آمدند بین شما تفرقه ایجاد می کنند، تشتت ایجاد می کنند. برادران را به جان هم می اندازند. آنها کار دیگری دارند. دنبال مسأله دیگری هستند. اینها با شاه همکاری می کردند. برایشان مسئله دین مطرح نبوده است».
پی‌نوشت‌ها:

۱- خاطرات علی‌اکبر محتشمی‌‌پور، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ‌اول، ۱۳۷۶، ص ۷۷ تا ۷۹

۲- انجمن خیریه حجتیه، سایت باشگاه اندیشه

۳- از انجمن حجتیه تا افیون خواندن دین، محمدمهدی تهرانی، سایت رجانیوز

۴- روزنامه کیهان، پنج شنبه ۳/۲/۱۳۸۳، ص ۱۴

۵- گذشته و حال آینده انجمن حجتیه، سایت صدای شیعه

۶- بازخوانی پرونده انجمن حجتیه، حسین رضوی، سایت باشگاه اندیشه
منبع:سایت عماریون

انتقاد آیت الله مصباح از کسانی که در مقابل فتنه جدید سکوت کرده اند

عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: هدف تفكر انحرافي آن است كه در آينده اين تصور القا شود كه تمام فعاليت‌ها و خدمات‌ انجام‌شده در اين چند سال از جانب يك نفر منحرف بوده و او بزرگ‌ترين استراتژيست عالم است، بنابراين او بايد رئيس‌جمهور آينده شود.

به گزارش جهان به نقل از  فارس، آيت‌الله مصباح‌يزدي رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در ديدار با سردار رحيم صفوي و جمعي از سرداران سپاه پاسداران، درباره نگرش اسلام نسبت به جهان گفت:‌ هر چه سطح كمال افراد و اجتماع بالاتر رود، امتحانات سنگين‌تر و پيچيده‌تر مي‌شود و سختي امتحان دليل رشد جامعه است تا پاداش بالاتري به دست آيد.

آيت‌الله مصباح‌يزدي دو اصل كلي مرتبط با جامعه اسلامي را مورد توجه قرار داده و تصريح كرد: باورها، اعتقادات و بينش‌هاي ما نسبت به خود، جامعه و جهان هستي و هم‌چنين گرايش‌ها، از عواملي است كه بايد مراقب آنها بود و محتاطانه عمل كرد و از باورهاي غلط و گرايش‌هاي انحرافي كه انسان را از اهداف اصيل دور و سرگرم لذت‌هاي زودگذر مي‌كنند، پرهيز كرد.

عضو مجلس خبرگان رهبري اضافه كرد: در مقابل اين فتنه‌هاي پيچيده، بسياري از افراد زيرك و با فراست هم فريب مي‌خورند و بايد براي نجات از اين فتنه‌ها به فضل الهي و توسل به اهل‌بيت عليهم‌السلام اميد داشت.

آيت‌الله مصباح‌يزدي ادامه داد: استفاده از همين تجربيات اخير هم، نياز به تدبر و عبرت‌گيري دارد چراكه هر گاه مردم احساس مسئوليت را رها كردند و خود را نسبت به حوادث بي‌تفاوت نشان دادند، شيطان بر آن‌ها مسلط مي‌شود بنابراين بايد خيلي هشيار باشيم، حساسيت نشان داده، وظيفه خود را به درستي انجام دهيم.

* برخي گمان مي‌كنند مبارزه با انحرافات به هزينه‌هايش نمي‌ارزد

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) خاطرنشان كرد:‌ از طرف ديگر شيطان با اين تجربيات طولاني كه از فريب انسان‌هاي مختلف به دست آورده، مي‌داند از كجا شروع كند. او از نقطه‌اي بسيار كم‌رنگ شروع مي‌كند و تدريجا پيش مي‌رود به طوري كه حساسيتي ايجاد نشود و بعضي‌ها هم به خاطر صداقت و صفا و اندكي سادگي، حساسيتي نشان نمي‌دهند يا توجيه مي‌كنند و يا گمان مي‌كنند كه مبارزه با اين انحرافات به هزينه‌هايش نمي‌ارزد.

آيت‌الله مصباح‌يزدي افزود: بعضي‌ها نسبت به خطر اطلاع دارند ولي آن را ساده مي‌انگارند و مسامحه مي‌كنند، بعضي هم كه عمق خطر را بيشتر درك مي‌كنند ‌به خاطر تعلق به گروه خاص، واكنش به خطر را به مصلحت گروه خود نمي‌بينند و عكس‌العملي نشان نمي‌دهند.

وي در ادامه گفت: ‌تنها افراد اندكي هستند كه چشم تيزبيني دارند، خطر را مي‌بينند، آينده‌اش را درك و ارزيابي مي‌كنند و طبعاً حساسيت نشان مي‌دهند اما غالباً با چنين افرادي رفتارهاي نامهربانانه مي‌شود و اين نامهرباني‌ها نه تنها از سوي دشمنان بلكه گاهي اوقات از طرف دوستان نيز ديده مي‌شود كه جاي تعجب دارد.

عضو مجلس خبرگان رهبري تصريح كرد:‌ ما بايد به اين هشدارها توجه كنيم، مخصوصاً اگر تجربه مثبتي نسبت به اين هشدارها در گذشته وجود داشته باشد.

* شيطان تمام تجربيات و حيله‌هاي خود را به كار گرفته تا طرز فكري انحرافي را در جامعه القاء كند

آيت‌الله مصباح‌يزدي در ادامه سخنان خود اظهار داشت:‌ در چند سال اخير، چنين احساسي پيش آمده كه خطري پيچيده نسبت به اساس فكري جامعه در حال شكل‌گرفتن است و شيطان تمام تجربيات و حيله‌هاي خود را به كار گرفته تا طرز فكري انحرافي را در جامعه القاء كند.

وي به نقطه شروع اين تفكر اشاره كرد و گفت: بعد از پيروزي انقلاب اسلامي كه با بينش عميق و درك خاص امام (ره) نسبت به مسائل سياسي و اجتماعي و مديريت شايسته ايشان و همدلي و يكپارچگي ملت به‌وقوع پيوست، دشمنان كوشيدند نقش امام (ره) را در ايجاد اين تحول عظيم اسلامي كمرنگ كنند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) اضافه كرد:‌ ظهور يك رهبر ديني و نفوذ فوق‌العاده او در توده‌ مردم، ‌دشمنان را نسبت به روحانيت حساس كرد، بنابراين كوشيدند از اين محبوبيت و نفوذ جلوگيري كنند و تفكر ضد روحانيت را در ميان اقشار جامعه رواج دهند.

* استراتژي قطعي شيطان تضعيف مرتبه و قداست روحانيت شيعه است

آيت‌الله مصباح‌يزدي ادامه داد: استراتژي قطعي شيطان اين است كه بتواند مرتبه و قداست روحانيت شيعه را تضعيف كند چون تنها راه تضعيف اقتدار اسلام و دور كردن جامعه از خداوند، تضعيف روحانيت است.

وي با اشاره به چند نمونه از اين اقدامات بعد از پيروزي انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد:‌ قدم اول در القاي اين تفكر، سعي در كاستن از محبوبيت روحانيت با بزرگ جلوه دادن نقاط ضعف برخي روحانيان و حتي لغزش‌هاي ايشان در تكلم و پوشش و قدم دوم مطرح كردن اسلام منهاي روحانيت بود.

عضو مجلس خبرگان رهبري همچنين اظهار داشت: اين استراتژي تمام نشده و امروز هم با الگو قرار دادن اروپا در كنار زدن كليسا، تلاش مي‌كنند تا روحانيت را مانع پيشرفت ايران جلوه دهند و با اين ايده، درصدد كنار گذاشتن روحانيت و القاي تفكر ضد روحانيت در جامعه هستند.

* برخي با القاي اداره كشور توسط امام زمان (عج) ‌سعي در تضعيف جايگاه ولي‌فقيه دارند

آيت‌الله مصباح‌يزدي يادآور شد:‌ امام خميني (ره) ايران را براي اسلام مي‌خواست، اما اين گروه اسلام را فداي ايران مي‌كنند.

وي در ادامه تأكيد كرد:‌ كمال استادي اين شياطين در اينجا ظاهر مي‌شود كه با القاي اين فكر كه امام زمان (عج) كشور را اداره مي‌كند، سعي در تضعيف جايگاه ولي‌فقيه دارند و نياز به وجود ولي‌فقيه را زير سؤال مي‌برند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) تصريح كرد: اين طرز فكر به سمتي در حال حركت است كه مي‌گويد ما با رابطه‌اي معنوي مي‌توانيم خواسته امام زمان (عج) را به دست آوريم و كشور را بي‌واسطه و بدون نياز به متخصصان اسلام‌شناس اداره كنيم.

* هدف تفكر انحرافي القاي منحصر بودن تمام فعاليت‌ها به يك نفر براي رئيس‌جمهور شدنش است

آيت‌الله مصباح‌يزدي ادامه داد:‌ هدف اين تفكر انحرافي آن است كه در آينده اين تصور القا شود كه تمام فعاليت‌ها، طرح‌ها و خدمات‌ انجام‌شده در اين چند سال از جانب يك نفر منحرف بوده و او بزرگ‌ترين استراتژيست عالم است و هر كاري كه انجام داده‌ايم از او الهام گرفته‌ايم و بنابراين او بايد رئيس‌جمهور آينده شود و كشور را اداره كند.

وي همچنين خاطرنشان كرد: اين خطر بزرگي است كه به نام اسلام، با استفاده از خون شهيدان و بعد از تحمل اين همه سختي‌ها بگويند انتخاب شدن چنين كسي كه نه شناخت درستي از اسلام دارد و نه سوابق روشني در انقلاب، مرتبه‌اي از ظهور است، بدين ترتيب شيطان وسايلي فراهم كرده كه در دل يك كشور اسلامي با شعارهاي ديني، نطفه يك حركت ضد اسلامي منعقد شود.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در پايان تأكيد كرد: اكنون اگر احتمال ضعيفي هم بدهيم كه شيطان چنين نقشه‌اي كشيده است، بايد حواسمان جمع باشد، احتياط كنيم و نسبت به حوادث و فتنه‌ها حساسيت و عكس العمل مناسب انجام دهيم

منبع :جهان نیوز

رييس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب :ما آن روزي مي‌توانيم اميد داشته باشيم كه حكومت الهي تحقق پ

رييس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب گفت: آيا يك رييس‌جمهور مقتدر يعني اينكه دست يك عنصر مرموزي را در كنار خودش بگيرد و با دهن‌كجي به ملت هميشه او را در كنار خودش بنشاند؟و يا اينكه از بيت‌المال مبالغي هنگفت را دست يك عنصر ناباب دهد؟

به گزارش فارس، حجت‌الاسلام سيدحميد روحاني رييس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي در نشست هفتگي انصار حزب‌الله، گفت: فتنه‌گران فتنه‌هايي در پيش گرفتند و با نام اسلام و به نام انقلاب، به نام رهبري، به نام پيروي از ولايت كاملاً به همان نحوه خط موازي همان راه دشمن را ادامه مي‌دهندغ لذا امروز ديگر دشمن نمي‌گويد انقلاب و اسلام نه و امام و رهبري نه؛ بلكه دم از رهبري و امام هم مي‌‌زند، دم از اسلام ناب محمدي(ص) هم مي‌زند اما در زير اين عناوين سعي مي‌كند هسته را در هم بشكند.

حجت الاسلام روحاني افزود: اينها ظاهراً دم از امام و اسلام ناب محمدي مي‌زنند، اما در عمل به يك دفعه اسلام ايراني را مطرح كند. مكتب نوروز، مكتب ايراني چيزهايي نيست كه از يك انسان وارسته پيرو ولي فقيه و اسلام ناب و اصيل كه آرمان‌هاي انقلاب اسلامي را به درستي درك كرده باشد و هسته را به درستي دريافته باشد و به آن پايبند باشد، سر بزند. البته من نمي‌خواهم رييس‌جمهور را متهم به بي‌اعتقادي به ولايت فقيه كنم اما اين سوال براي ما مطرح است كه اميدواريم به ما جواب دهند.

وي سوال كرد: اگر ما پيرو اسلام راستين هستيم و پيرو آن اسلام هستيم كه دنيا را آنگونه به حركت درآورده و كاخ‌نشينان را به لرزه در آورده است، پس ديگر اسلام ايراني چه معنايي دارد؟ مكتب ايراني چه معنايي دارد؟

رييس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي تاكيد كرد: ما نمي‌خواهيم بگوييم ايران نه؛ چرا كه "حب الوطن من الايمان " كسي كه ايمان داشته باشد و اعتقاد به اسلام راستين باشد و پيرو انقلاب و ولي فقيه باشد مي‌تواند ايران خواه و وطن‌خواه باشد و براي وطنش قدمي بردارد. ما اينها را از سر گذرانده‌ايم و تجربه كرده‌ايم. آنهايي كه دم از ايران مي‌زدند و خودشان را وطن‌پرست مي‌دانستند و شعار مي‌دادند چو ايران نباشد تن من مباد، ديديم كه در جنگ دوم جهاني و بعد از شهريور ۱۳۲۰ چگونه ايران را گذاشتند و فرار كردند و ديديم در جريان جنگ هشت ساله و دفاع مقدس يكي از آنها قدم به جبهه نگذاشتند و در راه وطنشان حاضر نشدند كه از بين‌شان خون بيايد و نشسته بودند كه صدام ايران را فتح كند و اينها در دامن آمريكا به عيش و نوش برسند.

حجت الاسلام روحاني با اشاره به مصاحبه اي از رئيس جمهور گفت: رييس‌جمهور محترم ما در مصاحبه‌ايي كه اخيراً داشته‌اند گفتند كه يك رييس‌جمهور قوي و مقتدر موجب عزت كشور، رهبري و به خصوص ملت است. اين درست است؛ اما منظور از رييس‌جمهور قوي و مقتدر يعني چه؟ يعني كسي كه قانون را زير پا بگذارد و مجلس را دور بزند. به رهبر بي‌اعتنايي و به مردم پشت كند و وزرايش اگر اشتباهي كردند استيضاح نشوند و اگر استيضاح شدند، لج كند و ديگر وزير به مجلس معرفي نكند؛ آيا رييس‌جمهور قوي و مقتدر خداي ناكرده از نظر ايشان يعني كسي كه بتواند با ملت، رهبر و با خدا لج‌بازي كند و حكومت الهي را آنگونه بي‌اعتنايي كرده و ديكتاتوري بوجود آورد. آيا يك رييس‌جمهور مقتدر يعني اينكه دست يك عنصر مرموزي را در كنار خودش بگيرد و با دهن‌كجي به ملت هميشه او را در كنار خودش بنشاند؟و يا اينكه از بيت‌المال مبالغي هنگفت را دست يك عنصر ناباب دهد كه آنقدر ريخت و پاش و كلاش پروري كند؟

وي سوال كرد: چرا اينقدر هول شده‌اند و چرا اينقدر خودشان را گم كرده‌اند چرا اينقدر بي‌ظرفيت و كم جنبه هستند كه تا به قدرت رسيده‌اند، قانون هيچ، رهبري هيچ مجلس هيچ، حكومت اسلامي و ولي‌فقيه هيچ. اينكه نه با نظام اسلامي سازگار است و نه ملت هوشيار و آگاه اجازه مي‌دهند كه چنين حكومت بر سر كار بيايد چگونه ممكن است اين ملت علي‌رغم آن همه مبارزات و فداكاري‌هايي كه داشته است اجازه بدهد يك كسي در راس قدرت به نام رييس‌جمهور باشد و به مجلس و به رهبري بي‌اعتنا باشد؛ آيا امكان دارد چنين حكمراني را ملت بپذيرد؟

رييس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي تاكيد كرد: اينجا نقش رهبري معلوم مي‌شود شما حساب كنيد اگر مقام معظم رهبري در اين شرايط در صحنه نبودند و اين مملكت را نجات نداده بودند و دست عناصر مرموز را قطع نكرده بودند و اجازه مي‌دادند به حريم انقلاب و اسلام تجاوز شود، چه وضعي پيش مي‌آمد و چه حكومت ديكتاتوري در مملكت بوجود مي‌آمد. اينجاست كه اهميت نقش ولي فقيه مشخص مي‌شود.

حجت السلام روحاني تصريح كرد: اين باند كه امروز در كشور ما بازيگر صحنه شده و پشت چهره رييس‌جمهور مخفي شده است، اينها اگر فرصتي بيابند و قدرتي به هم بزنند، ديكتاتوري به وجود مي‌آورند كه تمام چكمه‌پوشان خون‌آشام دنيا را روسفيد مي‌كنند. با سحر و افسون و يك سلسله رمال‌بازي مي‌خواهند اسلام را بدنام كنند. چقدر اين جمله امام(ره) جالب است كه هشدار دادند كه مواظب باشيد انجمن حجتيه دست و پاي شما را نشكند.

وي يادآور شد: من در ۱۳ اسفند ۸۸ در مصاحبه‌ايي با يكي از خبرگزاري‌ها كه وابسته به عناصر مرموز و باند كذايي بود، آنجا هشدار دادم كه حضور عنصري مرموز به نام مشايي كه گفته مي‌شود پيشينه حجتيه‌ايي دارد، پايه‌هاي مردمي رييس‌جمهور را سست مي‌كند ولي متاسفانه آن خبرگزاري اين جمله مرا منتشر نكرد ولي ما آن را روي سايت بنياد تاريخ‌پژوهي گذاشتيم. ولي مي‌بينيم اين باند چگونه با يك سلسله پشت هم اندازي و حقه‌بازي و دم از امام زمان زدن و اسلام ايراني تلاش مي‌كنند مسير انقلاب و اسلام را به انحراف و بيراهه مي‌كشانند.

رييس بنياد تاريخ‌پژوهي و دانشنامه انقلاب اسلامي نقش ولي فقيه در چنين جاهايي ظاهر مي‌شود و در جلوگيري از ديكتاتوري، پيش‌گيري از باندبازي و جلوگيري از اينكه يك فرد مطلق‌العنان و مهار گسيخته هر كاري كه دلش مي‌خواهد، انجام دهد. مقام معظم رهبري دست رد بر سينه نامحرمان مي‌زند و اجازه نمي‌دهند عناصري كه به انقلاب و اسلام ايمان ندارند با يك سلسله پشت‌ هم‌اندازي و فريبكاري انقلاب را از مسير خويش منحرف كنند و دشمن هم نشناخته كه نقش مقام معظم رهبري در اين مقطع چقدر جدي و عظيم است لذا با همه قدرت لبه تيز دشنه را متوجه اصل ولايت و مقام معظم رهبري كرده‌اند كه بتوانند به نقشه‌هاي خودشان جامه عمل بپوشانند.

روحاني گفت: ما با يك چنين مصيبت‌هايي مواجه هستيم. حالا كساني كه اعتراض دارند چرا در ايران نتوانستيم حكومت عدل علي(ع)را پياده كنيد آيا حكومت عدل علي(ع) با اين نفسانيات و خودخواهي‌ها مي‌شود. هر كسي كه به قدرت مي‌رسيد يا از اول به اسلام و انقلاب امام و رهبري و ولايت فقيه ايمان ندارد؛ همچون بني‌صدر و بعضي از دولت‌هاي قبل و يا اگر هم ايمان دارد مي‌بينيم وقتي كه به قدرت مي‌رسد خودش را گم مي‌كند و به يك دفعه فكر مي‌كند در يك مقامي قرار دارد كه همه قدرت‌هاي الهي و زميني بايد پيرو او باشند.

وي افزود: ما آن روزي مي‌توانيم اميد داشته باشيم كه حكومت الهي تحقق پيدا كند كه اين نفسانيات كنار برود. چقدر اين جمله حضرت امام در مبارزه با نفس يا جهاد اكبر عظيم است. مي‌فرمايد "خدا نكند قبل از اينكه شما خودتان را اصلاح كنيد جامعه به شما روي بياورد كه جز بدبختي چيزي به همراه ندارد. "

روحاني در پايان تأكيد كرد: امروز رهبري ما تنهاست در مقابل اين همه تهاجمات تنهاست و من اميدوارم كه خداوند به ما توفيق دهد در مرحله اول بتوانيم خودمان را از نفسانيات دور كنيم و اصلاح شويم؛ مساله عاقبت به خيري خيلي مهم است و به اين سادگي براي هر كسي تحقق پيدا نمي‌كند. بايد سعي كنيم در زندگي از لج‌بازي و خودرأيي و كيش شخصيت بپرهيزيم كه در اين صورت شايد بتوانيم اگر روزي به قدرتي هم رسيديم خودمان را نجات دهيم و گر نه براي همه ما اين خطرها وجود دارد.

 منبع :رجانیوز

آیت الله مصباح یزدی: شاید جامعه آبستن فتنه‌ای دیگر باشد/ تمسک به ولایت‌فقیه رمز پیروزی

قم - خبرگزاری مهر: رئیس موسسه امام خمینی(ره) با بیان اینکه شاید جامعه امروز نیز آبستن فتنه‌ای دیگر باشد و برخی از کسانیکه به برکت نظام، انقلاب و مردم به پست و مقام رسیدند در روزگاری دیگر جور دیگری باشند تاکید کرد: چیزی که موجب حفظ جامعه و پیروزی آن در برابر دشمنان می‌شود تمسک به ولایت فقیه است.

به گزارش خبرنگار مهر در قم، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی قبل از ظهر چهارشنبه در دیدار جمعی از سپاهیان لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب قم با تاکید بر اینکه ولایت فقیه در زمان غیبت ما را از بلا‌ها حفظ می‌کند اظهار داشت: تنها چیزی که نجات دهنده ما است تمسک به قرآن و عترت و در زمان دسترسی نداشتن به عترت ولایت فقیه است.

رئیس موسسه امام خمینی (ره) در ادامه با اشاره به حوادث صدر اسلام و آزار و اذیت پیامبر، با بیان اینکه بیشترین ظلم را قبیله پیامبر به وی روا داشتند گفت: جنایاتی که مسلمانان نمازخوان، روزه گیر و جهاد رفته بر پیامبر و فرزندان وی کردند در عالم نظیر ندارد.

وی با اشاره به ظلم‌ها و مشقت‌هایی که ائمه در طول زندگی خود با آن مواجهه شدند و همچنین حوادث عاشورا گفت: این سوال در ذهن برخی افراد پیش می‌آید که چرا خداوند کاری نکرد که ائمه راحت باشند و در سختی و مشقت به سر نبرند و ظلمی به آن‌ها نشود و یا اینکه حوادث عاشورا اینگونه رقم نخورد.

رئیس موسسه امام خمینی (ره) با بیان اینکه یک جواب اجمالی که می‌توان به این پرسش داد این است که این‌ها همه مصلحت خداوند است که ما آن را متوجه نمی‌شویم ادامه داد: اما اگر ما بخواهیم تفسیر بیشتری نسبت به این مصلحت داشته باشیم باید برخی از عوامل را مدنظر قرار دهیم.

عبرت آموزی از حوادث تاریخ

وی در ادامه اظهارداشت: برخی از حوادثی که طی ۱۴۰۰ ساله گذشته ظهور اسلام تاکنون رخ داده است باعث عبرت‌ها و عدم تکرار برخی اشتباهات از سوی برخی افراد شده است که ما نمونه آن را در نحوه برخورد و احترام و اطاعت مردم از امام خمینی (ره) دیدیم.

استاد حوزه افزود: با وجوداین کسانی نیز از فتنه‌ها درس نگرفتند و ما دیدیم که کسانی در نظام که به دست امام خمینی (ره) به پست و مقام رسیدند از پشت به ایشان خنجر زده و با دشمنان انقلاب برای از بین بردن نظام اسلامی همراه شدند.

شاید جامعه آبستن فتنه‌ای دیگر باشد

وی با اشاره به اینکه شاید جامعه امروز نیز آبستن فتنه‌ای دیگر باشد عنوان کرد: شاید در روز دیگر برخی از کسانیکه به برکت نظام، انقلاب و مردم به پست و مقام رسیدند در روزگاری دیگر جور دیگری باشند.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه با طرح مجدد این سوال که چرا خداوند برای از بین بردن فتنه‌ها و نابودی ظلم کاری نمی‌کند گفت: هدف خداوند برای آفرینش انسان این بوده است که انسان‌ها خوب زندکی کرده و اعمال نیک انجام داده و به بهشت بروند اما برای خوب زندگی کردن و لایق بهشت شدن انسان باید از امتحانات و آزمایش‌هایی عبورکند که این فتنه‌ها و ظلم‌ها همگی امتحانات الهی است.

مقام معظم رهبری در بهشت

وی با بیان اینکه اگر ما به بهشت برویم خواهیم دید که خداوند چه مقامی به مقام معظم رهبر در بهشت می‌دهد بیان کرد: ایشان در طوی ۵۰ سال هر روز در معرض امتحانات طاقت فرسا بودند که از همه آن‌ها سرفراز بیرون آمده‌اند.
 
وی در ادامه بیان کرد: اگر حوادث و جریانات عاشورا نبود اصحاب سید الشهداء (ع) شناخته نمی‌شدند و در زمان ما نیز اگر جنگ تحملی رخ نمی‌داد نیز بسیاری از شهداء ما شناخته نمی‌شدند.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به فتنه سال ۱۳۸۸ عنوان کرد: حوادث آن سال یک امتحان بود که مشخص کند چه کسانی پیروز و چا کسانی مردود شده‌اند.

چه کسی چنین سرنوشتی رابرای سران فتنه تصور می‌کرد؟

وی تأکید کرد: اگر فتنه سال ۸۸ که یک امتحان الهی بود رخ نمی‌داد چه کسی در آن زمان که سران فتنه پست و مقامی داشتند احتمال می‌داد که آن‌ها روزی به این سرنوشت دچار شوند.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه با اشاره به شهادت استاد مطهری بیان کرد: قاتل وی نیز طلبه بود که ساله‌ها در قم و تهران در س خوانده بود و به بهانه حفظ اسلام و عدالت اسلامی تحت تاثیر افکار مارکسیستی و التقاطی قرار گرفته و به بهانه اینکه مطهری مانع تحقق عدالت اجتماعی است وی را به شهادت رساند و این تفکر را داشت که آخوند‌ها نباید در حکومت نقش داشته باشند.

وی در ادامه با اشاره به برخی از حوادث دوران مشروطیت بیان کرد: درمبارزات آن زمان برخی از افراد به شکل علنی با اسلام مخالف بودند و برخی نیز به شکل ظاهری دیندار اما در باطن با دین مخالفت می‌کردند و با دنبال این بودند که روحانیت را از صحنه مبارزات دور کنند.

تفکر عدم حضور روحانیت در نسل سومی ها

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه تفکر عدم حضور رو حانیت در جامعه هنوز هم وجوددارد اظهار داشت: اگر چنین تفکری در در نسل سوم ما نیز وجود داشته باش بدانید که نطفه فتنه دیگری وجود دارد.
منبع :خبر گزاری مهر

حضرت زهرا علیها السلام از منظر امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام

منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یك زن می‌تواند چنان بالا رود كه مایه مباهات و افتخار امام (علیه السلام) گردد. اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی می‌طلبد لكن در اینجا فهرست‌وار، به ذكر پاره‌ای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.

مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌كند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی كه حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است كه «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم كش دوزخیان از شماست.»(1)

حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»

* در جریان شورای شش نفره كه خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین كرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)

* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»(3)

* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و كمالات خویش و این‌ كه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن كس كه رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستی.(4)

فاطمه ركن علی است

از مقامات ممتازی كه مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌باشد ركن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیك یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب ركناك.» (5)

چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام كلثوم] به زودی دو ركن تو از دست می‌روند.»

حضرت علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء‌ یا بِنتِ مُحمد؟ كنت بِكِ اتعزی فَفیم العَزاء من بعدك؟»؛ به چه چیزی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو به چه چیزی آرامش یابم؟

علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یكی از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این ركن دیگر است.»

مددكار اطاعت الهی

انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همكار و دوست برای آنان كسی بود كه در این راستا به آنها كمك كند.

می‌خوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)

تمسك علی علیه السلام به كلام زهرا علیهاالسلام

حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این كه فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیكم بالدعا.»

حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم كه او را یاری می‌كردند و زینت‌ها را رها كرده و لباس سوگ در بر نموده‌اند، فرمود:«این حالت را رها كنید و بر شماست كه دعا و نیایش نمایید.»(7)

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»

با این كه حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسك می‌كند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این كه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

تنها تسلی بخش علی علیه السلام

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:

«بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ كُنتُ بِكِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِكِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام

حضرت علی علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه ایشان فرمودند:

«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود.

«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید…

و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:

« انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرضی لِرِضاكِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتك صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی كه صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت كرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11)

تكرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»(12)

مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش

در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارك فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه می‌خواهی وصیت كن، یقینا به عهد خود وفا كرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.» (13)

پایان شكیبایی علی علیه السلام

علی علیه السلام كه اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار می‌دارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گرامیش در حالی كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت:

«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… اگر بیم چیرگی ستمكاران نبود، برای همیشه اینجا [كنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم می‌راندم.»(14)

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.

2- نهج البلاغه.

3- طبرسی/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135.

4- همان/ ص 123.

5- علامه الحافظ محب الدین الطیری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی/ چاپ بیروت دار المعرفه/ ص 56.

6- بحارالانوار/ ج43/ ص 117.

7- جوادی آملی/ زن در آئینه جمال و جلال/ ص42.

8- رحمانی همدانی/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفی/ ص 578/ به نقل از مجمع الروایة.

9- کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بیروت/ ج12/ ص111.

10- همان.

11- نهج البلاغه/ فیض السلام/ خطبه 193.

12- سیدمحمد کاظم قزوینی/ فاطمة الزهرا من المهد الی اللحد/ دارالصادق بیروت/ چاپ اول/ صص610- 609.

13- همان.

14- اصول کافی/ ج1/ ص 159.

"فصلنامه پژوهشی و اطلاع رسانی نهج البلاغه"

http://iusnews.ir/

آيا قرآن براساس آيه 62 سوره بقره پلوراليسم (تكثرگرايي ديني) را مي‏پذيرد؟

براي روشن شدن پاسخ اين پرسش لازم است كه تفسير آيه فوق را بررسي كنيم تا معنا و مقصود آيه فوق و آيات مشابه روشن شود كه قرآن پلوراليسم را نمي‏پذيرد.

از اين رو تفسير آيه 62 سوره‏ي بقره را توضيح مي‏دهيم:

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَاري‏ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ‏.

در حقيقت كساني كه (به پيامبر اسلام) ايمان آورده‏اند، و كساني كه به (آيين) يهود گرويدند و مسيحيان و صابئان (پيرو يحياي پيامبر)، كساني (از آنان) كه به خدا و روز باز پسين ايمان آوردند، و [كار] شايسته انجام دادند، پس پاداششان نزد پروردگار آنان براي ايشان است؛ و نه هيچ ترسي بر آنان است و نه آنان اندوهگين مي‏شوند.شأن نزول: برخي از مفسران حكايت كرده‏اند كه در صدر اسلام پرسشي براي برخي از مسلمانان مطرح شد كه: اگر تنها اسلام راه حق ونجات است پس تكليف نياكان ما چه مي‏شود؟ آيا آنان به خاطر عدم حضور در زمان پيامبر اسلام‏(ص) و ايمان نياوردن به او مجازات مي‏شوند؟آيه فوق بدين مناسبت نازل شد و اعلام كرد كه هر كس در عصر خويش به پيامبر خويش و كتاب آسماني او ايمان آورده و عمل شايسته انجام داده است اهل نجات است و نگراني ندارد، پس يهوديان و مسيحيان مؤمن و شايسته‏كردار كه قبل از ظهور پيامبر اسلام زندگي كرده و مرده‏اند اهل نجات هستند.1

نكات و اشارات: 1. مشابه آيه فوق در سوره بقره /112 و مائده /69 و حج /17 آمده است، و اين آيات پاسخي است به كساني كه راه نجات را در پناه نژاد و مليت خاص مي‏جويند. همانطور كه يهوديان دين و نژاد خود را از ديگران بهتر دانسته و بهشت را مخصوص خود مي‏دانستند، ولي قرآن به آنان پاسخ مي‏دهد كه راه نجات منحصر در ايمان و عمل شايسته است. و تنها نام مسلمان، يهودي2 و مسيحي (= نصاري3) بر خود نهادن موجب سعادت و نجات نمي‏شود.

۲. مفسران قرآن چند تفسير عمده براي آيه فوق ارائه كرده‏اند:

الف: مقصود آيه ايمان و اعمال شايسته پيروان اديان الهي قبل از اسلام است كه از دنيا رفته‏اند و موجب نجات آنان خواهد شد همانطور كه در شأن نزول بدان اشاره شد.4

ب: مقصود آيه ايمان و اعمال شايسته يهوديان و مسيحيان وصائبان در زمان حاضر است اما منظور ايمان به اسلام و عمل صالح بر طبق دستورات قرآن است يعني اگر آنان محتواي كتاب‏هاي خويش و بشارت‏هاي پيامبرانشان در مورد پيامبر اسلام پيروي كنند مسلمان مي‏شوند و ايمان و عمل صالح آنها پذيرفته خواهد شد.5

 البته مانعي ندارد كه هر دو معنا مقصود آيه باشد.

۳. ممكن است از آيه فوق استفاده شود كه افرادي همچون اديسون كه پيرو اديان ديگر هستند ولي آگاهي كافي از اسلام ندارند (جاهل قاصرند) وبه بشريت خدمت كرده‏اند پاداش مناسب عمل خويش را دريافت مي‏كنند، و يا حداقل از عذاب كفر آنان كاسته مي‏شود.

۴. آيا اين آيه و آيات مشابه آن، بدان معناست كه در عصر حاضر نيز همه پيروان اديان الهي اهل نجات هستند و تكثر گرائي و پلوراليسم صحيح است؟

پاسخ منفي است چرا كه آيات قرآن همديگر را تفسير مي‏كند و در آيات ديگر وعده عذاب به غير مسلمانان داده شده است. پس اديان ديگر منسوخ شده و پيروان آنها وظيفه دارند تا در مورد حقانيت اسلام تحقيق كنند تا مسلمان شوند.7

۱ . اسباب النزول، نيشابوري، ص 17 (ايشان نقل مي‏كند كه سلمان از نياكان عبادتگر خود پرسيد) نمونه، ج 1، ص 284.

۲ . واژه «هادو» از ريشه «هود» به معناي بازگشت به نرمي است. كه در معناي توبه به كار رفته است، سپس به دين موسي‏عليه السلام گفته شده است و از اين روست كه پيروان او يهوديان ناميده شدند.

3 . واژه «نصاري» از ريشه «نصر» به معناي ياري كردن است و به كساني همچون حواريون، كه عيسي‏عليه السلام را ياري كردند نصاري‏ گفته شد، سپس همه پيروان مسيح، نصاري و مسيحي ناميده شدند.

۴. نمونه، ج 1، ص 284.

۵ . يعني «من آمن باللَّه و...» قيد يهود و مسيحيان وصائبان است نه الذين آمنو (= مسلمانان) چون كساني كه ايمان آورده‏اند نيازي به اين قيد ندارند. (نمونه، ج 5، ص 27)

6 . Pluralism، ريشه آن لاتيني است و به معناي نظريه‏هايي است كه به لزوم كثرت عناصر و عوامل در جامعه ومشروعيت منافع آنها باور دارند. (فرهنگ خاص علوم سياسي، حسن عليزاده، ص 231)

7 . البته برخي مفسران معاصر برآنند كه طبق متن آيه 62 / بقره نيز پلوراليسم ردّ مي‏شود، چون اهل كتاب با ارتكاب مواردي كه اسلام منع كرده است و با عدم اعتقاد به معاد واقعي، ملاك‏هاي اين آيه را براي نجات ندارند. (تسنيم، ج 5، ص 94)

http://www.mobaleghhawze.blogfa.com/post

نامه شهیدمطهری به امام درباره مکتب ایرانی

به گزارش فارس، شهيد مطهري يكسال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در نامه‌اي به امام خميني(ره) با اشاره به آفت‌هاي موجود در راه انقلاب پرداختن به تفكر ايراني را يكي از اين آفت‌ها ارزيابي مي‌كند.

شهيد مطهري در اين نامه امام را استاد و مقتداي خود خوانده و با اشاره به التقاط سازمان منافقين در بخشي از اين نامه مي‌نويسد: .... به اصطلاح گروه مسمي به «مجاهدين» است. اينها در ابتدا يك گروه سياسي بودند ولي تدريجا به صورت يك انشعاب مذهبي دارند در مي‌آيند، درست مانند خوارج كه در ابتدا حركتشان يك حركت سياسي بود، بعد به صورت يك مذهب با يك سلسله اصول و فروع درآمدند. كوچكترين بدعت اينها اين است كه به قول خودشان به "خودكفايي " رسيده‌اند و هر مقام روحاني و مرجع ديني را نفي مي كنند؛ از همين جا مي‌توان تا آخر خواند. ديگر اينكه در عين اظهار وفاداري به اسلام، كارل ماركس لااقل در حد امام جعفر صادق عليه‌السلام نزد اينها مقدس و محترم است.

شهيد مطهري همچنين نسبت به تشكيل تفكراتي كه بعدها به تشكيل گروهك فرقان منجر شد اشاره مي‌كند و مي‌نويسد: ... اخيرا مي‌بينم گروهي كه علاقه وعقيده درست به اسلام ندارند و گرايشي انحرافي دارند با دسته‌بندي‌هاي وسيعي در صدد اين هستند كه از او[دكتر شريعتي] بتي بسازند كه هيچ روحاني جرات اظهار نظر در گفته‌هاي او را نداشته باشد.

اين شهيد بزرگوار مي‌افزايد: عجبا! مي‌خواهند با انديشه‌هايي كه چكيده افكار ماسينيون مستشار وزارت مستعمرات فرانسه در شمال آفريقا و سرپرست مبلغان مسيحي در مصر و افكار گرويچ يهودي ماترياليست و انديشه‌هاي ژان پل سارتر اگيستانسياليست ضد خدا و عقايد دوركهايم جامعه‌شناس ضدمذهب است، اسلام بسازند، پس و علي الاسلام سلام.

شهيد مطهري همچنين در بخش ديگري از اين نامه با اشاره به تفكري كه امروز موسوم به «مكتب ايراني» است با اشاره به سلسله مقالاتي در كيهان آن روزها مي‌نويسد: درباره مليت ايراني (و مستقلا ماشين شده و در حقيقت فلسفه‌اي بود براي مليت ايراني و قطعا تاكنون تا حدي از مليت ايراني به اين خوبي و مستند به يك فلسفه امروز پسند دفاع نكرده است. شايسته است نام آن را «فلسفه رستاخيز») بگذاريم. خلاصه اين مقالات كه يك كتاب مي‌شود، اين بود كه ملاك مليت، خون و نژاد كه امروز محكوم است، نيست؛ ملاك مليت، فرهنگ است و فرهنگ به حكم اينكه زاده تاريخ است نه چيز ديگر، در ملت‌هاي مختلف، مختلف است؛ فرهنگ هر قوم فرهنگ آن قوم است؛ هر قوم كه فرهنگ مستمر نداشته نابود شده است؛ ما ايرانيان فرهنگ دو هزار و پانصد ساله داريم كه ملاك شخصيت وجودي ما و من واقعي ما و خويشتن اصلي ماست، در طول تاريخ حوادثي پيش آمد كه خواست ما را از خود واقعي ما بيگانه كند ولي در طول تاريخ حوادثي پيش آمد كه خواست ما را از خود واقعي ما بيگانه كند ولي ما هر نوبت به خود آمديم و به خود واقعي خود بازگشتيم، آن سه جريان عبارت بود از حمله اسكندر، حمله عرب، حمله مغول، در اين ميان بيش از همه درباره حمله عرب بحث كرده و نهضت شعوبيگري را تقديس كرده است، آنگاه گفته اسلام براي ما ايدئولوژي است و نه فرهنگ؛ اسلام نيامده كه فرهنگ ما را عوض و فرهنگ واحدي به وجود آورد، بلكه تعدد فرهنگ‌ها را به رسميت مي‌شناسد همان طوري‌كه تعدد نژادي را يك واقعيت مي‌داند؛ آيه كريمه «اِنّا خَلَقناكُم مِن ذَكَرٍ وَ اُنثي وَ جَعَلناكُم شُعوباً وَ قَبائِلَ...» ناظر به اين است كه اختلافات نژادي و اختلافات فرهنگي كه اولي ساخته طبيعت است و دومي تاريخ، بايد به جاي خود محفوظ باشد؛ ادعا كرده است كه ايدئولوژي ما روي فرهنگ ما اثر گذاشته و فرهنگ ما روي ايدوئولوژي ما، لهذا ايرانيت اسلامي شده است و اسلام ما اسلام ايراني شده است.

شهيد مطهري مي‌افزايد: اين بيان عملا و ضمنا، نه صريحا فرهنگ واحد به نام فرهنگ اسلامي را انكار كرده است و صريحا شخصيت‌هايي نظير بوعلي و ابوريحان و خواجه نصيرالدين و ملاصدار را وابسته به فرهنگ ايراني دانسته است؛ يعني فرهنگ اينها ادامه فرهنگ ايراني است، اين مقالات بسيار خواندي است؛ در انتساب آنها به او [دكتر شريعتي] شكي نيست، به بعضي‌ها مثل آقاي خامنه‌اي و آقاي بهشتي گفته مال من است، ولي مدعي شده كه من اينها را چندين سال پيش نوشته‌ام و اينها را پيدا كرده و چاپ كرده‌اند؛ در صورتي كه دلائل به قدر كافي هست كه مقالات، جديد است. به هر حال مطالعه حضرتعالي بسيار مفيد است.

بنابر اين گزارش امام خميني(ره) البته به اين نامه طولاني جوابي ندادند و آن را بي‌پاسخ گذاشتند و در همين حال شهيد مطهري كه در اين نامه از امام كسب تكليف كرده بود نيز در اين باره سكوت اختيار مي‌كند.
حجت الاسلام معلمي از استادان حوزه و دانشگاه درباره دليل سكوت امام و عدم پاسخ به نامه شاگردش مي‌گويد: در جريان نقد انديشه‌هاي دكتر شريعتي، بعضي از اساتيد، بدون در نظر گرفتن شرايط و مصالح، شروع به نقد افكار وي كردند و كاري نداشتند كه آيا اين كار در حال حاضر به نفع اسلام و دانشگاه هست يا نه، اما شهيد مطهري اين كار را نكرد بلكه نامه‌اي به اين مضمون كه مطالب دكتر شريعتي مشكل دارد، به امام نوشت و كسب تكليف كرد، امام پاسخ نامه را نداد، لذا ايشان متوجه شد كه تكليف فعلي سكوت است ولي برخي ديگر از اساتيد سكوت نكردند و باعث شدند كه امام از آنها گله‌مند شود، چرا كه امام اين كار را به‎مصلحت وقت نمي‌دانست. زيرا دكتر شريعتي در دانشگاه‌ها خيلي نفوذ داشت و نقد او در آن زمان، باعث جدايي حوزه از دانشگاه مي‌شد و به اتحاد حوزه و دانشگاه ضربه مي‎زد و بيشترين منفعت را رژيم ستم‎شاهي مي‌برد لذا امام در سخنراني خود اظهار كردند كه من از دو گروه گله دارم يكي از دانشگاهياني كه روحانيت را قبول ندارند و يكي روحانيوني كه دانشگاهيان را از خود طرد مي‌كنند. در اين جريان مي‌بينيم كه استاد مطهري چقدر تابع امام بود و از اول، سكوت اختيار كرده بود.

منبع:جهان نیوز

6 تذکر بسیار مهم آیت الله خاتمی به "بعضی سیاسیون"

به گزارش جهان خطیب جمعه تهران با اشاره به اینکه خطبه ام را به دو مبحث داخلی و خارجی تقسیم بندی می کنم افزود: در مبحث داخلی ۶ نکته مهم و جود دارد که همه آنها بدیهی و روشن است اما گاهی لازم است که بدیهیات را نیز تذکر بدهیم.

وی تاکید کرد: اولین نکته این است که اصل انقلاب اسلامی با ولایت یک ولی فقیه به نام حضرت امام خمینی به سرانجام رسید و این کشور اگر دست بنی صدر و بنی صدرها بود که تا کنون فروخته شده بود. بنابراین تمام موفقیت های کشور در عرصه دانش نوین فناوری، سیاسی و اقتدار سیاسی و دیگر موفقیت ها همه مدیون حضور ولایت فقیه در کشور است.

وی با بیان اینکه بوش رئیس جمهور سابق آمریکا بارها و بارها در خاطرات خود اعلام کرده است که چند بار تا مرز حمله به ایران رفته اند اما حمله نکرده است افزود: کدام قدرت جلوی آنها ایستاده است؟ کدام تدبیر از حمله به ایران جلوگیری کرده است؟ معلوم است که تدبیر مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای بوده است.

به گزارش مهر خاتمی ادامه داد: حتی در طرح هدفمندی یارانه ها اگر حمایت های رهبری نبود و اگر پیگیری های مداوم ایشان نبود حتما این طرح ارزشمند به بار نمی نشست.

خطیب جمعه تهران تاکید کرد: همه موفقیت ها در این کشور بدون تردید مرهون و مدیون ولایت فقیه است و البته هیچ کس منکر همراهی مسئولان خدمتگزار نیست اما اینگونه هم نیست که رهبری از دور دستی بر آتش داشته باشد. بلکه تمام انقلاب ما مدیون رهبری و ولایت فقیه است.

وی ادامه داد: نکته دوم این است که مشروعیت کل نظام به ولایت فقیه است و سه قوه وقتی مشروعیت دارند که امضاء رهبری پای آنها باشد و هیچ قوه ای بدون امضاء رهبری اعتبار ندارد بنابراین اطاعت از ولایت فقیه بر مسئولان کشور بدون تردید واجب شرعی و قانونی است.

خاتمی، حمایت مردمی از مسئولان کشور را نکته سومی دانست که به آن اشاره کرد و افزود: مسئولان کشور باید بدانند که حمایت مردمی از هر مسئول و از هر شخصی بی حساب و کتاب نیست و شاخص حمایت مردم مسئله ولایت فقیه است.

وی ادامه داد: مردم نگاه می کنند و هر مسئولی که به گفتمان ولایت نزدیک تر باشد او را حمایت می کنند و محبوب تر است.

وی تاکید کرد: گفتمان عدالت و مبارزه با فساد تنها گفتمان رهبری است. بنابراین این مسئله نباید مورد غفلت مسئولان قرار گیرد و باید آگاه باشند که حمایت مردم مطلق نیست و این حمایت مردمی مشروع است و تا زمانی ادامه دارد که اطاعت از رهبری وجود داشته باشد.

خطیب جمعه تهران همچنین ادامه داد: در نکته چهارم باید متذکر شوم که شگردهایی را دشمنان ما در دوره به اصطلاح اصلاحات القاء کردند مبنی بر اینکه حاکمیت دوگانه در کشور وجود دارد این در حالیست که این شگردها دروغ بود و امروز نیز همان مطرودان ملت در رسانه های بیگانه دوباره به صحنه آمدند و این دروغ را به مردم القا می کنند که حاکمیت دوگانه در کشور وجود دارد. من باید از این تریبون به آنها بگویم که حاکمیت در کشور ما یگانه است و حاکمیت قانون اساسی است که در متنش ولی فقیه است.

خاتمی گفت: از مسئولان کشور نیز انتظار داریم به گونه ای عمل کنند که دشمنان را در القاء حاکمیت دوگانه در کشور ناکام بگذارند.

خطیب جمعه تهران درخصوص آرامش و امنیت به عنوان مورد دیگر افزود: آرامش و امنیت بستر هر پیشرفتی است و همه پیشرفت های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و نظامی در سایه آرامش و امنیت محقق می شود.

وی ادامه داد: بحمدالله امروز در منطقه آرام ترین و امن ترین کشور نظام جمهوری اسلامی ایران است و دشمنان ایران این روزها به دنبال القاء اختلافات در کشور و وجود التهاب در کشور هستند.

خاتمی از مسئولان کشور خواست طوری عمل کنند که در میدان دشمنان بازی نکنند و خانه های جدول آنها را پر نکنند و رفتاری داشته باشند که توی دهن دشمنان نظام بزنند.

وی ششمین مورد تذکر خود را به این موضوع اختصاص داد که معیاری برای امام راحل و رهبری وجود داشته است که دوست و دشمن را با رفتار دشمن می شناسند و گفت: به آن معنا که اگر دشمن از هر جریانی حمایت کرد متوجه می شویم که عیبی در این جریان ایجاد شده است به عنوان مثال در فتنه اخیر نیز اینگونه شد که انگلیس، آمریکا، سلطنت طلبها، رقاصه های فراری و همه کسانی که از سوی نظام و انقلاب مطرود شده بودند پشت سر جریان فتنه قرار گرفتند و ملت نیز جریان فتنه را طرد کرد. به این گونه دوست از دشمن شناخته شد.

خطیب جمعه تهران مخاطب قرار دادن دشمنان خارجی گفت: هر جریانی که شما حمایت کنید مردم آن جریان را انحرافی می دانند و به ضرر او خواهد بود

منبع:جهان نیوز

آيت‌الله مصباح يزدي:"ولايت فقيه "در زمان معصوم هم وجود داشته و مخالفت با آن در حد شرك بالله است

آيت‌الله مصباح يزدي:
"ولايت فقيه "در زمان معصوم هم وجود داشته و مخالفت با آن در حد شرك بالله است

آيت الله مصباح يزدي گفت: براي شناخت دين و راه هدايت بايد به عقل، قران، کلام معصومين(ع) و در زمان غيبت، به فقها مراجعه كنيم.

به گزارش رجانيوز، آيت الله مصباح يزدي در ديدار با جمعي از پاسداران با اشاره به اين‌که خداوند انسان را به گونه‌اي آفريده كه با اختيار و اراده خود راه سعادت را انتخاب كند، اظهار داشت: ويژگي انسان به عنوان خليفة‌الله اين است که از طرفي مي‌تواند راه کمال را در پيش بگيرد و از طرف ديگر راه انحطاط و سقوط را انتخاب كند.

استاد حوزه علميه اظهار داشت: لازمه به کارگيري اراده براي رسيدن به کمال، شناختن راه صحيح است؛ چون انتخاب و اراده براي کسي‌ امكان دارد كه راه صحيح را بشناسد.

وي ادامه داد: علاوه بر ابزار شناختي مثل حواس و عقل، خداوند از سر لطف بي‌پايان خود پيامبر و جانشينان وي را نيز براي هدايت بشر قرار داده تا بتواند راه صحيح را از مسير انحراف باز بشناسد.

عضو مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: هر چند مردم نسبت به امامان معصوم(ع) بي‌وفا بودند و برخي از آنها با ائمه دشمني و ستيز کردند، و بعضي ديگر هم از امام خود حمايت نکردند، اما اراده الهي بر اين تعلق گرفته كه معصوم داوزدهم ـ‌عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف‌ـ زماني ظاهر شود که عالم ظرفيت استفاده از وي را داشته باشد.

علامه مصباح يزدي با اشاره به وظيفه مکلفين در زماني كه امكان دسترسي به معصوم نيست، گفت: حتي در زمان حضور معصوم که برخي از مردم يه امام(ع) دسترسي نداشتند، ائمه(ع) افرادي را به عنوان نائب و جانشين خود قرار مي‌دادند و اين همان امري است که در فرهنگ ما «ولايت فقيه» نام دارد.

وي گفت: تاريخ نيز گواه است كه از صدر اسلام تاکنون در شرايط عدم دسترسي به امام معصوم، به ويژه در زمان غبيت، فقها و علما نقش بسيار مؤثري داشتند و اگر آنها نبودند، چه بسا چيزي از اسلام باقي نمانده بود و اگر هم نامي از اسلام بود، محتواي آن کاملا تحريف شده بود.

استاد اخلاق حوزه علميه قم با اشاره به آيه‌اي از قرآن کريم گفت: اراده خداوند همواره بر اين تعلق گرفته که دو دستگاه در برابر هم وجود داشته باشد: دستگاه پيامبران و دستگاه شياطين انس و جن.

عضو خبرگان رهبري با اشاره به لزوم انتخاب راه صحيح براي رسيدن به کمال گفت: خداوند حداکثر اختيار را به انسان داده است و حتي قرآن که کتاب هدايت است، بر اثر استفاده نادرست و تفسير به رأي مي‌تواند براي عده‌اي وسيله گمراهي باشد. از همين‌رو شياطين انسي مانند مرتاض‌ها از قدرتي برخوردارند كه مي‌توانند به كمك آن ديگران را بفريبند؛ اما مردم بايد با انتخاب صحيح سعي كنند از دام‌ شياطين رها شوند و با استفاده از اسباب هدايت راه درست را پيدا كنند.

وي با اشاره به داستان گوساله سامري و نقش آن در گمراهي بني‌اسرائيل گفت: طبق روايات هر اتفاقي که براي بني‌اسرائيل افتاده، براي امت اسلام هم رخ مي‌دهد. پس بايد بدانيم كه همواره سامري‌هايي هستند که مي‌توانند ما را بفريبند.

آيت‌الله مصباح يا اشاره به اين که تعداد کمي از مردم از وقايع و داستان‌‌ها عبرت مي‌گيرند، گفت: بحمدالله شيعيان بيش از سايرين از اين وقايع درس گرفته‌اند؛ به ويژه در جريان تعيين خليفه، زماني كه بسياري از افراد پس از رحلت پيامبر اسلام(ص) واقعه غدير خم را که تنها هفتاد روز از آن گذشته بود فراموش کرده بودند.

وي ادامه داد: تاريخ نشان داده بسياري از مسلماناني كه اهل نماز، تلاوت قرآن‌ و انفاق بودند، و حتي در رکاب رسول خدا و اميرالمؤمنين ـ‌صلوات‌الله عليهما‌ـ شمشير زده بودند، فرزند وي را به فجيع‌ترين وضع به قتل رساندند. ما بايد از اين وقايع درس عبرت بگيريم و بدانيم اين تحولات براي هر كسي ممکن است اتفاق بيافتد و اين دام‌ها سر راه همه ما وجود دارد و خطر سقوط در آنها تا لب گور ما را تهديد مي‌کند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) گفت: براي هدايت ابتدا بايد از عقل استفاده کنيم و سپس قرآن و کلمات معصومين(ع) را با مراجعه به اهل علم و متخصصان مسايل ديني، يعني فقها، فرا بگيريم.

وي با اشاره به اين‌که نمي‌توان دين را از غير متخصص در امور ديني ياد گرفت، گفت: دين را بايد به كمك علما از قرآن و كلمات معصومين آموخت؛ نه از مرتاض و جن‌گير؛ و با استناد به اين‌که برخي افراد کارهايي مي‌کنند که ديگران از انجام آن عاجزند، نمي‌توان براي شناخت دين به آن‌ها مراجعه کرد.

اين استاد فلسفه و تفسير با تأکيد بر اين‌که شناخت راه سعادت در گرو فهم صحيح از دين به وسيله عقل، قرآن، پيامبر و معصومين ـ‌صلوات‌الله عليهم اجمعين‌ـ و علماست، گفت: فقها وارثان قرآن ‌و معصومين(ع) هستند و اگر کسي به دستور غير خدا عمل کند، در حقيقت به شرک در ربوبيت تشريعي گرفتار شده است.

وي در پايان با بيان اين‌كه اگر فهميديم مسأله‌اي حق است بايد تا آخر بر آن پافشاري کنيم، خاطرنشان کرد: اگر پس از بررسي ادله ولايت فقيه به حقانيت آن پي برديم، بايد پاي آن بايستيم و بدانيم که مخالفت با ولي‌فقيه مخالفت با ائمه و بر اساس روايات در حد شرك بالله است.

منبع :رجانیوز

وزير سابق بهداشت با بيان اينكه هرگاه با توكل به خدا منويات رهبر معظم انقلاب را پيگيري كرده‌ايم، شاهد

وزير سابق بهداشت با بيان اينكه هرگاه با توكل به خدا منويات رهبر معظم انقلاب را پيگيري كرده‌ايم، شاهد بركات بسياري بوده‌ايم، گفت: تبعيت از مقام معظم رهبري داراي بركات حقيقي است.


به گزارش خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس «توانا»، كامران باقري لنكراني وزير بهداشت و درمان دولت نهم شب گذشته با حضور در برنامه «ديروز، امروز، فردا» با بيان اينكه درحال حاضر در دانشگاه علوم پزشكي شيراز در مقطع فوق تخصصي گوارش و كبد به تدريس مشغول است، اظهار داشت: فعاليت‌هاي‌ اجتماعي را نيز به عنوان يك تكليف در كانون فرهنگي بصيرت در استان فارس ادامه مي‌دهم.

وي با بيان اينكه قبل و بعد از دوران وزارت براي او تفاوت ماهيتي نداشته است، درخصوص الزامات فرهنگ و كار و تلاش ادامه داد: نگرش توحيدي بايد در تمام صحنه‌هاي زندگي حضور داشته باشد تا از اين طريق كار مفيدي ارائه شود لذا اگر نگاه ما به مشاغل خود، عبادي باشد، اخلاص، توكل، اميدواري به آينده و احساس تكليف جزء نتايج آن محسوب مي‌شود.

* قوه مجريه جايي نيست كه در آن بتوان برخلاف قانون حركت كرد

باقري‌لنكراني با اشاره به تفاوت مسئوليت در نظام جمهوري اسلامي با ساير نظام‌هاي دنيا، تصريح كرد: با توجه به اينكه نظام مقدس جمهوري اسلامي ميراث شهيدان گرانقدر است، خدمت براي آن افتخار آميز محسوب مي‌شود.

وي در خصوص عواملي كه سرعت حركت وزارت بهداشت را در زمان تصدي وي كند كرده بود، خاطر نشان كرد: مسئوليت در قوه مجريه طبق قانون صورت مي‌گيرد از اين رو وزارت بهداشت نيز تكاليف مشخصي دارد؛ قوه مجريه جايي نيست كه در آن بتوان برخلاف قانون حركت كرد.

رئيس مركز تحقيقات سياستگذاري سلامت در كشور با بيان اينكه مسئوليت در نظام جمهوري اسلامي يك امانت الهي محسوب مي‌شود كه بايد متناسب با شأن آن عمل كرد، گفت: در زمان حضرت امام(ره) بين وزرا اختلافي به‌وجود آمد كه ايشان در خصوص آن فرمودند "اگر هر كس كار خود را انجام دهد، اختلافي پيش نمي‌آيد ".

وي با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري مبني بر پرهيز از مسائل حاشيه‌اي عنوان كرد: شاقول مناسب براي همه مسئولان و تصميم‌گيران كشور توجه به وظيفه قانوني است.

باقري لنكراني به تفاوت‌هاي دولت نهم و دهم اشاره كرد و افزود: به نظر بنده هر دو دولت تجارب خوبي از خدمت‌رساني به مردم داشته‌اند و دولت دهم دراين عرصه بسيار پركار و پر نشاط است؛ بنده نكاتي را كه براي حوزه بهداشت مفيد بدانم به‌صورت مستقيم يا از طريق ساير افراد انتقال مي‌دهم و با برخي از آنها نيز موافقت مي‌شود.

باقري لنكراني اظهار داشت: مسئولان هر گاه به الزامات و وظايف اصلي خود توجه كرده و به نيروهاي مومن و جوان اعتماد كرده‌اند بيشترين رشد و بالندگي در كشور ايجاد شده است.

وي با تأكيد بر اينكه نظام ما به بلوغي رسيده كه تغيير افراد نبايد جهت‌گيري‌هاي كلي آن را تغيير دهد، اضافه كرد: قانون اساسي، ‌سند چشم‌انداز، سياست‌هاي كلي وقانوني برنامه پنجم توسعه چارچوبي است كه ثبات جهت‌گيري مسئولان را تضمين خواهد كرد و دولت در 6 سال اخير برمبناي اين جهت‌گيري حركت كرده است.

وزير سابق بهداشت و درمان دولت نهم در خصوص راه‌هاي جلوگيري از ايجاد «غرور» در ميان مسئولان، يادآور شد: به اين فراز از دعاي امام حسين (ع) در دعاي عرفه كه مي‌فرمايند «من در غناي خود هم فقير هستم چه رسد به فقرم كه در آن بسيار فقيرم» بايد توجه و عمل شود.

*رشد علمي كشور جهاد اقتصادي را دانش‌محور كرده است

وي درخصوص زمينه‌هاي نامگذاري امسال به عنوان «جهاد اقتصادي» تصريح كرد: كشور در عرصه‌ هاي علمي رشد بسيار خوبي داشته و اين امر كار اقتصادي كشور را دانش‌محور كرده، از اين رو امكان حركت جهشي در عرصه‌هاي مختلف ايجاد شده است.

باقري‌لنكراني با تأكيد بر اينكه توانمندي علمي كشور بسيار بالنده بود و ظريف بومي شدن را داراست، بيان داشت: جمهوري اسلامي در تمام 32سال گذشته مورد تهديد واقع شده و بر همين اساس وقتي دشمن در يك سال گذشته از جريان فتنه نااميد شد و فهميد كه از اين طريق به نتيجه‌اي نمي‌رسد به تهديد‌هاي اقتصادي روي آورد.

وي ادامه داد: دشمن عرصه اقتصاد را براي ضربه‌زدن به كشور انتخاب كرده و از تمام ابزار خود اعم از قطعنامه و تحريم استفاده مي‌كند اما با تدبير مسئولان تا كنون به جايي نرسيده است كه در اين زمينه مي‌توان به «جهاد بنزيني» اشاره كرد.

وزير سابق بهداشت و درمان دولت نهم با بيان اينكه كشور ظريف تبديل تهديدات به فرصت و نقاط قوت را داراست، اضافه كرد: ظرفيت اقتصاد دانش محور و نيروي جوان با انگيزه در كشور وجود دارد لذا مي‌توان در عرصه‌هاي اقتصادي به حركت جهشي دست زد.

وي عنوان كرد: برخي مقوله جهاد اقتصادي را صرفاً جلب سرمايه‌گذاري، تعريف پروژه‌هاي بزرگ و آوردن سرمايه‌گذار مي‌دانند درحالي‌كه اگر قرار است اين عرصه جهادي باشد نبايد ثروت افراد خاصي افزايش يابد بلكه ثروت عمومي بايد افزوده شود.

* هدفمندي يارانه‌‌ها نقطه عطف اقتصاد كشور است

رئيس مركز تحقيقات سياستگذاري سلامت ادامه داد: با همت دولت، قانون هدفمند كردن يارانه‌ها در حال اجراست و همه افراد آن‌ را نقطه عطف اقتصاد كشور مي‌دانند بنابراين اين امر مي‌تواند زمينه‌ساز تحولات بزرگي در اقتصاد شود و قطعاً‌ كار بسيار زيادي مي‌طلبد.

وي اظهار داشت: در بخش بهداشت و درمان هيچ حوزه‌اي كه نتوان در آن خدمت مناسب ارائه كرد، وجود ندارد و بايد در سال جهاد اقتصادي براي آنها نيز برنامه‌ريزي داشت كه يكي از جنبه‌هاي آن افزايش دسترسي مردم به خدمات درماني، جذب گردشگر خارجي در اين حوزه و گسترش تكنيك‌هاي بومي است.

باقري لنكراني بيان داشت: كشور در 6 سال گذشته داراي شتاب غير قابل مقايسه‌‌اي بوده و توليدات مقالات و ايجاد شركت‌هاي دانش‌بيان نيز رشد چندبرابري داشته كه با توجه به ظرفيت عظيم كشور اين اقدامات بايد افزايش يابد.

وي افزود: دشمن در تمام زمينه‌ها در صدد ايجاد اخلال در كشور است؛‌ دشمن تا زماني كه متوجه جديت ما در توليد داروهاي داراي تكنولوژي نبود، حساسيت نداشت اما وقتي متوجه اين امر شد جلوي ما را گرفت.

رئيس مركز تحقيقات سياستگذاري سلامت درخصوص اثر گذاري هدفمندي يارانه‌ها در بخش بهداشت و درمان، گفت: حوزه سلامت يكي از بخش‌هاي است كه درموضوع هدفمندي بالقوه مخاطره آميز است چرا كه حوزه‌هاي پررونق هدفمندي يارانه‌ها مربوط به بخش سوخت و انرژي است.

وي عنوان كرد: با توجه به مخاطره آميز بودن هدفمندي يارانه‌ها در بخش سلامت مجلس و دولت به اين حوزه توجه ويژه داشته و مشخص كرده‌اند تا بخشي از اعتباراتي كه در هدفمندي حاصل مي‌شود به منظور حفاظت از سلامت مردم صرف شود.

* در تبعيت از مقام معظم رهبري بركات حقيقي وجود دارد

باقري لنكراني اضافه كرد: هرگاه با توكل به خدا منويات رهبر معظم انقلاب را پيگيري كرده‌ايم، شاهد بركات بسياري بوده‌ايم و بنده اين موضوع را به دليل مقلد بودن و يا علاقه مندي به معظم‌له بيان نمي‌كنم چرا كه دراين تبعيت آثار حقيقي وجود دارد.

وي گفت: ما در مسئوليت خود توجه ويژه‌اي به بر زمين نماندن امر رهبري داشتيم كه اين باعث بركات بسياري در كار مي‌شد.

وزير سابق بهداشت و درمان دولت نهم با تأكيد بر اينكه احكام الهي صرفاً مربوط ‌به زمان انبياء و معصومين (ع) نبوده است، اظهار داشت: اين احكام براي هميشه تاريخ است و اين امر در عصر غيبت بر زمين نمي‌ماند از اين رو معتقد هستم كه ولي فقيه امتداد امامت و ولايت معصومين (ع) است.

* توقع مردم از مسئولان حفظ آرامش كشور پس از فتنه‌انگيزي‌ها است

وي تأكيد كرد: توقع مردم از مسئولان اين است كه آرامش كشور را پس از فتنه‌انگيزي‌هاي سال گذشته حفظ كرده و آن را مستحكم‌تر كنند و حداكثر خدمت را براي كشور انجام دهند چرا كه نظام جمهوري اسلامي براي مردم مهم است.

باقري لنكراني با بيان اينكه مردم هرگاه احساس كنند كه فضاي آرامش و اتحاد كشور دچار خدشه شده است آن را تحمل نكرده و نارضايتي خود را اعلام مي‌كنند، گفت: مردم به پايمال نشدن خون شهدا حساس بوده و نمي‌خواهند اختلاف مسئولان دستاوردهاي كشور را زير سؤال ببرد و اين امر نشان‌دهنده رصد كردن عميق مسائل از سوي آنها است.

وي درخاتمه اظهارداشت: مردم مطمئن باشند كه اين نظام الهي هيچ شكست، عقب‌گرد و بن بستي ندارد و همانطور كه امام راحل(ره) فرمودند ما دعا مي‌كنيم نظام مقدس جمهوري اسلامي به قيام امام عصر (عج) متصل شود از اين رو جاي هيچ نگراني وجود ندارد.

منبع:زجانیوز

سليمي‌نمين؛نگذاريم تملق‌گويان احمدي‌نژاد را از ما بگيرند

بررسي نقش تملق‌گويي‌ در انحراف دولت‌ها در گفت‌وگوي فارس با سليمي‌نمين؛
نگذاريم تملق‌گويان احمدي‌نژاد را از ما بگيرند

خبرگزاري فارس: رئيس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران با مروري بر نقش تملق‌گويي در انحراف برخي دولت‌ها تأكيد كرد: نبايد بگذاريم اطرافيان رئيس جمهور با تملق‌گويي احمدي‌نژاد را از ما بگيرند.


عباس سليمي‌نمين رئيس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران در گفت‌وگوي تفصيلي با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، در مقدمه سخنان خود با آسيب شناسي و تبيين برخي جريانات و رويدادها، در سه دهه انقلاب اسلامي ضمن طرح اين پرسش كه چرا ما در كشور برخي از نيروهاي انساني كارآمد و توانمند خود را از دست مي‌دهيم و هنوز هم اين روند ادامه دارد، گفت: بايد در اين خصوص بررسي جدي صورت گيرد كه چه عواملي موجب مي‌شود كه آن توانمندي و قابليت افراد از بين برود.

وي با توضيح اين‌كه در اين خصوص عوامل بيروني و دروني تاثيرگذار بوده است، گفت: به طور طبيعي انسان‌ها داراي خصايصي هستند كه در شرايط متفاوت رشد مي‌كنند؛ همه داراي حب نفس، حب مال و زياده‌خواهي به طور طبيعي هستند چرا كه اگر اين خصلت‌ها نباشد بشر دست به كار و پيشرفت نمي‌زند؛ اما اين زياده‌خواهي بايستي با كنترل‌هاي شرعي و عقلي به خوبي مديريت شود.

اين تحليلگر سياسي با طرح اين موضوع كه چگونه مي‌شود عوامل بيروني و محيطي را طوري فراهم كرد كه اين شخصيت‌ها و سرمايه‌ها از دست نروند، گفت: تجربيات سه دهه پس از انقلاب اسلامي نشان مي‌دهد كه برخي لغزش‌هاي مديريت‌ها به صورت چرخه‌اي ادامه داشته است؛ زيرا به جاي اينكه عوامل و ريشه‌هاي مشكلات را از ميان برداريم، سعي شده است با اشخاص برخورد شود.

سليمي نمين با بيان اينكه بايد براي درك وضعيت فعلي واين روند، شاخصه و ملاك درستي براي اندازه‌گيري دردست داشت، يادآور شد: انگيزه‌هاي مبارزان براي پيروزي انقلاب اسلامي، برپايي نظام اسلامي و حركت بر اساس باورها و شاخصه‌هاي اسلامي در طول مسير بود.

وي ادامه داد: در زمينه حكومت دين مقدس اسلام براي ما توصيه‌ها و دستورالعمل‌هاي روشني دارد كه در يك جامعه اسلامي به چه صورت بايد رفتار و عمل شود؛ همچنين يك حكومت اسلامي با چه معيارهايي بايد شناخته شود و با مردم رابطه داشته باشد، مشخص است.

*امام خميني (ره) داراي دقيق‌ترين و ناب‌ترين فهم از اسلام براي احياي مجدد اسلام ناب محمدي(ص)بود

رئيس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران با بيان اينكه الگوي فكري و عملي امروزي انقلابيون، حضرت امام خميني (ره) بود، خاطرنشان كرد: انديشه ما بر اساس آموزه‌هاي ديني و سياسي اسلام حقيقي بود كه مصداق عيني آن را حضرت امام خميني (ره) يافتيم؛ چراكه ايشان داراي دقيق‌ترين و ناب‌ترين فهم از اسلام براي احياي مجدد اسلام ناب محمدي(ص)بود.

اين تحليلگر سياسي ادامه داد: پس از پيروزي انقلاب اسلامي ما با بعضي از آفت‌ها مواجه شديم يعني اينكه چون در خارج از قدرت بوديم، نمي‌توانستيم درك كنيم كه با دستيابي به قدرت با چه آفاتي مواجه خواهيم شد؛ لذا تصور واقعي از آفت‌هاي قدرت نداشتيم، چرا كه تاريخ صدر اسلام را طوري براي ما خوانده بودند كه همواره آدم‌هاي آن دوران را به طور ثابت مي‌پنداشتيم؛ مثلا اگر فردي بد بود انگار از ابتدا بد بوده است و يا اگر فردي خوب است كه انگار از ابتدا خوب بوده است.

سليمي نمين اضافه كرد: در اوايل انقلاب تصور مي‌شد مگر مي‌شود يك فرد كه در طول عمر در مسير حق در حركت بوده به يكباره سقوط كرده و منحرف شود؛ اما به تدريج مشاهده كرديم كه قدرت هر چند مي‌تواند ابزار خدمت و خير و بركت باشد؛ ولي همين قدرت مي‌تواند در مسيري قرار گيرد كه در مقابل هدف اوليه دستيابي به قدرت باشد.

*ممكن است انسان‌هاي صالح تحت تاثير بعضي آفات قدرت منحرف مي‌شوند

وي با يادآوري اينكه پس از انقلاب، بسياري از نيروهاي نامتجانس با روح انقلاب كه تظاهر به انقلابي‌گري مي‌كردند از بدنه حاكميت تصفيه شدند، گفت: در ابتداي مسير حركت انقلاب اكثر كساني كه در بدنه انقلاب مانده بودند معتقد به اسلام و انقلاب بودند، اما پس از آن متوجه شديم كه مي‌شود انسان‌هاي صالح تحت تاثير بعضي آفات منحرف شوند، چراكه اين اتفاق افتاد.

اين پژوهشگر تاريخ ايران مهمترين دليل انحراف افراد را "تملق‌گويي " اطرافيان افراد صاحب قدرت خواند و افزود: همانگونه كه حضرت امام (ره) مكراراً با تملق‌گويي افراد هم در گفتار و هم در عمل مقابله مي‌كرد، بنابراين ما بسياري از شخصيت‌هاي خود را با تملق‌گويي از دست داديم. يعني تعدادي از افراد متملق كه به طمع منافع مادي خود را به مراكز قدرت نزديك كرده بودند، آنها براي رسيدن به آن از هيچ تملقي فروگذار نكرده تا به سود مادي بيشتر برسند.

* شخصيت‌هاي برجسته‌اي در طول انقلاب بر اثر تملق‌گويي و بزرگ جلوه دادن آنان از دست رفتند

وي با تاكيد بر اينكه به تجربه ثابت شده است كه بسياري از تملق‌گويي‌هاي اطرافيان بر روي مسئولان تاثير گذاشته و در نهايت آنها را منحرف كرده است، اظهار داشت: شخصيت‌هاي برجسته‌اي در طول انقلاب بر اثر تملق‌گويي و بزرگ جلوه دادن آنان از دست رفتند.

رئيس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران با اشاره به دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي و خاتمي پرسيد: چرا بايد گمان كرد كه شخصي مثل هاشمي رفسنجاني و خاتمي متأثر از تملق‌گويي اطرافيان خود شد، اما احمدي‌نژاد از اين قاعده مستثني است.

*از مهمترين دلايل سقوط "بني‌صدر و منتظري " تملق‌گويي فريبكارانه اطرافيانشان بود

"بني‌صدر و منتظري " از شخصيت‌هايي بودند كه سليمي نمين آنها را نمونه سقوط كرده بر اثر تملق اطرافيان برشمردو تاكيد كرد: قطعا در ماجراي آقاي منتظري تملق‌گويي اطرافيان تاثير بسيار زيادي داشت و بسياري از اين افراد حسابگرانه در اطراف وي جمع شدند و او را در برابر امام(ره) قرار دادند و اين درحالي بود كه منتظري فردي فعال و خدمت‌كرده به انقلاب بود؛ اما از طريق القائات دروغ و تملق‌گويي فريبكارانه و دادن اطلاعات غلط او را وادار كردند در مقابل خميني كبير(قدس سره) بايستد.

اين پژوهشگر تاريخ ايران ادامه داد: امام(ره) به آقاي منتظري گفتند شما از سياست به دليل ساده‌لوحي و ضعفهايي كه در اين زمينه داريد دوري كنيد، ولي به درس و بحث حوزه و فقه بپردازيد، شما در سياست بازي ميخوريد و خيلي سريع متاثر از جوسازي اطرافيان مي شويد؛ بنابراين در سياست دخالت نكنيد؛ امام بيش از دو سال سعي كرد اين شخص را در نظام و انقلاب حفظ كنداما اطرافيان منتظري نگذاشتند.

سليمي نمين افزود: هرچند ممكن اسن فردي در يك جنبه كار فاقد صلاحيت باشد؛ اما مي‌توان در عرصه ديگري از توانمندي او استفاده كرد، چراكه او يك سرمايه است و نبايد سرمايه را تا جايي كه امكان دارد در نظام حفظ كرد و اين سيره امام(ره) بود.

*تملق‌گويان با شيوه‌هاي ماهرانه سعي مي‌كنند دولتمردان را تحت تاثير خود را به انحراف بكشاند

وي "قدرت " را به دليل دسترسي به منابع مالي، مستعد جمع شدن افراد متملق اطراف دولتمردان دانست و گفت: افراد متملق بسيار سازمان‌يافته و تشكيلاتي گرد افراد صاحب قدرت جمع مي‌شوند، هرچند كه آن فرد با تقوا باشد، تملق‌گويان با شيوه‌هاي ماهرانه سعي مي‌كنند آن فرد را تحت تاثير خود را به انحراف بكشاند.

*تملق‌گويي موجب شد كه در دوران سازندگي نظارت بصورت جدي تضعيف شود

رئيس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران با يادآوري اينكه تا به امروز شخصيت‌هاي زيادي را بر اثر همين رفتارها از دست داده‌ايم، گفت: چرا كه چاپلوسان و تملق‌گويان براي رئيس جمهور آن زمان يك قداست و بزرگ‌نمايي كاذبي درست كرده بودند.

سليمي نمين ادامه داد: بسياري از افراد در آن زمان جلوي انتقادها را مي‌گرفتند و با گفتن اينكه هاشمي شخصيت بسيار خاصي است سعي كردند قداست بيجايي را به امور اجرايي بدهند كه ضربات بدي را خورديم و افراد توانمند را به سادگي از دست داديم.

وي گفت: اين كار موجب شد كه مصالح انقلاب بسيار آسيب ببينند و منافع ملي و سرمايه‌‌هاي انساني كشور به هدر رود و اين آسيب غيرقابل جبران است؛ چرا كه تربيت افراد و نيروي انساني نيازمند زمان و سرمايه‌گذاري‌هاي بسيار بلندمدتي است.

*مسائل كلان كشور در سايه رقابت‌هاي سياسي آسيب مي‌بيند

اين پژوهشگر تاريخ ايران اضافه كرد: در شرايط كنوني كشور متاثر از رقابت‌هاي سياسي است، لذا مسائل كلان كشور مورد آسيب قرار مي‌گيرد، چرا كه سايه رقابت‌هاي سياسي و كارها تحميل مي‌شود.

اين كارشناس مسائل سياسي سوال كرد: باتوجه به اينكه تملقگويي موجب سقوط بسياري از افراد در طول انقلاب اسلامي شده است، چرا امروز بازهم ازبرخي تملق گويي‌ها در كارهاي اجرايي جلوگيري نمي‌شود،چرا جامعه نسبت به تملق گويي عكس العمل نشان نمي دهد.

سليمي نمين با گوشزد كردن اين نكته كه مطبوعات ما نبست به برخي تملق‌‌گويي‌ها و دادن نسبت‌هاي غير واقع حساس نيستند، خاطرنشان كرد: اخيرا در يك سي دي نسبت‌هايي به آقاي احمدي نژاد توسط برخي افراد داده شد كه وي را بعنوان شخصيتي خاص از اصحاب امام زمان (عج) معرفي كردند كه دستهايي پشت اين ماجرا قرار دارد و اين يك تملق آشكار است كه تاثيرات منفي زيادي ايجاد خواهد كرد؛ بنابراين رسانه‌ها بايد نسبت به كساني كه اين سي دي را توليد كردند و برنامه ريزي مي‌كنند واكنش نشان دهند.

وي يادآور شد: در گذشته نيز عده‌اي به رئيس جمهورهاي گذشته نسبت‌هايي تملق آميز مانند امير كبير دوران، سردار سازندگي، انديشمند آزاد انديش و روشنفكر دادند و در زماني هم با القا اينكه هاشمي يك شخصيت ويژه است و بايد در كاخ زندگي آنچناني داشته باشد اين افراد را از آرمان‌هاي انقلاب دور كردند.

*برخي اطرافيان آقاي احمدي نژاد مي‌خواهند اين شخصيت توانمند كشورمان را همچون شخصيت‌هاي گذشته از ما بگيرند

رئيس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران با انتقاد شديد از برخي تملق‌گويي‌هاي مشايي و رحيمي از آقاي احمدي‌نژاد، گفت: امروز نيز افرادي با زبان تملق اطراف رئيس جمهور هستند كه سعي دارند با بازي‌هاي فريبكارانه و تبليغاتي منافع سياسي و اقتصادي از آن به دست آورند كه در اصل مي‌خواهند آقاي احمدي نژاد شخصيت توانمند كشورمان را همچون شخصيت‌هاي گذشته از ما بگيرند.

سليمي‌نمين در ادامه برنامه فروش خودرو رئيس جمهور توسط اطرافيان رئيس‌جمهور را قطعا فريبكاري خواند و تصريح كرد: آقاي مشايي با همكاري شخصي كه با او مشغول كارهاي اقتصادي است، دست به اين بازي مسخره زدند، كه چيزي جز تحقير فكري مردم نبود؛ چرا كه ساده زيستي نياز به تبليغات اينچنيني ندارد، لذا مي‌بينيم حضرت امام (ره) و رهبر معظم انقلاب به شدت جلوي كارهاي تبليغاتي را در اين خصوص مي‌گرفتند.

وي تاكيد كرد: تملق گويان اطراف شخصيت‌ها همواره در اين فكر بوده و هستند كه نيروها و شخصيت‌ها انقلاب را از مردم بگيرند، لذا زماني هاشمي رفسنجاني به شيوه‌اي، زمان خاتمي به گونه‌اي و امروز نيز به طور ديگري سعي در اين كار دارند؛ لذا هر فرد را با توجه به خصوصيات و زمينه‌ها لازم در آن فرد به انحراف مي‌كشانند.

*براي اينكه آقاي رئيس جمهور را همچون افراد سابق از دست ندهيم لازم است از تجربيات گذشته به خوبي عبرت بگيريم

سليمي نمين، آقاي احمدي نژاد را فردي دلسوز، معتقد به باورهاي ديني، اصول و ارزش‌هاي انقلاب، ولايتمدار و خدمتگزار توصيف كرد و افزود: براي اينكه آقاي رئيس جمهور را همچون افراد سابق از دست ندهيم لازم است از تجربيات گذشته به خوبي عبرت بگيريم.

* هاشمي رفسنجاني به دليل تملق گويي‌هاي اطرافيشان كم كم تغيير كرد

وي با اشاره به اينكه آقاي هاشمي در ابتدا و در شرايط انقلاب سعي مي‌كرد دفتر كار ساده زيستي داشته باشد، يادآور شد: كم كم اطرافيان وي طوري به او القا كردند كه ديگر نبايد در صندلي شبيه ديگران بنشيند و حتما بايد آقاي هاشمي روي صندلي آنچناني و متفاوت با سايرين مي‌نشست؛ بنابراين هاشمي رفسنجاني به دليل تملق گويي‌هاي اطرافيشان كم كم تغيير كرد.

اين كارشناس مسائل سياسي در ادامه سخنان خود خاطنشان كرد: در دوره دوم رياست جمهوري هاشمي افرادي سعي كردند او را بار ديگر در قدرت نگه دارند، لذا سعي كردند با استفاده از امكانات دولتي بر بقا در قدرت تلاش كردند و خود هاشمي نيز در نهايت با اين خواسته غير قانوني همراهي كرد.

وي همچنين در اين زمينه اضافه كرد: در زمان خاتمي نيز اطرافيان با تملق گويي و القا برخي افكار به او سعي كردند با سر دادن شعارهاي مانند خروج از حاكميت، حاكميت دو گانه، افزايش اختيارات رياست جمهوري و تغيير قانوني اساسي ضربه اي را وارد كنند.

سليمي نمين گفت: امروز نيز شاهد برخي تلاش‌هاي توسط اطرافيان رئيس جمهور هستيم كه تلاش دارند از امكانات دولتي براي بقا در قدرت استفاده ‌كنند.

رئيس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران تاكيد كرد: ما نبايد منتظر بمانيم تا حتما فاجعه‌اي رخ دهد بعد فرياد بزنيم بنابراين قبل از وقع بايد پيشگيري كرد.

*نبايد اجازه بدهيم آقاي احمدي‌نژاد را از ما بگيرند

وي گفت: اگر به آقاي احمدي نژاد علاقه مند هستيم نبايد اجازه بدهيم او را از ما بگيرند؛ بايد جلوي اين افراد را كه اطراف او جمع شده‌اند بگيريم، چون خطاي سياسي و شرعي مرتكب مي‌شوند، لذا از امكانات دولت استفاده مي‌كنند تا آقاي مشايي را مطرح كنند كه اين خلاف است چرا كه كسي حق ندارد از بين المال براي رسيدن به قدرت استفاده كند.

سليمي نمين تصريح كرد: تلخ‌ترين اتفاقي كه در حال وقوع است اين است متملقين اطراف هاشمي رفسنجاني، خاتمي و احمدي‌نژاد در آينده‌اي نزديك به هم پيوند خواهند خورد كه اين خطر جدي است كه مي‌بينيم.

وي يادآور شد: زماني كه جريان چپ با كار گزاران دوران هاشمي در حال پيوند بود، من هشدار دادم كه در عرصه فعاليت‌هاي اقتصادي اينها در حال پيوند با يكديگر هستند، لذا امروز خطري بالاتر از پيوند عناصر لغزش يافته اطراف هاشمي رفسنجاني عناصر اقتصادي لغزشي يافته اطراف خاتمي نبود كه در نتيجه فاجعه فتنه 88 را به وجود آوردند، هر چند با هم اختلاف‌هايي داشتند اما داراي نقطه‌اي مشترك به نام "تملق گويي " براي استفاده مالي و پولي بودند.

*جريان چپي كه به هاشمي فحاشي مي‌كرد در ادامه با او و اطرافيانش پيوند خوردند

اين پژوهشگر تاريخ معاصر ايران، خاطرنشان كرد كه تملق اين افراد از هاشمي و خاتمي به دليل شخصيت‌ آنها نبود بلكه به دليل نزديكي به كانون قدرت و رسيدن به منافع مالي و اقتصادي بود، كه با كمال تعجب ديديم جريان چپي كه به هاشمي فحاشي مي‌كرد در ادامه با او و اطرافيانش پيوند خوردند.

سليمي نمين تصريح كرد: جريان متملق اطراف احمدي نژاد مانند مشايي و رحيمي علاقه مند به او نيستند، اما به دليل اينكه مي‌بينند نزديك شدن به رئيس جمهور مي‌تواند آنها را برخوردار از امكانات كند به او نزديك و از او تملق‌گويي مي كنند.

وي پيش بيني كرد: در آينده بين همه جريان‌‌هاي سو استفاده گر اقتصادي تملق‌گو پيوند ايجاد خواهد شد؛ بنابراين در آينده فتنه بسيار بزرگي رقم خواهد خورد، لذا براي پيشگيري از اين هزينه‌هاي سنگين بايد نسبت به برخي مسائل حساسيت بالا نشان داده و اوضاع را رصد كنيم.

* هر نوع تقدس دادن به قوه مجريه يك فاجعه است

اين كارشناس مسائل سياسي با انتقاد شديد از كساني كه به قوه مجريه تقدس مي‌دهند، اظهار داشت: هر نوع تقدس دادن به قوه مجريه يك فاجعه است، قوه مجريه بايد در قبال يكايك اعمالش پاسخگو باشد، بنابراين نبايد اجازه دهيم اين تملق گويان مقدس نما نيروهاي انقلاب را از ما بگيرند.

سليمي نمين انتقاد سازنده سلامت موجب مسئولان داشت و افزود: قطعا احمدي نژاد انسان پاك، پيرو ولايت و خدمتگزار است، اما اگر نظارت صحيح و انتقاد سازد، بر او و اطرافيان او نباشد، جريان به انحراف كشيده خواهد شد.

وي با تاكيد بر اينكه اشخاص در نظام اسلامي در درجه دوم اهميت قرار دارند گفت: اصل اساسي، مسير حركت اسلام و سپري كردن صحيح اين مسير است.

رئيس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران گفت: تملق اطرافيان ممكن است موجب غرور كاذب در احمدي نژاد ‌مي‌شود و اگر اينگونه شود او ديگر خادم مردم نبوده و خود را در سطح آنان نخواهد ديد، چراكه متملقان همين بلا را بر سر شخصيت‌هاي ديگر انقلاب نيز آوردند.

*در دولت نهم بسياري از اين نيروهاي كارآمد را كنار گذاشتند و افراد متملق را در دولت دهم جمع كردند

سليمي نمين با يادآوري اينكه بسياري از وزراي دولت نهم انسان‌هاي سالم و پاك و صريح‌الهجه بودند، گفت: در دولت نهم بسياري از اين نيروهاي كارآمد را كنار گذاشتند و افراد متملق را در دولت جمع كردند كه نشان از تاثير گذاري تملق است كه اين جا به جايي‌ها انجام مي‌شود.


وي تصريح كرد: بسياري از افراد مي‌گويند اگر به احمدي نژاد انتقاد كنيم ما را طرد مي‌كنند؛ كه اين جاي نگراني بسيار دارد؛ لذا يك روحاني بر جسته نزديك به احمدي نژاد مي‌گفت اگر از او انتقاد كنم من را از اطراف او طرد مي‌‌كنند و وزرا نيز جرات انتقاد از او را ندارند.

* امروز در برخي حوزه‌هاي اقتصادي سر و كله برخي افراد خطا كار دوره هاشمي، خاتمي پيدا شده است

رئيس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران بيان هشدار داد: امروز در برخي حوزه‌هاي اقتصادي سر و كله برخي افراد خطا كار دوره هاشمي، خاتمي پيدا شده است؛ امروز حضور برخي افراد متخلف اطراف شخصي مثل جاسبي در اطراف احمدي نژاد جاي سوال جدي دارد.

سليمي نمين در بخش ديگر سخنان خود به روانشناسي شخصي مسئولان توسط دشمن اشاره كرد و گفت: در زماني كه حتي ما در حاكميت نبوديم و قدرت در ميان مردم بود دشمنان در اطراف شخصيت‌هاي تاثير گذار حوزه علميه و برخي مراجع نيرو نفوذ مي‌دادند كه بتوانند در موقع خاص از آن استفاده كنند.

*دشمن سعي دارد نيروهاي انقلاب را از طريق اطرافيان آنها از درون استحاله كند

اين پژوهشگر تاريخ ايران خاطر نشان كرد: غرب بعد از اينكه نتوانست در مقابله مستقيم با ملت ايران به نتيجه دلخواه برسد به دنبال اين رفت كه نيروهاي اصيل انقلاب را استحاله كند يعني از درون آنها را به محتوا كند.

وي تصريح كرد: استحاله شخصيت‌هاي بزرگ و موثر عمدتا از طريق اطرافيان آنها صورت مي‌گيرد، لذا اين تصور كه دشمن فقط با زيان زور و تهديد به مقابله با ما دست مي‌زند، اشتباه است ؛دشمن با ارزيابي دقيق از افراد و پيدا كردن سلايق، علاقمندي‌ها، نقاط ضعف و قوت آنها از سال‌ها قبل اقدام به به انحراف كشندن شخصيت‌هاي تاثيرگذار مي‌كرد.

سليمي نمين همچنين در اين زمينه گفت: يكي از استفاده دشمن از شبكه بي بي سي اين است كه سيستم ارزيابي وزارت خارجه انگليس به آنها از مصاحبه هاي طولاني اين شبكه با افراد در كشورها و آناليز دقيق آن فرد مصاحبه شونده، براي او فايل مخصوصي درست مي‌كنند و او را ارزيابي شخصيتي دقيق مي‌كند تا بتواند در موقع حساس از او استفاده كند.

رئيس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران ادامه داد: اين كار رسانه‌اي علاوه بر سيستم‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي دشمن كه هميشه بوده است؛ ولي يكي از كارهاي دشمن براي اينكه با يك شخصي توانمند مقابله كند، نزديك شدن به او است تا او را از تفكر اصلي خود دور كند.

* با پرهيز از تخريب‌ افراد، مواضع اصلاح‌گرانه را در جامعه تقويت كنيم

وي در بخش پاياني گفت‌و‌گوي خود با فارس به بيان راهكارهاي خود براي مرتفع كردن اين مشكلات پرداخت و گفت: ما بايد در كشور ميان رقابت‌هاي حزبي و اصلاح‌گرايانه‌ دلسوزانه كه ذات انقلاب است، تفاوت قائل شده و اين دو را از هم تفكيك كنيم؛ بنابراين تلاش كنيم با از ميان بردن موانع و تخريب‌ افراد مواضع اصلاح‌گرانه را در جامعه تقويت كنيم.

اين كارشناس مسائل سياسي علت مخالفت خود با برخي حركت‌هاي سياسي وحزبي را اينگونه بيان كرد كه معمولا در رقابت‌هاي حزبي افراد به دنبال ريشه‌يابي خطاها نيستند، لذا دو حزب يا شخصيت سياسي فقط براساس منافع زودگذر به دنبال حذف رقيب هستند در حاليكه بايد همه به دنبال اصلاح ريشه‌اي ساختار باشيم.

سليمي نمين ادامه داد: بر همين اساس معتقدم بايد در جامعه شيوه رقابت‌هاي سياسي تعديل شود؛ چرا كه به علت‌ها و ريشه‌هاي مشكلات پرداخته نمي‌شود در نتيجه مردم از از اين روش آسيب مي‌بينند اما در روش اصلاح‌گرايانه و نگاه انتقادي علاوه بر گوشزد كردن خطاها راهكارهاي سازنده نيز ارائه مي‌شود.

*امروز شاهد بازگشت برخي از آفت‌ها به عرصه رسانه‌ هستيم

سليمي نمين دومين راهكار خود را "تقويت وضعيت رسانه‌اي در كشور " عنوان كرد و گفت: من به عنوان فردي‌كه از اوايل انقلاب در عرصه رسانه حضور داشته‌ام، بسياري از آفت‌هاي رسانه‌اي را از ميان برديم؛ اما امروز شاهد بازگشت برخي از آن آفت‌ها به عرصه رسانه‌ هستيم.

وي در ادامه با اظهار تأسف از اينكه با شروع فعاليت‌هاي اقتصادي در كشور نظارت عمومي از طريق رسانه‌ها كم شد، گفت: آلوده كردن برخي عنصرهاي رسانه‌اي به عنوان يكي از راهكارهاي مفسدان اقتصادي است كه در برخي مواقع شاهد آن هستيم؛ امروز شاهد آن هستيم كه برخي دولتمردان عده‌اي از فعالان رسانه‌اي را وابسته به خود مي‌كنند در حاليكه آن فرد رسانه‌اي بايد چشم و گوش مردم بوده از هرگونه وابستگي مبرا باشد.

*اهل رسانه به عنوان نماينده افكار عمومي ناظر بر اعمال مجريان باشد

رئيس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران تأكيد كرد: اگر مي‌خواهيم جايگاه نظارتي مطبوعات جدي گرفته شود و آنها را از آلوده شدن دور كنيم و امسال مسئله جهاد اقتصادي محقق ‌شود بايد براي عملياتي كردن اين شعار نظارت اهل رسانه به عنوان نماينده افكار عمومي ناظر بر اعمال مجريان باشد.

سليمي نمين با تأكيد بر اينكه نظارت اهل رسانه بايد بسيار جدي گرفته شود گفت: لغزش‌هاي برخي مسئولان نيز بايد توسط قوه قضائيه با جديت رسيدگي شود؛ چرا كه عدم رسيدگي آشكار و تعلل در اين زمينه، تأثير سوئي در نزد مردم خواهد داشت.

وي در ادامه گفت: اگر سيستم نظارتي و رسانه قوي عمل كند افراديكه فكر تخلف را در سر دارند از كار خود منصرف شده و از ادامه اشاعه فساد اقتصادي پيشگيري مي‌شود؛ اما از آنجا كه اين نظارت كم است موجب تشويق برخي متخلفان شده است.

سليمي نمين در خاتمه تأكيد كرد: وظيفه ما اين بود و هست كه براي حفظ اساس نظام، تأثيرگذاري اين افراد پنهان را براي مردم مشخص كنيم چراكه بعد از رفتن رئيس جمهور اين افراد در بدنه باقي مي‌مانند، لذا براي حفظ نيروهاي نظام با اطرافيان پنهان آن كه بستر آفت هستند بايد مقابله كرد

http://www.farsnews.com

نظر آیات مکارم شیرازی و وحید خراسانی درباره مقابله با بدحجابی؛

آیت الله وحید خراسانی و آیت الله مکارم شیرازی بر وظیفه و نقش دولت در مقابله با بدحجابی تاکید کردند.
 به گزارش جهان حضرت آیت الله مکارم شیرازی تاکید کردند:حکومت اسلامی و مسلمانان نسبت به گناهان پنهانی افراد وظیفه ای ندارند، ولی بدون شک نسبت به گناهانی که به طور علنی و آشکار، در سطح جامعه انجام می شود، وظیفه نهی از منکر دارند والّا جایی برای انجام این وظیفه مهم باقی نمی ماند، البته با این تفاوت که مردم باید به نهی از منکر زبانی اکتفا کنند و از هر گونه برخورد فیزیکی اجتناب ورزند، ولی حکومت می تواند وارد این مرحله نیز بشود.

همچنین حضرت آیت الله وحید خراسانی نیز در استفتائی که برنا از ایشان گرفته است نوشتند: از بزرگ‌ترین واجبات بر مكلّفین امر به معروف و نهى از منكر است.

خداوند متعال مى فرماید: ( وَالْمُؤمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلِیَاءُ بَعْض یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ )» ، (و مردان و زنان مؤمن ، بعضى از ایشان دوستان بعضى دیگر هستند ، امر مى كنند به معروف و نهى مى كنند از منكر).

امر به معروف و نهى از منكر راه انبیاى خداست، و به این فریضه الهیّه، بقیّه فرایض و مقرّرات دین اجرا مى شود، و كسب و كار حلال، و امنیّت جان و عرض و مال مردم حفظ، و حقّ به حقّ دار مى رسد، و زمین از لوث منكرات و بدی ها تطهیر و به معروف و خوبی ها آباد مى شود.

و به روایتى از امام ششم(علیه السلام) اكتفا مى شود كه فرمود: «رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: چگونه است حال شما ، زمانى كه زنان شما فاسد، و جوانان شما فاسق شوند، و حال آن كه امر به معروف و نهى از منكر نكرده اید؟

گفته شد: چنان خواهد شد یا رسول الله؟
فرمود: بله، و بدتر از آن هم خواهد شد، چگونه است حال شما، زمانى كه امر كنید به منكر ، و نهى كنید از معروف؟
گفته شد: یا رسول الله چنان خواهد شد؟
فرمود: بلى، و بدتر از آن هم خواهد شد، چگونه است حال شما زمانى كه معروف را منكر و منكر را معروف ببینید!»
امر به معروف و نهى از منكر با شرایطى كه بیان مى شود ، واجب كفایى است ، به این معنى كه اگر به مقدار كافى كسانى این وظیفه را انجام دادند از دیگران تكلیف ساقط مى شود ، و گرنه همه گناهكارند

منبع:چهان نیوز

كيفيت حجاب و پوشش حضرت فاطمه زهرا (س)(نزديكترين حالت زن به خدا، )

حضرت در امر حجاب بسيار مواظبت مي نمودند، تا آنجا كه در مقابل افراد نابينا هم بي مبالاتي نداشتند. به گزارش پایگاه 598 اگر چه عمر شريفه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از هجده سال تجاوز نكرد، اما در ابعاد مختلف زندگي مي تواند الگوي مناسبي براي بانوان باشد. از جمله موارد مي توان در مورد حجاب ايشان الگو پذيري داشت. با توجه به منابع تاريخي، پيرامون حجاب حضرت مي توان مواردي را به شرح ذيل نام برد: حضرت در امر حجاب بسيار مواظبت مي نمودند، تا آنجا كه در مقابل افراد نابينا هم بي مبالاتي نداشتند، مرد نابينايي وارد منزل ايشان شد. حضرت برخاستند و به اتاق ديگر رفتند. پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمودند: دخترم! اين مرد نابيناست. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمودند: پدر اگر چه او مرا نمي بيند، ولي من كه او را مي بينم و او بوي من را استشمام مي كند.... همچنين تا آنجايي كه ضرورت نداشت، حضرت از خانه خارج نمي شدند. حتي زماني هم كه حضرت براي ايراد خطبه وارد مسجد شدند و براي احقاق حق و ابطال باطل سخن راني كردند در عين حفظ حريم و عفت بودند. حضرت امام حسن عليه السلام در كيفيت اين حضور حضرت در جمع مي فرمايند: مادرم روسري بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشيد ... در حال راه رفتن بگونه اي بود كه لباسش به پا گير مي كرد (كنايه از اين كه پوشش كامل رعايت شده بود.) ... او در ميان زنان انصار از خانه خارج شد... همچون حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم با وقار و متانت حركت مي نمود ... وجود اين حالات بيان از اهتمام حضرت به مساله حجاب دارد. حضرت در توصيه اي به زنان مي فرمايد: آنچه براي زنان نيكو است، آن است كه مردان را نبينند و مردان هم ايشان را نبينند. (به اين معني كه تا موقعي كه لزوم ندارد حضور در جمع مردان معني ندارد.) لذا در جايي ديگر مي فرمايند: نزديكترين حالت زن به خدا، موقعي است كه در خانه بماند.خلاصه اين كه توجه حضرت به حجاب تا لحظه مرگ هم ادامه داشت، لذا از كيفيت حمل بدن محترمشان به صورتي كه آن موقع مرسوم بود ـ حمل بر تابوت بدون پوشش ـ ابراز نگراني كردند. لذا به همسر خود وصيت نمودند كه تابوتي آماده كند، همان گونه كه ملائكه شكل آن را به حضرت نشان داده بودند. فرهنگ سخنان فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در قضيه فدك نيز شكل خاص حجاب حضرت زهرا را هنگام خروج از منزل اين گونه توصيف نموده است :حضرت زهرا(س) هنگام خروج از منزل مقنعه را محكم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه اي كه تمام بدن آن حضرت را مي پوشاند و گوشه هاي آن به زمين مي رسيد به تن كردند و به همراه گروهي از نزديكان و زنان قوم خود به سوي مسجد حركت كردند. (طبرسي الاحتجاج ج 1 ص 98) قضيه فوق گوياي آن است كه حجاب و پوشش بيرون از منزل حضرت در مواجهه با نامحرمان دقيقا همان دو پوشش معروف بانوان در قرآن يعني خمار(مقنعه ) و جلباب (چادر) بوده است . بنابراين مي توان اين دو نوع حجاب و پوشش را حجاب و پوشش قرآني و فاطمي دانست