قدم اول این كار از مسئولین شروع می‌شود. اگر مسئولین به قوانین اسلام پایبند باشند، مردم هم از آنان تبعیت می‌كنند. مردم وقتی ببینند و بشنوند كه مسئولین به قوانین اسلام پایبندند و خانواده‌ی آنان هم تقید دارند، آن وقت آنها هم یاد می‌گیرند كه قوانین اسلام را در جامعه اجرا كنند. قاعده‌ی «النّاسُ علی دینِ مُلُوكِهِم»3 در این‌جا جاری است. اما اگر مسئولین به قانون اسلام عمل نكردند، مردم هم تدریجاً به عمل نكردن به قوانین اسلامی گرایش پیدا می‌كنند و وضع جامعه خراب می‌شود.

گام دوم عبارت از این است كه مسئولین، قانون اسلام را در جامعه پیاده كنند. با اجرای قوانین، عمل به قانون در طبقات پایین‌تر هم جریان پیدا می‌كند. اما اگر مسئولین قوانین را اجرا نكنند، مردم هم به طریق اولی آن را اجرا نمی‌كنند و در این صورت هر كاری كه در این جامعه صورت بگیرد، هیچ اثر مفیدی نخواهد داشت و آثار مضر آن هم به‌تدریج آشكار می‌شود؛ آثاری كه از عدم پایبندی مردم به قوانین اسلامی حكایت می‌كند. مردم نماز نمی‌خوانند، روزه نمی‌گیرند، زنان حجاب را رعایت نمی‌كنند و خلاصه هر كسی تا آن جایی كه بتواند، به قانون اسلام عمل نمی‌كند. وظیفه‌ی حكومت اسلامی این است كه از بروز چنین وضعی جلوگیری كند.

آنهایی كه در رأس حكومت اسلامی هستند، باید عادل باشند و به قوانین اسلامی عمل كنند. قوانین اسلام به گونه‌ای است كه هم فرد و هم اجتماع را اصلاح می‌كند و به فرد می‌گوید تا آن‌جا كه می‌توانی، باید به اجتماع هم رسیدگی كنی، منتها اول باید خودت به قوانین اسلام معتقد باشی تا بتوانی آنها را در جامعه اجرا كنی. وقتی این‌جور شدند، زیردستی‌ها هم مراقب خودشان هستند تا قوانین را رعایت كنند. تقید به قانون به همه سرایت می‌كند، اما اگر افرادی باشند كه در رأس باشند، اما قوانین را قبول نداشته باشند، مثلاً نماز نخوانند یا روزه نگیرند یا افكار غربی داشته باشند یا ولایت فقیه را قبول نداشته باشند، این دیگر حكومت اسلامی نمی‌شود. بنابراین تمام این مسائل باید تحت نظر اسلام تنظیم شود؛ هم عقاید و هم احكام و هم اخلاقی كه مسئولین در جامعه‌‌ی اسلامی اعمال می‌كنند. در غیر این صورت اگر كسی به خدا ایمان نداشته و عمل به اسلام را قبول نداشته باشد، چنین كسی چه اثری می‌تواند بر پیشرفت اسلام در جامعه داشته باشد؟ صد سال هم اگر حكومت اسلامی با این وضع باشد، هیچ تأثیری نخواهد داشت.

http://www.aviny.com